بالاخره خانه‌دار شدیم! / قسمت ششم

یکشنبه شب بود؛ بخش اعظمِ پولی که باید فردا صبح به فروشنده می‌دادیم جور نشده بود. حاجی می‌خواد ماشین بخره؟ عب نداره. بده ما تا فردا بهش پس میدیم. عمو هنوز پول قرعه‌کشی خانوادگی رو نداده؟ عب نداره. بده ما تا فردا بهش پس میدیم. فلانی هنوز قسط وامش رو نریخته؟ عب نداره. بده ما تا فردا بهش پس میدیم. از همه پول قرض گرفتیم. مانده حساب من، از ۱۴۰ هزار تومن شروع کرد به رشد تا شب رسید به ۲۸ میلیون تومن. اما هنوز تا ۵۰ میلیون خیلی فاصله داشتیم.

مشکلات شبکه بانکی اینجا هم گریبان‌گیر من شد. پنج میلیون از طریق پایا منتقل شده بود، اما هنوز نیومده بود به حساب. یه کارت با موجودی یک میلیون تومنی رو هم رمزش رو اشتباه زدن، سوخت. انتقال اون یک میلیون موند برای صبح. آقای مستاجر هم از ۳۵ میلیون پولِ پیش، ۱۴ میلیون تومن تونست از صاحبخونه‌ش بگیره. گفت چک رو صبح به دستتون می‌رسونم.

صبح دوشنبه شد. ساعت ۷:۵۸ دقیقه چک ۱۴ میلیونی رو گرفتم. ساعت ۸:۰۲ دقیقه با موتورِ پدر رفتیم بانک. ساعت ۸:۱۲ دقیقه بانکِ پاسارگاد گفت فقط می‌تونین پایا بریزین که تا ظهر طول می‌کشه. گفتم راه دیگه نداره؟ گفت چک رمزدار بین بانکی. گفتم اوکی. ساعت ۸:۲۷ دقیقه چک رمزدار گرفتیم برای بانک ملی. رفتیم بانک ملی، ساعت ۸:۴۸ گفتن سامانه شاپرک هر نیم ساعت پولش میاد. گفتم عیب نداره، بریز فقط پولو! چک رو خوابوندم به حساب تا پولش نیم ساعته بیاد. اون پنج میلیون هنوز واریز نشده بود و بانک دی ساعت ۹ قرار بود حساب‌های پایا رو تسویه کنه. صاحبِ اون کارت با موجودیِ یک میلیون که با زدن رمز اشتباه، کارتش سوخته بود، خواب مونده بود.

ساعت ۹:۰۲ دقیقه رسیدم خونه. با توکل به خدا که ایشالا تا ۲۸ دقیقه آینده مجموعه‌ی بانک‌های کشور دست به دست هم میدن تا پولِ توی حسابِ من کامل شه، رفتیم سمت دفترخونه. ساعت ۹:۰۹ دقیقه ۵ میلیونِ پایا اومد. ساعت ۹:۱۸ دقیقه، دورِ میدون آزادی بودیم که اون یک میلیون واریز شد و دقیقاً ساعت ۹:۲۹ دقیقه، دمِ محضر بودیم که اون ۱۴ میلیون چک اومد به حساب و سربلند وارد دفترخونه شدیم.

خیلی با افتخار، ۴۹۹ میلیون ریال از سامانه بام، همراه بانکِ ملی، به حسابِ فروشنده ریختم، سند رو امضا کرد، صد میلیون چک رو گرفت، کلید رو داد، رفت…

ادامه دارد

برای خواندن همه‌ی قسمت‌ها اینجا کلیک کنید

مطلب قبلیریتم تند زندگی؛ شبِ حادثه فرا رسید / قسمت پنجم
مطلب بعدینابسامان‌ترین وضعیت چهار سال اخیر / قسمت هفتم
مهدی صالح‌پور هستم. حدود پانزده سال وبلاگ نوشتم، دوازده سال خبرنگاری کردم، ده سال در تلویزیون نوشتم، در حال نگارش نخستین کتابم هستم. تجربه کارگردانی و تهیه‌کنندگی در تلویزیون دارم. این روزها مدیر مجموعه تولید محتوای شنیداری قناری هستم و در حوزه کتاب و کتاب صوتی فعالیت می‌کنم. خوشحالم که اینجا، میم‌صاد آنلاین، خانه امن مجازی من را دنبال می‌کنید...

پاسخی ارسال کنید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.