یادداشت‌های کوتاه میم‌صاد درباره فرهنگ، هنر و جامعه

ماه مهر

امسال، بعد از بیست سال، اولین مهری‌ه که با شروع پاییز، دغدغه رفتن سر کلاس ندارم. از مهر 75 و اولین روز مدرسه تا مهر 86 و اولین روز دانشگاه تا همین پارسال، همیشه اول مهر یه استرس توی دلم ایجاد می‌کرد که دوستش نداشتم. و امسال به جای اون استرس، یه غمی توی دلمه که باز هم دوستش ندارم...

آغاز سال تحصیلی‌تون مبارک...
۰۲ مهر ۹۵ ، ۲۲:۱۴ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میم صاد

رییس خوب روزها؛ رییس روزهای خوب!

توی کار کردن، هیچ چیز اندازه داشتن یه رییس خوب نمی‌تونه بهت انگیزه و انرژی بده... حتی اگر کاری که دوست نداری رو هم می‌تونی با داشتن یه نفر که می‌فهمه و درک‌ت میکنه، سختی‌هاش رو هضم کنی...
۳۱ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۱۷ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
میم صاد

در جستجوی یک اینترنتِ سالم!

خیلی مسخره‌ست که برای دانشگاه اینترنت یک مگابیتِ تقسیم شده میان هشت کاربر، چرا باید اینقدر دردسر بکشیم؟! مسخره و بیشتر از مسخرگی، گریه‌داره. ماهی چهل پنجاه هزار تومن دارم خرج اینترنتی میکنم که هر وقت نیاز مبرم بهش دارم، یا قطع و وصل میشه یا اونقدر سرعتش کند میشه که آدم از کار باهاش پشیمون میشه.
پی نوشت: تنها نکته مثبت اختلالات اینترنت اینه که گوشی و لپ‌تاپ رو رها می کنم و میرم سراغ کتاب ها و مجلات...
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۴۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
میم صاد

دامین‌تکانی

به یه کارشناس مسلط به اموز هاستینگ و دامنه نیازمندم!

دارم یه تکونی به سرورهای دوربرگردون میدم. از طرفی میخوام باکلاس بازی دربیارم و ساب‌دامین و اینها رو هم راه بندازم. از یه طرف دیگه میخوام به جای دامین دوربرگردون، روی همین میم‌صاد کار کنم. کلاً الان دغدغه‌م برندینگ شخصی‌ه. به نظرم پیش‌نیاز هر حرکتی اینه که شخصاً به یک جایی رسیده باشی که بتونی محصول تولیدی خودت رو پروموت کنی.

پی نوشت: ببخشید که یه خرده کلمات، تخصصی شد!
۲۸ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۴۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
میم صاد

ذرت یا بلال؟

با فاصله ذرت مکزیکی از این بلال و شیربلال که ما می خوریم جذاب تره؛ اصلا قابل مقایسه نیست حتی.
۲۷ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۲۳ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
میم صاد

مطلب پیامکی!

چه خوبه که توی اینجا میشه با پیامک، وبلاگ نوشت. یه توییتر فارسی بزنیم با این روش! #استارت آپ #بیان #وبلاگ
۲۶ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۵ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
میم صاد

هر ایرانی یک رسانه

این روزها که می‌بینم غیر از چند تا برنامه انگشت‌شمار، توی اغلب برنامه‌های تلویزیونی، هیچ ردی از موضوعات داغ مورد بحث مردم (به ویژه در فضای مجازی) دیده نمیشه، به این فکر می‌کنم که انگار دوره مرگ رسانه‌های جمعی فرا رسیده... الان هر کس برای خودش یه رسانه‌ست.

توی این دوران جدید، حداقلش اینه که این رسانه‌ها اگر نتونن روی این موج سوار بشن و فضای عمومی جامعه رو توی دستشون نگه دارن، تا چند سال آینده به جز کارمندهای خودشون، مخاطبان دیگه‌ای نخواهد داشت. همونطور که به جز چند روزنامه و مجله‌ی خاص، مخاطبان اغلب نشریات مملکت به تعداد خبرنگارهاشون هم نمیرسه. و همونطور که اغلب شبکه‌های جدیدالتاسیس تلویزیون به اندازه نیروهای سازمان عریض و طویل صداوسیما هم مخاطب ندارن!

توی این دوران جدید، خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری تونستن طی چند سال، عنان افکار عمومی رو از تلویزیون و ماهواره دربیارن و یه تنه منبع تولید محتوای اختصاصی بشن و هر موجی که میخوان رو توی جامعه راه بندازن.

خیلی دلم می‌خواد «مدیریت رسانه» بخونم...

۲۵ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۲۶ ۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
میم صاد

دو به علاوه یک

سه سال شد عقدمون!
دومین سالگرد ازدواج‌مون هم گذشت...

یادآر: اینجا
۲۳ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۴ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
میم صاد

ناخوش‌احوالی

به قول شاعر «دلتنگم و با هیچ‌کسی، میل سخن نیست...»
اینجا مخاطب چندانی نداره ولی وظیفه وبلاگ‌نویسی حکم می‌کنه بابت این خاک‌خوردنش از همین معدود مخاطبانش معذرت‌خواهی کنم.
۲۰ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۲۳ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
میم صاد

تصمیم کبری

بعضی وقت‌ها یه پیشنهادی بهت میشه که نمی‌تونی ردش کنی؛ ولی قبول کردنش هم خیلی دل و جرئت میخواد. اینجور تصمیم‌ها رو اسمشون رو گذاشتم «تصمیم کبری» نه اون کبرای کتاب‌های درسی؛ بیشتر بزرگی تصمیم مدنظره.
امیدوارم از این آزمون هم سربلند بیرون اومده و به قول گزارشگرهای تلویزیون چیزی از ارزش‌هامون کم نشه.
۱۷ شهریور ۹۵ ، ۰۳:۴۹ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
میم صاد