یک وبلاگ‌نویسِ به وبلاگِ خود اهمیت دِه

249

از این سبک نوشتن بیزارم؛ البته نبودم‌ها، شدم. ولی خب، وقتی حرف بسیار است و وقت کوتاه، کاریش نمی‌شود کرد. باید در یک پستِ زیرِ هزار کلمه‌ای، اندازه‌ی شش هفت تا پستِ چند هزار کلمه‌ای حرف گفت و خب… چرا اینجوری نگاه می کنید؟ به قولِ عبدالله روا ئه سال ۹۱: «به من چه؟ مگه من ترکوندم؟!»

به سبکِ آقای حسن زادهِ رئیسِ کمیته انضباطیِ فدراسیون فوتبال که دیشب زنگ زده بود به برنامه نود و در موردِ احکام صادره تبانی‌های لیگ یک صحبت می‌کرد؛ در قالبِ چند نکته، انبوهِ محتوایی که باید بگویم را می‌گویم. البته اساتیدِ فن می‌گویند که به جای این ۱۰۸ کلمه‌ای که تا اینجا نوشتم، اصلِ حرفم را بزنم اما خب… بگذریم!

یک – برنامه «شبکه یک شبکه هر ایرانی» سه روز در هفته و در ساعت ۱۶.۴۵ دقیقه مسلماً از شبکه یک پخش می‌شود. اگر بیننده این برنامه هستید که هیچ، اما اگر نبوده‌اید، کم‌کم، در آینده‌ی خیلی نزدیک، مثلا حتی همین فردا و پس‌فردا، شاهد ردپاهایی از گروه هنری پرشان‌ایده در این برنامه باشید.

این برنامه در روزهای ۴شنبه و ۵شنبه، با اجرای میلاد شیران به روی آنتن می رود و علی‌الحساب فردا و پس فردا، دو تا آیتمِ بزرگداشت دو هنرمند ملی را از پرشانی‌ها در این برنامه خواهیم داشت، ان‌شاالله؛ یکی یادبود «غلام‌حسین بنان» خواننده‌ی بزرگ کشور به مناسبت تولدش، که فردا پخش خواهد شد؛ و یکی هم، گرامی‌داشتِ «فردوسی»، به مناسبت روز فردوسی در تقویم، که ۵شنبه پخش می‌شود. نوشته‌های بنده‌ی کمترین که با صدای محیا ساعدی و تدوینِ علی پیله‌ور شنیدنی و دیدنی شده را از دست ندهید.

دو – کم‌کم دارم آماده سرباز شدن می‌شوم. این که می‌گویم کم‌کم یعنی این‌که این‌طور نیست که یک شبه یکهو سرباز بشوم و اینجا را رها کنم، نخیر! اول اینکه، اعزامِ به سربازی، در ابتدای ماه‌های زوج اتفاق می‌افتد. و بنده، یا اولِ تیر یا اولِ شهریور اعزام خواهم شد. دوم اینکه هنوز در گیر و دارِ تکمیل مدارک و مقدماتِ ارسال دفترچه نظام وظیفه‌م. و سوم اینکه به صورت امریه در یک جای مناسب خدمت خواهم کرد که بی‌اینترنت نیست؛ مطمئن باشید اگر چیزی قطعی شود، دوربرگردونی‌ها اولین نفر متوجه قطعی‌شدنش خواهند شد. خیالتان راحت!

سه – نتایجِ کنکورِ ارشد اعلام شد و در کمال ناباوری در رشته علوم ارتباطات که خیلی امید به قبولی داشتم، نه‌تنها مجاز به انتخابِ رشته نگردیدم، بلکه حتی نمره‌م به حدنصابِ نمره دهی برای تعیین رتبه هم نرسیده! از عواقبِ همه‌ی دروس را همین‌جوری دورهمی از روی شکم‌سیری زدن است. آدم هر ۱۲۰ سوالِ کنکور ارشد ارتباطات را نخوانده و شانسی بزند، همین می‌شود.

اما در راستای همان کمالِ ناباوریِ پاراگرافِ بالا، در مجموعه هنرهای نمایشی، در گرایش تولیدِ سیما، حائز رتبه ۱۰۰ شده‌م که خب، می‌گویند احتمالِ قبولی‌م خیلی بالاست. باید دید خدا چه می‌خواهد. و شاید بعد از گذراندن دورانِ آموزشیِ خدمت مقدسِ سربازی، دانشجوی کارشناسی‌ارشد «تولید سیما» در دانشکده صداوسیما شدم!

چهار – هوس کردم خودنَوَرد بنویسم. البته فکر نمی‌کنم خصوصیتی ازم مانده باشد که دوربرگردونی‌ها از آن بی‌خبر باشند. اما خب، حس می‌کنم اگر بنویسم بامزه از آب درآید! البته که برای بامزه شدن نمی‌نویسمش.
هوس کردم روزمه‌ای هم از خودم بنویسم. وقتی برای گرفتن امریه سربازی برای ارگانِ ذی‌ربط رزومه می‌نوشتم، دیدم چه سابقه کاری خفنی دارم(!)، حیف است در وبلاگ ننوشته‌م و چقدر جایش خالی ست.
هوس کردم اتوبیوگرافی را هم به روز کنم.
البته در کنار یک عالمه هوسِ دیگر، مثل هوس نوشتن نقدهایم بر «برف روی کاج‌ها» و «حوض نقاشی» و «قاعده تصادف» و «تهران ۱۵۰۰» و… «مهرآباد».

پنج – استارت دوباره‌ای زدم برای وب‌سایت پرشان‌ایده. خودم را می‌شناسم، زور بالای سرم نباشد، سریع کار نمی‌کنم. اگر اینترنتِ هی قطع و وصل شونده و هی کند و تند شونده اجازه بدهد، قبل از اعزام، تحویلش می‌دهم. دعا کنید خودم، زورِ بالای سر خودم باشم و بمانم؛ اینترنت هم هوسِ قطعی و وصلی و کندی و تندی نکند؛ وقت هم اجازه بدهد؛ هوا هم خوب باشد و تو هم خوب باشی و منم بهتر شوم؛ امممممم شروط دیگری هم هست، وقت اجازه نمی‌دهد ذکرشان کنم. دعا کنید همه چیز دست به دست هم دهد این سایت راه بیفتد بالاخره!

شش – گروه پرشان به تلویزیون باز می گردد. خیلی هم زود؛ اما بگذارید تا قبل از اینکه چیزی بخواهد قطعی شود، چیزی نگوییم که مبادا خدای نکرده حاشیه‌ای ایجاد شود. آن‌قدر طرح و ایده در این مدت رد و بدل شده و آن قدر اتفاقات خوب افتاده که به نظرم، گفتن‌شان، فقط شیرینیِ شنیدنِ قطعی شدنش را کم می‌کند. کنکوری‌ها برای کنکورشان و دانشجویان برای امتحاناتشان بخوانند که بعد از انتخابات، باید زیاد تلویزیون ببینند! کلا!

هفت – بحث دهه شصت و هفتاد، فارغ از نتیجه نظرسنجی که خب، مسلّم است با توجه به محدوده سنی مخاطبانِ وبلاگ، چه نتیجه‌ای پیدا خواهد کرد، خیلی مفصل در قالب یک پرونده و یک عالمه یادداشت و تحلیل و مصاحبه، به صورت ویژه‌نامه نشریه الکترونیکی دوربرگردون منتشر خواهد شد. حواستان باشد که از دستش ندهید و بدانید که هر چه در کامنت‌ها می‌گویید، آن‌جا علیه‌تان استفاده خواهد شد!

هشت – راستش را بخواهید برای هشتمین نکته، چیز قابل پخشِ دیگری در ذهنم نیست. هر چه مانده، ناگفتنی‌هایی ست که حالا حالاها راه به وبلاگ پیدا نخواهند کرد. فقط بدانید که، حال ما خوب است اما…

بعداً نوشت: اگر موفق به دیدنِ برنامه شبکه یک شبکه هر ایرانی نشدید، لینک دانلودِ آیتم‌های پرشانی‌ش را از دوربرگردون بخواهید!

چهارشنبه عصر نوشت: به دلایلی، امروز برنامه پخش نشد و فردا منتظر شبکه یک شبکه هر ایرانی باشید.

تبلیغات

83 دیدگاه‌ها

  1. یک:باشه:))

    دو:خدا بهت صبر بده،برادر!

    سه:____:(

    چھار:____

    پنج:خدا خیرت بده!پیر شی جووون!

    شش:دمتون گرم،برنامه بالای هیجده سال؟؟؟

    هفت:دهه شصتیا رو عشق ه…

    هشت:___

  2. سلام
    آقا شما یک دلیل بیار که ما بشینیم برنامه های سیما رو نگاه کنیم!؟
    کلاه قرمزی وپایتخت که تمام شد هیچ فیلم و سریال قابل توجهی هم پخش نمیشه! هر کانالی هم که می زنی یک مجری نشسته با یک مهمان که فقط دارن حرف …می زنن! تکلیف اخبارش هم که معلومه!!! موسیقی هم که پخش می کنه به جای خواننده وگروه موسیقی فقط گل وبلبل نشان میده !!! خب آدم دلش میگیره .

  3. ۱.سعی میکنم….امیدوارم بشه…بستگی به مدت برنامه داره!
    ۲.به سلامتی…داداش من الان در اموزشی به سر میبره(فقط اموزشی داره!)و هر وقت ازش میپرسیم چ طوره،میگه حال همه ی ما خوب است…!خیلی وقتام عصرا مرخصند…!البته تهرانه خدارو شکر!
    ۳.چ خوب…..!موفق….
    ۴.خود نورد چیه اونوقت؟!معنای کلی شو فهمیدم …ولی جان شما تو لغت نامه هم نبود!
    ۵.:)
    ۶.خدا کنه بشه ببینم……
    ۷.اوه اوه…سیاسیش کردی…!:دی
    اصن دهه شصت خوب…
    ۸.:|

  4. اما ما باور نمیکنیم.

    به جان خودم همین دیشب به فکر این بودم که پست برای همین حال همه ما خوب است اما تو باور مکن بنویسم.
    بار اول نیستا.هی من هرچی توذهنم میاد تو دوربرگردون می بینم.
    یک حالی میده،البته از یه نظر هم ضد حاله و لی خیلی جالبه.

  5. سلام برخلاف خودت که از این سبک نوشتن بیزاری من عاشق این سبک نوشتنم… بابت مجاز شدنت تبریک و بابت خبرهای خوب ریزو درشتی که دادی ممنون تا چهار سال آینده روزای پر هیجان و البته نسبتا سختی در انتظارته اول سربازی و بعد دانشگاه… موفق باشی هر جا و در هر کاری که هستی… یا علی

  6. ۱-به امید خدا اگه فصل کذایی اکولوژی تموم شه مناظره گر خواهم شد!
    ۲-خوش بگذره جای ما هم خالی کن ، کنج عزلت!
    ۳-دسته گلت درد نکنه!
    ۴-قربون دستت صب کن امتحانا تموم شه برم فیلما رو ببینم بعد نقد کن!
    ۵-نقدی نیست!
    ۶-خدا رو شکر ولی اصلا اعصاب تی وی ندارم و نخواهم داشت باشد که تلگری شود برای راحتی اعصاب وبازگشت پیروزمندانه ی ما به تی وی بینی!
    ۷-یعنی تو قیامتم اینطور از حرفای آدم استفاده نمیکنن که تو میخوای از کامنتا بر علیه مون استفاده کنی!ولی من باز هم میگم دهه۶۰!از بس خائنم من:))
    ۸-ماهم چیزی برای این چیزی که شما پخش نکردی نداریم که بگوییم!
    با ارزوی سلامتی برای شما ، وبلاگ نویسی که به وبلاگ خود اهمیت میده!

  7. سلام…..من خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم…یعنی کلا به هیچ وبلاگی سر نزده بودم.بخاطر همین الان یه ساعته نشستم دارم نوشته هاتو میخونم…غیر از درس نباید بذارم مطالب وبلاگت انباشته بشه….
    الان تمام مغزم رو تنها یک چیز احاطه کرده بخاطر همین مغزم فضای خالی برای پردازش اطلاعات جدید نداره….
    اون یه چیز …چیزی نیست جز امتحان…ا م ت ح ا ن

  8. -سلام کلا خوشمان آمد.
    ۱:تو یه پست دیگه هم گفته بودی یعنی قراره بازم تو این برنامه حضور دائم داشته باشین آیا؟
    ۲:کلا خوش بحالتون کاش جای شما بودم میرفتم سربازی، عشق سربازی رفتن داره خفم میکنه…
    ۳: واقعن نخونده بودین!؟دقیقا با چه اعتماد بنفسی کنکور ارشد دادین؟
    ۴قاعده تصادف و تهران۱۵۰۰ قشنگه حسم میگه خوب نیستن!
    ۵ شما دستی تو برنامه نویسی هم دارین آیا؟( یه سوال! کد نظرسنجی های اینجا رو خودتون نوشتید که بیشتر از یه بار نمیشه شرکت کرد؟)
    ۶لطفن آدما بین زمین و هوا نگه ندارین یه ذره بیشتر توضیح بدین.
    ۷——
    ۸حال ماهم خوب است.
    بعدا نوشت: ok

  9. حالتان خوب است اما چی؟
    نگران من هستین ؟
    نگران نباشید عملم موفقیت امیز بود فقط اخر عمل دکتره یادش اومد بی حسی نزده و من استوره مقاومت در ایران شناخته شدم (شوخی نبود )
    حالا شبکه یک شبکه هر ایرانی شبکه چند هست؟
    +تازه یادم رفته بود میخوای بری سربازی دوباره …لا اله الا الله
    ++منم در کمال نا باوری رتبه اول حفظ قرآن جز ۳۰ گرفتم میشه تبریک بگید بهم ؟!
    +++حدسم درست بود برنامه مال نزدیکای تابستونه نه ؟

  10. یک. بله چشم خیلی هم خوب
    دو.اااخی به سلامتی ایشالله راهیه که باید رفت چه میشه کرد فقط مواظبه خودت باش
    سه. بازم خوبه موفق باشی داداشی
    چهار. چه خوب منم خواستم بنویسم ولی از اونجایی که احساس میکنم نمیتونم تقریبا بی خیالش شدم
    پنج. اقا ما خودمون زورت میکنم
    شش. جونمی جون یوووووووووووووووووهوووووووووو در پوست خودم نمیگنجم الان
    هفتم. فقط دهه شصت خیلی خوبن با اینکه خودم ۷۰ دی ام ولی شصتیا یه چیزه دیگه ان اینم بگم که همه ی دوستام دهه ۶۰ ان همشونا ۷۰ دی توشون پیدا نمیشه
    هشت. بله…… خدارو شکر…. اما؟

  11. هرجاو هرکجایی که میری موفق باشی برادر !
    یادم باشد مواظب باشم دراین دوربرگردون چیزی نگویم که بعداً بر علیه م جایی اسفاده شود !!
    به شدت منتظر سایت گروه پرشان هستیم
    تبررررررررررررریک آقا تبریک بابت مجاز شدن در رشته تولید سیما بازهم موفق باشی 🙂

  12. آقا شما چرا خیابونتون سوپرمارکت نداره؟؟
    امروز بیست دقیقه ای در جستجوی سوپرمارکت بودم:-D
    رسیدگی کن دیگه!
    آ…راستی!کی هستید خونه؟ببین روزای زوجِ هفته بعد خوبه.من بعده امتحان میتونم یه سره بیام نهار!
    من قیمه دوست ندارما!مرغ هم نمیخورم.میشه آش پشت پات و هفته بعد بپزید؟:-D

  13. سلام ….

    من واقعا خیلی دلم می خواد تو دانشگاه صداوسیما تحصیل کنم
    میشه ازتون خواهش کنم که اگه میشه بگید برا کنکورش چه کتابای
    رو مطالعه کردید؟
    واینکه از رتبه چند دانشجو می گیره؟
    اگه جسارت نباشه من استعداد تو نوشتن و شعر گفتن هم دارم
    ولی به خوبی شما نیستم ، اصلا
    همیشه هم دلم می خواسته نویسنده ی یه برنامه ی نوجوون باشم.

    واقعا متشکر میشم که اگه راهنماییم کنید

  14. وای چقدر خبرای خوبی !!!
    میگم تو که نخوندی واقعا هدفت از رفتن به جلسه کنکور چی بوده!؟؟؟
    ایشالله سربازیتم به خوبی و خوشی تموم بشه
    ما منتظر برنامه تابستون هستیم
    راستی من که تا حالا چیزی نگفتم که بخوای علیه من استفاده کنی گفتم؟؟؟

  15. سلام

    واااااای میخواین برین خدمت مقدس سربازی؟

    وای بشین پاشو،کلاغ پر…..

    دیدین تو فیلما!؟

    فرمانده :سرباز صالح پور(با خشششششششششم)
    سرباز صالح پور (در حین ادای احترام) :بعله قربان!

    فرمانده :شما امشب تو برجک نگهبونی میدی!

    سرباز که شما باشی :بله قربان!

    به سربازی که فکر میکنم همین سکانس یادم میاد!

    چه کار میشه کرد ترحم برانگیزن…..

    اینارو گفتم یه نمه ازینکه دخترم خوشحال بشم و حالتونم بگیرم!:دی

  16. بعد میدونستین شما شانس ندارین اصن!

    مثلا چرا نمیرین از خدا شکایت کنین که چرا سه تا برادر ندارین که سربازی رفته باشن؟

    چرا متاهل نیستین که تو شهر خودت بری سربازی تازه ساعت دو هم برگردی خونه!

    اصن میدونستین اگه متاهل بودین ۱۵ ماه خدمت میکردین….!

  17. همه ی شبکه ها به اسم گروه شما حساسیت دارن کلن
    نمیدونم چرا
    هرجا اسم گروهتون میاد یا اون برنامه دیر پخش میشه یا میفته واسه یه روز دیگه یا هم اصلن پخش نمیشه
    عجیبه واقعا
    میگما با آقای جواد زاده یه صحبتی کنید اسم گروهتون رو عوض کنین خخخخخخخ
    شاید دیگه مدیرا نتونستن حساس شن رو اسم گروهتون حتی شبکه ها !!!! 🙂

  18. برای مورد سه مبارک باشه.پیشاپیش… خیلی زیاد… ولی فک میکردم بخواین معماری رو ادامه بدید!!!!!

    در مورد برنامه هم…. اخه تابستون من نمیتونم همشو ببینم دو هفته ای رو باید در مسافرت به سر ببرم به نظرتون چه کار کنم؟

    یه چیز دیگه شما که برید سربازی یعنی توی تولید برنامه جدید با پرشان نخواهید بود؟

  19. salam daee
    mage gharar nashod az tabestoon barnamatoon shoro she?akh man k 1 mah dg konkoor daramo hichi nakhoondamo koli esteres daram o nemitoonam barnamatoon ro nabinam o…..hano dont understand ghazie 4shanbe o 5shanbe o….
    ۱chizi daee:in post ro dirooz gozashtiiii?age are k dirooz 3shanbe bood va hagh dashtan k barnama ro pakhsh nakardan…baad 3 rooz dar hafte mishe 4 o 5 shanbee????

  20. یه برنامه ورزشی گذاشت شبکه یک شبکه هر ایرانی ساعت ۵ روز چارشنبه!!!! به نام وقت اضافه!!! راس میگن واقعا مثه این که به شما حساسبت دارن!!

  21. اون قضیه ی ترکوندن رو از زبون روا نشنیدم ولی از زبون آقای جوادزاده بسی خنده ناک بود….
    الان هم که یادم اومد کلی خندیدم….
    تصور قیافه ی آقای روا و اون بنده خدا….!

  22. برنامه پخش شد..؟!
    دیدین یادم رف ببینم…؟!
    لینک دانلودشو میذارین؟!
    راستی…به سوالم تو پست قبل جواب ندادینا…!در مورد دهه ۶۰ و ۷۰…

  23. صفر:سلام برادر 🙂
    یک:اطاعت کردیم ولی پخش نشد
    دو:واقعا متاسفم،ولی من خودم دوس دارم برم سربازی
    سه:اکشال نداره همون تولید سیما هم خوبه
    چار:هر چه می خواهد دل تنگت بنویس 🙂
    پنچ:موفق باشی ایشاالله
    شیش:خیلی باحاااااااالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
    خبر خوبی بود بسی شادمان کردی باشد که خدا بساط شادی ات را فراهم کند 🙂
    هفت:من که به عنوان دهه هفتادی به دهه شصتیا رای دادم

  24. داداش مهدی برای اولین بار خودم نوشتم برای اولین بار اونم خودنوردی میشه بیای بخونیشو نظرت رو بگی؟ اخه دفه اولمه؟ میای؟ نظر یادت نره داداشی ها منتظرم

  25. یه ترس خیلی بی ربط یهو اومد سراغم دلم خواست بگم!
    دیروز تو مدرسه بهمون گفتن که چون کسایی که میخوان برن تجربی خیلی زیاده ما فقط ۳۰ نفر رو برای تجربی میگیریم بقیه باید برن ریاضی و این بستگی به نمره های ترم دوم داره!
    یهو ترسیدم که نکنه که من و اون دوستم که بسیار دوستش میدارم دوتامون نتونیم بریم تجربی!
    وااااااای اگه نشه من به جمع دیوانگانی که نیازمند نگهداری در تیمارستان هستند میپیوندم!!
    تو رو خدا مهدی ، بچه ها دعا کنید نمره های دوتا مون مثه هم شه تا حداقل یا باهم بریم تجربی یا باهم ریاضی!
    ترجیحا تجربی!
    اکولوژی کذایی تموم شد ولی درگیر این فکر ها بودم و یادم رفت که برنامه رو ببینم!
    به لینک دانلود نیازمندم!
    مرسی… :(((

  26. خبر بسیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار خوشی بود که امروز برنامه پخش نشد!!!!
    چون بنده کلاس زبان داشتم و نمیتوانستم از حضور در کلاس جناب….خدداری کنم!!ولی فردارو حتما در میابم!صد در صد!

  27. آقای صالح پور ولی این سری بخون که ارتباطات قبول بشی
    خوب رشته ای!باقلوا!شیرین!هلو!
    از اونجایی که دانشجوی لیسانسشم دارم میگما بی شوخی!

  28. سربازی ؟؟بخدا هیچ سخت نیست ریا نباشه من ۴۰ روز رفتم!
    اینو جدی گفتم من سه راه تختی افسریه رو که بلدی؟؟
    ۱۰ کیلومتر بالاتر شهید الماسی سربازی رفتم…!
    خیلی ام عالی بود
    عاشق برنامه های صبحگاهی ۵ صبح بودم عمو جان فرمانده بودن و حالی میگرفتن سر صبح بیا ببین قیافه سربازا دیدن داشت

  29. اصن چه دلیلی داره آدم بخواد دهه‌شصتی‌آ و دهه‌هفتادی‌آ رو با هم مقایسه کنه؟ واقعن چه معنی داره؟ الان منِ دهه‌هفتادی که نمی‌دونم باید مبنای مقایسه‌م چی باشه و چرا باید الکی بین دهه‌شصتی‌آ و دهه‌هفتادی‌آ کل‌کل باشه، بر چه اساس باید تو نظرسنجی شرکت کنم؟
    یکی من‌و توجیه کنه!

    + صالح‌پور!

  30. آقا ما که خیلی وقته منتظر این مقاله دهه شصت و هفتادتونیم .
    یه چیزی مث اون کانگوروهه به تربیت بچه های خویش اهمیت دهنده به وبلاگ خود اهمیت ندهید ها !
    و با موفقیت از کادر های زندگی خارج شوید انشاالله

  31. سلام یک وبلاگ نویس به وبلاگ خود اهمیت ده !
    خوبه که آدم انقدر به وبلاگش اهمیت بده …
    ما هم برای ارشد مجاز نشدیم ولی تعجب هم نکردیم … ما بیشتر بخاطر بیسکوئیتش رفته بودیم سر جلسه 😀

  32. سلام
    سربازی خوش بگذره
    اینترنت هی قطعی و وصلی و تندی و کندیش نگیره ایشالله
    زور بالای سر خودتون باشین سایت پرشان را بیفته ایشالله
    ولی خیلی سخته زور بالا سر خودت باشی امیدوارم موفق شین
    واسه کنکور هم جوش نزنین هر چی قسمته!!
    آخ جون برنامه به شخصه ذوق مرگ شدم وقتی شنیدم آخ جون!!
    چارشنبه که چیزی ندیدیم ببینیم پنج شنبه چی میشه!!؟؟

  33. راستی دهه ۶۰ و ۷۰ تموم شد بحثش ولی یکی گفته بود که عین بازا میوه تره بار در همه باهاش موافقم یه نفر دیگه هم گفته بود دهه هفتادیا تا ۷۶ خوبه داداشمو در نظر گرفتم دیدم راس میگه
    از ۷۰/۱/۱ بگیر تا ۷۵/۱۲/۲۹ (حساب کردم سال کبیسه نبود)
    خوبن ینی از ۷۶/۱/۱ به بعد درسته قورتت میدن!!

  34. ۱-دیروزو ندیدم امروزم کلاس دارم نمی بینم:( ولی خو دلم می خواس ببینم:)
    ۲-دلمون واست تنگ میشه ولی بی صبرانه منتظر اون روزم!
    خیالمون راحت بود…راحت تر م شد!…
    ۳-مبارکتون باشه:)
    داداش دوسم امسال رتبش پنج شد…خواهراون یکی دوسم ی سال پیش رتبش ۱۹ شد…داداش اون یکی دوسمم ۲۵!:)
    گفتم دلت بسوزه!
    ۴:همش خوب بود:)منتظر همشونیم!البته باسابقه ای ک تو داری نصف بیشترش میره لای باقالیا…من مییییییییییییییدونم…
    ۵:من دلم روشن نیس به راه افتادنش ولی بازم دعا می کنم:)
    ۶:شکلک ذوق مرگی واینا:)
    ۷:ما هیچی نمیگیم:)که علیه مان استفاده نشود…
    ۸:توباور نکن…
    بعدن نوشت :بعله بعله حتمن البته بنده سعی می کنم در این امرخطیر موفق شوم!و دلم خوش باشد که هرکس برنامه راازتلویزیون خودبیند/منت مهدیو دوربرگردون نکشد:)
    – خوشال شدم دیدم اینو ولی بعدش ناراحت شدم چون بازم نمی تونم ببینم:(

  35. سربازی وحشت ناکه؟!
    نع هااا…

    +پنش تا از هم وطنامون از شهرمون رفتن سربازی طرفای جنوب! ۱ماه بعد زنگ زدن گفتن یا اجازه میدین ما فرار کنیم یا همینجا خودمونو میکشیمO-o
    طفلک خانواده ها هم گفتن پاشید بیاید…الآنم روی اومدن به شهر رو ندارن رفتن شمال خودشونو گم و گور کردن!!…

    حالا یا این پسرا ترسو ان یا سربازی ۴تا کلاغ پر و چن ساعت نگهبانی کِ من فک میکنم نیس!!…

    +میگم زبونم لال نرین بیفتین مرز! سیستان و بلوچستان و …
    خطرناکه ها
    خیلی =/
    حالا درسته ریگی رو گرفتن اعدامش کردن ولی هنوز اونجاها خطرناکه ها (ستاد ایجاد رعب و وحشت :دی)

    امشبه رو همه برات دعا میکنیم!! خدا بهت رحم کنه! 🙂
    (عاخرشم نتونستین معاف شین! واقعا کِ…)

  36. اولین اینکه لایک و میکوبم به کامنت شاپرک:دی
    دقیقن چندروزه منم همین و میخوام بگم ولی نمیدونستم باید چی بگم که منظورم از پشت کامنت برسه!!
    بعد اینکه….برادر من یه نهار خواستی بدیا!چرا فرار میکنی حالا؟؟
    واااااای!!کلوچه ساکــــــــــــــــت:))))))اون عکسه بود….روغن الاغ بود چی بود؛عکس شو گذاشته بودی.من تاحالا از اونا تو مشهد ندیده بودم.توام که عکسش و گذاشته بودی باورم نمیشد.ولی سه شنبه که اونجا بودم خودم به عینه دیدم که همچین چیزی وجود خارجی هم داره:))))))

  37. برنامرو دیدیم..جالب بود…ممنون از دست اندر کاران….!
    در ضمن..بعله…!بنده هم با شاپرک موافقم….بسی هم موافقم!!!
    چ توضیحی دارید جناب صالح پور…؟!

    یه سوال..(البته اگ ببینین و جواب بدین…!)عبدالله روا چرا افسرده شده…؟!۰-: کامنتم تایید نمیکنه…تو نمایشگاهم که ریش گذاشته بوده…چشه بنده خدا..؟!یه صحبت باش داشته باش لطفا…از دست نره خدای نکرده جوون مردم….!

  38. شما هنوز نیومدید که! من امروز برنامه رو دیدم ولی فقط تاجایی که واسه گرامی داشت فروسی بود با صدای محیا ،بعداونم پرشانی بازم برنامه داشتن؟؟؟

  39. نداره آقا نداره!
    من از خیابون وحدت که اومدم بیرون،رفتم سمت چپ،تا روبروی اون پارکه که جلوش ایستگاه اتوبوسه،هیچ گونه سوپر مارکتی رویت نشد!!
    تازه انقد مسیر اون خیابون آقایی(حیدری سابق)به خونه ما نمیخوره،منِ بدبختِ بیچاره ی فلک زده باید صبح ساعت هفت و نیم،بابام ببرتم اونجا بشینم تااااااا ساعت ده و نیم که امتحان شروع بشه.بعد از اونجایی که از اونایی ام که طاقت سرامتحان نشستن رو ندارم و ساعت یازده میام بیرون،
    باید تا دوازده هم بشینم تو حیاط تا بقیه تشریف بیارن و بریم خونه:|
    زندگیه من دارم؟؟؟
    سوپرمارکت که ندارید.مدرسه هاتون هم که عین برهوت میمونن نه آب خوری درست حسابی دارن،نه بوفه دارن؛با فرار کردن من از مدرسه هم که کاری ندارن.اصلن فرار از مدرسه اونجا هیجان نداره.اتوبوس هم که نمیاد اونجا.تاکسی هم که نیست.امید به زندگی چقده اون طرفا؟:D
    ما مدرسه مون یه جا داره من بهش میگم پارک.نیمکت داره حیاظش؛تو پارک.بوفه داره.تو سالن صندلی داره.گل داریم.کلاسامون خوشگله.مدرسه مون بزرگه.تازه اینی که دارم میگم ساختمون جدیده س؛ساختمون قبلیه که بهشتی بود واسه خودش.تازه یه آقاهه هم هست جلو در،هروقت میخوایم فرار کنیم نمیذاره فرار کنیم!باید نقشه بکشیم….کلی هم هیجان داره!

  40. یک : موفق به دیدن نشدم و نخواهم شد بنا به آلزایمری که دارم !

    دو : بشدت منتظر وقتی ـَم که بالاخره برید سربازی و یه پست درباره اونجا بذارید ! همه ذهنیّآتم از سربازی توسط گفته های شما داره نابود میشه !

    سه : =))

    چهار : منتظرم وحشتناک D:

    پنج : دعا میکنم =))

    شش : خوب توی ذوق میزنید 😐 ! منتظرم 🙂

    هفت : Oh My God 😀 !

    هشت : اما ما باور نکنیم ؟؟؟

    بعدا نوشت : خیلی مسالمت آمیز بدید ! 🙂

    چهارشنبه عصر نوشت : گفتم که آلزامیر دارم D:

  41. هه امروز خواهرم اومده میگه راستیییییی نوشین دیروز شبکه یک یه برنامه ای گذاشت شبکه یک همون آهنگ بیکلامه که تو گوش میدی و گذاشته بود!!!
    من 😐
    تازه فهمیدم آهنگ فرهاد هراتی بوده و اون برنامه هم همون برنامه شما!
    میگم خواهر من خب میگفتی بیام ببینم خووووووو!!!
    هیچی دیگه یه تبسم زد و رفت!!!
    بعله…
    -محدثه مدرسه ما یه بوفه داره اون یارو فروشندش خفنه در حد بوندسلیگا!!رفتم های بای بخرم گفت ۳۰۰ زنگ بعد به دوستم داد ۴۰۰ فرداش به اون یکی دوستم داد ۵۰۰ اصلا یه چی میگم یه چی میشنوی!!!
    انلاین با دلار پیش میره 😐

  42. سلام دایی
    میتونم یه چیزی ازتون بپرســـــــــــــــــــــم؟
    دانشگاه صداوسیما فقط واسه کارشناسی ارشد اینااس….آخه من اصن بلد نیسم این اصطلاحات رو…………….
    یعنی منی که تازه میخوام از دبیرستان برم دانشگاه ؛رو میگیرن؟قضیه ش چیه؟روشنم میکنی دایی؟امیدوارم منظورم رو متوجه شده باشی چون احساس میکنم اصلا خوب توضیح ندادم…
    D-:
    پیش پیش سپاس

  43. ای بابا…خیابون حیدری که میری،همین جور میری میری میری،خیلی میری،وسطاش،سمت راست یه خیابون هست اسمش وحدت ه.بعدیه کوچه داره اسمش آخوندی ه.پر از مدرسه ست اونجا.حوزه ما سمیه س.اون سوپرمارکته هم اسمش آقای باقری بود!
    نوشین جون کاش این مدرسه سمیه که ما میریم یه بوفه داشت؛من به های بای۵۰۰تومنی هم راضی بودم!خو من از ساعت هفت و نیم تا ۱۲ که اونجام گشنه م میشه خو!

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید