یه روز خوب میاد؛ با دوربین!

364

یک روز خوبِ دیگر در راه است؛ از آن روزها که تو خسته‌ی بی‌خوابی‌های شبانه‌ای و من، در جدالِ دل آمدن برای بیدار کردنت، مجبورم مثل همیشه یک پارچ آب را قطره‌قطره با ریختن روی گردنت، که به مرور تا نوک انگشتان پایت را خیس می‌کند، خالی کنم. و قلقلکت بیاید، توی خواب فحش بدهی، من بخندم، حرص بخوری، آخرش تسلیم شوی، بخندی و بخندم، پارچ آب را بریزی، خیس شویم… (عه! این دوربین وسط خانه‌ی ما چه کار می‌کند؟!)…  بعله؛ و لباس غیرخیس‌مان را بپوشیم و حاضر شویم!

صبحانه نداریم. یعنی صبحانه به ذات صبحانه نداریم. وگرنه خب دیگر در یخچالِ خانه‌ی دو تا آدمِ تنبلِ پرمشغله، پنیر و مربا و چای نیمه‌گرم که پیدا می‌شود که؟! اگر نان و پنیر هم قرار است نداشته باشیم، بگو بدانیم. والا! به هر حال، احساسم این است حداقل به حرمت این روزِ خوب، تو نیمروی مخصوص صبحانه درست کنی و من دو تا نان داغ بخرم که حداقل جلوی دوربین حفظِ ظاهر کرده باشیم. مثلا روز خوب را تعریف می‌کنیم!

بعد از صبحانه، دوباره مجبور می‌شویم دوربین را بفرستیم دنبال نخود سیاه و برود ماشین را روشن کند که گرم شود(!)، بعد از ۵–۶ دقیقه می‌رویم پایین. و چه خوب است که هنوز از هم سیر نشدیم؛ سیر نشدیم که والا چه عرض کنم… استغفرالله!

با دوربین (دقت کردی کلا کوتاه آمده و به رسمیت شناختیمش؟!) به سمت محل کار می‌رویم. وسطِ راه برای هم اینکه روز خوب معنی پیدا کند و هم اینکه دوربین پررو نشود، در یک عملیات تعقیب و گریز می‌پیچانیمش و با خیال راحت می‌زنیم به جاده. جاده چالوس باز هم شلوغ است و جاده هراز هم خطرناک! اممم… اصلا تا آن موقع آزادراه تهران-شمال راه افتاده، از آزادراه می‌رویم شمال! دوربین هم دیگر نیست، با خیال راحت یک روز خوب را به شب رسانده و متعقابش یک شب خوب را به روز!

برای تنوع، سر اینکه چرا گوشی‌ت را دوباره جا گذاشتی، کمی دعوا می‌کنیم، بعد می‌رویم بیمارستان دستم را گچ می‌گیریم (ماشالا زورت هم زیاد شده تازگیا!) بعد دوباره مجبور می‌شوبم برویم بیمارستان سرت را پانسمان کنیم (خب من چه می‌دانستم گچ‌ش این قدر زود سفت می‌شود؟!) و بعد با توکل به خدا و کلی نذر و نیاز، به گواهینامه‌ت اعتماد کرده و با رانندگیِ تو برمی‌گردیم. (و البته که خدا لعنت کند کسی که مجوز داد پای گواهینامه خانم‌ها را امضا کنند!)

 خدا را شکر هنوز مثل صبح روز قبل، از هم سیر نیستیم. و خدا رو صد هزار مرتبه شکر، به این جمله تاریخی پای بندیم که «چه معنی داره توی این خونه کسی با کسی قهر باشه؟!» و ان‌شاالله که «حرف که می‌زنی؟!» و از همه‌ی اینها مهم‌تر اینکه با دستِ گچ گرفته و سرِ پانسمان شده و وسط دعوا هم می‌شود از هم سیر نبود و… (ای‌بابا! تا این دوربین اینجاست من دیگر حرف نمی‌زنم!)

پی‌نوشت: بالاخره «یه روز خوب میاد»؛ حتی اگر این آرزوها، سال‌ها خاک بخورند… می‌دونم.

تبلیغات

64 دیدگاه‌ها

  1. چقد خوبه که خیال هست.
    اینکه میشه با خودت فکر کنی اونچیزی رو که میخای.

    میگن هرجوریکه فکر کنی همونجوری اتفاق میفته. نا امید نشیا. اما درمورد آرزوهای کوچیک و کم ارزش این امر صادقه.

    “مثه اینکه به خودت تلقین کنی که ساعت ۶عصر سرمیرداماد تاکسیی که صندلی جلوش خالی باشه پیداکنی وبه تلقینت برسی. که چون دختری مجبوری سوار شخصی نشی، وجلو بشینی که کسی هم کنارت نشینه!!!!! “

  2. ‏‎ ‎واقعا نمیدانم چطور شد که فهمیدم بازیگر نقش اول زن این سناریو(یه روز خوب میاد)کیه!
    انقدر که زیرکانه کد میدهید هر بار!

  3. :دی
    چه عجب بالاخره من خندیدم:))
    این که وسط دعوا بزنه دستت رو بشکونه باز یه ذره عادیه(!)
    ولی خو ینی که چی با دست گچ گرفته میزنی تو سرش؟؟؟
    اینم شد روز خوب؟!یه کم از مردم یاد بگیر!شماهم روزخوب دارید،
    اونام دارن!
    اصن همون بهتر که دوربین ه هس!وگرنه معلوم نبود دختر بیچاره رو چه جوری سر به نیست میکردی…

  4. سلام این دوربین باعث شد کلی سانسور داشته باشه این روز خوب!
    ولی بردار من واسه عوض کردن جو میزنید سر وکله همو میشکنید؟؟؟ حالا خوبه روز خوبتون بود وای به حال روز بد!!
    +یه روز بد هم بنویسید باید جالب باشه.
    +خداروشکر اون جاده انگار به مقصد رسید عاقبت به خیر شد!!

  5. بعد از مدت ها یک روز خوب دوباره از راه رسید…
    @ترانه
    یک روز بد هم که دیگر نوشتن ندارد…پست های غمناک قبلی را بخوانید…
    *همین طور دارد آمار سنتی بالاتر میرود و من نگرانم…یا این گزینه را حذف کن یا یه بینابین اضافه کن…

  6. اصن انقد من این روزای خوبتون رو دوس دارم که :))))))))))
    خوبه باز دوربین ِ محترم بود که بشه این روز خوب رو واسه ما بنویسید 🙂
    چه خبره تونه خب؟
    حالا نمی گم از هم سیر بشید ولی خب ته دل ِ هم رو بگیرید دیگه. گشنه ی هم نباشید جلو مردم !!
    :))))

    + کاش وقتی سر کسی میشکست گچ ِ ش میگرفتن تا یه کله میومد تو صورتتون که یاد بگیرین با گچ ِ دست ِ شکسته تون نباید بزنید تو سر دختر ِ مردئم !
    :))
    بعله!

  7. اخرشم برای این بنده خدا حداقل به حدیث نفسی ننوشتی!!!
    صبحونه یه روز خوب وقتی میچسبه که اضافه شام دیشب باشه…با سس :))(اگه سس لازم باشه البته)
    این اب که هی میریزی،حالا اون بنده خدا هییچ تشکتون نم بر میداره بوو میگیره!یکم به فکر باش خوب بعد باید رو مبل mp3 بخوابین =)))

  8. آزاد راه تهران شمال که تا بخواد راه بیوفته دیگه شما به سلامتی دست نتیجه ی گرامیتونو می گیرید و با خانواده راهی میشید…خوشم میگذره ایشاا…کارها با این سرعت پیش میره.تازه کجاشو دیدین.بعله!

  9. یهو یه چیزایی یادم اومد که به‌خاطرش زحمت روشن کردن لپ‌تاپ، کلیک روی کروم و متعاقبن کلیک رو عکس این خونه‌هه که دودکش هم داره و منجر به باز شدن دوربرگردون می‌شه رو به جون خریدم!

    @محدّثه, من شک ندارم که ایده‌ی این پست از کامنت‌آی من و تو گرفته شده! یه فلش‌بک داشته باش به فیس‌بوک و اسپایدارکمرای خونه‌تون و ریلِ رو سقف برای تردد دوربین و همچنین کامنت‌آی پست قبل و جاده‌های تموم شده و مسئولینِ اتوبانِ تهران-شمال!
    :))))))))))))))))))))))))))) محدّثه بیا بریم خوش‌حال باشیم!

    @مِهدی, یه سؤال دیگه هم پیش اومد؛ خب دست خودم که نیس! سؤال‌ه و در رفت و آمد! تو مگه “کارگاه مصالح و ساخت” و “مصالح ساختمانی” رو پاس نکردی که نمی‌دونی گچ زود خشک می‌شه؟ هرقدر هم نویسنده باشی بازم معماری تو زندگی‌ت نقش به این پررنگی داره! من واقعن می‌خوام برات متأسف باشم؛ ولی نمی‌تونم 😀
    بعدم چرا این مربع نارنجی‌ه که توش ۱نقطه و ۲تا ربعِ اولِ دایره‌ی مثلثاتی هست رو عوض نکردی هنوز؟ حال نداری یا کامنت‌آ رو نمی‌خونی یا نمی‌شه؟

    + سرم درد می‌کنه و هرچی می‌خوابم بازم بیش‌تر خوابم می‌آد؛ شب‌آ هم که خوابم نمی‌بره نمی‌ذارن بیدار باشم. از طرفی فقط ۵روز مونده و هنوز هیچ کاری نکردم! 😐

  10. Error:
    یک جابه‌جایی اشتباهی در کلمات و یک اشتباه تایپی دیده می‌شود:
    * “برای هم این‌که روز خوب معنی پیدا کند…” –> “هم برای این‌که…”
    * “متعقابش یک شب خوب…” –> “متعاقبش…”
    __ستاد پاسداشت و حفظ ارزش‌های زبان فارسی-واحد مستقر در همه‌جا-طرح فعّال‌سازی آپشن اخطار اتوماتیک

  11. زیر جوابِ کامنت‌آ که اون قدیم‌آ به ایمیل‌آمون می‌اومد نوشته: “ممنون از توجه‌تان به دوربرگردون”. الان کار به جایی رسیده که اگه معجزه شد و جوابِ کامنتی احیانن روانه‌ی ایمیلی شد، صاحب ایمیل باید در پاسخ بگه “ممنون از توجه دوربرگردون به ما” 😐

    + 😀

  12. آقای صالح پور من تشخیص چهره م لنگ میزنه الان فهمیدم قیافه اون روزتون کاملا جدی بود
    معذرت مرا پذیرا باشید

  13. چقدر خوبه یه نفر بهت بگه از بودن باهات ، از حرف زدن باهات سیر نمیشم. حس عجیبیه!!!
    از من میشنوی اگه یه روزی این اتفاق واست افتاد و کسی پیدا شد که این حس و بهش داشتی ، حتما حتما بهش بگو.
    چون همین هم میشنوی .
    امتحان کن پشیمون نمیشی.

  14. خب برادر من
    شما که نماینده ی فعال گشت ارشاد-واحد مستقر در فیسبوک هستی (خواهرم حجابت و این حرف ها…) خو یه کم هم حقوق ما رو رعایت کن!
    من حواسم نیس،متوجه نمیشم؛شادی که هست!
    وقتی از اسپایدر کمرای خونه ی ما ایده میگیری پست مینویسی،(در قحطیِ ایده)حداقل اون پایین بنویس با تشکر از محدّثه ینا!
    دوستانِ مخاطب
    همه اینا رو من و شادی گفتیما!باور نداشته باشید حرفاشُ دیگه (من یه جماعتی رو بااین جمله بندیم گیج کردم!)
    (اینجا به وزارت ارشاد هم ربط داره آیا؟)(میخوام برم شکایت کنم:پی)
    :دی
    دونقطه عینک دودی
    :پی
    اسمایلیِ محدّثه ی دست به کمر + طلبکاری + لبخند خبیثانه

  15. ترانه جانم!
    وقتی تو روز خوبشون سر و دست میشکونن پس نباید بخوایم که روز بدشون رو ببینیم…
    ما که نمیتونیم تو این دعواها خندمونو جمع کنیم میان چند دست لیوان رو سرمون خالی میکنن دیگه من نمیتونم به بچه های مردم خدمت کنم(در راستای شاید دبیر شدنم!!!!)

  16. عالی بود نقطه ضعف من تو این یه روز خوبا آخرشه که نمیتونم تموم کنم . همش شب میشه . اه !
    +یا من خانم نیستم یا خیلی مرد بار اومدم که با هر چی ضد حقوق بانوان‌ه موافقم .
    البته اگه در مورد من صدق نکنه 😀
    +غرق در یه روز خوب میادتون بودیم تمام شد. طولانی تر لطفا .
    شما که هر چند ماه یه بار چشم ما رو به جمال ماجراهای فرشته‌تون و خودتون روشن میکنید حداقل بنزینش رو زیاد کنید .
    بعدشم مطمئنید روزِ خوب بود ؟
    اصن روز خوب در فرهنگ لغت شما روزی معنا شده که یک مزاحم (دوربین علیه رحمه )
    و دعوا و ناسزا توش موج بزنه ؟
    لا اله الا الله
    +خوبه که انقد به روز خوب امیدوارید .
    تنها امیدِ من که نا امیده
    امیدِ من دوباره ته کشیده
    عـــــــــــــــــر :((((((((((((
    +یه روز خوب میادتون مفرح بود . مفرح باشید !

  17. @محدّثه, بله که به وزارت ارشاد هم ربط داره! فک می‌کنی سرقت ادبی شاخ و دم داره؟! دقیقن همین‌ه. الان نمی‌دونم باید اسمایلی چی باشیم از این‌که شاهد یک سرقت ادبیِ واقعی هستیم! 😀
    اصن یه فکری دارم. از این به بعد زیر کامنت‌آمون می‌نویسیم “* حقّ کپی‌رایت برای صاحب‌نظر محفوظ است.” که اگه همچین شائبه‌ای پیش اومد، دستمون به جایی بند باشه واسه شکایت کردن. B|

    @فاطمه بیدی, خانمِ خونه عدم پاسخ‌گوییِ آقای خونه رو هم حل می‌کنه؟ امیدوار باشیم ینی؟ من بعید می‌دونم! هنوز روزِ خوب به مرحله‌ی اجرا نرسیده دیگه دوربرگردون و متعلقات به دست فراموشی دارن گردگیری می‌شن(!)؛ وای به روزی که روزِ خوبِ واقعی باشه… خودت که شاهدی! از صب پامی‌شن برن سر کار و بعدم می‌پیچونن می‌رن شمال و فرداش بر می‌گردن! 😐 اصن دوربرگردون هیچ، من نگران‌م یه وقت به‌خاطر همین کارا اخراج نشن… اون‌وقت دیگه همین “چای نیمه‌گرم” هم تو یخچال‌شون پیدا نمی‌شه 😀

    + خیلی خوب‌ه که این‌جا قابلیت بلاک کردن نداره و نهایت مجازات این‌ه که کامنت‌آمون حذف بشن 😀

    * حقّ کپی‌رایت برای صاحب‌نظر محفوظ است.

  18. با خوندن عنوان نوشته یاد یکی از آهنگهای مسخره ی خواننده های پاپ ( رپ) عزیز کشور افتادم فکر کنم خودتون متوجه شده باشید کیو و چه آهنگیو میگم ( یه روز خوب میاد اینو میدونم )

  19. تبریک عرض میکنم
    ایشالله که به پای هم پیرشین
    بعد نیست اینجام راجع بهش صحبت کنینا
    بگو دیگه چرا نظرسنجیتون در راستای ازدواجه
    حالا خودتون مدرنی پیش رفتین جلو یا سنتی؟
    به ظاهر مدرن

  20. فاطمه جان دیگه الان طوری شده که در راستای رژیم و کلاس گذاشتن و از این حرفا شام که از برنامه غذایی حذف شده که هیچ
    حتی دیگه تویه داستان ها و فیلم هام بهش نمی پردازن:)

  21. سلام همینجوری سرسری داستانونوخوندم خوب بودهمکارانتون که به وب ماسرنمیزنن لااقل شما به ماسربزنین راستی برنامه جدیدچی دارین منتظرجوابتم

  22. اقای صالح پور مبارکه،بالاخره فرشته کوچولوتون پیدا شد،منتظر خاطرات با دوربین و بدون دوربین و یه روز خوب و به روز بد هستیما،همشون دارن میان،خانم بچه ها رو هم از طرف ما ببوسید،راستی شاید برای یه مصاحبه دیگه مزاحمتون بشم،امکانش هست ایا?

  23. سلااااااااااااااام
    تبریــــــــــــــــــــــــک به دایی و زندایی عزیزم!!!
    به افتخار عروس و داماد بزنین اون دست قشنگه رو!
    اون آخریا چرا خوب دست نمیزنین؟

    آقا دایی ما دوست داریم خبر ازدواجتان رسانه شود!بعله!
    +وبلاگهاتون با هم ازدواج نمیکنن؟

  24. سلام دوباره
    از اونجایی که به سه نفر این خبر مسرت بخش رو رسوندم
    دو نفر سپردن بهم که به شما زوج عزیز و خوشبخت و پرشان‌ی تبریک‌شون رو برسونم
    مریم و الهام ۱۰تاییا

  25. پس تکلیف این نظرسنجی چی میشه؟
    ازدواج شما چطور بود همون گزینه ای که باید بود و نبود؟گزینه ی بینابین؟سنتی که نبود…
    مدرن بود آیا؟
    توضیحی بنویسی بر این نظرسنجی هم شاید بد نباشه…

  26. سلام
    مبارکه
    یادته توی پستی که نوشته بودی : زنها شیطانند ؛
    بهت گفتم ک یه روزی که خیلی نزدیکه ؛ خودتم اسیر همین فرشته های شیطان نما میشی ؟؟؟؟
    اسیر شدنت حسابی مبارک !
    محیا ساعدی و مهدی صالحپور !
    بادا بادا و اینا !

  27. بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک بادا
    کوچه تنگه بله عروس قشنگه بله
    کوچه خشته بله دوماد چه زشته بله… خخخخخخخخخخخ
    قافیه رو حال کردی
    دایی مهدی مبارکه
    دیدم وعده و وعید روز خوب میدید نگوووووووووو خبر بوده از نوع بادابادا
    خلاصه مبارکه بهم میاین
    برو تو فاز بقیه شعر
    دی ری دین دی دین دین…

  28. آها دایی بگو واسه چی نظر سنجی وبت رو نوع عروسی گذاشتی؟؟؟
    حالا شما کدوم نوع رو انتخابیدین ؟؟؟؟
    راستی دایی واسه شوخی کامنت قبلیم عذر میخوام ناراحت که نشدید ؟؟؟؟؟؟؟
    و اجازه هست بهتون بگم دایی؟؟؟؟

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید