درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

7 Comments

  1. زهرا

    با اینکه به علت مشغله ای این روزهام حتی نمیرسم کتابهایی که دوست دارمو بخونمشون و عملا نوشتنم گذاشتم کنار و تمام تلاشمو گذاشتم روی سختی های این روزهایی که نمیگذرن!ولی سعی میکنم برای چند لحظه هم که شده هرچند دیر به دیر ولی حتما به خونه ی امن شما یه سری بزنم .چون برای قلم شما و خانمتون ارزش قایلم و بهتون ایمان دارم
    این نوشته آرامش خوبی داره چون از دل برآمده .خیلی خوبه :)
    آرزوم همیشه :خدایا آنچه که برای بهترین بنده هات رقم میزنی برای من هم رقم بزن.

    پاسخ
  2. مرضیه

    من هرجور با دلم کلنجار رفتم نتونستم بگم چی میخوام.فقط گفتم هرچی خیرمونه بهمون بده.
    دعا میکنم حال دلت خوب بشه. همون جور که خیلیا برای من و دلم دعا کردن:-)
    برات عاشق بودن هم دعا میکنم.که بیشتر از قبل عاشق هم باشید.:-)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      خیلی جمله خوبیه: هر چی خیرمونه بهمون بده…

  3. **ریحانه**

    من اصولا تو وقتایی مث شب آرزوها ، شب قدر ، لحظه ی تحویل سال و . . . که موقعه دعاکردنه ذهنم قفل میشه ! و هیچی از آرزوها و دل خواسته هام یادم نمیاد !
    برا همین همیشه این فرصت ها رو از دست میدم !( البته خیلیم مهم نیس ! در آسمون همیشه بازه . . .)
    + و خدایی که در این نزدیکی ست . . .
    بیشتر ماه رمضون ها جمله های اینجوری یا اونی که شما نوشتین رو باور می کنم ! دلیلش رو هم نمیدونم چرا!
    * ماه رمضون پیشاپیش مبارک*

    اتفاقا به نظر من آدم وقتی حالش خوب نیست نباید بنویسه !
    نوشتن باعث میشه که آدم بره تو عمقه ذهنش ! و وقتی ذهنمون پر از غصه نباید واردش شد !
    و وقتی حالمون خوبه باید بنویسیم تا انرژی منفی تولید نکنیم!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      مشکل اینجاست که وقتی حال دلت خوبه، نوشتن ت نمیاد که! میری سراغ زندگی ت و ازش لذت می بری دیگه!

  4. صبا

    سلام
    منم نمیدونم چرا حال دلم خوب نیست

    اما در مورد دعا شاید من جزء اون دسته ادمای خیلی پر رو باشم
    که از جوراب پام تا عشقو محبت ارزو های دست نیافتنیمو از خدا میخوام

    حتی مورد داشتیم ی چیزایی از خدا خاستم بعد خودم دیدم چقدر ضایع بازی و پرروییه اما تخس نگاه کردمو گفتم خوب مگه چیه دلم میخواد بهش بگم نخواد؟ تو خدایی باید بدی دیگه!!

    یا مثلا ۵سال پیش وقتی میخواستم پسرمو به دنیا بیارم تو دعام گفتم میدونی من حال بچه داری ندارما خودت دادی خودتم پاش واستا نق نقو دم به دیقه مریضو اتفاقی افتادنو از سرنوشتش ببر بیرون
    جالب اینجاس که واقعا خدا عجیب حواسش به پسرم هست اما با این حال اگه ی سرما بخوره من دو قورتو نیمم باقیه

    خیلیا این نوع ارتباط من با خدارو شماتت میکنن اما من میگم نه من باید با خدا رو در باسی داشته باشم نه خدا با من
    مگه غیر از خدا کی میتونه حرف دل ادمو بشنوه؟
    البته حواسمم حسابی به داده هاش هست

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      آدم با خدا راحت نباشه با کی راحت باشه؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۱۰