درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

116 Comments

  1. haghyar

    نه عزیزم.مشکل مملکت ما این نیست . ولی فکر نکنم ما برای حل مشکل مملکت این جا با شیم درسته؟البته از این نظر که به من اصلا ربطی نداره کاملا حق با شماست و من همین جا از آقای صالح پور و همچنین شما و همه ی کسانی که با خوندن این نظر ابرو هاشون به هم گره خورد پوزش بسیــــــــــــــــــــــــــــــــار می طلبم.(البته آدمیزاده دیگه؛این سوالا به ذهنش می رسه،شما ببخشید)

  2. محدثه خانم

    ای وای خدا:-(
    من چه گناهی به درگاه تو کردم!!!
    اینو دیگه همگان میدونن که من نسبت به هرچی شیمی ه،حساسیت مزمن دارم!!درحد خفه شدن:'(
    حالا فک کنید فردا امتحان میان ترمه!!!!!واییییییی…:'(
    اسیدها و بازها رو رسوندم به قسمت های قابل فهم ترش!(شیمی هیچ جوره واسه من قابل فهم نیس!!!!)فک کنید الکتروشیمی موندددددددده:'( ای وای ای وای!جیغ!فغان!آخرش اگه این شیمی منو نکشت!
    خو دیف و فیزیک چشونه که شیمی رو باید بخونم من؟؟؟گسسته انقد باهاله آدم خسته نمیشه ازش….ولی این زهرماری:-S اه اه اه!
    تولدچی؟اردی بهشت چی؟بگید اردی جهنم!!!

  3. هستی

    سلام امیدوارم اردی بهشته قشنگیو داشته باشی پراز روزای قشنگ و خوب

  4. yamur

    سلام
    از بنیاد ملی فضولان مزاحمتون میشم؛
    یک فضولی عارض شده است:
    سن ترکی باشاریسان؟؟؟؟

  5. مهدیه

    ” اردے بهشتــــ ”
    مـاهـ ِ عاشقانــ‌ه هـاے بے مقدمــ‌ه استــــ ،
    حتـے اگـر تمـامـِ سال را عـاشقے کردهـ بـاشے …

  6. الهام

    من که باید سر فرصت بخونم…

    مگه با پرشان نرفته بودید؟؟

    ماهم امسال یه مشهد اتفاقی… از اونا که جز طلبیده شدن اسم دیگه ای تمیشه روش گذاشت…. رفتیم… عید…
    اولین شب جمعه سال….
    رو به روی گنبد امام رضا…

    خودم بارونی …

    هوا بارونی…
    تک تکتونو (پرشانو)به اسم…دعاکردم خیییییییییییییلی زیاد واسه خهودم که اصلا…. شما فقط….

    هیچوقت مثل الان دلم واسه کل بچه هی پرشان تنگ نشده بود

    خیلی بی تابی میکنم…

    دیشب سررسیدمو عین یه نویسنهده…یا حداقلش همکار اینده یه نویسنده نوشتم…

    در مورد سوالام.
    خیلی دیگه سوال سخت.
    خیلی دیگه کوتاه پاسخ….

    اخریش…حالم از مدرسه به هم میخوره…..

    کاش اقا معلم بود میکوبید دهنمون ادم میشدیم درش میخوندیم.

    ابعد اخریش…

    اردیبهشت مبارک….

    دایی منم اردیبهشتیه…۲۷ اردیبهشت

  7. نوشین

    تولدت چندم بود؟؟؟؟؟

  8. حنانه عبدلی

    عززززززززززیزم تولدت مبااااااااارک گلم
    اتفاقا فردا تول مامانمم هست :)

  9. ذحرا :)

    حلول ماه زیبای “اردیبهشت” را به همگان تبریک عرض میکنم !! D:

    + فردا تولدمه !! { گفتم گفته باشم !! ;) }

  10. حنانه عبدلی

    امروز اول اردیبهشته
    اردیبهشت های سالهای پیش رو فراموش کن آقا مهدی
    بیا ازامروز یه اردیبهشت جدیدی برای زندگیت درست کن
    اردیبهشتی به زیبایی بهشت
    موفق باشی
    امیدوارم تا آخر امشب یه پست اردیبهشتی بهشتی برامون بزاری
    منتظریما فراموش نکن

  11. آشنا...

    خخخخخخخخخخخ.این خیلی باحال ترازقبلیه بود…
    فقط همشون که به یک دلیلی جزییات نداشتن…
    کلی بهتون خندیدم:D

  12. ضحرا !

    haghyar جان ! آیا واقعا مشکل مملکت ما اینه ؟! =))))

  13. t.k

    سلام من اولین بار براتون نظر میذارم سفرنامتون خیلی جالب بود کلا وبتون عالیه. موفق باشین.یاعلی

  14. فائزه

    به نظرم اگه از لفاظ با ادبانه تری در سفرنامیتان به کار میبردید بهتر نبود آیا؟ (تا ورود افراد زیر ۱۸سال ممنوع نباشد)

  15. haghyar

    یعنی نماز صبحم نخوندید دیگه.آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  16. فاطمه بیدی

    جای پذیرایی درون هواپیما در این سفرنامه خالی بود.

  17. فروغ

    دعوای صبح روز بعد همراهان به چه دلیل بود؟ که متوجه شدی چه بصیرتی به خرج دادی و چه تصمیم درستی گرفتی

  18. نجمه قاسمی

    god shot
    وای خدا این ته خلاقیت
    خیلی باحال بودتو اوج خستگی و چرت یهوو یه خنده زدم همه ترسیدن از این خنده دراکولایی

  19. تموم من

    وای مرسی خیلی خندیدم . خیلی نیاز داشتم سفرنامتون شبیه یه فیلم کمدی بود

  20. طــــــ. جـــــ

    تا نصفه هاش خوندم! :| خستمه خو!!
    مدرسه ی محترمه از جایی که همه چی تو جامعه ما سر واقت انجام میشه نرسید پنج شنبه آزمون قلم چیو ازمون کامل بگیره
    یعنی فقط دروس اختصاصیا رو گرفت
    امروز بعد فلسفه منطف بدون هشدار ِ قبلی بعد از یک ربع زنگ تفریحی خیلی اتفاقی فهمیدیم آزمون داریم!
    ۷۰ دقیقه فلسفه منطق و ۱:۱۵ هم آزمون
    الحق که جدمون در اومد :| :|
    فردا امتحان زبان فارسیمون درس ۱۱ تا آخر کتاب(۲۷) بود که با هزار و یک خواهش و التماس افتاد سه شنبه
    آخه دو شنبه ۲:۳۰ تعطیل میشیم مثلاً میرسیم بخونیم!
    مثلاًً
    .
    الان نمیدونم چرا همه چی داره خوب پیش میره!!!
    جدی واسم عجیبه تو عمره ۱۷ ساله ی گرامی تاحالا تجربه ی شنیدن این همه خبر خوب رو نداشتم
    الان من تو شوکم
    البته خیلی هم خوب و این ا نیستن ها
    اما بد نیستن! و بیشتر گرایش به خوبی دارن!!! :| اصن عادی نیست
    من نگران ِ طوفانیم که بعد ِ این همه خوبی قرار ِ سرم بیاد
    وااله به قرآن اینم شد زندگی؟؟ :|
    جناب!!
    شما چرا اینجوری شدید؟؟
    اتفاقی افتاده زبونم لال؟ یا کلاً یهو ناگهانی و بدون ِ اطلاع ِ قبلی هورمون ها رفتید تو فاز ِ غم؟!
    زندگی چقدر سخته
    من برم پی ِ درس
    یا حق :| :|
    دعا کنیم تهرون زلزله نیاد که اولین خونه ای که تو منطقه ۴ میریزه خونه ی بس نو ساز ِ۲۰-۳۰ ساله ی ماست :|:|

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۰۷