زخم های کوچک زاده رو یه جوری رفو کن…

284
آیدین سیارسریع / روزنامه قانون: روز گذشته مجلس بار دیگر آبستن حوادث شد. آقای کوچک زاده آمد اخطار بدهد که گفت: ۱۷۰۰ تن سیب زمینی برای جلوگیری از افت قیمت امحاء شده. رئیس مجلس هم گفت: الان این چه ربطی به موضوع داشت؟ ما داشتیم در موضوع بیمه بحث می کردیم. کوچک زاده هم گفت: من استعفا می دهم. لاریجانی هم گفت: خب بدهید. من میکروفن رو با اجازه قطع می کنم. میکروفن را قطع کردند ولی درکمال تعجب دیدند همچنان صدای کوچک زاده به همان قوت در فضا پخش می شود. میکروفن دچار افسردگی شد و گفت: واقعا نقش من این وسط چیه؟ جایگاه من در مجلس کجاست؟ بعد عایق صوتی کردند، دیدند باز هم صدای کوچک زاده می آید. برخی از نمایندگان برای آزمایش قضیه از جو زمین خارج شدند، باز هم صدای کوچک زاده می آمد. در آخر به این نتیجه رسیدند که ایشان اگر استعفا دهد و در خانه بماند و زیر لب هم با خودش حرف بزند باز هم مجلس از فیض حضور ایشان بهره مند خواهد شد پس جای هیچ گونه نگرانی نیست. حالا می فهمیم چرا لاریجانی بعد از تهدید به استعفای کوچک زاده گفت: «استعفا بدهید. کسی نگرانی ندارد». متاسفانه از دیروز دیده می شود بعضی از حرمت شکنان، هتاکان و ایادی غرب و استکبار جهانی و حامیان مک دونالد و کی اف سی سعی در تخفیف دغدغه های دکتر کوچک زاده دارند. سوال من از این گروه این است که آیا سیب زمینی چیز کمی است؟ موضوع نازلی است؟ مورد داشتیم طرف با همین بزرگوار (سیب زمینی) آمده و رئیس جمهور شده. یعنی تا مدت ها سرنوشت کشور را همین سیب زمینی تعیین می کرده. حالا آنهایی که چشم دیدن دموکراسی و مردم سالاری را ندارند و می دانند اگر سیب زمینی باشد رای نمی آورند سیب زمینی های دلسوز، مظلوم و متعهد را دفن و امحاء می کنند تا قدرت اثرگذاری جبهه ها و احزاب مردمی را کاهش دهند. باید جلوی اینها را گرفت.
شعر مربوطه: گیرم که می کَنید / گیرم که می برید / گیرم حتی توی گونی می اندازید / با رویش ناگزیر جوانه روی سیب زمینی چه می کنید؟
موزیک ویدئو مربوطه: رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی من؟ تو بی من کجایی؟
شرح موزیک ویدئو: چرخش قلم روی کاغذ در دستان کوچک زاده به صورت اسلوموشن نشان داده می شود، چهره ی خونسرد او را می بینیم که استعفانامه اش را می نویسد. در صحنه بعدی چمدان به دست از مجلس خارج می شود. با شروع خواننده (رفیقم کجایی؟) چهره نگران حمید رسایی را می بینیم که دور تا دور مجلس را از نظر می گذراند ولی کوچک زاده را نمی بیند. خواننده می گوید دقیقا کجایی؟ رسایی پشت صندلی لاریجانی و پشت گلدان ها و زیر پای نادر قاضی پور را می گردد ولی کوچک زاده را پیدا نمی کند. رسایی با زانو روی زمین می افتد، صدای چهچه سینا سرلک می آید: آآآآآآی! وااااای! خدایااااا! خواننده می خواند: نگو دل بریدی خدای نکرده / ببین خواب چشمات با چشمام چی کرده / همه جا رو گشتم کجایی عزیزم / بیا تا رگامو تو خونت بریزم ! در این لحظه رسایی به دوربین نگاه می کند و می گوید: دیگه نه تا این حد. ولی انصافا اینطوری زشته، یکی بره زخم های برادرمون آقای کوچک زاده رو یه جوری رفو کنه.
تبلیغات

یک دیدگاه

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید