قسمت چهارم: خواستگاری

903

کسانی که تازه وارد کلاس شده اند، بهتر است بروند جزوه را از اول بخوانند که پس‌فردا اشتباهی ازدواج نکنند و مهریه شان را از ما طلب نکنند! اگر نیت کرده، خودتان را شناخته و فرد مورد نظر برای ازدواج را انتخاب کرده اید، بیایید با هم مجازی به خواستگاری برویم.

بر خلاف تصور عموم، خواستگاری آن بخش ۱۰ دقیقه ایِ گفتگوی پدر و مادرها در مورد آب و هوا و بعد رفتن سر اصل مطلب و تعیین مهریه نیست!به آن مراسم بله برون گفته می شود که بعد، در موردش مفصل تر توضیح خواهیم داد. خواستگاری، همان آشنایی اولیه است. امروزه مجموعه آشناسازی طرفین ماجرا با هم را خواستگاری گویند.

چه سنتی وارد چرخه ازدواج شده باشید و چه مدرن؛ بالاخره یکی باید با یکی هماهنگ کند تا طرفینِ درگیرِ ماجرا همدیگر را ببینند. عکس وایبر و اینستاگرام و وبلاگ و شبکه های اجتماعی و شنیدن، کی بود مانند دیدن؟ قبل از هر چیز، هم را ببینید. این را عاجزانه از کسانی طلب می کنیم که تا قرار می شود با یک نفر ازدواج کنند، وبلاگ و اینستاگرام و عکس های وایبر و… طرف را رصد می کنند؛ بدانید و آگاه باشید آدم ها از آنچه در اینترنت می بینید، نزدیک ترند!

قدم اول در مجموعه اقداماتی که در این مقاله به اختصار خواستگاری نامیده می شود؛ رد و بدل کردن شماره است. کلا باید یک شماره رد و بدل بشود. حالا چه شماره ای مهم نیست! اگر عمو و خاله و دوست و آشنای خاصی طرف را معرفی کرده، قبل از شماره مامانش، شماره خود طرف را بگیرید. اگر هم مثل خیلی ها شماره طرف را قبل از شماره مامانش داشتید که چه بهتر! قبل از هر چیز هم را ببینید.

در روایات غیرمعتبر توصیه شده برای شناخت دختران، باید در سه حال دیدشان: بعد از حمام، بعد از خواب، بعد از گریه! البته که این امر با توجه به رعایت شئونات اسلامی خیلی امکان‌پذیر نیست. از خانم ها بعد از حمام یک عکس با حجاب و لباسِ کامل هم پذیرفتنی ست. عکس های بعد از خوابشان را ترجیحاً نبینید. برای خاطر خودتان می گویم! این مسئله بیشتر برای سنجش حجم مواد آرایشی و کیفیت مواد مورد استفاده بوده و ارزش دیگری ندارد. البته در شرع و عرف، آپشن های دیگری هم در نظر گرفته شده که خیلی توصیه نمی شود. چون هیچ دختری حاضر نیست بدون لباس جلوی پسری حاضر شود که عیب و ایرادش مشخص شود. مشکل عقلی نداشته باشد، ملاک، کلامِ خود فرد است. والا!

البته این مسئله‌ی دیدن بالعکسش هم صادق است؛ یعنی شما پسر را بعد از حمام و خواب و گریه باید ببینی. اما از آنجا که مرد گریه نمی کند و به جایش قدم می زند(!)، و از آنجا که بعد از حمام و از همه مهم‌تر خواب هم صلاح نیست به هیچ شکلی دیده بشود(!)، توصیه می شود با ایشان ارتباط تلفنی برقرار کنید. چون اخلاق خیلی مهم تر از هر چیز دیگری است. یک پسر اگر اخلاق خوب داشته باشد، دیگر بقیه چیزها از حیز انتفاع ساقط می شوند. (این مورد در مردان متولد ماه اردیبهشت کاملاً متفاوت است. اگر مطمئن شدید فرد مورد نظر یک مردِ اردیبهشتی ست، چشم بسته بپذیرید. توضیح مترجم!)

علی ای حال؛ قبل از هر چیز هم را ببینید. پسرها دخترها را در حدی که وجدان خودشان رضایت بدهد؛ و دخترها هم پسرها را از دریچه ی اخلاق! بعد که هم را یک قدم جدی تر پسندیدید، می رویم سراغ مباحث بعدی. داستان خواستگاری بیشتر از یک جلسه نیاز دارد. خیلی خودجوش شما را به جلسه بعد دعوت می نمایم!

تبلیغات

34 دیدگاه‌ها

  1. خداییش حیفه شمایی که انقدر جز به جز این مراسمو خوب بلدید یه آستینی واسه این آقای روا بالا نزنید.

    • نمیخوام کشش بدم موضوع رو ولی
      میدونید چرا مهمه برامون؟یکی از دلایلش اینه
      چون بین چند تا مجری جوانی که میشناسیم با این تیپ جدید کاریشون هیچ کدوم زندگیشون روال عادی نداره(در نظر عموم مردم یکی از مراحل زندگی که روال عادی اونه ازدواج کردنه )و در مورد یکیشونم که شده دلمون میخواد ببینیم میشه حداقل خوش و خرم مث همه ی آدما زندگانی بگذراند یا خیر
      عه…خو آدم پیری و کوری داره (دور از جون ولی هس!!نمیشه که ازش فرار کرد)حالا درسته دلیل اصلی نمیشه ولی دلیل فرعی که میشه:|

      • خب یه نفر نمیخواد ازدواج کنه. می خواد مثل جورج کلونی تا ۵۰ سالگی از چهره ش و معروفیتش استفاده کنه و بعد ازدواج کنه. این کاملا مسئله شخصی طرفه و به هیچ کسی ربطی نداره.

  2. سلام. اومدم با اجازه غلط املایی بگیرم و برم! ببخشید
    حیض انتفاع نه، حیز انتفاع (حائز اهمیت فراوان)
    انتفاع حیض ندارد!

  3. آقا من دیگه هیچ گونه نظری در مورد راهنماهای ازدواج ندارم ..دستتون ندرده جناب صالح پور
    مواضع رو (درست نوشتم:|)اعلام کردم
    +راستش یه چیزی هست نمیدونم بگم یا نه؟ :(ولی از اونجایی که به احتمال زیاد دخالت در زندگی خصوصی مردمه چیزی نمیگم
    فقط دلم میخواد تموم این چیزایی که شنیدم شایعه باشه
    و از شما یه خواهش دارم آقای صالح پور درسته بنده از شما کوچکترم و حق ندارم امر و نهی کنم ولی یه نصیحت خواهرانه :شما دیگه زندگیتونو سفت و سخت حفظش کنید:(از همین حالا گفتم که نگین نگفتین:)تورو خدا باهم راه بیایین ..گذشت تو زندگی چیز خیلی خوبیست (نقطه سرخط:))
    داریم از همه ی قشر هنرمند جامعه نا امید میشیم بخصوص از کسی که توقعش نمیره
    مواظب آقای مجری هم باشین :(اگه قراره زندگی ای خدایی ناکرده زبونم لال بی ثبات داشته باشن همون بهتر که …:((
    (ای خدا چرا همه یا دارن طلاق میگیرن یا اصلا ازدواج نمیکنن یا کلا خدا بیامرزتشون[گریه])

  4. مخصوصا بعضی از آداب و رسوم که با اینکه چند باری اجبارا در مراسم خاستگاری حضور داشتم ولی بازم بعضی چیزا رو نمیدونم… هرچند با این روش سنتی (چانه زدن سر مهریه )واقعا مخالفم چون بیشتر شبیه خرید وفروشه تا پیوند دو نفر …

  5. سلام
    من هرچی این دکه های روزنامه فروشی رو زیر و رو کردم همه چیز از همشهری دیدم به جز داستان همشهری
    اینجا گل اقا وسروشم من پیدا نکردم اینم روش 🙁
    مطمئنید اصفهانم منتشر میشه؟
    در پناه حق

  6. با بعضی جاهاش مخالفم! با بعضی جاهاش موافق!
    ولی در کل با این سوسول بازیا مخالفم:)
    +اگه دوس داشتین به وبلاگه منم سربزنید:)

  7. من یادمه به توصیه استاد مشاورم دو نفری نشستیم توی دفتر ایشون و دو سه ساعت تمام صحبت کردیم.به عنوان اولین دیدار:)
    خدا خیرش دهاد!

  8. سخت منتظر بروز شدن این بخش از وبلاگتونم

    هر چند با روش خاستگاری من زمین تا اسمون توفیر داره اما حس نوستالزی همراه با طنز قشنگش واقعا جالبه

    فقط نمیدونم موضوع ازدواجو خاستگاری چ ربطی به اقای روا!!! داره که انقد تو نظرات میبینم!!!!!!!!!!!!!!!۱بازم تعجب

    یه هر حال مشتاقانه منتظر به روز شدن این اموزش همگانی هستم

  9. باعرض سلام وخسته نباشید
    خیلی از خواندن داستانتون لذت بردم
    من مدتی برای رادیو جوان ایتم ساختم و ماجراهای عاشقانه لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد را به طنز بازگردانی کردم نوشته ی شما خاطراتم رو زنده کرد دوسه سالی شده قلمم یه سمت طنز نرفت..
    ممنون میشم به وبلاگم سری بزنید ..
    سال نو مبارک سالی سراسر شادی و موفقیت و برکت براتون آرزو دارم…

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید