قسمت سوم: انتخاب

521

در قسمت‌های قبل یاد گرفتیم که برای ازدواج، باید نیت خیرخواهانه داشت و قبل از ازدواج، حتما به هر شکلی که شده، خودتان را بشناسید. حالا فرض می‌کنیم شما با علمِ به خودتان، همزمان برای کمک به افزایش جمیعت کشور و همچنین کاهش فشارهای مختلف، و همچنین به خاطر ایجاد آرامشِ روانی در خودتان و همسرِ آینده‌تان، می‌خواهید ازدواج کنید. اینجاست که بحثِ انتخاب مطرح می‌شود.

قدم اول، انتخابِ سبکِ فردِ مورد نظر است. شما گوشی موبایل هم که می‌خواهی بخری، باید ببینی اندرویدی می‌خواهی یا IOS؛ اصلا هوشمند می‌خواهی یا معمولی؟ فقط برای حرف زدن و پیامک می‌خواهی یا همه زندگی‌ات گوشی موبایل است؟ زن گرفتن یا شوهر کردن هم همین‌طور است. باید ببینی آپدیتش را می‌خواهی یا سنتی؟ فول آپشن باشد یا فقط موی بور و چشمِ رنگی مهم است؟ شاسی بلند بودن چقدر اهمیت دارد؟ (نمی‌شود انکار کرد که بعضیا شاسی بلندش را دوست دارند!) می‌خواهید فقط برایتان غذا بپزد و ظرف بشورد یا نه، دنبال یک هم‌سر و هم‌سفر برای یک عمر زندگی هستید؟

بعد که به این سوالات پاسخ دادید، وارد بازار می‌شوید و انتخاب می‌کنید. اگر جزو بخش سنتی جامعه باشید، نزدیکان‌تان از بین صدها مورد، خودشان به شکل حذف گزینه‌های غیرمرتبط(!)، افراد را از صافی‌های مختلف رد می‌کنند و در نهایت، شما از بین دو-سه موردِ مورد اطمینان، یکی را انتخاب می‌کنید.

اما اگر جزو بخش مدرن جامعه باشید، از بخش جستجوی پیشرفته‌ی ذهن‌تان، مشخصات طرف از جمله «ظاهر»، «شغل»، «رشته»، «قومیت»، «موقعیت اجتماعی» و… را تعیین کرده و در محیط‌های اجتماعی که هستید، از دانشگاه و محل کار تا کلاسِ خصوصیِ موسیقیِ (البته خارج از فرهنگسراها)، یکی پیدا می‌شود که تمام مشخصاتی که شما می‌خواهید را دارد و شما وی را به سبد خریدتان اضافه می‌کنید. فقط مدنظر داشته باشید که انتخاب همسر، هر چقدر شبیه انتخاب گوشی موبایل باشد، در مقوله قیمت، هیچ شباهتی با آن ندارد. «آدم‌ها قیمت ندارند، افراد را قیمت‌گذاری نکنیم!» (پیام اخلاقیِ شماره۱)

حالا فرصت بررسی تخصصی است. ابتدا از اصلی بودنِ فرد مطمئن شوید. خدای نکرده عاشق «آفرودیت پرنیان» نشوید، بعد بفهمید که پشتِ این اسم مستعار، «بلقیس پیرپکاجکی» در شناسنامه‌اش ثبت شده! حالا لازم نیست حتما در اولین برخورد ازش بخواهید کپی شناسنامه بیاورد؛ اما حداقل با یک قرار در محیط دانشگاه یا دوستان، می‌توانید از این نظر مطمئن شوید.

بعد از اطمینان از اصالتِ فرد، آکبند بودن مهم می‌شود. فقط حواستان باشد که هر دختری خاطرخواه‌هایی داشته و هر پسری شاید قبلا فردی را می‌خواسته؛ صِرفِ وجودِ خواستگار یا رفتن به خواستگاری، دلیل بر ازدواج نکردن شما با فرد مورد نظر نمی‌شود. اگر به همچین فضایی فکر می‌کنید، در ۱۵ سالگی یک دختر ۹ ساله را بگیرید. (فکر نکنم مشکل قانونی داشته باشد!) البته اینکه فردی قبلا ازدواج کرده باشد کاملاً بحثش فرق می‌کند و می‌رود در بخش «اجناس دست دوم». برای نرفتن به بورس اجناس دست دوم، حتما در انتخاب‌تان خیلی دقت کنید. ازدواج بچه بازی نیست. (پیام اخلاقی شماره۲) ولی خب در اینجا هم پیام اخلاقیِ شماره ۱ را فراموش نکرده و افراد را قیمت‌گذاری نکنید.

چه سنتی باشید و چه مدرن، در نهایت به یک نفر می‌رسید که فکر می‌کنید می‌توانید خوشبختش کنید و توأمان خودتان هم با وی، خوشبخت می‌شوید. پس بدانید و آگاه باشید که انتخاب، مهم‌ترین بخشِ ازدواج است. مبادا که با یک انتخابِ اشتباه، مجبور شوید تا زنده‌‌اید صدای قوطی کنسرو دربیاورید… (یا طبق برخی روایات تا منزل سینه‌خیز بروید!) و یا در بهترین حالت، مجبور شوید صیغه‌ی مکروه‌ترین حلال خدا را جاری کنید. دیگر بیشتر از این نگذارید بروم بالای منبر و هی توصیه‌های پدربزرگانه کنم؛ خودتان حواس‌تان باشد و درست انتخاب کنید تا برویم سر اصلِ مطلب: خواستگاری!

تبلیغات

46 دیدگاه‌ها

  1. یک نکته مهم :آدم گاهی دلش کسانی رو میخواد که اصلا با روحیات خودش سازگار نیس!!مثلا خیلی درون گراس دلش میخواد کسی همسرش باشه که برون گراس و روابط اجتماعی خوبی داره از یه طرف دیگه تحمل شلوغی رو هم نداره!!باید کسی رو انتخاب کرد که از لحاظ طیف شخصیتی به خودمون نزدیک باشه حالا نه کاملا شبیه بلکه کمی متفاوت مثلا اگه ما خیلی عاطفی هستیم نباید با آدم زیاد منطقی ازدواج کنیم چون بعد مدتی تو زندگیمون سو تفاهمای زیادی بوجود میاد

  2. آدمایی هم که تو تصمیم گیری بی ثبات اند نباید برن سراغ یه بی ثبات تر از خودشون :|آدمای آرمانی نباید برن سراغ کسی که از تموم زندگیش فقط خوردن و خوابیدنو میفهمه !!

  3. در تایید حرف زهرا جان؛ منم از مقایسه ی آدما با کالاخوشم نمییاد ؛ولی چون متن طنز بود و طنزه خوبی ام بود این بارو گذشت میکنم 🙂 🙂 [خنده]
    و اما در مورده این پست :آدم گاهی اوقات یه چیزایی میخواد که بین گزینه های روی میزش یا همون جامعه ی آماریه مورد نظر نیست! (چیه مگههه ! دارم آمار می خونم ؛تحت تاثیرش قرار گرفتم)
    اما درمورد اونجایی که گفتید انتخاب بخش ازدواجه؛ باهاتون مخالفم و به نظرم مهم ترین بخش ازدواج تصمیم و انتخابه” عاقلانه ” اس!
    برای توضیح بیشتر به مثال زیر مراجعه کنید: دختری که تمام معیار هاش تو چشم رنگی بودن و چهارشونه بودنه همسرش خلاصه میشه۳ تا خواستگار داره همه چ

  4. (ادامه کامنت بالا)
    چشم و ابرو مشکی ولاغر !
    حالا این دختر اگه بخواد براساس معیارهای تو ذهنش ازدواج کنه باید به هر۳تا خواستگارش جواب منفی بده!
    اما با تصمیمی عاقلانه به یکی از خواستگاراش جوابه مثبت میده!
    نتیجه اخلاقی(خطاب به جمع ) : عاقلانه ازدواج کنید؛ عاشقانه زندگی کنید(البته اگه طلاق نگرفته بودید!) 🙂 🙂

    • بالاخره باید توی هر چیزی کوتاه اومد. همه که متناسب با معیارهاشون، گزینه برای ازدواج ندارن. مثل مذاکرات هسته ای می مونه، باید از یکی دو تا چیز بگذری تا به یکی دو تا چیزِ برسی. این «چیز» می تونی هر چیزی باشه!
      + البته که عاقلانه بودن، لازمه ی هر انتخابیه.

  5. سلام اولا که این قسمت نظر هارو گذاشتن یعنی اینکه ازمون خواستن که نظر بدیم نه اینکه واسه هر کسی مثل عروسی کارت دعوت نظر بفرستن:)
    بعدشم خانم ساعدی و آقای صالح پور زندگی خودشون رو دارن منم نظر خودمو،طبیعی هم هست که نظر من تو زندگیشون تاثیر نمیزاره پس ریحانه و صبا خانم الکی زبان مردم نشین(و فکر نمیکنم که از شما درخواست شده بود که به نظر من پاسخ بدین شما ها که دم از دعوت و درخواست میزنین)
    من هنوزم سر حرفم هستم کسی هم نمیتونه و اجازه نداره که نظر منو تغییر بده.
    در ضمن بعضی از ما ایرانیا یه عادت بد به نام چاپلوسی داریم که باعث میشه که حرف دلمون رو نادیده بگیریم و با اطرافیانمون صادق نباشیم من خواستم تعارفات کنار بره و بشه حرفارو زد.
    گروه پرشان و عبد الله روا فقط،اگه برنامه فرش سپید دیدنی شد به خاطر حضور آقای روا بوده اگه شیش تاییا یه برنامه خاطره انگیز شد به خاطر ایشون بوده.
    دقت که بکنید برنامه شبکه ایرانی که از شبکه یک پخش میشه با اومدن آقای روا رونق گرفته و بیننده داره به این میگن موفقیت در اجرا.
    اینجا هم برای عذرخواهی نیومدم چون معتقد به کار اشتباهی نیستم.
    امیدوارم رفع سوء تفاهم کرده باشم.
    حق نگه دارتون

    • ای بابا
      ای بابا
      سلام زهرا جان
      ما با هم دعوا نداریم تا اونجام ک یادمم میاد سعی کردم حرفمو با طنزو مهربونی بزنم

      ولی جدا از اینا ی چیزی: نظر هر کس بسیار محترمه ولی تخریب شخصیت ادما در هر جایی و ب هر صورتی ک باشه بده
      ن ک چابلوسیا اونم خوب نیست
      ولی …چطور منظورمو بگم ک بفهمیو دوباره داغ نکنی
      ببین این کار خیلی بدیه ک بد همسر ی نفرو اونم در غیابش ب شوهرش بگی

      منم از خیلیا بدم میاد ولی باهاشون رابطه بر قرار نمیکنم
      نمیرم تو چشمشون نگا کنم بگم اه ک
      چابلوسم نیستما اینا رفتارای اجتماعیه ک ی فرد باید رعایت کنه
      خیلی طرف پاپیچت شد بهش میگی متاسفم من از مصاحبت با شما خسته میشم
      ن ک بری بگردی کسایی که ازشون بدت میاد پیدا کنی با اون وضع بگی بدم میاد
      من اجرای محیا بانو رو زیاد ندیدم
      اصلا چهرشو خوب یادم نمیاد
      من ب عنوان ی شاید روانشناس ب رفتار تو موضع گرفتم
      حالام مهم نیست ب قول اقا مهدی بیاین در مورد چیزای مورد علاقمون بحرفیم
      من بستنی دارک دوست دارم شماها چطور؟:)

    • زهرا جان ؛ من اگه اون جوری جواب دادم بخاطره نظرت نبود!بخاطره لحنت بود ؛آخه ینی چی که میگی من از همسرتون متنفرم!
      بعدم من خودم به شددددت طرفداره اجرای خوبه آقای روام! اما برنامه سازی یه کار گروهیه ؛ و خوب شدنه فرش سپید(۶ تاییا) بخاطره تمام افراد گروه بود که یکی از اونا هم اقای روا بود:*)
      بعدم این که مااز محیا سادعدی تعریف می کنیم ربطی ب چاپلوسی نداره؛طرفدارشیم!
      شبکه هر ایرانی هم چون قبلا این برنامه رونمیدیدم نمیتونم بگم از کی رونق گرفته! ولی مطمئن باش اگه بقیه گروه پرشان هم توساختنش دخیل بودن خیییلی بهتر میشد:)
      +راستی اگه نوجوونی روزت مبارک*

    • البته که فعال بودنِ بخشِ پاسخ در زیرِ هر کامنت، یعنی هر کس می تونه نسبت به نظرِ دیگران نظر بده.
      + کسی از شما انتظار معذرت خواهی نداره! 😀 ضمن اینکه به عنوانِ یک کارشناس می تونم بگم به هیچ وجه نظرتون منطقی و اصولی و حرفه ای نیست و صرفن از روی احساس نوجوانانه تون به آقای روا نشأت می گیره.

  6. روز نوجوون مباااااااااارک:*) 🙂
    +یادش بخیر ٬ روز نوجوان٬ ۲سال پیش ٬شیش تاییا ٬رونمایی از عمو حامد ٬ دادا روا !:( هعععی دنیااا ! 🙂 🙁

  7. آقای صالح پور شما که زحمت میکشین در مورد این موضوع صحبت میکنین اسمشم گذاشتین راهنمای ازدواج خب حداقل نکاتکاربردی تری بگین همش که شد طنز محتواشو بالا ببرین
    البته پیشنهاده این
    در راستای تکریم همون ارباب رجوع:)))

    • همه نکات کاربردی و واقعی و درسته. حداقلش اینه که اصول اولیه رو توش رعایت می کنم اما دیگه خیلی چیزا رو باید متخصصین اون حوزه بگن. من نمی تونم خیلی وارد بعضی مسائل بشم.

  8. چی بگم واللا؟

    مهم همون نیت ه است که اول گفتین!

    مثلا برا دخترا : فرار از دست گیر دادنهای مامان و خاله و زنعمو عمه کوچیکه ی دختر خاله بزرگه (!) و دست یابی به اندک آزادی در عمل و ظاهر و کوفت و زهرمار! واللا ! 😐

  9. سلام عرض شد خدمت همی دوستان عزیزم
    من که نوجون نیستم من ۱۸ سالمه میرم دانشگاه اقتصاد نظری میخونم تو دانشگاه علوم اقتصادی
    اینو میگم که قضیه تموم شه ok؟
    من و دوستان خودم از اون سالی که ۶تاییا و فرش سپید رو میدیدیم از محیا خانوم شما خاطره خوشی نداریم اینم دلیل داره چونکه از خاله مجری ها حرف زدنشون بدمون میومد
    اونی هم که نوشته شد منتفرم اول دل خوش نداشتن بود به اصرار دوستان شد که متنفرم منم همچین خوشم نیومد ولی به خاطر اینکه نشون بدم پای حرفم هستم دوباره موضع دوستان رو گرفتم وگرنه من با هیچکسی بد نیسم انقد که هنوز یه ترمم از حضورم تو دانشگاه نمیگذره همه بهم میگن مارسلو دانشگاه اومد
    مارسلو همونی که fun رئال مادرید هس رو میگم
    امیدوارم هیچکسی ازم به دل نگرفته باشه چون چیزی تو دلم نبوده وقتی پست اول رو میذاشتم و دلم نمیخواد که حق الناس رو گردنم بمونه
    در ضمن دعوتتون میکنم بیاین بلاگفام طنز مینویسم نظر هم یادتون نره شاید بهتر شد نوشته هام با نظراتتون
    خیلی هم جالب میشه که اون نظر من که شاید نشه اسمش رو دعوا گذاشت بهتره کل کل بگیم بهش زمینه دوستیمون باشه من همتون رو قلبا به خدا میسپارم
    یا حق

    • بانو جان حرص نخور حالا
      منم بیس سالمه
      آقای روا رو هم دوس دارم
      حالا یا من هنوز نوجوون موندم که اشکالی هم نداره من نوجوونی رو هم دوس دارم
      یا اینکه احساسات آدمها به سن ربطی نداره
      عزیزم این حرف اشتباه بود جمله ی خودتو میگم(گروه پرشان و عبد الله روا فقط،اگه برنامه فرش سپید دیدنی شد به خاطر حضور آقای روا بوده اگه شیش تاییا یه برنامه خاطره انگیز شد به خاطر ایشون بوده.) مشخصه که یه اجرای موفق یه کار گروهی موفق پشتش بوده ..برای آقای روا هم همینطور بوده نویسندگی خوب آقای صالح پور ..کارگردانی عالی آقای جوادزاده و…تاثیر زیادی داشته
      در مورد محیا جان هم باید بگم شما مختارید بنده به نظرم صدای فوق العاده ای دارن ایشون ..چهرشون برای اجرا متناسبه ..اما تجربه رو خب ندارن ..فرش سپید هم کار اولشون بود درحالی که آقای روا قبلا در شبکه های استانی اجرا داشتن

    • اجرا یه هنره مثل نقاشی با این تفاوت که نقاشی صفحه سپید کاغذو نقش و نگار میزنه اجرا رو صفحه ی ذهن آدما 🙂
      حالا تو کدام استاد نقاشی رو میشناسی که همون کار اولش با ارزش باشه ؟
      اجرا هم همینطوره
      البته این نظر منه ها موضع گیری هاتونم قبول:)

    • یه چیز کوچیک دیگه
      هیچ کسی از کلمه ی متنفرم خوشش نمیاد عزیز
      توقع نداشته باش وقتی به کسی که عاشق همسرشه بگی از همسرتون متنفرم واکنش خوبی از خودش نشون بده..کلمات نشون دهنده شخصیت و حالات درونی هر آدمه ..با این حال آقای صالح پور هم فرد عاقلین و جبهه گیری هم نکردن
      دختر خوب مواظب کلمات باش که وقتی از دهان خارج میشن دیگه نمیشه کاریش کرد
      اینمهرچی دلت خواس اسمشو بذار ..من خواهر کوچک ترت اصلا:)
      ببخش پرحرفی کردم

  10. آقا هرجوری که دلت میخواد بنویس ولی آدمها رو مثل کالا نبین. باور کن خیلی فرقه بینشون. آدمها روح دارند و کلی پیچیدگی. باور کن به کار بردن این کلمه ”آکبند” توهین بزرگیه به انسان.
    بذار تو همین محیط مجازی دیدمونو بازتر کنیم و با انسانیت و روشن بینی بیشتری فکر کنیم و این فکر رو ترویج بدیم. مگه ما جای دیگه ای هم واسه فرهنگ سازی داریم؟

    • البته که این پست یک شوخی بود. اما بله… من هم متوجه تفاوت انسان ها و کالا هستم. هر چند همچنان از کلمه «آکبند» در پست کاملا دفاع کنم و برای تقبیح طلاق و ترغیب به ازدواج نادرست، تبعاتش را تبیین کنم.

  11. خب آفرین، این نشون میده آدم منطقی هستی و میشه باهات دو کلمه حرف حساب زد و حتی تو دو جبهه مخالف میشه باهات بحث کرد.
    خوب مینویسی. میخونمت.

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید