درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

14 Comments

  1. شاپرک

    لایک به فردریک کبیر!

  2. زهرا-ه

    سلام مهدی واست آف میگذارم بخون خواهش میکنم ج بده برام مهمه لطفا

  3. پري

    این سخنان کاملا درستند اما امان از اونهایی که گاهی کاسه داغ تر از اش میشن و کارایی رو توی جامعه برای طرفداری و محبوبیت نسبت به این افراد انجام میدن که ممکنه طرز تفکر منو نسبت به این اشخاص تغییر بده.

  4. پري

    لایک زهرا خانم.ممکنه اینجا یکی حسودیش بشه.لایک دوربرگردون.

  5. فاطمه(پنجره)

    اون سایت ویکی پدیا که خب انگلیسی بود!!!حوصله نکردم بخونمش ولی شاید ی روز خوندم…
    اون منبع هم که میزنه برگه پیدا نشد!!!
    طرح شاد سازی زهرا=>لایک

    انتقاد!…چیکار کنم خو انتقادی به ذهنم نمیرسه!

    آهان دو نکته پنهان:
    ۱-اونی که اعلامیه رو چسبونده خودش سوار اسب بوده!
    ۲-ما هم باید اعلامیه ها رو جایی بزنیم تا اونایی که سوار اسبن بتونن بخونن!(خود این کلی نکته داره)

  6. زهرارضوانیان

    ئهههههههههههههههههههه باورم نمیشه یکی به من گفت لایک خدایا شکرت

  7. الهام(گلبرگ)

    زهرا واسه اینکه خوشحالت کنم منم بهت میکم لاااااااااااااااااااااااااااااااااایک

  8. فاطمه بیدی

    سلام.لایک به کامنت زهرا

  9. نرگس

    سلام.

    خدا بیامرزه فردریک کبیر رو.

  10. زهرارضوانیان

    ۱۳۶۴:
    امام خمینی درجمع مردم :
    اگر عکس مراهم اتش زدند شما حرفی نزنید .
    سال ۱۳۷۸:
    سیدعلی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی اش گفت :
    “اگر عکس مراهم پاره کردند وبه من ناسزا گفتن شما سکوت کنید …بگذارید حرفشان رابزنن.”

    ۱۳۸۹:
    عبدالکریم سروش :
    ای کاش سرسوزنی ظلم در برخوردهای شخص رهبر ایران وجود داشت .دیگر نیازی به این برنامه ها (قصه های انتخابات )نداشتیم .افسوس که شخصا بعداز سالها مسوولیت درجمهوری اسلامی جز ساده زیستی وعدالت درشخص رهبری ندیدم .

    همینجوری دورهمی خواستم بگم .

  11. سپیدار

    فرق هست میان آزادی عقیده وآزادی تفکر .تفکر یعنی همان استعداد انسانی بشر که می تواند در مسائل ،علمی ومنطقی بیندیشد این استعداد حتما باید آزاد باشد .پیشرفت وتکامل بشر ،در گرو این آزادی است.اما عقیده .می دانیم هر عقیده ای ناشی از تفکر نیست .بسیاری از عقاید بشر ،ناشی از یک سلسله عادت ها ،تقلید ها وتعصب هاست نه این که چون فکر می کرده.این عقیده را گرفته است.بلکه چون عادت کرده است به این عقیده چسبیده است.این عقیده نوعی انعقاد است.یعنی فکر واندیشه اش به جای این که باز باشد بسته ومنعقد شده است.(**آزادی تفکر مجاز ولی عقیده مشروط)
    حال در مورد حضرت ابراهیم چه بگویم ؟آیا ابراهیم کاری کرد بر خلاف آزادی عقیده؟یا کاری کرد در خدمت آزادی عقیده؟یعنی آزای اندیشه.ابراهیم می توانست مطابق همین فلسفه ای که اغلب فرنگی ها می گویند که انسان هر عقیده ای تخاذ کند آن عقیده محترم است.بگوید :چون این بت ها مورد احترام مردمند پس من هم به آنها احترانم می گذارم.
    منبع رو نمی گم .دلیل دارم .امیدوارم منظورم رو فهمیده باشی از این پاراگراف

  12. ساناز

    سلام
    قابل توجه شما: اون بعضی ها اصلا توجه نمی کنند و میگن همینی که هست می خوای بخواه نمی خوای هم که…
    در ضمن منبع ات هم که فیلتره!!!
    دوست عزیز سپیدار: حضرت ابراهیم پیامبر خدا بود و فرامین خدا را اجرا می کرد واین خیلی فرق می کنه!!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۰۷