حاشیه نگاریِ پدر ورزش ایران

253

 

همه چیز از سوم تیر ۸۴ شروع شد! از روز پیروزی محمود احمدی نژاد، شهردار تهران در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران و آغاز حکومت پرسنل شهرداری تهرانِ بزرگ بر کل کشور!

 گمانه زنی ها برای انتخاب معاون رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی شروع شد. از حسابدار شهردار منطقه ۱۰ گرفته تا معاون فنی عمرانی شهرداری تهران همه شانس انتخاب داشتند! بعد از مدت ها گمانه زنی، دوستِ صمیمی جناب رییس جمهور، آقای محمد علی آبادی رییس سازمان ورزش کشور شد.

مهندس محمد علی آبادی که در زمان شهردار بودن احمدی نژاد، معاون فنی و عمرانی وی بود، از نزدیکان رییس جمهور به حساب می آمد و انتخابش محتمل به نظر می رسید. انتخاب یک غیرورزشی بر مسند ورزش کشور، موجی از اعتراضات را در پی داشت ولی تمام انتقادات با  پخش شایعه ی حضور علی آبادی در هیئت مدیره ی تیم پرسپولیس در دهه ی شصت، سرکوب شد.

مهندس علی آبادی که در آغاز کار، زیاد در جریان امور ورزش کشور نبود و حتی با برخی ورزش ها آشنایی هم نداشت، ولی با استارت ساخت چندین پروژه ی عمرانی، کمی آتش انتقادات نسبت به حضورش بر ریاست سازمان را ملایم تر کرد.

هنوز چند ماهی از آغاز ریاست وی بر ورزش کشور نمی گذشت که مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ با حضور تیم ملی فوتبال کشورمان آغاز شد و با نتایجی دور از انتظار و حذف ایران در همان دور اول، همراه شد. ساعتی بعد از اتمام مسابقات، مهندس علی آبادی با اعلام رسانه ای برکناری دکتر دادکان از ریاست فدراسیون فوتبال، بی تجربگی و عدم مدیریت منطقی خود را نشان داد. این حرکت عجولانه ی پدر ورزش کشور(!)، باعث شد تا بزرگترین فرزند خانواده ی ورزش کشور تا ماه ها در تعلیق و فشار قرار گیرد و بعد از کنار گذاشته شدنِ دکتر دادکان، دچار بزرگترین بحران چند سال اخیر خود بشود.

اشتباهِ بزرگ علی آبادی در دخالت در کار فدراسیون فوتبال که باعث ضرر و زیان های فراوانِ مالی و معنوی بر پیکره ی فوتبال شد و مصداق بارز دخالت دولت در ورزش بود، مدت ها بعد با کاندیداتوری وی برای حضور در راس فدراسیون فوتبال بزرگ تر شد و باعث طولانی تر شدن بلاتکلیفی فدراسیون فوتبال کشور شد. داستان درگیری پدر و پسر (سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال) با کوتاه آمدنِ اجباریِ پدر، بعد از حدود یکسال بلاتکلیفی با انتصاب (انتخاب) علی کفاشیان به اتمام رسید.

هنوز مدیریت ضعیف و بی تجربگی های مهندس علی آبادی در قضیه ی فدراسیون فوتبال از اذهان عمومی پاک نشده بود که کم کم المپیک نزدیک شد.

هم منتقدان علی آبادی و هم حامیان وی منتظر بودند تا با آغاز المپیک نظر خود در رابطه با مدیریت علی آبادی را به اثبات برسانند. روزهای بدون مدالِ المپیک گذشتند و المپیک تقریبا به انتها رسیده بود که یکی از منتقدان سرسختِ مهندس، با کسب مدال طلا کمی جو عمومی علیه مدیریت ورزش کشور را آرام کرد. اما این آرامش باعث نشد که منتقدان، به شکست تحقیرآمیز کاروان ایران در المپیک بی اعتنا شوند.

فشار بر رییس سازمان تربیت بدنی هر لحظه بیشتر می شد و هر روز خبرهای جدیدی از حضور علی آبادی در مجلس و استعفا و برکناری و… به بیرون منتشر می شد. در اوج انتقادات و در حالی که علی آبادی چاره ای جز تسلیم شدن در برابر افکار عمومی نداشت، از مردم عذرخواهی کرد. گفتنِ “اگر کوتاهی و قصوری در این زمینه بوده ، حتما به من و سازمان تربیت بدنی برمی گردد که خوب نتوانسته ایم جوانان خوب و شایسته ورزش را مدیریت کنیم و روح و جسم شان را برای حضور در این میدان بزرگ از همه جهت آماده سازیم…” برای شخص اول ورزش کشور سخت بود ولی مهندس برای خروج از بحران و فشارهای بی سابقه بر علیه خود، مجبور به عذرخواهی شد.

البته حاشیه های مهندس، محدود به اتفاقات ورزشی نبود!

بعد از اختلاس چند صدمیلیونی آقای ا.غ از نزدیکان علی آبادی و مدیرعامل سابق پرسپولیس در قضیه ساماندهی تماشاگران ایرانی در جام جهانی ۲۰۰۶ ، اختلاف های چند ده میلیاردی در قضیه هزینه های آماده سازی و حضور در المپیک، باعث شد فشار بر علی آبادی بسیار بیشتر شود.

البته همانطور که آقای علی آبادی در جلسه خصوصی با روسای فدراسیون های ورزشی در روز چهارم شهریور، تاکید کرده بودند “باید صبر کرد تا نتایج المپیک به دست فراموشی سپرده شود.”، اکنون اشتباهات رییس سازمان کم کم به دست فراموشی سپرده می شود و به عبارت بهتر در زیر سایه ی اشتباهات بزرگتر رییس جمهور، گم می شود!

چاپ شده در نشریه دانشجویی پژواک

تبلیغات

یک دیدگاه

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید