درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

42 Comments

  1. نیاز

    در امتداد زنده شدن …. زنده باد!!!
    روحمان را جلای ۲۴ عیار داد!

    پاسخ
  2. فرناز

    آقا مهدی احتمالا رشته رکسانا پزشکی که میگه ۷ سال

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      احتمال نمیخواد؛ قطعا همینطوره!

  3. فرناز

    سلاممم من از امروز خواننده ی پرو پا قرص وبلاگتون شدم .دانشجوی معماری ترم ۴ پیام نور!(زور،کور،هرچی میخوای اسمشو بذار) پرند (چرند بگم بهتره) هستم. دیشب هر کاری میکردم سایت یونی باز نمیشد (یکی نیست بگه سایت کی باز میشه ) منم به هر سایتی بگی متوسل شدم که یهو وب شمارو دیدم و کلی ذوق کردم ترم بالاییامون درسشون تموم شده آخه ما تو این بی استادی(برداشت از بناهای تاریخی ،معماری جهان ،حتی طرح ۱ که استادش ایرانفر بود قهر کرد رفت بعد طبرسا رو اوردن جاش اونم میخواد بره)(ببخشید اگه به حال ما گریه ت گرفت) امیدی به تموم شدن درسمون نداریم. خلاصه دیشب سایت یونیو بیخیال شدم چسبیدم به وب شما و خاطرات خوبی که از اینجا داشتید امیدوارم ما هم بتونیم خاطره خوب از دانشگاه به دست بیاریم. ببخشید سرتونو درد اوردم دلم خیلی پر بود..

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      اوووووووووووه… فکر کردی الان شرایطتون سخته؟! ما تا آخر ترم بعضی وقت ها استاد نداشتیم. ینی خودمون به صورت خودجوش درس رو ارائه، تنظیم و تحویل می دادیم!

  4. فاطمه

    خوچرا میزنی؟چرا اصا زورمیگی؟

    پاسخ
  5. نجمه قاسمی

    در ضمن دلم واسه خاطرات و شیطنتای محمد طاها تنگ شده بنویس بازم ازشون.

    پاسخ
  6. نجمه قاسمی

    تیترت باید مخفف چندتا کلمه باشه.. در ضمن چقدر خوب میشه حالا که بازدیدات ترکوندن شما هم مطلب طنزتو بیشتر کنی

    پاسخ
  7. ن.ساکن

    من کلا از این خاله زنک بازیایی که تو اینجا برگزار میشه خوشم نمیاد…ولی چون از ظواهر برمیاد که شما زندگی خصوصی نداری و همه ش به بازدید عموم دراومده یه سوال دارم ازتون…. این جا خیلی شبیه اینجا شب نیست دوشنبه شبه… نمیدونم جماعت نسوان مملکت ما خیلی بیکارند یا واقعا تعدادشون از ذکور بیشتره… برای من این نکته خیلی جالبه …شاید تو این دو مورد جاذبه های مشترک محتوایی وجود داره در هر حال اگه غیر اینه خوبه که شفاف سازی کنید…
    شما از اون دسته آدمایی هستید که از همه عالم (به خصوص از نزدیکترین اطرافیانشون)توقع از نوع بی جا دارند ولی خودشون … به نظرم خیلی مواقع یه طرفه به قاضی رفتید شایدم نظرتون اینه که اینجا وب خودتونه و میتونید هرچقدر که دلتون خواست از خودتون حمایت کنید و واسه خودتون دل بسوزونید و از خوب ماجرا این جا یه دنیا آدم هست که درکتون بکنن … ولی در هر صورت خوبه که آدم وجدان داشته باشه…
    به عنوان یک مخاطب و به دلیل سن وسال و تحصیلات جنابعالی ازتون انتظار جواب منطقی دارم… البته جوابتون به من کمکی نمیکنه صرفا برای اینه که خودتون با خودتون یه کم فکر کنید …

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      مشکل شما الان دقیقا چیه؟

  8. بهاره

    منم چهار سال قبلو خیلی دوست دارم بخصوص ترم اول و همه چی تر و تازه و بی شیله پیله بود اما بعدش انگاری که یه هو همه چی بزرگ شد یا بزرگ شدند یا بزرگ شدیم .ولی باز هم برای من شیرین ترینه .بعضی حس قابل درکه درکت می کنم تا حدی.
    پس این شعر در شما صدق نمی کنه مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمی کنه قدم میزنه .

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      آره… هیچوقت قدم زدن رو به گریه ترجیح نمیدم.

  9. شاپرک

    • این کامنت ربطی به کامنت قبل ندارد!

    از اونجایی که بنده ارادت خاصی به اون بخش میتی شناسی دارم، جا داشت بگم:
    «تو» خودتی!
    مردک داری تو وبت مینویسی، باز ربطش دادی به اون؟ آدم احساس چغندر بودن میکنه وختی یهو میبینه پستی که داره میخونه و اصنم لازم نیس مخاطب خاص داشته باشه، مخاطب خاص داره!

    پ.ن: من اصاب مصاب ندارماااااااااااا

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      خو لامصب همه جای زندگی رسوخ کرده بوده! تا کم کم بخواد فراموش شه زمان میبره. چه کنم؟
      + خودتو کنترل کن شاپی خانم!

  10. شاپرک

    • من احساس میکنم نفهمیدم تیترت ینی چی!

    ++ بابا یکی نیس منو توجیه کنه که چرا منم از اردیبهشت میترسم؟ آیا؟!
    – الان یه دلشوره ی عجیب به دلم افتاد… خدا نکنه اردیبهشت سال دیگه این چیزی که دارم بش فک میکنم اتفاق بیفته!… وای خاک به سرم!!!
    ملت دستاتونو ببرید بالا/با همدیگه بخونیم دعا!…

    +++ مهدی این یکی کامنتو نمیخام خودم ج خودمو بدم!

    ++++ محمد طاها خریدار نداشت؟ آیا؟
    (مهدی بی زحمت ببین میتونی این «محمدطاها» رو که تو خط قبل نوشتم،‌پررنگش کنی؟ با تشکر از خانواده های رجبی و اون یکی!)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      + نباید هم بفهمی! یک اسم من در آوردی واسه اکیپ دانشگاهمونه.
      ++ البته فک کنم ترس من با ترس تو متفاوت باشه.
      +++ آورین.. اینجوری جواب منم قاتی نمیشه با جواب های خودت.
      ++++ از چه نظر خریدار نداشت؟

  11. مریم ممم

    آخی … کنکور دانشگاه…دبیرستان….خر خونی….امروز کلاس ریاضی…کنسل….حالا تنبلی…درس نخوندن…
    بد دردی رو زنده کردی…
    یاد دو راهی ک پیش رومه افتادم۱_صبر کنم سال ۹۲ کنکور بدم و سه ساله بشم۲_برم پیام نور داراب ….

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      داغ دل همه تازه شد ها! :((

  12. کنکوری...

    زین پس تو همه پستام اسمت رو میبینی!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      آورین آورین… درستش هم همینه!

  13. mary

    شاپی مگه تو شیمی نخوندی؟؟
    “تترا ” پسونده!”منز”ش نمیدونم کدوم عنصره؟:D تو جدول هست مستر؟

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      “منز”ش رو هنوز توی جدول مندلیف ثبت نکردیم!

  14. شا یسته

    یه چیز دیگه مهدی خیلی خوشحالم

    د,باره شدی مهدی قبلی البته حداقل
    شاید اینجوری نشون می دی
    ولی بازم خوبه

    x:

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      دعا کنید اولا این آرامش پایدار باشه و دوما شیب این وضع رو به بالا!

  15. شا یسته

    به جان خودم من همه اش دوساعت اینجا نبودم…..

    من الان ترم شیشم
    ولی عزا گرفتم که اگه کارشناسی ارشد در نیام

    چی می شه

    خودم می دونم چی می شه
    دیونه می شم

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      امروز بازدید به شکل عجیبی بالاست. وبگذر هم تعجب کرده!

  16. ركسانا

    راسی یادم رفت تبریک این روزهای خوب دوری از نگرانی درس و انتخاب وحد و …
    دعا کن منم این ٧سالم بگذره البته به خوبی و بدون افتادن و اینا!!!!
    منم معنی تیترتو نفهمیدم!!!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      هفت سال؟
      + قرار هم نبود بفهمید خو!

  17. سمیرا

    اخ شاپرک گفتی اره دقیقن یه حسی دارم منم که بااااااااااااااااااااااز این رو هم ربط داد به …
    حس چغندر بودن دقیقن داره رو منم اثر میذاره خو
    خودم میدونم چت روم نیس

    پاسخ
    1. سمیرا

      یه سوال :
      وبلاگ هستم علی ضیا رو چرا تو بخش وبلاگهای مفید گذاشتی تو ؟
      مثلن چه نکته ای مفیدی داره ؟
      جسارت نشه ها
      هویجوری سوال پیشششششششش اومد

    2. مهدی صالح پور

      خب نه توی حلقه ی اوله و نه توی حلقه دوم! چه کنم؟

  18. ریحانه

    اینقدر تعجب میکنم وقتی یه پسر رمانتیک!میبینم…
    من که دخترم این همه روز رمانتیک و پست رمانتیک تو وبلاگم ندارم…..
    گریه خوبه ها…ولی زیادیش واسه یه آقاپسر بیست و سه ساله زیاده!!!
    زنتم اگه با گریه مرد مشکلی نداشته باشه وقتی زیاد اشکتو ببینه احساس میکنه پشتش خالی شده نمیتونه بهت تکیه کنه بعد از این اعتقادش پشیمون میشه!
    ولی در کل حق داری مردای اردیبهشتی خیلی احساساتین خیلی هم گل ن!(سو تفاهم نشه با شما نبودم با بابام بودم!)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      …و بیشترین ضربه ای که آدم می تواند بخورد از احساساتش است.
      + واسه همین از اردیبهشت می ترسم.

  19. سمیرا

    تو اصن این روزا بهم ریخته ای دیگه لازم نیس توضی بدی :)
    ایشالله ما هم به این حسی که میگی برسیم حس خوبی دارد، اینکه دیگر درس ت تمام شده و استرس و دردسرهای انتخاب واحد و کلاس و شهریه و امتحان و اینها را نداری هعـــــــــــــــــــــــــی :دی

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      میخوام سعی کنم روزنوشت هام طنزش بیشترتر شه. ولی…

  20. فاطمه

    گاه میشود دوستانت را ب یک لبخند دعوت کنی…
    الان بخند تا دنیا ب روت بخنده

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      با ه آخر چسبان مشکل داری؟

  21. ركسانا

    خب حالا که اول بودنمو اعلام کردم بگم خوب نوشته بودی!! ولی به توضیحات بیشتر نیاز داره!!
    راسی امروز دچاو یاس فلسفی شدم که … ولش کن بیخیال
    برم درسمو بخونم

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      وبلاگ دوربرگردون آماده شنیدن هرگونه یاس فلسفی می باشد!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۱۰