درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

76 Comments

  1. شادی حسین‌نیا

    خیلی کنجکاوم, یا شاید م فضول‌م, با شاید م فقط دوس دارم یه چیزایی رو بدونم؛ ولی فک می‌کنم نه الان شما وقت دارین نه به من ربط داره دونستن‌شون! :|

    پاسخ
  2. مائده

    در برابر مخاطبان بهتر نیست همکاران را با لفظ آقا صداکنید؟؟
    ____________آقای روا___________ از اولشم حرفه ای بودن شما خبر نداشتین

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ها؟ کلاس چندی الان عمو؟ برو با بزرگترت بیا!

  3. مريم ممم

    نمی دونم از همون روزای اول برام این شکلی بودید..
    اما خدا روشکر ک یه دوربرگردونی بود و هست ک مهدی صالح پور اونو می نویسه و روایت میکنه…

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      والا دوستان خیلی دوس ندارن یه دوربرگردونی بنویسه و روایت کنه. می ترسن…

  4. مريم ممم

    از پشت کنکور تا حالا ک دوسال ازش گذشته دوربرگردون رو میخونم اوایل فقط خواننده بودم بعد سکوت رو شکستم و شروع کردم ب حرف زدن تووی دوربرگردون و بعد دوباره سکوت و خواننده بودن…من با دوربرگردون و نوشته های مهمدی صالح پور گریه می کردم و می خندیدم و فکر میکردم خاطره بازی میکردم و
    میکنم…
    چیزی ک خوشحالم میکنه موفقیت شماس هرجا ک باشید…مهدی صالح پوری ک همیشه میگفتم ترسناکه…

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      من چرا باید ترسناک باشم آخه؟!

  5. ســتــاره

    خسته نباشید…….
    من با اولین برنامه ای که ارتباط برقرار کردم شیشتاییا بود…….تقریبا از اولین مجریی که خوشم اومد داداش روا بود…
    اولین برنامه ای که به خاطر اتمامش بدجوری ناراحت شدمو گریه کردم شیشتاییا بود…
    تنها برنامه هایی که خیلییییییی دوست داشتم کارای گروه شما بود…
    و ما هم با شماها خاطرات خوب و ماندگاری داریم…خاطراتی که هربار مرورش می کنم و لذت می برم شاید بعد این لذت بردن یک آه کوتاه همراه است و اینکه کاشکی بازم بودید با همون انگیزه و برنامه قبل
    خیابان ایران هم خوب بود ولی یه سری از موضوعاتش مطمئنا دغدغه یه نوجوون نبود…ولی در کل عالییییییییییی بود…
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    حرفام زیاده ولی شما هم گناه دارین دیگه….پس
    زنــده باد:)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ولی من خودم از تموم شدن نیمروز بیشتر ناراحت شدم.

  6. طــــوبی

    در ناباوری به سر میبیرم
    یه مدت اینجا اصلا سر نزدم
    از یه کم قبل کنکور تا الان راستش!

    همیشه گروه پرشان رو خیلی خیلی زیاد دوست داشتم
    جزو بهترین گروه هایی بود که باهاشون برخورد کردم و دوست داشتم باهاشون در ارتباط بمونم
    تا حدودی هم خب شد…
    تک تک این گروه …
    برام معجزه وار خوب بودن،بودنشون،بودن همتون…
    یه جورایی امیدوار میشدم با بودن پرشان،خوش بین
    آینده را میتوانستم حتی دوست داشته باشم تا بیاد
    ولی…
    این تیر خلاص تو قلب همه میره …
    دوست نداشتم باورش کنم
    هر آغازی پایانی داره و این بار تلخ تر از همیشه بهم ثابت شد!
    حیف..
    فقط حیف…
    :)
    ما دوستدار شما میمونیم..
    همیشه…
    بهترین ها رو براتون آرزو میکنم…

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      :) شما لطف دارین…
      یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه! :D

  7. me

    آقای صالح پور منظور من از حیف دقیقا خود شما بودین که از این گروه رفتین..
    منظور بدی نداشتم

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      من با منظور بدی جواب ندادم

  8. محدّثه آقائى

    :D
    ممم
    چی باید بگم؟!
    :D
    :)
    خب فک کنم همین که خاطرات خوب داریم خوبه…قبل از هیجده سالگی و بعدش؛سال کنکور و سال قبلش؛بچه محلِ مدرسه مون بودن؛بعد اینکه مِهدی نه و مَهدی و فقط داییِ شادی بودن و عاقا نه و آقا و…دانش آموز س صابون :))
    نیمروزُ دیدم و دوس داشتم.شیش تاییا و اینا رو درکل ١٠ برنامه رو شاید دیده باشم.سیزده بدرُ تیتراژشم ندیدم!خیابان ایرانم فک کنم ٢-٣باری دیده باشم…
    به هرحال از اعماق دلم آرزو دارم همه ی روزای خوبِ دنیا پیش روتون باشه :)
    +دارید شادی رو دعامیکنید منم یادتون نره -_-

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      چه خوب یه سری جزییات ریز بامزه رو یادته! توالی شون حال م رو خوب کرد.
      + ما همه رو دعا می کنیم؛ عادلانه!

  9. آتوسا کمالی

    شرمنده نمی دونم چرا اینقدر غلط تایپی دارم از بس کارامو تند تند انجام می دم
    منظورم از فهمیدن خیلی چیزا واسه مخاطب سخته اینه که مخاطب اصلا با دیدن برنامه ها این حس بهش منتقل نمیشه که اینقدر مشکل پشت صحنه وجود داره!

    پاسخ
  10. آتوسا کمالی

    سلام
    جالبه که باره ابا دیدن خیابان ایران که از نظر خودم شبهای روتین اولش با اون زمان پخش ناجورش با این که به دلم می شست تو دلم آرزو می کردم کاش به جای یه برنامه ۱۸۰ دقیقه ای یه برنامهی۳۰ دقیقه ای به جذابیت ۶تایی که رو انتن می رفت
    خوب درک خیلی از جملات واسه مخاطبا سخته ؛ مثلا ته کشیدن پولا و دلخوری و خلی چیزار و عمرا بتوانه مخاطب بفهمه .
    جواب سوال بالا رو هم بدید ممنون میشیم.
    ایشاالله به خوبی وخوشی برید سر زندگیتون وسال ها ا امیو ودلخوشی لبخند رولب و اتفاقات قشنک کنار هم زندگی کنید برامون برنامه بسازید و کلی چیز خوب خوب .
    واسه ما هم دعاکنید
    ماهم دعا می کنیم پرشان بشه همون پرشان با حضور دائمی شمال و خانمتون و سایرین با دوام و برقرار
    زنده باد برای روز های خوب که می آید

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      جواب کدوم سوال رو دقیقن؟!
      + پرشان از نظر من دیگه روزهای خوبش رو تکرار نخواهد کرد. دلایلی هم دارم که ترجیح میدم نگم.

  11. ز.سین.حقانی

    سلام آقای صالح پور.

    من هم یه جورایی در یک جاهایی به عنوان مجری فعالیت می کنم.
    جاهایی هم به عنوان عوامل پشت صحنه و جاهایی هم نویسنده هستم!
    البته نه مثل شما،فعال و کوشا و عالی!
    در حد کم،در حد خودم!!!!!!!!

    اینا رو گفتم برای اینکه بدونید میدونم چه ماجراها و داستان هایی پشت هر برنامه هست!!
    و یک برنامه خوب،تنها زمانی روال عادی رو داره که اعضا پشت هم باشن و انتقاد پذیررر!

    متاسفانه یک نفر هم توی شهر ما از یه مجری و اجراش انتقاد کرد و نمیدونید که چی شد!!!!!!!!
    نگم بهتره،قصه مون بی کارگردانه!سر و ته نداره!!!!!!!!!!!!!

    راستی اگه در زمینه نویسندگی برای یک برنامه در پیش رو واستون مزاحمتی داشته باشم،می تونید یاریم کنید؟؟؟؟؟
    خواهش می کنم چون واسم مهمه و داره دیر هم میشه!
    اگه میشه به آدرس
    z.haqani@chmail.ir
    ایمیل بدید تا بگم واستون!

    ممنونم.
    یا علی مدد

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      من که همیشه اماده و در صحنه م. ولی به نظرم شما به MahdiSalehpoor@gmail.com ایمیل بزنید بهتر باشه؛ نه؟!

  12. Rayehe

    کتاب چاپ شده…
    سایت…
    نشریه….
    و کلی هدفهای دیگه ی عمل نشده…

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      توی بی نظمی هیچ هدفی رنگ اجرا به خودش نمی گیره.
      همه ی اینها بزودی اتفاق میفته. با نظم البته!

  13. Rayehe

    heeey…(همون آه)
    -پرشان…یه گروه دوست داشتنی که انرژی بخش بودن برام تو دوران کنکورم…
    -تو این یه سال‌ه بعدِ کنکور همش می گفتم تقصیر خودمه که دیگه حال و حوصله هیچ چیزی حتی پرشان رو ندارم اما ماه رمضون سال قبل با ماه ترین ماه(هرچند که برام خاطره ساز نبود) خوش بودم و ذوق زده از اینکه کاری از گروه پرشان‌ه…
    -بعد از اون هم کلی فاصله افتاد تا خیابان ایران شروع شه..به بی انگیزگی من؛ کم پیدا بودن پرشانی ها تو وب هاشون بود که من رو دلسردتر کرد…
    -چه روزهای قشنگی بود که برای موفقیت پرشان دعا می کردیم…
    – نمی دونم جمله هامو چجوری کنار هم بچینم که بگن تو دلم چه خبره…
    فقط اینکه دلم برای دایی میتی ای که همیشه جلو جلو از پرشان برامون خبر میاورد تنگ میشه…شما که هستی اما دیگه نویسنده ی پرشان_____________
    من که نفهمیدم چی نوشتم امیدوارم شما متوجه شده باشی…
    امیدوارم بعد این جدایی حداقل راه های روشنی پیش روت باشه که این حال بد رو عوض کنه……….

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      می فهمم. حال شما متاثر از حال ما بود. روزهایی بود که خیلی خوب بودیم و این خوب بودن خودش رو توی برنامه ها و… نشون میداد. اما وقتی هیچ حال خوبی توی گروه پیدا نشه، نتیجه ش میشه اینی که الان اتفاق افتاد.

    1. مهدی صالح پور

      حیف جوونی ما بود که… استغفرالله! دهان ما رو باز می کنید!

  14. مريم اسطوري

    برنامه خوب میسازید و برنامه خوب هم دیدن داره تشکر باید از طرف من باشه
    حال خوب شما تاثیر مثبت داره هر وقت اینجا رو باز کردم و دیدم حالتون خوبه منم خوشحال شدم
    ایشالا همیشه ته دلتون راضی باشه
    خوشبختی …

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      سعی کنین خیلی حالتون وابسته به دوربرگردون نباشه! اینجا خیلی حالی به حالیه. اصن مشخص نمی کنه کی خوبه و کی بد.

  15. مائده

    سلام اقای صالح پور
    شما یه جا گفتین “روا ” هنوز خوب بود…
    یعنی چی؟ یعنی اقای روا تو این ۴ سال تغییر کردن؟
    امیدوارم اون چیزی ک من فهمیدم نباشه
    زنده باد

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      روا حرفه ای شده. خب این هم می تونه خوب باشه هم بد. بستگی داره از کدوم منظر به مسئله نگاه کنیم.

  16. بهاره

    انشاالله که خیره . خوشحال باشید که شدید بخشی از خاطره خوب آدمها . و به امید خاطره سازی .

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      خیر که قطعاً خیره. :) همین خوشحالی ه که حالمون رو خوب می کنه.

  17. دورادور

    چه خوب که اومدی!
    با عرض معذرت باید بگم ایمیلی که فرستادی نادانسته و ناخواسته و نخوانده حتی حذف شد.
    ممنون میشم دوباره زحمتشو بکشی.
    ما هستیم ایشالا. ایشالا که شما هم همیشه باشید.
    با یک عالمه آرزوی خوب و قبولی نماز روزه هاتون.
    برقرار باشید.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      من؟ ایمیل؟ حدف؟ ناخواسته؟!
      من که کاری نکردم. سیستم اتوماتیک ایمیل زده بهت؛ مثل همین ایمیلی که الان به واسطه این جواب برات ارسال میشه.

  18. دورادور

    “بعد از عید هم تمام و کمال به برنامه گذشت. اما هر چی انگیزه و شور و اشتیاق و ذوق و حتی پول بود ته کشید و… تمام شد.”


    میشه بگی بعد از عید چه اتفاقی برای این انگیزه ها و شور و اشتیاق و ذوق و (حالا پول بماند) افتاد که یهو ته کشید و تمام شد؟ خیییییییلی کنجکاوم بدونم. و اگه فضولی تلقی نشه دلم می خواد بدونم با چه کسی دقیقن مشکل پیدا کردی که این تصمیمُ گرفتی.
    واقعا دلم می خواد تو و محیا باشید تو پرشان، اما دعا می کنم هر اتفاقی که میفته واستون در نهایت خیر باشه.
    ممنون از تمااااااااااااامی زحمات و تلاش ها و خستگی ها و دغدغه هایی که برای بهتر شدن گروه و پرشان داشتین. خداقوت و دست مریزاد.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      الان شاید فرصت مناسبی برای تشریح این اتفاقات نباشه اما حتما مفصل خواهم نوشت.

  19. هستی

    تمام حرفایی که تو ذهنم بود واسه گفتن لابه لای کامنتای بچه هادیدم..
    فقط میدونم از خوندن این متن و جداییتون از گروه و فقط از اون روزهای خوب و پر صمیمیتتون خاطره موندنش دلم گرفت و اشک تو چشام جمع شد ما با گروه شما روزآی خوبی داشتیم روزآی قشنگی داشتیم از نیمروز گرفته تا خیابان ایران همه. برنامه ها رو به اعتبار وجود تک تک بچه هاتون میدیدم. کاش میشد که اینجوری نمیشد چرا عمر. روزای خوب انقد کوتاهه.. ما با گروه شما خاطره سازی کردیم . یادش بخیر اون روزایی که ذوق داشتیم واسه برنامه.. یادش بخیر اون روزایی کهومدیم آلباینجا منتظر پی موندیم که آقای صالحپور بیاد و برامون از کار جدید بگه.. یادش بخیر که وقتی میفهمیدیم برنامه تو راهه چقد ذوق میکردیم.. رفتن شما یعنی کمرنگ شدن گروه یعنی بعد از مدتی نابودی گروه یعنی دیگه. ناامید شدنمون از وجود یه برنامه خوب با گروه پرشان
    هعیییی خدا… ایشالله که همیشه لباتون خندون باشه جیباتونم پر پول.. ایشالله هرچی خیره پیش پاتون باشه
    فقط به امید روزی میمونیم که پرشان دوباره بیاد باهمه اعضاش

    پاسخ
  20. فرگل

    این نیز بگذرد!

    پاسخ
  21. نفیسه

    سلام
    نمیدونم دقیقا این وسط مقصر کیه
    این دومین خبر بد از گروه پرشان بود برام
    قبول کردنش یکم سخته.
    واقعا اون همه صفا و صمیمیت کجا رفت؟
    یادش بخیر کاش تیمتون در حد همون نیمروز و دغدغه هاش می موند
    لااقل دوست داشتنی تر بود.
    برا ما که تو این چند سال از لحظه به لحظه گروه خبر میگرفتیم
    خیلی ناراحت کننده است.
    دلم از دست آقای جوادزاده پره…
    به هر حال اتفاقیه که افتاده. به قول خودتون محیا رو که دارین.
    ایشالله موفق باشین و کلی اتفاقای خوب براتون رقم بخوره.
    هنوزم خاطرتون عزیزه و پی گیر کاراتون میشیم.
    یاعلی

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      دل من هم از آقای جوادزاده پره…
      دعامون کنید

  22. سلاله

    نمیدونم چی شد که اینجوری شد ولی اینو میدونم که اگه دیگه توی پرشان مهدی صالح پور و محیا ساعدی وجود نداشته باشن خیلی زود پرونده این گروه خاطره ساز بسته میشه
    این گروه با شما شروع کرد و شما مثل حلقه های یه زنجیر بودید اگه دوتا حلقه از یه زنجیر حذف بشن خب زنجیر از هم میپاشه
    خیلی حیف شد که شما از این گروه جدا شدید و قطعا دل همه مون براتون تنگ میشه
    امیدوارم هرجا از این به بعد فعالیت میکنید بازم یکی از بهترین ها باشید:)
    +به شدت واسم سواله از کی از این به بعد بیشتر حرف خواهید زد البته میشه حدس زد···!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      خیلی ها رفتن و خیلی ها اومدن. پرشان به این رفت و آمد ها عادت داره! نگران نباشید…

  23. مرضیه

    سلام.
    من هم تو این تقریباً ۴ سال کنار دوربرگردون بودم و دیدم بعضی ناراحتی ها رو که حل و فصل شد یا موندگار شد و خودت تنهایی بار غمش رو به دوش کشیدی و بعضی خوشحالی ها رو هم دیدم که با بقیه شریک شدی.
    این سختی های زندگی پیش درآمد یه سری سادگی و خوشیه.
    مثل محیا.(سختی قبلش رو خودت میدونی و سادگی و خوبی الانش رو)
    نذار این سختی ها خیلی رو دلت بمونه.
    سختی وقتی زیاد میمونه نمیذاره خوشی و سادگی بعدش لذت بخش بشه.
    الان فقط به همین بودن محیا فکر کن که این ۴ سال به قول خودت شاید سخت برات رقم خورده.
    محکم بوی. محکم تر باش:)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      :) مرسی!
      مرسی از انرژی های تو و همه ی بچه ها!

  24. دو نقطه لبخند

    من از گرد و خاک گرفتن خاطرات خوبتون و خوبمون میترسم.از خاک گرفتن ذوق و شوقها و امیدها..شادی هایی که در پس روزها ی خاطره سازیتون پنهان شد ..میشه به بازمانده هاتون اینو بگین؟؟

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      شما باید اینو به بازمانده ها بگین!

  25. دو نقطه لبخند

    راستی اگه واقعا دلتون میخواد اتفاقات تلخی نداشته باشین باید خیلی جاها ساکت باشین خیلی از آدما و کاراشونو نبیبنین.خیلی از خیلی هارو حتی حس نکنید …اتفاقات تلخ با مجسمه ها میونه ی خوبی نداره:))کاش مخاطباتون کافی بودن برای تموم اون انگیزه های از دست رفته :(((((((

    پاسخ
  26. دو نقطه لبخند

    راستش هیچ فکری در مورد این اتفاقات تلخی که گفتین نمیکنم!اتفاقات تلخی که نمیدونم شامل چه کسانی بوده و چرا ؟زیادهم مهم نیس !! البته برای من که از کار حرفه ای اونم در صدا و سیما چیزی سردر نمیارم من فقط یه مخاطبم ..اما اینو میدونم توی هر کاری اتفاقات تلخ و شیرین زیاد هست منتها کم و زیاد داره و فکر میکنم این اتفاقات برای شما به حد اوج خودش رسیده(با توجه به پستتون) .. با وجود تمام این ها حق دارم که راحت بهتون نگم به سلامت!! ..امیدوارم برگردین و خداحافظیتونو باور نمیکنم.. بعد از شیش تایی آ و سایت شیش تایی آ که باعث شد گروه پرشانو بشناسم مثل ما بودن آدما ی این قاب شیشه ای رو حس کردم و ممنونم …شما و محیا جان ممکنه از گروه پرشان خداحافظی کنید ولی خاطراتی که گروه پرشان با شما برای خیلی از ماها ساختین فراموش نشدنیه ..شما چه برین و چه بمونید اسمتون همیشه تو ذهن ماها کنار حامد جوادزاده و عبدالله روا و نرگس فتحی و ….باقی خواهد موند..امیدوارم ماها تو این اتفاقات تلخ سهمی نداشته باشیم حداقل و همه ی اون حس خوبی که یه روزی توی برنامه ای به اسم شیش تایی آبهمون دادینو بتونیم قدر دان باشیم ..حس خوب یه خانواده بودنو
    پی نوشت۱:نمیشه بمونید؟؟؟!!
    پی نوشت۲:یه جورایی بعد شیش تایی آ غصه خوردنو یاد گرفتیم:)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      شدنش که نمیشه. ولی ایشالا خدا عاقبت همه رو خیر کنه.
      + قطعاً مخاطبا هیچ نقشی در این رفتن نداشتن؛ شما عذاب وجدان نداشته باشین! :)
      + ان شا الله که خیره…

  27. **ریحانه**

    چرا بقیه اش تو کامنت بالا چاپ نشده!!
    بقیه اش(هر کجا رفتین و هرکاری کردین , موفق و شاد باشید!
    مواظب خودتون و خوبی هاتون و لبخندتون باشید . . .
    زنده باد . . .)

    پاسخ
  28. **ریحانه**

    آره دیگه ؛ :( بلااخره همه چی یه روز تموم شه!
    سه سال پیش ؛ همکاریه آقای جواد زاده با علی زاهدی و افشین حسین خانی تموم
    شد!:(
    پارسال؛ همکاریه آقای آذری و نرگس فتحی با گروه پرشان!
    امسالم شما و محیا ساعدی!
    این وداع برای من و همه طرفداران؛ ینی ناامیدی! ینی دیگه هیچوقت برنامه ای مثل :نیمروز و شیشتاییا ساخته نمیشه!!
    عیبی نداره نیمروز ۶تاییا هم واسه ما میشه خاطره! خاطره ای یه هیچوقت امید به زنده شدنش نداریم!
    دایی میتی میدونی بانوشته ها و موضوع های قشنگت بهترین و رنگی ترین روزای عمره منو درست کردی!
    شما بهترین نویسنده ی دنیایی . . .
    امیدوارم هم خودت هم همسره مهربونت؛هرجا که رفتین و

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      نکته: آقای حسین خانی؛ ورود و خروجشون از دفتر آقای زاهدی ربطی به آقای جوادزاده نداشتتن. ایشون یکسال بعد از رفتنِ حامد جوادزاده به تیم آقای زاهدی پیوستن.
      + خیلی چیزا داره حیف میشه. خیلی چیزا هم حیف شدن…

  29. فاطمه سهرابی

    زندگی همینه دیگه .ناپایدار وگذران به قولی
    کار دنیا نمی ماند به یک سامان
    در نمی گردد به یک پاگرد
    گاهی ،این تغییرات منشا اتفاقات خوبی خواهد بود :)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ان شا الله که همین طوره… دعامون کنین.

  30. معصومه سادات

    من برنامه های شیش تاییا-فرش سپید و با کی بریم سیزده بدر رو کامل دیدم به نظرم خیلی خوب بودن در واقع عالی بودن
    من یه نوجوونم برنامه شیش تاییا-فرش سپید اولین و آخرین برنامه نوجوانانه عالی زندگیم بود که دیدم
    بابا رو ببوسید
    پیروز

    پاسخ
  31. فاطمه غفاری

    بعله. …بازم میشه زندگی کرد….حتی بی پرشان….
    ممنون از زحمات شما و محیا جون ک این چن هزار و چن صد روز تلویزیون دیدنو واس ما ارامش بخش کرده بود…..
    ممنون از زحمات بی دریغتون…..
    +اخرش نفهمیدم مقصر کیه…اصن ولش ….چهاهمیت داره‌؟!
    ++عاقا چن روز دیه عروسیتونه….این مهمه….مبارکه…..ایشالله به پای هم پیر و چروکیده(!)بشین….بله….
    و….زندگی ادامه دارد…..

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      + مقصر؟! شوخی می کنی؟! اینجا هیچکس تقصیری نداره. ینی زیرِ بار نمی ره. اما ما همه مون مقصریم!

  32. سحر

    سلام.
    آقای صالح پور خیلی ناراحت شدم از جدا شدنتون.
    من نمیدونم دقیقا چی شده ولی یکمی باورش سخته که اون گروه صمیمی…
    خب همیشه گفته بودم که آقای جوادزاده اصلا توانایی اداره ی نه برنامه رو دارن نه گروه رو و اصلا هیچ کارشون حساب و کتاب نداره و ب خاطره همینه که همیشه هیچ برنامشون سر وقت و منظم نیست.
    و به نظر من ایشون توی مدیریت بسیار ضعیف هستند.
    ولی حالا نمیدونم ک جدایی شما از پرشان به خاطر ایشون هست یا نه…
    ولی خب یه چیزی برای من بسیار واضحه اینکه هیچ چیزی توی این دنیا باقی نمی مونه.
    من هر جایی رفتم با هر کسی بودم هر چیزی دیدم بعد از یه دوره ی خوب وخندون نابود شده.
    و هر بار میگفتم چی می شد که همه چیز مثل روزای اولش می شد؟

    من اینروزا جدایی رو دارم می بینم و باهاش زندگی میکنم که فکر کردن بهش حال آدم رو بد میکنه جدا شدن شما از گروهتون در مقابلش هیچه….
    خدا رو شکر که اگه اونا آدمهای تاثیر گذاری توی زندگیتون نبودن ازشون جدا شدین و مجبور نبودین از آدمای عزیزی توی زندگیتون جدا بشید که ضربه روحی خیلی بدی بخورید
    به هر حال صلاح خدا رو هم همیشه به یاد داشته باشید… که البته همینطوره و شما از من خیلی بهتر میدونید ولی این بیشتر یه صحبت دوستانست….
    خرج این موضوع شاید فقط چند وقت دل گرفتگی و شاید دلتنگی باشه بعدش همه چیز عادی میشه.

    یه داستانی هس که میگه یه آقایی یه چیزی رو گم کرده بود اومد بیرون فکر میکرد همسایشون دزدیده به نظرش اومد همسایه چقدر شبیه به آدمای دزده وقتی رفت خونه دید همسرش اون وسیله رو پیدا کرده اومد بیرون دید اون همسایه چقدر شبیه به آدمای شریفه.

    اینو گفتم ک بگم آدما وقتی رابطشون خراب میشه از آدمای اون طرف رابطه یه چیزای بدی میسازن ک انگار خودشون نبودن که یه زمانی باهاشون خاطره های خوب داشتن.و وقتی ک با اونا دوستن ازشون فرشته میسازن
    ازتون میخوام شما مثل اون آقاهه نشید و گروه پرشان همیشه براتون همونایی باشن که به قول خودتون روزای سرد دفتر رو باهاشون شروع کردین و با همه سختی هاش ساختین.
    همونایی که ما تو پشت صحنه ی شیش تاییا میدیدیم.

    یادش یخیر تمام اون پستایی که شما میذاشتید و از شروع یه برنامه میگفتین ولی آدمو جون به لب میکردین تا کاملشو بگید ولی همیشه این شما بودید ک بهمون خبر میدادین و ما مثل فاتحان یک قله!!! میرفتیم وب آقای روا و آقای جواد زاده میگفتیم ما که میدونیم برنامه چیه حالا شما هی نگید!!!!!!

    یادش بخیر اون پست های پشت صحنه….
    یاد روزای خوب شیش تاییا و از اون بهتر اوایل نیمروز….
    برنامه نه زیاد خوب ماه ترین ماه….
    برنامه خوب با کی بریم سیزده به در…

    یاد همه چیز به خیر و واقعا چی میشد روزای خوب تموم نمی شد؟

    ببخشید خیلی طولانی شد . هدفم از نوشتن اینا بیشتر یه درد و دل بود نه چیزه دیگه…

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      قطعا مواردی که توی چند خط اول گفتین بی تاثیر نیست.
      + کاش بشه که باز هم دوستی مون برقرار بمونه.

  33. سمیرا

    نمیدونم چرا این نوشته بالا رو دو بار خوندم تا بفهمم و لی راستش درست نفهمیدم ک چرا اینجوری شد!
    چون از هیچی خبر ندارم….تو جمله های آخر نوشتت بودم ک یه چیزی بدجوری ذهنمو مشغول کرد ک واقعا واقعا از رو ظاهر نمیشه قضاوت کرد،من هیچ وقت فکر نمیکردم روزی چنین اتفاقی بیفته/
    ک روزی بخوای تو پرشان ایده نباشی…
    امیدوارم این ” به پایان آمد این دفتر ” شروع دوباره ای باشه برای موفقیت های بعدیت با محیا:)
    موفق باشی آقای نویسنده…

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      بعضی وقت ها حفظ ظاهر جواب نمیده. کاریش هم نمیشه کرد.
      مرسی… دعامون کنین.

  34. فاطمه اعتمادی

    سلام اقا مهدی گل این خیلی تلخه که میخوای از پرشان بری البته من قضاوتی نمی کنم ودر مقام قضاوت هم نیستم قطعا شما بهترین تصمیم رو برای زندگیتون میگیرید وهمیشه ثابت کردید که بهترین هستید

    ما هممون تمام کسایی که میان اینجا از برنامهاتون خاطره دارن همشون همه چی از نیمروز شروع شد اون روزهای استسنایی با امکانات شاید خیلی کمتر از برنامه های دیگه که براشون میلیاردی خرج میشه نیمروز تو دلمون نشست چرا چون ادماش دلی کار می کردن من شما رو از همون موقع میشناسم یادمه یه روز داشتم وب گردی میکردم که به اسم شما برخوردم

    بعدشم برنامه های دیگه هم همونطور اما یه سوال همیشه تو ذهن من وخیلی از مخاطب های نیمروز موند
    می خوام صادقانه بگم همون ماجرای عیجب وغریب نیمروز وتموم شدنش رفتن یهویی گروه پرشان از نیمروز وحتی شبکه سه چی بوده خوب سواله برام نظر شخصی منه اگه بازم پرشان با کادر اقای زاهدی برنامه میساخت حتی قوی تر از تموم این کارا هم میشد
    به هر حال
    برای شما ومحیا خانوم گل ارزوی موفقیت دارم وخوشبختی ولب خندون وسایه خدا تو زندگیتون

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      آدم ها عوض میشن. و این عوض شدن باعث میشه دیگه نتونن با هم کار کنن. مث آقای جوادزاده ی ۳ سال پیش و جدایی ش از آقای زاهدی / مث همین روزهای ما!

  35. مريم اسطوري

    حکایت همچنان باقی ست ایشالا موفق تر از قبل

    پاسخ
  36. صدیقه (زهرا)

    سلام.
    من قضاوت نمیکنم!چون در جریان همه چی نیستم،اما واقعا این سوال برام پیش اومده که چرا!چرا عضو ۴ ساله ی یه گروه باید دیگه نباشه!با شناختی که من از پرشان ایده داشتم،نمیتونم تصور کنم صرفا دلیلش یه انتقاد و شکایت باشه!
    به هر حال امید وارم این قطع همکاری، باعث پایان دوستی تون نشه!
    برای شماو محیا خانوم گل،آرزوی موفقیت هر چه بیشتر دارم…

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      خب اتفاقات زیادی می افته. خیلی ها می رن و خیلی ها میان و خیلی چیزها عوض میشه.
      رفتن بعضی ها رو نمی تونی تحمل کنی؛ همونطور که اومدن بعضی ها رو!
      قطعاً ۴ سال همکاری با یه انتقاد از بین نمی ره… هر چند یه انتقاد می تونه ۴ سال همکاری رو نابود کنه.
      خدا عاقبت همه مون رو به خیر کنه…

  37. **ریحانه**

    الان من نفمیدم! ینی شما و محیا دیگه جزو گروه پرشان نیستید!!!
    اگه اینطوری باشه که دیگه گروه پرشانی وجود نداره!
    دیگه ”خاطره ای” حداقل واسه ی خوده من ساخته نمیشه!
    ینی گروهی که بهترین روزای منو درست کرده؛ به همین راحتی از هم پاشید!
    ینی همه چی تموم شد!!
    :(
    دوست ندارم باور کنم! امیدوارم اشتباه فهمیده باشم!
    نرگس فتحی و آقای آذری واسه نابودیه پرشان کافی نبود!
    گله ای از شما ندارم و نمیتونم داشته باشم!
    براتون آرزوی موفقیت میکنم و برای خودم آرزوی حاله خوب!
    اگه درست فهمیده باشم این خبرم یه شوکه ناگهانی بود مث پایان(شیشتاییا )فرش سپید

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      درست فهمیدی… و پرشان هست؛ حتی بدون هیچکس!
      جلوی بعضی اتفاقات رو نمیشه گرفت.

  38. شادی حسین‌نیا

    این‌جا هنوزم اون‌قدر خوب‌ه که آینه‌ی تمام و کمال زندگی‌ت‌ه!
    :) همیشه‌ها عادت داشتم از ته آرشیو دوربرگردون بیام بالا و دقیقن ببینم چه‌طور رسیدی به جایی که هستی. تو زندگی بقیه‌ی آدم‌آ هم اتفاقایی می‌فته که تیتر می‌شن و مسیر زندگی‌شون‌و عوض می‌کنن؛ ولی کم‌تر کسی یه زندگیِ مکتوبِ این‌شکلی داره!
    دعوا اولی‌ه رو خوبِ خوب یادم‌ه. (داریم مردم؟! :D)

    یکی دو سال دیگه این پستی که الان بالای آرشیوه باز می‌ره اون وسط‌آ و ازش بالا اومدی ;) :) و بعد رسیدی یه جای به‌تر! و بعد شاید مث حامد جوادزاده و نرگس فتحی، مهدی صالح‌پور و محیا ساعدی بشن زوجی که یه دفتر آروم دارن و کلی هم‌کار و کلی کار و شوق و ذوق و حتا پول!

    من خوش‌حال‌م :)

    + متقابلن از ته دل دعام کنید. -_- ;(

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      :) البته داشتن چنین آرشیو مکتوبی دردسرهایی هم داره! :D
      + خدا نکنه که شبیه کسی بشیم. ما زندگی مون رو بیشتر از بقیه دوست داریم! (بهت توضیح میدم چرا این خط رو نوشتم!)
      + دعا ت می کنیم.

  39. فاطمه

    بهم نخندین ها ! ولی الان کدوم دفتر به پایان اومد ؟ پرشان ؟

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      پرشان سرجاشه؛ دفترِ مشترکِ ما و پرشان!

  40. مريم اسطوري

    سلام
    (مدت ها بود اینقدر مودب کامنت نذاشته بودم)
    حال مهدی صالح پور چطوره ؟ ب قول بابام رو ب راهی رو ب رشدی ؟
    یه کامنت خوب تو ذهنم بود ک نمیدونم چجوری بیانش کنم . من نوشتنمو از کامنت گذاشتن اینجا شرو کردم . از روحیه دادنا! از دعا کردنا
    من بیننده ثابت این برنامه هایی بودم ک گفته شد
    هر روز همراه نیمروز ناهار درس میکردم و کلی با این برنامه ذوق میکردم تا اینکه خبر تموم شدنش اومد و من دمق شدم .
    خبر دوم واسه من شروع روز از نو بود . روزای زوج تیم حامد جوادزاده . هر روز با صدای تیتراژ از خواب بیدار میشدم جلو تلویزیون لباس میپوشیدم و کارامو طول میدادم ک بیشتر برنامه رو ببینم . حتی یه وقتایی یادمه صبح زود بهونه میاوردم و مدرسه نمیرفتم م روز از نو رو ببینم . یادمه واسه روز مادر برنامتون عالی بود من تو اتاق گریه میکردم و مامانم جلو تلویزیون . گذشت و گذشت تا نوبت رسید ب شیش تاییا عزیز . از بین همه برنامه شیش تاییا رو میتونستم کامل ببینم . با اینکه کنکوری بودم یه برنامه رو هم از دست ندادم . ناراحت بودم ک نمیتونم فیلم بفرستم واسه تست اجرا تا اینکه با دوستم تماس گرفته شد و ازش خواستن ک بیاد واسه تست اما ب خاطر یه مشکل نتونست وگرنه شاید الان همکارتون بود .
    بعد هم نوبت سیزده بدر و ماه ترین ماه و خیابان ایران بود ک من ب خاطر ساعت پخش و کنکوری بودم نتونستم مجموعه رو اونطور ک دلم میخواس دنبال کنم.
    من مطمئنم شما هر جا ک باشی و با هر گروهی ک باشی بهترین خودت هستی . همیشه از دیدن برنامه هات ذوق کردم + از خوندن هات
    من حتی اگه مخاطب خاموشی هم باشم ولی باز هم دعای خیرم پشت سر شما هست
    موفقیت …

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      مرسی. مرسی که همه ی برنامه ها رو دیدی و یادت بود.
      دعای خیر شماست که آروم مون می کنه. کاش بشه که بتونیم جبران کنیم…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۱۰