درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

56 Comments

  1. حنانه عبدلی

    با اینکه من هرروز مامان وبابام وخواهر وبرادرم رومیبینم بازم دلم براشون تنگ شده خیلی تنگ
    فقط پنجشنبه ها وجمعه ها کنار ماما نو بابام سر سفره صبحونه میشینم چون روزای دیگه تنهایی میخوردم چون زوتر باید برم مدرسه ظهر ها هم که یکی درمیون سر سفره میرسم
    شبا سر سفره شام همه دور همیم ولی من بیشتر سفره صبحونه رو دوست دارم در کنارشون بودن وصبح رو با اونا شروع کردن یه حال دیگه ای به آدم میده مهدی
    این آخر سالی یه بغض عجیبی تو گلوم هست که نمیدنم چه جوری بترکونمش

    پاسخ
  2. فاطی

    سلام یه سوال اینکه به چه قیمتی به جام جهانی برسیم هم مهم هس نه اینکه فقط بریم جام جهانی تیم ملی وقتی از پس تیم های اسیایی بر نیاد چیجوری میخواد جلو تیم های اروپایی و امریکایی و افریقایی بازی کنه ؟؟

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ما به اینکه بریم جام جهانی و سه تا باخت داشته باشیم هم راضی ایم…

  3. مریم ممم

    @مریم ممم
    وبلاگ داریم ولی فعلا رو هواست ….
    تقریبا سکوت …

    پاسخ
  4. محدّثه آقائی

    چ بزرگونه جواب میدین جدیدن….. :D
    من حوصله م سر رفته :(
    برنامه تونم خودتون ببینید بااین تایمش…..
    خو یه ذره با ما(من) هماهنگشید!!!یا کله سحر میاین.یاسرظهر.یا دم غروب!!!
    نصفه شب باشید ک همه استفاده ببرن دیگه!!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ساعت مون که خوبه که! بهتر از ۷ شب؟!

  5. ريحانه

    شه مامان بابای مهلبونی!!! :)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      :)
      دیگه کاری ه که از دستشون برمیاد!

  6. مریم ممم

    ما طرفدار دوربرگردون نیسنیم …..
    عاشق دوربرگردونیم برامون حس خوب داره ..
    قدیما ک وبلاگ داشتیم جزعلاقه مندی های پروفایلمون بود …

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      مگه الان وبلاگ ندارین؟

  7. شبگیر

    سلام………ببخشیدا من فک میکردم ازدستی جواب کامنتارونمیدادید……..
    به هرحال……..مامیخوندیم اینجارو…
    اماکامنت…
    خوبه اینجا…….برام اشناس..حالمو خوب میکنه……./////:-)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      خوبه که حالتو خوب میکنه! :)

  8. مهفام

    خوبی آقا مهدی؟همیشه پرانرژی.اگه محمدطه و فرشته کوچولوی مهربون رو دیدی از قول من ببوسشون.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      مرسی
      حتما! در اولین فرصت این کار رو می کنم!

  9. مهسا

    ای بابا.دادا ماکه دانشجو ودورازپدرومادرچی بگیم.هیییییییییییییییییییییییی.ممنون ازوبلاگ جالبتون

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      بالاخره که برمیگردین پیش شون!

  10. فاطمه دلارامي

    چقدر به نظرم آشنا اومدن ،شهر ما نیومدن تا حالا ؟ D:

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      چرا! همه جا اومدن!
      این عکس واسه شمال ه! پارسال… چالوس!

  11. زهرا

    خوشحالم که ته ته این دلتنگی ها وهوس کردنات یه دنیا امید وخوشی و انگیزه خوابیده !

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      مگه قراره چیز دیگه ای خوابیده باشه؟

  12. مرضیه

    ۱٫دل منم برای خونواده م تنگ شده بود. صب که همه خوابن میرم دانشگاه و وقتی برمیگردم با چشم بسته میرم تو اتاقم و میخوابم تا صب فردا.این هفته که به بهونه امتحان پایان بلوک نرفتم دانشگاه دلم باز شد:)
    ۲٫دل مام برای فرشته کوچولوی مهربون تنگ شده. چرا دیگه پست نمیذاره؟ نراش کجان؟
    ۳٫تو چرا دلت برای جواب دادن به کامنتای ما تنگ نشده؟ها؟ خو ما دلمون تنگ شده آخه:(((

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ۱٫ البته این وضع به شرطی خوبه که موقتی باشه.
      ۲٫ توی یه جای دیگه دوباره برمیگرده.
      ۳٫ چرا! واسه همین دوباره ج میدم.

    1. مهدی صالح پور

      یو پام؟! ینی چی؟! :D

      می خونم اما کامنت…

  13. بهاره همیشه بهار

    سلام خودمونیم ها چقدر حیاط خونتونم قشنگه فکر کنم یه ۲۰۰ متری باشه چقدر دلم از این حیاط اینجوری ها میخواد توش بری بدویی حال کنی
    با پی نوشت اول خیلی موافقم
    اما پی نوشت سوم بردار خب بنویس ایقدر بنویس تا انگشت درد بگیری
    منم دلم برا جواب کامنت دادن ها ی شما تنگ شده

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      حیاط خونه ی خودمون نیست! عکس برای مسافرت پارساله! :D

  14. طلوع

    راستی ب مام سری بزنید دل ی نوجوونو شاد کنید خدا خیرت بده.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      سر زدم و خوندم… ولی برای کامنت گذاشتن واقعا فرصت ندارم.

  15. طلوع

    سلام.. سلام .. سلام..
    چندین ماهه ک نه به نوشته جات نه به اینجا و نه ب هیچ وب دیگه ای سری نزدم به دلیل دسترسی نداشتن ب نت یادمه شما همیشه غر میزدید حالا منم به این درد مبتلا شدم بنده کنکوری بودم و حالا ی دانشجو مملکت شدم مسعولین محترم هم پس از پیچاندن لقمه دور سر مبارک خود نتیجه رو ب ما ابلاغ کردن و بالاخره….. ما دکتر….. نشدیم ولیکن ب مدت چهار سال شدیم همشهری امام رضا. بیننده شیش تاییا هستم خوبه ولی یکم نوجوونه ترش کنید بهتر میشه. خوشحال شدم از دیدار وبلاگتون.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      نوجوونانه تر ینی چی؟! مگه الان نوجوونانه نیس؟

  16. مریم ممم

    آخ که چقدر وبلاگ تون رو دوست دارم…
    آخ که چقدر اینجا آرومم می کنه…
    شایدم آرومم نه ولی یه حس خیلی دوسش دارم..

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      :)
      خوشحالم که هنوز دوربرگردون طرفدار داره.

  17. everest

    سلام
    پس پیشنهادی چیزی داشتم بیام اینجا دیگه؟

    پاسخ
  18. زهــرا

    سلام.
    قبلنا باباها می رفتن سرکار .صبح میرفتن بچه هاخواب بودن،شب برمیگشتن هم بچه ها خواب بودن.
    الان دیگه وقت توِ که کار کنی،خسته شی،دلتنگ شی،غر بزنی…….

    وای مهدی چقدر دوست داشتم الان جای تو بودم.با همین شرایط سخت.زود از خواب بلند شم.دیر بخوابم. دلم واسه مامان بابام تنگ شه.رئیسم سرم غرغر کنه.
    الان که اون شرایط و از دست دادم قدرشو خوب میدونم برادر.
    میشه جاهامون عوض؟

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ما هم ماه رمضون امسال روزای سختی گذروندیم… روزای بیکاری و…

  19. مژده

    ای بابا این روزا ما هر جا میریم همه احساس دلتنگی دارن یکی نیست که به ما بگه واقعا چه مونه؟
    اگه دلتنگیم کوتاهی از خودمونه یا از اطراقیانمونه.

    اما با این وجود باید بگم همه چی آرومه … اما من اصلا خوشحال نیستم دلیلشم همین دلتنگی هاس.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      دلیل دلتنگی حتما کوتاهی از سمت یکی نیس… گاهی زمونه باعث ایجاد فاصله میشه.

  20. فاطمه

    عیدت مبارک دادا!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      مرسی
      عید شما هم مبارک! :)

  21. ليلي

    منم دلم برای خانواده تتگ شده خیلی وقته که همه با هم کنار هم سر سفره نشستیم
    توی دنیای امروز دلتنگی حس عجیب و دوری نیست

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      هعی…
      گاهی بدجور این فاصله دل آدمو می گیرونه.

  22. فاطمه بیدی

    قدر مادرتو بدون….

    پاسخ
  23. هانیه

    دلتنگی نشونه ی خوبیه!
    مسلمن خودتون بهتر میدونین که هدف آقای جوتدزاده از تعریف اون خاطره ها این نیس که شما دل تنگ نشید!
    دلتنگی نشون میده که چه افراد عزیز و ارزشمندی دورو برتون هس… و این خیلی خوبه…

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      بعله بعله! قطعا همین طوره.

  24. فاطی

    سلام با پی نوشت اول شدیدا موافقم اما در مورد پی نوشت ۵ اصلا موافق نیستم وظیفشون بود ببرن این همه ملت اومده بودن نباید دست خالی برمیگشتن هرچند چه فایده پولشو اونا میگیرن واسه برد دیشبشون نفری ۲۰ میلیون گرفتن اگه اسپانیا رو میبردن چقد میگرفتن؟؟:)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      در بیابان لنگه کفش هم غنیمت است خواهر!
      مهم این ه که بعد از ۸ سال دوباره به جام جهانی برسیم.

  25. ساناز

    با پی نوشت اولتون بدجوری موافقم!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      واقعا کم پیش میاد ولی…

  26. غزاله

    اگه پیک کاری موقتی باشه، می شه به امید روزهای آینده سپریش کرد.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      موقتی بودنش که آره! موقتی ه…
      درست میشه! بزودی…

  27. faezeh{najva

    malome sareton khyli shologhe aghaye saleh por nemidonam chi begam rasti salroze ezdevaje hazrate ali va hazrate zahra ro tabrik migam va bord shirin iran

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      بعله…
      مرسی! ایشالا عروسی تون! :D

  28. ملیکا

    خو محتاط نباش تو نوشتن مخصوصا اینجا.
    دلم تنگیده واسه وقتایی که همیشه دوربرگردون یه چیزی داشتو من دست خالی ازش بیرون نمیرفتم.
    اون یه نفر مثی که فقط باعث سردرد گرفتن و عصبی شدن تو فقط نبوده .
    آخی ! چه قد دل منم واسه محمد از نوع حسین و طاهاش تنگولیده

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      مجبورم محتاط باشم! دست و بالم بسته ست خواهر! :D
      کدوم یه نفر؟ شما در مورد کی صحبت می کنید؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۱۰