سال‌های 92 تا 94مطالب سریالینقدهانوشته‌های وبلاگی

نقد فیلم شکاف؛ ساخته تحسین برانگیز کیارش اسدی‌زاده

شکاف، دومین ساخته کیارش اسدی زاده بعد از گس است. من گس را ندیدم اما شکاف فیلم استخوان داری است. فیلمنامه اش آنقدر جذاب هست که منیژه حکمت و علی سرتیپی تهیه‌کنندگی کار را بر عهده بگیرند. فیلمی که لایق سیمرغ کارگردانی، فیلمنامه و بازیگرهاست.

داستان شکاف، درباره دو راهی یک زوج برای بچه دار شدن است؛ هانیه توسلی و بابک حمیدیان که هر دو مربی آموزش شنا هستند، به واسطه یک بیماری، باید سریعاً بچه دار شوند و از طرفی، دوستان نزدیکشان، با بازی پارسا پیروزفر و سحر دولتشاهی، می خواهند از هم جدا شوند و ایلیا با بازی امیرکیان نجف زاده (فرزند کامران نجف زاده) وضعیت نامشخصی دارد. اوج داستان جایی است که هانیه توسلی و بابک حمیدیان تصمیم می گیرند برای مدتی مسئولیت نگهداری از فرزند دوستشان را بر عهده بگیرند؛ درست جایی که مسئولیت پذیری آنها، بیشتر به چشم می آید.

از یک طرف مشکلاتی که برای ایلیا پیش می آید و از طرف دیگر اجبار پزشکان برای سریع تر بچه دار شدنِ هانیه توسلی، باعث می شود زوجِ اصلیِ قصه برای قبول این مسئولیت بزرگ، دچار چالش شوند؛ چالش درستی که تا پایان، حل نمی شود و مشکل فیلم اسدی زاده در همین است. جایی که به خاطر قصور بابک حمیدیان، ایلیا دچار مشکل تنفسی شده و فوت می کند. و آخرین فرصت برای بچه دار شدن هم فرارسیده… جایی که کفه ترازو را به سمت بچه دار نشدن می برد.

شکاف روی لبه تیغی حرکت می کند که اگر کمی با بی احتیاطی همراه می شد، می توانست با اشارات جنسی و اروتیک به ورطه سقوط بیفتد و به یک فیلم زرد و سطحی تبدیل شود. اما اسدی زاده با حیا از کنار برخی مسائل عبور می کند. هر چند وقتی حمیدیان با چگونگی بچه دار شدن شوخی می کند، سکانس شبِ تاریکی که دارند مسواک می زنند کمی عجیب به نظر می رسد. و یا وقتی ایلیا در استخر غرق می شود، بسته صورت هانیه توسلی در استخر زنانه، کمی عجیب و دور از انتظار بود.

تدوین خطی و آسانِ شکاف، اتفاق ویژه ای نداشت و تیتراژهای ابتدایی و انتهایی هم که با سونوگرافی رحم شکل گرفته بود، خیلی جلب توجه نمی کرد. موسیقی فیلم و طراحی صحنه هم متناسب با کلیت فیلم، متناسب با فضاهایی که اسدی زاده برای تعلیق انتخاب کرده بود، همخوانی داشتند. اما بازیِ بازیگران، درخشان تر از بقیه بخش ها بود.

هانیه توسلی به خوبی از پس استرس های دو راهی بچه دار شدن و نشدن برآمده بود. بابک حمیدیان برای اثبات مسئولیت پذیری اش، به خوبی نقشش را ایفا کرده بود، سحر دولتشاهی، هر چند بازی ویژه و عجیبی در طول فیلم نداشت، اما در سکانس پایانی بسیار شگفت انگیز عمل کرد و فراتر از انتظار بود. پارسا پیروزفر هم بهترین انتخاب برای نقش مردِ مغرور و یک دنده شکاف بود. ولی بر خلاف دیگران، بازی امیرکیان نجف زاده در نقش ایلیا را نپسندیدم.

شکاف، ارزش بیشتر از یک بار دیدن را هم دارد. روابط زناشویی زوجی که می خواهند بچه دار شوند و زوجی که جدا شده اند، آن قدر واقعی هست که به خاطرش اسدی زاده را برای شکاف، تحسین کنیم. رابطه حمیدیان و پدرش هم عالی از آب درآمده… رابطه ای که البته بار اصلی آن بر دوش حمیدیان است. با تمام این شرایط من به شکافِ کیارش اسدی زاده، دومین ساخته او، 8 از 10 یا به عبارتی 4 ستاره می دهم.

نقطه اوج:           سکانس ماقبل آخر، وقتی سحر دولتشاهی خبر فوت ایلیا را می شنود

نقطه ناامیدکننده:            پلانِ آخر و تاکید مجدد پزشک برای بچه دار شدن که کاملاً اضافی به نظر می رسید

نکته قابل توجه:   توجه ویژه اسدی زاده به مبحث مسئولیت پذیری آدم ها، چه پارسا پیروزفری که مشکلات کاری خود را به سلامت پسرش ترجیح می دهد و چه بابک حمیدیان که می خواهد به همسرش ثابت کند که لایق پذیرش مسئولیت پدر شدن است، و دست گذاشتن روی این مبحث تحسین برانگیز است.

مهدی صالح پور

مهدی صالح‌پور هستم. حدود پانزده سال وبلاگ نوشتم، دوازده سال خبرنگاری کردم، ده سال در تلویزیون نوشتم، در حال نگارش نخستین کتابم هستم. تجربه کارگردانی و تهیه‌کنندگی در تلویزیون دارم. این روزها مدیر مجموعه تولید محتوای شنیداری قناری هستم و در حوزه کتاب و کتاب صوتی فعالیت می‌کنم. خوشحالم که اینجا، میم‌صاد آنلاین، خانه امن مجازی من را دنبال می‌کنید...

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا