سال‌های 90 تا 92نوشته‌های وبلاگی

آن‌را که منم چاره، بی‌چاره نخواهد شد…

الان دلم می‌خواهد بنویسم. به قول «دکتر گلزاریِ» ماهنامه «سپیده دانایی» می‌خواهم تخلیه هیجانی کنم. (از این آدم‌هام که یک جمله خوب می‌بینم، تا در شونصد جا شونصد بار استفاده‌ش نکنم خیالم راحت نمی‌شود! از این نظر که، به یک نفر هم این جمله را پیامک کردم!) می‌خواهم از ذوق امروزم بگویم که بعدِ مدت‌ها کنترلِ تلویزیون را از صبح تا شب در دست داشتم و هر چه خواستم دیدم. چه «ورزش و مردم»ِ استاد شفیع که در آن لحظاتِ کوتاه که دیدمش، از جسارتِ «پژمان راهبر»ِ ژورنالیست تعریف می‌کرد. چه فوتبالِ «استقلال-داماش» و جشن قهرمانیِ تیمِ محبوبم و شکوهِ بالا رفتنِ جام از دستان فرهاد مجیدیِ نازنین و شکوهِ جشنِ بزرگِ قهرمانی در حضور 100,000 تماشاگر  و زیبایی منحصربه‌فردِ یک جمعه‌ی خنکِ بارانیِ اردی‌بهشتی…

می‌خواهم بنویسم؛ چه از فیلم مستند-نمایشیِ «بیست انگشتی»ِ برنامه آپارات که در 7 پرده 7 روایت مختلف از مشکلات بین زنان و مردان ایرانی را به تصویر کشیده بود و آخرش هم خانمِ کارگردانش با موهای قرمزرنگ در استودیوی آپارات مثلاً پاسخگوی سوالات بود! و چه از سریال بسیار دیدنیِ «مهرآباد» و بازی زیبای مهران احمدی و هومن سیدی و «علی سرابی» ِ نازنین. (که بعد از دیدنِ نسخه نمایش خانگیِ تئاتر «خشکسالی و دروغ»ِ محمد یعقوبی، تازه شناختمش و عاشقش شدم.) و چه از برنامه تلویزیونی باشگاه که امشب مختص باشگاه همیشه قهرمانم، استقلال بود و… چه مجریانِ ضعیفی، و چه مجریان ضعیفی و چه مجریان ضعیفی! (تکرارِ چند باره‌ی این جمله توسط حضّار!)
و چه از برنامه هفت که از رسوایی پرسیده بود و پاسخ من گزینه 4 بود که نفرستادم البته!

غیر از تلویزیون دیدن، امروز کار دیگری نکردم. نه نوشتم، نه خواندم، نه دیدم و نه شنیدم… داستان و کتاب و فیلم و موسیقی را! («نکته کنکوری» : در نثر نه، اما در نظم به این کار لف و نشر مرتب می‌گویند) نه نمایشگاه رفتم و نه ماشین را سامان دادم. نه آن را که من بودم چاره، چاره کردم و نه آن را که من بودم مأوا، آواره نگرداندم. (این بخش اشاره غیرمستقیمی دارد به یکی از ترانه‌های «علیرضا عصار» که نامفهوم بودنش کمی به علت «این عشق، الهی بودن‌»ش است!) تازه نه‌تنها این کارها را انجام ندادم، بلکه هیچ کاری نتوانستم برای کسی که میخواست شماره فرزاد حسنی را داشته باشد بکنم. یا حتی نتوانستم به هیچ‌کدام از پیام های تبریکِ تولدم در شبکه های ضاله اجتماعی پاسخی بدهم.

تازه غیر از اینها، کمی تا قسمتی در اصلِ زندگی، کم‌رنگ شدم که کمرنگی‌م، کمی منجر به تسویه‌حسابی شد که صدایش بعداً در می‌آید. («نکته کنکوری»: از سری رمزگذاری‌های ویژه‌ی کشف در آینده، به منظور بالا بردن هیجان در زندگی!) البته کمی آخرش پررنگ شدم که خب گفته بودم از صبح، آن را که منم چاره، بی‌چاره نخواهد شد. (این جمله را هم از صبح خیلی مورد عنایت قرار دادم، جنابِ عصار بر من ببخشند!)

بی‌ربط‌نوشت: فردایی سخت و سنگین مملو از اداره‌پست و اداره آموزش‌پرورش و بانکِ سپه و پلیس+10 در پیش دارم. پیش‌پیش خسته نباشم!

بعد نوشت: و چه تلاشِ الکی‌ای داشتم برای 500 کلمه‌ای شدن ِ این یادداشت!

مهدی صالح پور

مهدی صالح‌پور هستم. حدود پانزده سال وبلاگ نوشتم، دوازده سال خبرنگاری کردم، ده سال در تلویزیون نوشتم، در حال نگارش نخستین کتابم هستم. تجربه کارگردانی و تهیه‌کنندگی در تلویزیون دارم. این روزها مدیر مجموعه تولید محتوای شنیداری قناری هستم و در حوزه کتاب و کتاب صوتی فعالیت می‌کنم. خوشحالم که اینجا، میم‌صاد آنلاین، خانه امن مجازی من را دنبال می‌کنید...

نوشته های مشابه

۴۷ دیدگاه

  1. سلام. سالهاست كه خواننده همشهري جوانم. اما تصميم گرفتم ديگر كنار بگذارمش!! امروز روي جلدش را ديدم؛ يك عكس مسخره و پرونده اي درباره بستني و اوشين!!! در گوشه سمت چپ بالاي جلد هم با فونت ريز درباره قهرماني استقلال نوشته شده بود و فورا زير آن درباره پرسپوليس! از اين همه بي معرفتي حالم بد شد. زماني كه پرسپوليس پس از 4 باخت متوالي در شهرآورد، يك برد به دست آورد، همشهري جوان تصوير زايد را در قالب سوپرمن روي جلد برد، طوري كه بيچاره خود زايد هم از اين همه تحويل گرفتن، جوگير شد و تعجب كرد!! اما پس از قهرماني استقلال در جام حذفي، دريغ از يك جلد آبي و اين هم قهرماني در ليگ برتر كه باز هم استقلال جايي در روي جلد نداشت و فقط به چند يادداشت اكتفا كرده اند. دلم گرفت. مگر اين مجله با بودجه دولتي اداره نمي شود؟ پس چرا فقط نظرات نويسندگانش را چاپ مي كند و به علايق خوانندگان توجهي نمي شود؟ در يك سال گذشته دريغ از اينكه يك بار به تيم قدرتمندي مثل فولاد بپردازند يا از سيدجلال رافخايي كه آقاي گل شد، مطلبي بنويسند. فقط قرمز و قرمز و قرمز!!! حتي از حرمت يك جانباز هم خرج مي كنند تا بگويند او هم پرسپوليسي است! خيلي بي انصافند؛ برعكس آنچه ادعا مي كنند. بارها پيامك زدم و انتقاداتي درمورد مسائل مختلف كردم؛ اما هيچيك چاپ نشد. فقط تعريف و تمجيدهاست كه چاپ مي شود. بهتر است ديگر مجله مورد علاقه ام را فراموش كنم و منتظر بمانم تا تحريريه كهنه و تكراري اش با اين همه تعصب بيجا عوض شود و جواناني خوش فكر و منصف جاي آنان را بگيرند.
    ببخشيد كه سرت را درد آوردم؛ جاي ديگري نبود كه اين حرفها را بزنم؛ چون اگر برايشان ايميل هم بدهم، چاپ نمي كنند. البته ديگر مهم نيست. من هم آن را به خدا مي سپارم و فعلا از فهرست خوانندگان اين مجله خارج مي شوم. براي شما نيز آرزوي موفقيت دارم و قهرماني استقلال را به شما و همه هوادارانش تبريك مي گويم. خدانگهدار

  2. اره واقعا دیروز با قهرمانی استقلال خیلیییییییییی چسبید !!!
    موفق باشی و خسته نباشی از روز پر کارت

  3. اداره آموزش‌پرورش??????
    shoma k nayoomadi ama khanoom fathi oomad va molaghateshoon kardam va zoghidam……
    al’an he3 baradar Abdollah Rava ro daram unjaee k b Ashkan Khatibi mige T nadare + inke mige Enter nadare …….!!!
    akhe font(?!) farsim D nadaree………………
    felan hamin………..
    4shanbe va 5 shanbe badii???b football(ah) rabt dare???

  4. و چه مجریان ضعیفی و چه مجریان ضعیفی (تکرار چند باره توسط خواننده گرامی)
    مبارک باشه قهرمانی تیم محبوبمان!اصلا فرهاد مجیدی و خسرو حیدری که اومدن یک لحظه احساس ارق (املاش درسته؟؟؟نمی دونم!بیخیال!) خاصی کردم!
    جشن قابل تحسینی بود! آفرین آفرین بر آنها!
    حقیقت داشتم آهنگ گوش میدادم و چون کلا دوتا کار رو برخلاف بقیه افراد مونث نمیتونم انجام بدم (حالا انگار چیم به افراد مونث رفته که این بره!)به غیر از این دونکته ای که در موردش حرف زدم دیگه هیچی از متن نفهمیدم و فقط خوندم!مثل گاهی اوقات توی درس خوندن که چند ساعت میخونی و بعد میبینی که فقط خوندی هیچی نفهمیدی…
    حواست ناکجا آباد بوده…

  5. برای برنامه باشگاه :کلمه آنلاین انگلیش بود ولی بیس کاملا پارسی بودشیطونه میگف وسط برنامشون میزدم یه شبکه دیگه
    ولی شیطون خیلی حرف میزنه ما که نباید گوش بدیم
    +آموزش پرورش خیلی سخته خسته نباشین
    راستی واسه تولدتون کارت تبریکم فرستادین واسه خودتون ؟بعید
    نیست .

  6. هردونکته ی کنکوریتان درانتهای پانکراس بنده…
    قهرمانی تیمتان هم مبارکتان باشدالبته به بنده هیچ ربطی ندارد و برای من چیزی بی ربط ترازبی ربط نوشت بود حتی!:)
    خسته هم نباشی:)
    ولی رفتی آموزش پرورش واس چی؟؟؟اصن تواونجا چیکارداری؟؟؟
    دلم خواس بشینم کلمه های پستو بشمارم ببینم چندتاس ولی دیدم کار معقولی نیس واز انجام آن امتناع ورزیدم:)
    و چه مجریان ضعیفی و چه مجریان ضعیفی وچه مجریان ضعیفی رو هم حدود 13 بارتکرار کردم…کافیه یا ادامه بدم؟؟؟البته الان شد 16 بار والان 17 بار…
    والان بیس بار…فک کنم بس باشه دیه==)

  7. ایول تیم خودمون
    فقط یه نکته این موسوی چرا تنهایی دور قهرمانی رو زد؟
    انقدر ازش لجم گرفته بود که نگو.

    سید علی پسر سید مهدی در آینده ای نه چندان دور بسیاری از خانم هارا به فوتبال علاقه مند خواهد کرد.(خعلی ماهه)

  8. راست ميگين واقعامجرياش ضعييييييييييييييييييفن!!!! خب بخشي كه براي استقلاله كه عيبي نداره.همون مجريا هم ازسرشون زياديه(البته ببخشيدا ولي خب حقيقته ديگه)ولي براي بخش پرسپوليس بايد يا علي ضيا يا احسان عليخاني ويا عبدالله روا رو بذارن!!! قهرماني تيمتون رو هم تبريك ميگم(هه هه هه هه هه)!!!! موفق باشيد!! باي!

  9. پیامک ها گویا تا ساعاتی پیش قطع بوده؟! شروع شد باز…
    البته الان که بنده به منزل نرسیده یک عدد پیامک ِ زیبا را ارسال کردم رسیده (کسی که نفس ِ راحت کشید!)
    والله….
    خودم به شخصه دوست دارم این روزا از زندگی کمرنگ شم! خیلی کمرنگ…
    محو شم!
    من دیروز نهایت ِ کار ِ مثلاً مفیدم این بود که تاریخ ادبیات رو یه دور به زور و هزارن تا بدبختی به پابان رسوندم
    بعد نشستم تا بنویسم، ولی هرچی مینویسم به هیجا نمیرسم
    تخلیه هیجانی نمیشم….
    یه جمله هست که خوب شرح ِ حال ِ منه….
    تیغ ِ روزگار شاهرگ ِ کلامم را چنان بریده که سکوتم بند نمی آید…!
    .
    امتحانمون سخت بود…. خسته نباشم!!
    شما هم از این روز ِ سخت خسته نباشید…
    فعلاً

  10. منم همچین آدمیَم ! خدا نکنه از یه چیزی خوشم بیاد ….!

    اوخی چه قانعی شما 🙂

    استقلال ؟ 😐 ! کل خانواده جز من استقلالی ـَن ذوقی بود که اَزَشون میبارید وقتی جام رو دادن ! و قیافه من : =|| !

    شما با خودت نمیگی اسم این همه برنامه رو میگی خواننده های وبت کنجکاو میشن برن اون برنامه ها رو ببینن ؟ بعد اون خواننده ها ممکنه دانش آموز باشن و از 2 روز دیگه امتحانای پایان ترمشون شروع میشه ! وتا بیان این همه برنامه ای که شما گفتی رو ببینن زمان به کل از دستشون در میره و از درس و مقش ـشون عقب میمونن !؟!؟ نکنید این کارا رو ؛ نکنید !

    {امتحان ترم معدلم بیاد پایین من میدونم و شماD: همینه که هست ! بعله !}

    و چه مجریان ضعیفی{ندیده با اکتفابر سخنان شما خخخ !} البته خب معلومه ؛ هرمجری ای که روا و ضیا و علیخانی نمیشه !

    گزینه ها چی بودن ؟ گزینه 4 چی بود ؟ {بگید اینو لطفا هی منو حرص ندید ! هی نذارید تو خماری ! نکنید این کارارو :|}

    بابا استاد ادبیات D;

    بی ربط نوشت : خسته نباشی پیش پیشَکی !

    بعدانوشت : باز هم خسته نباشی D:

  11. مبارکتون باش خب ما بدشانسی اوردیم خخخخخخ به قوله بازیکنا دیدی وقتی میبازن همش میگن این بازیم عینه بازیایه دیگه 3 امتیاز داشت خو یکی نیس بگه اخه برادره من همین سه امتیاز سه امتیاز ازتون کم میشه اخرشم قهرمان نمیشین میشینین غمبرک میزنینو هی باختتونو توجیه میکنین والا ولی من هنوزم یه پرسپولیسیم چه قهرمان شه چه نشه چه ببره چه ببازه
    اهان راستی یه چیزه مهم
    خسته نباشی داداشی

  12. دایی میتی!
    من کنکور دارم، شمارو چرا انقدر جو کنکور گرفته؟
    :دی
    ببخشیدا…فضولیه…اداره آموزش و پرورش چیکار دارین؟
    میخواین به برنامه امتحانی تون اعتراض کنین؟
    (نکته ی کنکوری:دفعه ی آخری که من و دوستام رفتیم اداره به برنامه امتحانیمون اعتراض داشتیم.جهت اطلاعات بیشتر به وبلاگم و چند پست اخیرش مراجعه فرمایید.)

  13. یک سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
    بعداز دوروز محو شدن درافق بخاطر اینکه وب محترم دوربرگردون ناز میکرد وبرام باز نمیشد :))
    تبرررررررررررررررررررریک فراوان
    اصن آقا کور شود هر آن که نتواند دید
    خوبه؟؟؟
    در راستای پست قبلی باید بگم که
    چشم حتمن برنامه شبکه یک شبکه هر ایرانی رو خواهیl دید
    اصن شده شما بگین یه برنامه ای رو نگاه کنین ما نگاه نکنیم؟؟
    ببین چه بچه های حرف گوش کنی هستیم ما
    اصن ما همیچین آدمایی هستیم داداش 😉

  14. سلام.
    بازگشت شكوهمندانه خودم به دوربرگردون رو تبريك ميگم.تبريك نميگي داداش؟باشه…شماهم كه همش منو ضايع كن. ):
    الان كه اومدم يه زحمتي واست داشتم.اول بگوقبول ميكني بعدمن ميگم چيه…بگوديگه…اصرارنكن…تانگي نميگم…نميگي؟…ببيني چي هست بعداميگي؟…باوشه!
    آقا،همونطوري كه ميدوني امتحانات سخت وطاقت فرسايي درپيش داريم ودارن.زحمتي براي شمانداريم جز دعاكردن واسه ما.خداروچه ديدي،دعاي ماكه نميگيره،شايد دعاي شماگرفت.
    بعديه خواهش ديگه كه عمراقبول كني.ميشه ايام امتحانات پست كمتربذاري؟ميشه آيا؟نميشه آيا؟…خو نشه.اشكال نداره…ماهم مثل هميشه ميشوزيم وميسازيم.هعييييي…!
    آقا مارفتيم،پروانه شروع شد.
    راستي خسته نباشي D:
    آها،تبريك ميگم واسه استقلال…خوشحال باشين ماكه بخيل نيستيم…البته من اصلا ازفوتبال خوشم نمياد 😀

  15. إواااااا…بالا منظورم ميسوزيم بود داداش…معتاد شدم رفت!
    بازم خشته نباشي داااااااش!شيگار داري؟!خخخخخخ!

  16. سلام داداش مهدی،داداش من حس کنجکاویم بدجـــور گل کرده
    چند وقته یه سوال میخوام بپرسم ولی هی میگم ولش کن!!!
    خب میپرسم
    داداش شما توی نماشگاه کتاب چه کتابی خریدی؟؟؟؟؟؟؟
    داداش عبدالله چی خریـــــــــــد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خیلی مهمه هاااااااا بدجور میخوام بدونم
    کنجکاویه دیگه چه کنم
    خیلی خوشحالم میکنی اگه جواب بدی

  17. اقای صالحپور هی میخوام نپرسم ازتون هی نمیشه.

    بابا بخدا نتم قطع میشه بزودی….تا بزودی شما نمیرسه ک بخواین جریان برنامه رو بهمون بگید…..

    خب بگید دیگه…. من نهایتا تا فردا میتونم بیام اینجا:(

  18. سلام.
    اصن من ۲،۳ روز نیام دلم قد یه ماه نیومدن تنگ میشه.
    چقد بده این روزام…
    من از کنکور بیزارم. حتا اجازه ی نوشتن هم ندارم این روزا.
    یه لحظه ترجیح دادم تلاش برای دکتر شدن رو ببوسم بذارم کنار بعدش پشیمون شدم.
    هعی…
    اینم م م ل ک ت ما که واسه رسیدن به آرزوهامون اول باید بهترین روزای زندگیمون رو صرف چیزی کنیم که آرزومون نیست!
    چقد توپ م پر بود! 😐
    چقد حرف نامربوط زدم.
    اشکال نداره، وب من و شما نداره که 🙂
    +دیدم نوشتی باید بری پلیس به علاوه ده دلم گرفت! 🙁
    موفق باشی.

  19. بعلهههه.فکر کنم اونروزی که کنترل تلویزیون رو گرفتید دستتون و از صبح تا شب با ذوق این کانال و اون کانال کردید هیچ کدوم از اعضای خانواده تو خونه نبودن.اتفاقا ذوق هم داره بعد از مدت ها کنترل تلویزیون رو بگیری دستتو هرچی خواستی ببینی.
    +بعضی وقتا تنهایی ادم رو اروم میکنه.

  20. آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ!!!!!!!!!!!!!!
    شماره فرزاد رو شما هم داري!؟
    منم دارم.به اون بنده خدا بگين بياد من بهش ميدم
    اما فرزاد ازاون دست ادمهاييه كه دوري و دوستي درباره اش صدق ميكنه
    ما كه بااين شماره به جايي نرسيديم شايد اين بنده خدا به خواسته اش رسيد
    يادداشت كن دوست عزيز ماروهم دعاكن…091214

  21. دلم نیومد اینجا کامنت نذارم!
    وقتی میخوندم نوشته بودین بدون هیچ دغدغه ای فقط نشستم و تلوزیون نیگا کردم فقط تلوزیون نگا کردم ببخشیدا ببخشیدا فک کردم دارم نوشته های یه آدم عقده ای که چند ماهه با خیال راحت ننشسته جلو تلوزیونو میخونم!
    بازم معذرت به خاطر اون صفت خو چیکا کنم حسمو گفتم؟؟!!
    ولی به خاطر اون فردا دلم واستون سوخت چقد خسته کننده بود
    من که قرمز دو آتیشه ام ولی خب مبارکه دیگه برد استقلال
    با آن را که منم چاره بی چاره نخواهد شد موافقم شدید
    کاش همچین چاره ای واس منم پیدا میشد

  22. چه عنوان قشنگی…”آن را که منم چاره…بی چاره نخواهد شد”راستش خیلی ذهنموبه چالش گرفت…!!!:)
    با اینکه استقلالی نیستم اما با جشن حال کردم…اونم فقط بخاطر وجود علی…!!اوخی…خییییییییلی بامزه س…(پسر مهدی رحمتی رو میگم)مخصوصااونجایی که مجیدی کاپ رو بالا برد که علی هم رو دوشای باباش (یا حنیف؟؟)دقیقا پشت سرش بود…!!دوس دارم عطاروهم ببینم:)بازم مبارکتون باشه…
    یه سوال بپرسم راستشومیگی؟!!!چن سال تلوزیون ندیده بودی؟؟؟!ههههههه:)
    (دلم یهو خاست یه بی ربط کامنت بنویسم!!!):امشب ساعت حدودای 11بود داشتیم با مامانم توی سایه روشن کوچمون با یه هوای خنک بارونی قدم میزدیم!!!ومنم چشمم فقط به آسمون بود وصورتای فلکی…!!”خیییییلی هواخوب بودوکلی حالم خوب شد!!دلم خاست به یکی بگم!!که خب…کی بهتر از تو!!!!:دی…
    مواظب دلت باش…یا زهرا

  23. کلمه خسته نباشید انرژی منفی ساطع میکنه…سعی کنیم بین حرفایی که میزنیم از کلمات مثبت استفاده کنیم…
    با تشکر مدیریت پااااااارک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا