سال‌های 92 تا 94نوشته‌های وبلاگی

پراید؛ همان آشنای قدیمی

وقتی آمار فروش بیشتر از ۱۰۰ هزار خودرو با وام دولتی منتشر شد، در کنار تمام تحلیل‌ها، اقبال مردم به پراید بیشتر از همه مورد توجه قرار گرفت. پراید ی که در شبکه‌های اجتماعی برایش لطیفه می‌ساختند و مورد بیشترین حملات قرار داشت، حالا در صدر فروش خودروها قرار گرفته بود و گزارش‌های مقایسه آمار فروشش با شرکت فورد دست به دست می‌شد. قبول کردیم که ملت غیرقابل پیش‌بینی هستیم و رفتارمان به هیچ وجه در معادلات جامعه‌شناسی جا نمی گیرد؛ اما خرید پرایدی که به جای عصای دست، بلای جان خواهد بود، مثل بحث حضور یا عدم حضور در تشییع جنازه مرتضی پاشایی نبود که به راحتی از کنارش بگذریم؛ پای جان مردم در میان بود و آمار تصادفاتی که سر به فلک می‌کشد.

پراید

می‌شود به پای وفاداری مردم نوشت. بالاخره شرکتی ۲۰ سال خودروی ساده‌ای به ما فروخته که دیگر همه ازش سردرمی‌آوریم، و دلبسته‌اش شدیم. مگر شرکت رقیب، قبل از پراید، پیکان را با همین شرایط به ما نمی‌فروخت و تا آخرین روز هم طرفداران پروپاقرص نداشت؟ مگر همان زمان دل‌کندن از پیکان آسان بود که الان دل‌کندن از پراید آسان باشد؟ از طرف دیگر، می‌شود این اتفاق را به لجبازی مردم هم ربطش داد؛ همان اخلاقی که باعث شد زیرنویس‌های انصراف از یارانه که کل تعطیلات نوروز۹۳، تلویزیون را به تسخیر خود درآورده بودند، هیچ تاثیری نداشته باشند. یا وقتی به خاطر اختلالات گسترده در آنتن‌دهی تلفن‌های همراه، قرار بود یک روز خاص، پیامکی رد و بدل نشود، و انگار نه انگار!

اما به نظر می رسد مهم‌تر از وفاداری یا لجبازی، سخت بودن «ترک عادت» ما ایرانی هاست که اجازه نمی‌دهد تغییر را به راحتی بپذیریم. یادمان نرفته همین دو سال پیش، عادت کرده بودیم به وایبر و با تمام سنگینی و محدودیت امکاناتش، روی تمام گوشی‌ها نصبش کرده بودیم. یا مثال نزدیکترش، عادت به «بلاگفا» که در حوزه خودش، بهتر از پراید نیست! سیستم وبلاگ‌نویسی که ۱۰ سال با حداقل امکانات، با هزار منت، به مردم خدمات ارائه می‌کند و حتی اطلاعات و نوشته‌های یک سال گذشته که از بین رفته را هم برنمی‌گرداند، اما هنوز در صدر آمار سرویس‌دهنده‌های وبلاگ‌نویسی است و از جایش تکان هم نمی‌خورد. هر کس هم می‌خواهد وبلاگ بزند، باز بلاگفا را انتخاب می‌کند. به نظر، یکی باید این عادت پرایدسواری را از سر ما بیرون کند و ثابت کند، ترک عادت لزوماً موجب مرض نیست!

پی نوشت: این نوشته برای مسابقه تک نگاری هفت صبح نوشته شده است.

مهدی صالح پور

مهدی صالح‌پور هستم. حدود پانزده سال وبلاگ نوشتم، دوازده سال خبرنگاری کردم، ده سال در تلویزیون نوشتم، در حال نگارش نخستین کتابم هستم. تجربه کارگردانی و تهیه‌کنندگی در تلویزیون دارم. این روزها مدیر مجموعه تولید محتوای شنیداری قناری هستم و در حوزه کتاب و کتاب صوتی فعالیت می‌کنم. خوشحالم که اینجا، میم‌صاد آنلاین، خانه امن مجازی من را دنبال می‌کنید...

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا