پارک خاطره‌ها

401

 یک عصر جمعه در پارک قائم…

پارک خاطره‌ها

کمتر کسی از اهالی منطقه، از پارک قائم خاطره ندارد. یکی اینجا چند ماه برای کنکور درس خوانده، یکی اینجا دوست قدیمی‌اش را پیدا کرده و یکی اولین ملاقات با همسرش در اینجا بوده! در هر حال اکثر اهالی محله، نسبت به پارک قائم احساس خاصی دارند. پارکی که برای جوانان، از موقعی که چشم باز‌کرده‌اند بوده و هنوز با صلابت و “قائم” مانده. پارکی که عنوان “بزرگترین پارک خاورمیانه” را یدک می‌کشد و روزهای تعطیل تابستان، پذیرای تعداد زیادی از شهروندان تهرانی است. شهروندانی که غیر از منطقه‌۱۸ ، از مناطق ۱۷ و ۹ و ۱۰ هم اینجا می‌آیند./ مهدی صالح‌پور

مثل همه جمعه‌ها، نزدیک غروب که می‌شود، هوا دلگیر می‌شود و نشستن در خانه کمی سخت. مردمی که باز از آمدن “آقا”‌شان ناامید شده‌اند، از خانه بیرون می‌زنند تا این ساعت‌های دلگیر را خانه نباشند. برای اکثر اهالی منطقه خودمان و نیز مناطق مجاور، پارک رفتنِ عصر جمعه، عادت شده و کمتر می‌شود کسانی که خانه نزدیک پارک دارند، این موقع در خانه بنشینند.

ترافیک سنگین تقاطع خیابان‌حیدری و شهدای دانش‌آموز که یکی از خلوت‌ترین خیابان‌های محله است، حرف ما را تایید می‌کند. غیر از اهالی منطقه خودمان، از مناطق مجاور هم جمعیت زیادی به شب‌نشینی در چهارمین پارک بزرگ خاورمیانه عادت‌کرده‌اند.

خیابان شهدای دانش‌آموز کاملا مملو از ماشین‌های مختلف شده و در معدود جاهای خالی هم یک یا دو نفر آن دو متر جا را برای ماشینِ یکی از آشنا‌ها که در راه است، نگه‌داشته‌اند. مثل اینکه معضل پارک ماشین که در اکثر محلات جزو مشکلات اصلی مردم است، اینجا هم دست از سر مردم برنمی‌دارد!

سرسره با صف اضافه

تعداد موتورهایی هم که روبروی بخش بازی کودکان –که چند وقتی است در ضلع شرقی پارک به امکانات مجموعه اضافه شده‌است پارک شده‌اند، دست کمی از ماشین‌ها ندارد. مکانی که تازگی‌ها به پاتوق دستفروشان برای فروش بادکنک یا لباس‌تابستانی و بستنی و… تبدیل شده و باعث شلوغ‌تر‌شدن این بخش از پارک شده‌است.

محدوده بازی کودکان شلوغ‌ترین بخش پارک است. جایی که بچه‌های قد و نیم‌قد برای تاب یا سرسره سوار‌شدن باید چند‌دقیقه‌ای صف بایستند. البته به قول مادر یکی از بچه‌ها، این کار باعث ایجاد فرهنگ صف‌ایستادن در بین نسل بعدی می‌شود! اما خیلی از پدر و مادرها می‌خواهند امکانات این پارک و دیگر پارک‌های کوچک محله خیلی بیشتر بشود تا مجبور نباشند هر روز برای بازی کودکان اینقدر وقت صرف کنند. خواسته‌ای که احتمالا با افتتاح بوستان بزرگ مادر (در مجاورت پارک، در ضلع غربی) احتمالا برآورده خواهد‌شد.

کتابخانه، پاتوق کنکوری‌ها

«ما هر جمعه اینجاییم!» مهرداد می‌گوید که با کل فامیل هر هفته جمع می‌شوند و روزهای تعطیل شام را اینجا می‌خورند. ۱۸ ساله است و برای کنکور درس می‌خواند و به گفته خودش با آمدن به اینجا حال و هوایش را عوض می‌کند و انرژی می‌گیرد برای کل هفته. البته خیلی از کنکوری‌ها کل هفته اینجا هستند. “کتابخانه‌قائم” مثل هر سال با نزدیک شدن به کنکور و نیز فصل امتحانات، پاتوق خیلی از دانش‌آموزان و دانشجویان محله است که اینجا درس می‌خوانند و از امکانات کتابخانه استفاده می‌کنند.

کم نیستند جوانانی که با درس‌خواندن در همین کتابخانه در کنکور، رشته دلخواه خود را قبول شده و از اینجا خاطره خوشی‌ دارند. عامل آمدن خیلی از همین دانش آموزان هم همین توصیه‌های بزرگترهای محله است. اگر از دانشجویان منطقه بپرسید، حتما از اینجا خاطره‌ای از قبل از کنکورشان دارند.

پیشرفت بیش‌از حد انتظار

بین کسانی که پارک قائم را برای امشب انتخاب کرده‌اند، کسانی هم دیده می‌شوند که بعد از یک یا دو سال به پارک آمده و از تغییرات به‌وجود‌آمده در چند سال گذشته به وجد آمده‌اند. مجید با خانم و فرزندش بعد از دو سال به پارک آمده‌است و انتظار این همه پیشرفت را نداشته. “اون موقع‌ها که ما می‌اومدیم کف اینجا همه‌اش آسفالت بود. نه کافی‌شاپی بود و نه کوه سنگی‌ای!” خانمش هم حرف‌های او را تایید می‌کند و از کمبود‌های فضای بازی کودکان و مشکلات امنیتی پارک و نبودِ غرفه‌های فروش وسایل خوراکی در آن روزها خبر می‌دهد. روزهایی که به قول ایشان، اینجا فقط چمن داشته و درخت! روزهایی که جز با خانواده نمی‌شد به پارک رفت و اراذل و اوباش پارک را غُرق کرده‌بودند.

برای همین مجید به خانمش قول می‌دهد که هر هفته اینجا بیایند. چون دیدن کوه‌سنگی و شهرک‌آموزش‌ترافیک (در ضلع جنوبی پارک) و دیگر فضاهای پارک که در یکی دوسال گذشته تغییر کرده‌اند، کار ۳-۴ ساعت نیست.

شب‌نشینی، زیر نور ماه

هوا که کم‌کم تاریک می‌شود، تعداد خانواده‌ها به جوانان مجردی که برای بازی و تفریح یا درس‌خواندن آمده‌اند، غلبه می‌کند. سیل خانواده‌هایی که در جمع‌های ۵-۶ نفره تا ۲۰-۲۵ نفره به سمت پارک می‌آیند، هر کسی را یاد سیزده‌بدر و حال و هوای آن‌روز می اندازد ولی برای اهالی محله، اینجا همیشه سیزده‌بدر است.

کسانی که زودتر خودشان را رسانده‌اند، حق انتخاب زیادی دارند. هم می‌توانند به آلاچیق‌هایی که در برخی نقاط پارک هست رفته و آنجا راحت‌تر بساط منقل و شام را آماده کنند و هم می‌توانند در چمن‌های دنج و با نور مناسب و چمن‌هایی که خشک هستند زیرانداز خود را پهن کنند.

مثل همه جمع‌های فامیلی، بزرگترها یا دارند بحث سیاسی می‌کنند یا خاطرات گذشته را تعریف می‌کنند. جوان‌تر‌ها هم که درحال بازی یا گشت‌و‌گذار در بخش‌های مختلف پارک مثل دریاچه یا کوه‌سنگی یا کافی‌شاپ هستند. بعضی‌ها هم ترجیح می‌دهند از فضای پارک برای استراحت و تنفس استفاده کنند!

داستان افتتاح پارک

پیرمرد با موهای جوگندمی در راس جمع نشسته و دارد از خاطراتش می‌گوید. خودش می‌گوید حدود سی سال است که در شهرک‌ولیعصر زندگی می‌کند. از سال‌های کلنگ‌زنی پارک در سال ۶۴ توسط آیت‌الله موسوی‌اردبیلی تعریف می‌کند که قرار‌بود یکساله پارک به بهره‌برداری می‌رسید ولی هنوز که سال ۸۹ شده، هنوز کارهای پارک تکمیل نشده!

آن‌طور که قدیمی‌های محل تعریف می‌کنند، کرباسچی (شهردار وقت پایتخت) در اواسط دهه هفتاد و در سال‌های گسترش کیفی تهران، ساخت پارک قائم را با تعیین مسیر‌های اصلی‌اش و کاشت درختان آغاز‌کرده و به مرور در ۱۵ سال گذشته شهراداران‌مختلف به امکانات پارک اضافه کرده‌اند تا به امروز که یکی از بهترین پارک‌های پایتخت و با امکاناتی فراتر از سطح انتظار، در خدمت شهروندان قرار گرفته‌است.

طی سال‌های گذشته با تسریع در عملیات اجرای بوستان‌مادر در کنار پارک‌قائم، وضعیت فضای‌سبز منطقه رو به بهبود گذاشته و انتظار می‌رود تا چند ماه آینده، با بهره‌برداری از این مجموعه و نیز بهره‌برداری از امتداد ۳۵‌متری‌یاران که در مجاورت پارک قرار‌دارد، از شلوغی بیش از اندازه و صف‌های برای بازی کودکان و مشکلات جای پارک ماشین‌ها، کاسته‌شده و سطح رفاه شهروندان به حد مطلوب نزدیک‌تر شود.

خداحافظی پارک با شلوغی

عقربه‌های ساعت که از ۱ بامداد می‌گذرد، یکی‌یکی جای پارک ماشین‌ها زیاد می‌شود. خیلی‌ها اهل‌محل هستند و پیاده به خانه می‌روند و فقط وسایل را با ماشین می‌برند. بعضی‌ها هم که از راه دور آمده‌اند، برای یک یا دو هفته از پارک خداحافظی می‌کنند. چند ماشین هم در جهت خلاف بقیه ماشین‌ها به بخش انتهایی پارک رفته و از فرصت استفاده کرده و در پمپ‌گاز، کپسول‌های گاز خود را پر می‌کنند و دیرتر از بقیه به خانه خود می‌رسند. و البته چند جوان هم همچنان باانرژی مشغول بازی هستند.

پارک باز هم دلگیر می‌شود. بعد از هیاهوی چند ساعته مردم منطقه، باز سکوت بر پارک حکمفرما می شود. همه‌چیز رنگ می‌بازد و روحی که در پارک دمیده‌شده‌بود، می‌رود. “آقا” باز هم نیامد… و این داستان هر جمعه‌شب تکرار می‌شود.

این گزارش برای همشهری محله منطقه ۱۸ کار شده و هیچ وقت چاپ نشده است!

تبلیغات

4 دیدگاه‌ها

  1. سلام. از طریق سرچ “منطقه ۱۸” رسیدم به این مطلب در مورد پارک قائم. یادش به خیر منم کلی خاطره دارم اینجا. به وبلاگم که سر بزنید می فهمید هدفم از سرچ چی بوده. مطمئن باشید از اون وبلاگهای جینگیلی که هی تبلیغ می کنن به من سر بزن نیستم! ولی چون ممکنه سر نزنید خلاصه میگم که دنبال دوستانم که تو دبیرستان چمران بودیم میگردم و هیچ خبری ازشون ندارم. فکر کردم وبلاگهایی که مربوط به این محله میشن کمکم کنن. اگه مایل به همکاری هستید اطلاع بدید. متشکرم!

  2. زیبا بود.

    توصیف زیبایی بود مخصوصاخیابون شهدای دانش آموز.

    همون اندازه ک زیباست همون اندازه هم خطر ناکه

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید