سال‌های 90 تا 92نوشته‌های وبلاگی

وصلِ به دینام توکل!

همیشه قبل از مسافرت، ماشین را با وسواس خیلی زیادی چک می‌کنم. چون برخلاف رانندگیِ شهری که «هم همیشه با دورِ موتور پایین حرکت می‌کنم» و «هم نهایتاً بیشتر از یک ساعت با ماشین رانندگی نمی‌کنم»، در جاده، چندین ساعت، بدون استراحت، با دورِ موتورِ بالا، مجبور به رانندگی می‌شوم و این مسئله، باعث می‌شود که ماشینِ تنبل شده ی شهریِ بیچاره، در جاده کم بیاورد.

حکایتِ این روزهای ما، حکایتِ ماشینِ چک نشده‌ی تنبلِ شهری‌ست که چهارده‌مین روز است که بدون توقف، با دورِ موتورِ بالا، در حرکت است و عن‌قریب است که یک جا کم بیاورد. خیلی عجیب نیست به واسطه‌ی این فشارِ بیش از حد به این ماشینِ نحیفِ فابریک(!)، موتورمان گیرپاژ کند و رفیقِ نیمه‌ی راه این سفر شود.

اما خاصیتِ کارِ دینی و ساختن برنامه‌ای با حالِ خوب، برای سحرگاه‌های ماه رمضان، باعث می‌شود آدم به قول «مرحوم علیِ حاتمی» «وصلِ به دینام توکل» شود و تختِ گاز برود تا انتهایِ مشخص شده ی جاده، که شیرینیِ وصالش قبلاً اثبات شده.

خدایا! باتریِ ناقصِ ما را دریاب!
اینجا، دینامی در حالِ دِشارژ است، آنجا را نمی‌دانم…

پی‌نوشت ۱ : وبلاگ جشنواره خاطره‌نویسی اولین روزه منتظر خاطرات شما نسلِ سوخته‌ی «ماه رمضانِ افتاده در تابستان» است! خوب باشد، من به شخصه خودم قول می‌دهم در برنامه بخوانیم‌شان؛ همان‌طور که تا حالا خوانده‌یم.

پی‌نوشت ۲ : لازم به ذکر است که تاکید کنم «ماه‌ترین ماه»، هر بامداد، چند دقیقه قبل از ساعت ۳ تا چند دقیقه بعد از اذانِ صبحِ تهران از شبکه دو؟! مجری‌گری عبدالله روا و سرکار خانم محمدی‌خواه را چی؟!

پی‌نوشت ۳ : این روزها به شکلِ ویژه‌ای مصداقِ «فان مع العسر یسرا» شدم. فشارِ روحیِ سنگینِ قبلِ ماهِ مبارک جایش را به آرامشِ شیرینِ «روح سبک کننده(!)ای» داده که خیلی وقت بود تجربه‌ش نکرده بودم. ممنونم از باعث و بانی ش! روحانی مچکریم!

پی‌نوشت ۴ : خبر آمد خبری در راه است…

مهدی صالح پور

مهدی صالح‌پور هستم. حدود پانزده سال وبلاگ نوشتم، دوازده سال خبرنگاری کردم، ده سال در تلویزیون نوشتم، در حال نگارش نخستین کتابم هستم. تجربه کارگردانی و تهیه‌کنندگی در تلویزیون دارم. این روزها مدیر مجموعه تولید محتوای شنیداری قناری هستم و در حوزه کتاب و کتاب صوتی فعالیت می‌کنم. خوشحالم که اینجا، میم‌صاد آنلاین، خانه امن مجازی من را دنبال می‌کنید...

نوشته های مشابه

۴۹ دیدگاه

  1. سلام
    من که کلا از نوشتتون چیزی سر در نیووردم
    اما کلا با پی نوشت آخریه حال می کنم.
    خبریه کلا؟
    کلا من چرا این روزا هی میگم کلا؟
    هان؟

  2. درحال حاضر،ایستِ کامل دارم و نیاز به جرثقیل!!(موتور گیرپاژ کنه چی میشیم دقیقن؟!)
    پ.ن ۱:فعلن حسش نیس.ببینیم تابعد…(!)
    پ.ن ۲:لزومی به تذکر نیست.بگویید ما چه کنیم که خانواده علاقه مند به تماشای مجددِ تماشای سریالِ دوست داشتنیِ ستایش(!!)از شبکه آی فیلم،آن هم در سحرگاه هستند؟!
    پ.ن ۳: 🙂 خوش بحالت(لبخندم محزونانه بود)
    پ.ن ۴: 🙂

  3. آره…وصل به دینام توکل….خیلی خوب گفتی !!!!

    انگار همین دیورز بود تهیه کننده جان زنگیدند و گفتن ماه رمضونی بنویس….منم جو گیر گفتم باشه….
    پیش خودم گفتم این همه نوشتم خوب این سی تا هم روش…!!!!

    بعد که دست به کیبورد و قلم شدم…دیدم نوچ مسئولیت میخواد واژه به واژه ای که میخوایی بفرستی رو آنتن!!!
    سخت شد و موندم در چگونه سی تا شدن این دو دقیقه آیتم نوشت ها!!!!!

    اما شد و شنبه هم تا سی امش را تصویر گرفتیم و خدا هم عیدی مان را داد در راه نوشتن و قربان صدقه رفتنش!!!
    دختر کوچولوی تهیه کننده آمد و من به آرزویم رسیدم شاید خنده دار باشه ولی به قول آهگن تیتراژ آخر برنامه مون ماهِ ماه (جام جم یک)

    از این سفره ها معجزه دور نیست………….

    انگار همین دیروز بود که دهنم وا مونده بود و نگاهم خیره به صفجه سپید کاغذ که چه کنم با قول و قرار امروز….
    اما خب تموم شد به خیر و همون دینام توکل….!!!!!

    پی نوشت ۴: این حرف منو یا اون تبلیغات بازرگانی مسخره و حرص درآر میندازه : که مینویسه: خبری در راه است…..

    همین؟؟؟؟خب چی؟؟؟کی؟؟؟؟
    با شما نیستم ها با اون تبلیغاته ام!!!!

    موفق ….(:

  4. سر خوش آن دل که از آن…(اگاه است یا هشیار است؟؟؟) :s
    حالا چند روز دیگه بوی لنتِ ترمزت هم در میااااد دیگه سر بالایی هست و تو هم نحیییف !!! D:
    موفق 🙂

  5. چه میگنه این روزه با ما خدایش هوا خیلی گرمه دم هممون گرم که روزه میگیریم

  6. من دو روزه برنامه رو صبح پا میشم میذارم ضبط شه و میخوابم
    نیم ساعتش رو صبح قبل از رفتن به مدرسه میبینم و عصر اگر وقت شد کامل
    البته قدری هم میزنم جلو بعضی قسمتارو!
    امروز نخواهم رسید و نخواهم توانست که برنامه رو ببینم! 😐
    ادبیات ِ این روزای یک دانش آموز خسته ی پیش داشنگاهی 😐 😐
    ولی موضوع مسخره کردن بود! 😉
    بعد اینکه هیچی دیگه خسته نباشید
    برنامه رو بی تعارف! دوست دارم! یه سری تیکه هاشم دوست ندارما اما مهم نی!
    انشالله که موفق باشید 🙂 و بیشتر از اینا تو این قاب گرامی تلویزیون ببینیمتون!
    فقط جان ِ عزیزتون! سحر یا جنگ شبانه نرید دیگه! که میشه ۲:۳۰-۳!! خدایی نکنید دیگه این کارو!
    حالا سحر باشه اشکال نداره
    میشه پاشد
    جنگ شبانه نرید!
    همین 😐
    التماس دعا
    یا علی

  7. سلام مهدی جان
    همینجوری شانسی افتادم این تو
    ببینمت یه روزی ایشالا
    راستی اصلا منو یادته؟

  8. خیلی هم عالی خدارو صد هزر مرتبه شکر که ارامش اونم از نوع شیرینشو بدست اوردی خبره خوبی بود مرسی
    چه خبری در راه است ؟؟؟

  9. صلوات!!!!!! واسه حضور صاحاب وبلاگ!!
    والا! :O
    این روزا بعضی وبلاگا رو (اصلا اشاره به وبلاگ خاصی مث اعضای پرشان نیست! اونا که حق دارن همشون خو D: ) خواننده هاشون میگردونن!من نمیدونم مردم چرا انقدر مسئولیت ناپذیر شدن!! والا! D: ؛)

  10. از این اصطلاح “نسل سوخته” اصلااااااااا خوشم نمیاد!
    دوست ندارم ما رو نسل سوخته خطاب کنی!‌ از شما انتظارشو ندارم دیگه!!

  11. خدایا!
    ازین خواب سنگین غفلت بیدارمون کن…لطفا!
    خدایا
    یکجوری بزن پس کله هامان که نه سیخ بسوزد نه کباب!
    فقط ازین بیخیالی و بیخبری به درمان بیاورندمان لطفا…
    ممنون

    دعای این روزهای من (که روی گفتنشم دیگه نیست به همون دلایل البته!)

    با حال خوشتون به حال ما هم دعا کنید

  12. امسال تازه به درس دینی علاقه مند شدم :دی
    سلام!!!
    نخندید! خدایی وقتی با فلسفه توأم میشه شیرین میشه
    آقای کریمی که تو گزینه جوان و نیمروز می اومدن،ایشون معلممونن :دی
    فوق العادن یعنی!
    من از ۳ هفته پیش که دینی درس دادن،دینی ۲ رو البته 😐 اصن نخوندم! فردا ۳ تا درس تست داریم دارم میخونم،اصن همه رو یادمه! با همه ی مثال ها،حتی مثال هایی که زدن و ننوشتم! یعنی واقعاً دینی واسم شیرین شدا! و چقدر عمیق شدیم تو آیات! و چقدر به خیلی چیز ها بی توجهیم ما آدما کلاً در حالت عادی!
    اصلاً هم بی ربط نیست!
    حداقل خیلی بی ربط نیست!
    تو پستتون از حال خوب برنامه ی سحر گفتید دیگه! وصل به دنیام توکل
    قشنگ هم ربط داره!
    خواستم بگم که اصلاً یه همچین حسی بهم دست داد!
    نه آخه جدی،خدایی انقدر عمیق نشده بودیم تو آیات کتابمون که تاحالا
    با خوندن عمیقشون به حال خوب میرسم
    بعد اونم تو این ماه که خوبه که آدم عمیق بشه تو حرف خدا!
    خلاصه اینکه الان خوشحالم فردا دینی داریم :دی
    البته که پرسشای کلاسی آقای کریمی جای خود 😐 😐 یه جاهایی انقدر خوف برانگیزناکن که اصن نگید و نپرسید :دی
    همین! تابستون ِ ۲ هفته ایم داره خوشحال میشه 🙂 با خرواری درس!
    دعا کنید
    یه اتفاقی بی افته
    خدایی دعا کنیدا! پنج شنبه روز مهمیه برام
    خیلی مهم…
    یه جورایی واقعاً برام سرنوشت سازه…
    همه دوستان هم خاص و ویژه برام پنج شنبه دعا کنن…
    یا علی

  13. ایشالا که پنج شنبه روز خوبی برات باشه طوبی خانوم و خوشحالی خدا خوشحالت کنه… 🙂
    سلام

  14. سلام . نماز و روزه تون قبول درگاه حق . انشاالله.
    +آقا موتور ما هم داره از نفس می افته!!!!
    ++آخه من اولین روزه ام چیز خاصی نبود! مثل بچه آدم روزه گرفتم دیگه!! چی بنویسم حالا؟!!!
    +++خبر اومده که چه خبری در راهه؟؟!

  15. سلام
    قبول باشه

    راستش من برنامتونو در حد ۵ دقیقه دیدم
    ولی ناراحت نشیدا مشکل از برنامه نبوده شایدم بوده و من نفهمیدم :دی
    کلا منظورم اینه که از اونجایی که بنده خوابالوام و ۲۰ دقیقه ب اذان پامیشم فقط میزنم شبکه اصفهان ببینم کی اذان میگن

    خاطره هام قابل گفتن نیست :دی

  16. آیا میشود ما یک عدد مهدی صالح پور را ببینیم ؟!
    میدونم خیلی انتظار بزرگیه دیدن یه آدم تو یه شهر خدا میلیون نفری ولی خب وقتی علی ضیا رو میبینه میشه مهدی صالح پور رو هم دید نمیشه ؟!
    میدونم دور از انتظاره ولی خب آدم دلش میخواد نویسنده برنامه هایی رو که از بچگی باهاشون بزرگ شده (!) رو ببینه هر چند یه نفر به خدا میلیون جمعیت باشه
    آدم خیلی چیزا دلش میخواد ولی نشد که بشه واقعا

  17. طاعاتتون قبول اقا مهدی امیدوارم همیشه شاهد این ارامش در زندگیتون باشید مارو هم دعا کنید

    🙂 یاعلی

  18. این آرامشت روی دوربرگردون هم تاثیرگذار بوده ها!
    یه جووووری شده اینجا:|
    مریم اسطوری:من دیدمش!اون دفه که داشتم میرفتم کلاس،تو تاکسی که نشستم،یه پسره پیشم نشسته بود،یه عینک زده بود به پهنای صورتش.ولی همش میگفتم چقد شبیه یکیه.یهو گفت رشته تون چیه؟بعد سرصحبت باز شد و کلی حرف زدیم.گفت که رشته ش معماریه.تو مغزم یه صدای دینگ اومد که طرف شناسایی شد،این خوده کلوچه ساکته!!داره میره سیدخندان،معماری خونده،شبیه یکی هم هست.هی منتظر بودم بگه من کلوچه ساکت هستم بیست و چهار ساله از تهران.
    بی شخصیت یهو گفت دارم میرم نیاوران،اونجا یه پروژه داریم:|همچی با پشت دست بزنی تو صورتش،بی شخصیت.بی شخصیت.کلوچه ساکت نما.شیاد.
    آقا خو دوم شدی که شدی،چرا غرور میگیرتت؟شرم کن پسرم،شررررم(شکلک بچه پررویی و اینا)

  19. عاقا سیلام !
    خوش خبر باشی دادا !
    منم که این روزا کلن توی آمپاسم !
    آمپاس که چ عرض کنم ؛ آمپــــــــــــــاااااااااســــــــــــ
    اصن حال و هوای خوب این روزای ما ؛چ ربطی به روحانی داره ؟؟؟؟؟؟؟؟
    من واقعا توی کار این ملت موندم !
    روحانی هم مثل سایر آقا زاده ها …………………… !!!!
    با یه تفاوت آشکار !!!!!
    هنگورت ( یا شایدم هنقورت !) نیا مهدی خان !!!
    در ضمن ، این روزا منتظر ِ یه مسافر کوچولو هستم !!!!
    اگه بیای وبم ( برا ۱۰۰۰۰ اُمین بار !) خودت متوجه میشی
    چقد دلم تنگ شده که مثل فبلا بهت بگم :
    میـــــــــــــم ص صـــــــــــــــــابـــــــــــون !
    اَ ته ِ ته ِ دلم !!!!

  20. درد تنهایی کشیدن
    مثل کشیدن خطهای رنگی روی کاغذ سفید
    شاهکاری می سازد به نام دیوانگی !
    و من این شاهکار را به قیمت همه ی
    فصلهای قشنگ زندگی ام خریده ام ….
    هر که هر چه می خواهد مرا بخواند
    دیــوانـــه
    خــودخــواه
    بی احـسـاس . . .
    نــمــی فــروشـــم . . . !

  21. دیدین من گفتم کامنت ها همیشه همونجوریه که پست هست؟
    الان به کامنتا دقت کنین،همشون آرومن!

  22. سلام آقای صالح پور
    تا حالا هر چی نظر سنجی و دانلودی داشتید با اشتیاق دانلود کردیم.
    حالا شمام آهنگ برادرمو دانلود کن و گوش کن لطفن

    نظرتونم بگو

  23. سلام خسته نباشید واقعا نماز روزتون قبول باشه با این سختیه کارتون گشنگی و تشنگیرو تحمل میکنید
    برنامه روزانه من که تو ماه رمضون اینه:
    خواب
    wc
    سحری خوردن
    خواب
    wc
    افطاری خوردن
    خواب
    محتاجیم به دعا!!!!!

  24. سلام ببخشید چند تا سوال راجع به چشنواره خاطره نویسی داشتم:
    ۱.از کجا می تونیم متوجه بشیم که متنمون به دستتون رسیده یا نه.(مثلا الآن متن من رسیده به دستتون یا نه؟)
    ۲.برندگان از چه طریقی اعلام می شن؟
    ۳. اگه متنمون مقبول افتاد و قرار شد بخونیدش تو برنامه تون از کجا باید متوجه بشیم.یعنی بهمون خبر می دین؟
    ممنون.یا علی…

  25. اومدم بعدِ کلی یه کامنت بذارم. دیدم کامنتم خودش می‌شه یه پست! خواستم بذارمش تو وبلاگ، لحظه‌ی آخر پشیمون شدم!
    + مسخره‌س آدم قبل از انجام کاری از اون کار پشیمون بشه. بیش‌تر از مسخر، خفه کنند‌ه‌س 🙁

  26. شاپرک عزیزم…

    اینکه خیلی بهتر از اینه که بعد از انجام یه کار ازش پشیمون بشی خب! نیست؟! :ا
    آره…واقعا جای تو اینجا خالی بود! به طرز محسوس ه مخ.صوصی!

  27. آقا مهدی
    چرا این خونه دیگه قد قبل مهمون نداره؟؟؟ چرا بعد از برگزیده شدنتون تقریبا! اینجا ایقدر سوت و کور شده آیا؟!؟! :اا
    و البته کم کامنت ایضا!

  28. سلام دوست گرامی، من می خواستم از وبلاگت تبلیغات بگیرم ولی یک پیشنهاد دارم، من یک محصول شعبده بازی دارم که پکیج ۱ است، اگر بتونی ۱۰۰ تا از این محصول را برای من بفروشی ۵۰ هزلر تومان گیرت میاد یعنی هر یکی که بفروشی ۵۰۰ تومان گیرت میاد تازه من هنوز ۱۰ تا پک دارم +۸۵ فیلم دارم . من حدود ۱۵ وبلاگ و سایت دارم تبلیغ می کنم ولی من برای آینده فقط یک یا دو وبلاگ برای فروش اصلی محصولاتم می خوام پس اگر مشتاق این کار پر درآمد هستی برای اطلاعات بیشتر یک ایمیل به من بزن تا توضیحات کارم را بهت بدم . دیر بجنبی به یکی دیگه تبلیغات می دم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا