سال‌های 92 تا 94مطالب سریالینقدهانوشته‌های وبلاگی

نقد جزیره رنگین؛ ضعیف‌ترین ساخته خسرو سینایی

«جزیره رنگین» خسرو سینایی اولین فیلمی بود که امسال در جشنواره دیدم. فیلمی که نه تنها از خسرو سینایی، بلکه از مجموعه بنیاد سینمایی فارابی بعید بود که این همه برای تولیدش هزینه شود و این قدر هم برای حضورش در بخش مسابقه، اصرار!

تیتراژ فیلم اتفاق نداشت. فقط در برهوت اسامی ناشناخته، نام «مهدی احمدی» امیدوار کننده به نظر می رسید. شروع فیلم هم به شکلی کلاسیک تنها شخصیت داستان را معرفی می کند؛ استاد دانشگاهی که به جزیره زیبای هرمز رفته تا هنر را در این جزیره احیا کند! اما مشکل از جایی شروع می شود که جمله یک خطی دکتر نادعلیان (که فیلم بر اساس طرحی از ایشان و با توجه به تجربه حضور وی در این جزیره ساخته شده) به شکل دم دستی به تصویر کشیده می شود. گویا آقای کارگردان بیشتر از نیم ساعت با طراح فیلمنامه صحبت نکرده و مجبور بوده ایده یک خطی نادعلیان را حدود دو ساعت کش بدهد.

بازی بازیگران بومی به شکل فاجعه باری ضعیف است و جز بازی مهدی احمدی که البته او هم نشانی از فروغش در شب های روشن ندارد، بازی سایر بازیگران بسیار اذیت کننده است. نحوه ادای دیالوگ ها و بازی های اغراق شده را اصلا نمی توان از کارگردانی که از حمید فرخ نژادِ تازه‌کار در عروس آتش آن قدر خوب بازی می گیرد، پذیرفت. گویا هر پلان، در همان برداشت اول تایید شده و فیلمنامه سادهِ فیلم، عیناً مثل یک تئاتر دانش‌آموزی مو به مو اجرا شده و هیچ انعطاف و تغییر مثبتی از سوی عوامل نسبت به نسخه اصلی فیلمنامه وجود ندارد.

تاکید کارگردان بر روی «این نیز بگذرد» که روی دیوار خانه دکتر در جزیره نوشته شده هم کمی عجیب به نظر می رسد. جمله‌ای که با هر بار دیدنش با خودتان تکرارش می کنید اما… فیلم نمی گذرد! روایت کُند و بی حاشیه‌ی فیلم، در کنار عشق نه چندان جدی دختر و پسر نوجوان محلی که فیلم با ازدواج‌شان پایان پیدا می کند، کنار چند جمله شعاری و کلیشه‌ای با مضامینی حول محورهای محیط زیست و گردشگری، ملغمه‌ای نه چندان دلچسب ایجاد کرده است که رضایت هیچ کس را جلب نمی کند. سینایی حتی نخواسته با قاب بندی های جذاب از جزیره زیبای هرمز، هضم فیلمش را برای مخاطب آسان کند و همین آسان گیری ها در کنار انتخاب های دم دستی از آهنگ‌های لوریس چکناوریان و چند ساز محلی، باعث ناراحتی می شود.

استفاده کودکانه از کلمه «اینترنت» و تاکید همه شخصیت های داستان بر اینکه از طریق اینترنت جاذبه های گردشگری جزیره به دنیا معرفی شده و گردشگران رنگارنگی از استرالیا و هلند و مالزی و جذب هرمز شده‌اند هم کمی عجیب است. گویی فیلم در اوایل دهه ۸۰ و اولین روزهای ورود اینترنت به ایران ساخته شده است و شخصیت دکتر طوری از تاثیر فیلم هایی که بر روی اینترنت می گذارد صحبت می کند که انگار ما نمی دانیم شبکه اجتماعیِ مذکور در ایران مسدود است و مشخص نیست این گردشگران رنگارنگ از طریق کدام شبکه اجتماعی با زیبایی های هرمز آشنا شده اند!

من به آخرین ساخته خسرو سینایی، نمره ای بیشتر از ۲ از ۱۰ و یا به عبارتی ۱ ستاره از ۵ ستاره نمی دهم.

نقطه اوج:           آموزش پخت پیتزا توسط همسر دکتر به زنان جزیره

نقطه ناامیدکننده: دیالوگ های زمخت و نچسبِ دکتر و همسرش درباره اهمیت حضورشان در جزیره

نکته قابل توجه:   انتقاد دکتر از فروش خامِ خاکِ جزیره به گردشگران و توجه به بومی سازی استخراج منابع و صادرات محصولات تولیدی از خاک به جای محصولات خام که اشاره انتقادی غیرمستقیمی نسبت به فروش نفت خام دارد.

مهدی صالح پور

مهدی صالح‌پور هستم. حدود پانزده سال وبلاگ نوشتم، دوازده سال خبرنگاری کردم، ده سال در تلویزیون نوشتم، در حال نگارش نخستین کتابم هستم. تجربه کارگردانی و تهیه‌کنندگی در تلویزیون دارم. این روزها مدیر مجموعه تولید محتوای شنیداری قناری هستم و در حوزه کتاب و کتاب صوتی فعالیت می‌کنم. خوشحالم که اینجا، میم‌صاد آنلاین، خانه امن مجازی من را دنبال می‌کنید...

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

  1. جناب آقای صالح پور سلام
    من‌ نادعلیان هستم. بخشی از نوشته شما در یکی از شبکه های اجتماعی باز نشر شده بود و من پاسخ دادم. با دیدن مطلب شما نکات دیگری دیدم که صحت ندارد. شما نوشته اید که “جمله یک خطی دکتر نادعلیان (که فیلم بر اساس طرحی از ایشان و با توجه به تجربه حضور وی در این جزیره ساخته شده)” در تیتراژ فیلم نوشته شده اقتباسی آزاد از زندگی دکتر نادعلیان در جزیره هرمز. از جانب من طرحی داده نشده بود. فکر می کنم پنجاه در صد فیلم با شخصیت من سازگاری دارد. از اینرو بهتر است این بخش را تصحیح کنید. البته در بیان‌انتقاد آزاد هستید.
    بخش استفاده از رسانه برای معرفی جزیره هرنز توسط دکتر با شخصیت دکتر نادعلیان واقعی که من باشم کاملا منطبق است و اصلا کودکانه نیست.
    در مورد به کارگیری اینترنت برای هنر معاصر ایران و جزیره هرمز بزودی مطلبی می نویسم.
    من شخصا در دوران دانشجویی دکتری در دانشگاه مرکزی انگلستان در سال ۱۹۹۰ با اینترنت آشنا شدم . در ایران آن زمان وجود نداشت. در ایران در حدود سالهای ۱۳۷۳ رواج پیدا کرد. خودم یکی از پیشگامان استفاده رسانه ای آن بودم. از سال ۱۳۷۵ برنامه نویسی آن را یاد گرفتم و خودم سایت طراحی می کردم.
    اولین مجله الکترونیک هنر معاصر ایران را شخصا راه اندازی کردم . آرشیو محتوایی آن موجود است.
    در سال ۱۳۸۵ زمانیکه به جزیره آمدم اینترنت وجود نداشت و مردم به اینترنت دسترسی نداشتند.
    بنابراین تاریخ ورود به اینترنت به ایران و جزیره هرمز را نباید یکی دانست.
    در آن زمان از بالای قلعه پرتقالی ها گوشی را به لب تاب وصل می کردم و به خبرگزاری ها خبر ارسال می کردم. علاوه بر آن چندین سایت رسمی با اسم مشخص داشتم. در آن زمان خیلی از سایت ها در خارج از ایران با ارجاع به یادداشت های من در سایتم آنها را باز نشر می کردند.
    شبکه اجتماعی فیس بوک تا سال ۱۳۸۸ آزاد بود.
    دانشگاه آزاد جزیره هرمز آن زمان در محل ساختمان شورا در کنار ارشاد بود. آقای غلامی مسئول فنی به من پسورد دادند و شبها در پارک مجاور اداره ارشاد روی نیمکت می نشستم و مطلب رویدادهای هنری و فرهنگی را ارسال می کردم.
    بعد حسن دریاپیما نابغه و پیشرو در خانه من ساکن شد و از دانشگاه آنتن اختصاصی گرفت. ما در هنرمند سرا اینترنت داشتیم. بزودی مطلبی راجع به نقش رسانه های نوین در توسعه گردشگری هرمز خواهم نوشت. دسترسی مردم و راننده ها به اینترنت و استفاده آنها را نیز همواره ثبت می کنم و تحول محتوایی آثارشان چگونه تغییر می کند. در آینده در سایتم خواهید دید.

دکمه بازگشت به بالا