مصاحبه منتشر نشده با علی ضیا

500

داشتم همینطوری هاردم را مرتب می کردم، به یک مصاحبه منتشر نشده با علی ضیا که اردیبهشت ماه، در روزهای آغازین برنامه ی نیمروز، ازش گرفتم، رسیدم. گفتم حالا بعد از ۱۰ ماه، خواندن حرف های علی ضیا مجری بسیار محبوب تر شده و پخته تر شده و حرفه ای تر شده ی این روزهای نیمروز، برایتان جالب باشد. تیتر هم همان موقع همین انتخاب شد و حالا که حرف و حدیث هایی مبنی بر اینکه مجری اختتامیه ی جشنواره ی فجر امسال، کسی نخواهد بود جز سید علی ضیا ، این تیتر معنی خاصی پیدا می کند.

یک گپ نیمروزی با سید علی ضیا مجری پرطرفدار تلویزیون
ده سال بعد، مجری اسکار منم!

مهدی صالح پور – این روزها سید علی ضیا مجری جوان ۲۵ ساله ی سابقا رادیویی و فعلا تلویزیونی را نه با گزینه جوان، بلکه با برنامه نیمروزی نیمروز می شناسند، برنامه ای که بعد از نوروز ۹۰ هر روز از شبکه سوم سیما پخش می شود. علی ضیا فارغ التحصیل مکانیک دانشگاه آزاد شهر کاشان که به دانشگاه آزادی بودنش هم افتخار می کند، همه کنکوری ها را یاد کنکور و گزینه جوان می اندازد، اما حالا با یک برنامه شاد و جوانانه به تلویزیون آمده و از نیمروز می گوید. مجری ای که قرار است ده سال بعد، مجری اسکار باشد!

علی ضیا

چطور شد که مجری شدید؟ مجری گری را از جاده های خاکی اجرا شروع کردید؟!

من یک بچه شهرستانی بودم، اما درس خوان و باهوش؛ من در دانشگاه اختراع می کردم و رتبه جشنواره خوارزمی داشتم. عضو انجمن مخترعین کشور هم بودم. خیلی رادیو گوش می کردم. زمان امتحان استاتیک، جمعه بود و موضوع برنامه درباره شاهکار بود. زنگ زدم به برنامه رادیو و گفتم “اگر می خواهید شاهکار کنید دلگیری غروب جمعه رو برطرف کنید!” مجری گفت بچه کجایی؟ گفتم “کاشان” و دیدم که هم دانشگاهی درآمدیم. شماره ش را به من داد ولی من زنگ نزدم. تا اینکه یک روز در دانشگاه مسابقات والیبال بود. یک نفر بلند بلند آهنگ های رضا یزدانی را می خواند، رفتم پیشش و در مورد رضا یزدانی حرف زدیم، آخرش او فهمید که من همانم و من هم فهمیدم او همان مجری رادیوست. از آنجا که من نویسندگی می کردم، به عنوان نویسنده وارد رادیو شدم.

چه سالی؟

سال ۸۳ در رادیو جوان. در یک برنامه به اسم جوانانه، یک آیتمی می نوشتم به اسم پسری از کاشانه و آن آیتم خیلی خوب درآمد و گرفته. یک آیتم طنز بود که با لهجه کاشانی می نوشتم و می خواندم. همان موقع کار گرفت و گفتند صدات خوبه و من هم رفتم تست دادم و مراحل کار را انجام دادم و مجری رادیو شدم. من با نویسندگی وارد شدم و همیشه هم نویسندگی را در کنار اجرا داشتم و اکثر کارهایی که مجری آنها بودم، نویسنده هم خودم بودم. خیلی از برنامه ها هم بوده که اجرا با من نبوده، اما نویسنده هم بودم.

اولین اجرای رسمی و جدی شما در رادیو چه زمانی بود؟

برنامه شبهای آفتابی دوشنبه ها ساعت ۱۲ تا ۲ شب،. با بچه هایی که با هم آمده بودیم، برنامه را کار می کردیم،  نویسنده ها و سردبیر برنامه دوست های من  بودند و من هم اجرا را برعهده داشتم.

چطور شد که وارد تلویزیون شدید؟ از رادیو وارد شدید یا کاملا مستقل به تلویزیون آمدید؟

لطف خدا و البته به نوعی می شود گفت اتفاقی بود. من یک برنامه ای  اجرا می کردم که آقای زاهدی آن برنامه را شنیدند و بعد به من زنگ زدند. گفتند که برای برنامه گزینه جوان یک متن را می خواهیم بخوانی. رفتم دفتر آقای زاهدی و متن را خواندم. ماه رمضان سال ۸۸ بود خیلی خسته بودم. گفتند یک روز برای اجرا تست بده. قرار شد که برای برنامه شروع خوب کار کنم ولی خب برای گزینه جوان انتخاب شدم. اولین برنامه هم قرار بود ۸/۸/۸۸ باشه که به خاطر مسائلی اسفند ۸۸ اولین کارم را در تلویزیون شروع کردم.

نیمروز برای علی ضیا از کجا شروع شد؟

از همان گزینه جوان. حامد جوادزاده که قبل از من به گروه گزینه جوان اضافه شده بود، بعد از مدتی اکثر کارهای گزینه جوان را به عهده گرفت. از آنجایی که من و حامد از رادیو همدیگر را می شناختیم، با هم خیلی کار کرده بودیم و خاطرات زیادی داشتیم. گزینه جوان هم باعث شد رفاقت ما بیشتر و بیشتر شود. پاییز ۸۹ یک مدت من بیکار بودم. برای عید برای برنامه ای در کیش بودم که در آنجا گفتند برای اجرای نیمروز همکاری میکنی؟ من هم قبول کردم و آمدم.  قرار شد که بعد از عید۹۰ نیمروز شروع به کار کند. و اولین برنامه نیمروز با اجرای من ۲۰ فروردین ۹۰ در آنتن رفت.

در مجری گری سقف آرزوهای علی ضیا کجاست؟

من این قول را به خودم دادم که ۱۰ سال دیگر مجری اسکار باشم. آرزوی خیلی بزرگ و سختی ست که حتی خیلی ها به خاطر این آرزو به من میخندند اما من می دونم و مطمئنم که مجری ۱۰ سال دیگه اسکار من هستم! هدف من از این حرف این است که بگویم آدم ها میتوانند هم محبوب و هم مشهور باشند، ولی بعضی از آدم ها فرزند مردمند. تختی نه تنها محبوب و مشهور هست، بلکه فرزند این ملت هم هست. یعنی مردم دوستش دارند و سرشان را با افتخار بالا می گیرند . می گویند ما جهان پهلوان تختی را داریم. من هم دوست دارم  فرزند این مردم باشم. تمام آدم های مختلف افتخار کنند که من فرزند کوچکشان هستم و به من افتخار کنند.

در آنتن رادیو یا تلویزیون گاف هم دادید؟

در رادیو اعلام ساعت بود، دفعه اول بود که پشت میکروفن قرار می گرفتم، باید میگفتم ساعت ۲۲ اینجا تهران است صدای من را از رادیو جمهوری اسلامی ایران می شنوید؛ شبکه رادیویی جوان! ولی من گفتم، ساعت ۱۰، اینجا جوان… برو!

کدام یک از اجراهایتان را بیشتر از همه دوست داشتید؟

کارهای رادیویی ام رو خیلی دوست دارم و ادعا هم دارم و میگوم که جزو برترین ها هستم. برنامه “آخرشه” و “خط و ربط” و “کات” که با حامد جوادزاده کار می کردیم. برنامه های روتین هم “۱+۱” را دوست داشتم.

عضو شبکه های اجتماعی هستید؟

من عضو هیچ شبکه ای نیستم جز گروه اجتماعی شبکه ۳!

چقدر نیمروز را دوست دارید؟ بعد از نیمروز چه برنامه ای برای کارهایتان دارید؟

نیمروز را خیلی دوست دارم. چیزی که من می بینم این است که این برنامه می تواند تا ۱۰ ماه دیگر روتین ادامه داشته باشد . و میتواند بعد از آن  اتفاقات خیلی خوبی برای همه عواملش بوجود بیاید. من رقیب های خیلی زیادی در اجرای تلویزیونی دارم، مثل احسان علیخانی و فرزاد حسنی. با نیمروز سبک اجرای خودم و نگاه خودم را ایجاد  می کنم و شاید برنامه بعدی من بعد از نیمروز، برنامه ویژه افطار امسال باشد. این ها چیزهای دوری نیستند. به نظرم برنامه های روتین اجرا را می سازند و بعد از این اجراهاست که اتفاقات خوب می تواند بیفتد.

غیر از مجری گری کار دیگری هم انجام می دهید؟

من درسم تمام شده و مدرک کارشناسی ام را در زمینه مکانیک گرفتم ولی رشته اصلی من مجری گری است.      

شنیدیم والیبال هم بازی می کنید؟

والیبال را حرفه ای کار می کنم، عضو تیم ملی هم بودم. در یکی از مسابقات پایم که شکست، دیگر نتوانستم بازی کنم و پایم آرتروز گرفت و می خواستند پایم را عمل کنند. مجبور شدم ورزش را کلا کنار بگذارم. قبل از آن دانشجویی بازی می کردم و در تیم والیبال دانشگاه قهرمانی و دو دوره نایب قهرمانی در مسابقات منطقه ۴ کشوری داشتیم. الان هم والیبال هنرمندان هستم و هفته ای یک روز تمرین می کنیم.

الان دیگر حرفه ای دنبال نمیکنید؟

هنوز معتقدم که اگر بخواهم بازی کنم، شاید نتوانم در سطح لیگ برتر باشم اما با همین وضع میتوانم در دسته اول یا لیگ تهران بازی کنم. ولی نگاهم دیگر به شکل گذشته نیست. قبلا در سن خودم، در دو دوره یعنی نونهالان و نوجوانان بهترین مدافع شدم تیم های مختلفنی مثل ذوب آهن و فولاد میخواستند که بروم آنجا بازی کنم. اما الان دیگر دغدغه ام نیست فقط برای تمرین کردن و بازی کردن ورزش می کنم.

از همان اول در رادیو همین عرقی را که به کاشان در نیمروز داری داشتید؟

کاشانی ها درجاهای مختلف  کشو ر خیلی زیادند اما  من نمیدانم چرا هیچ جا نمیگویند ما کاشانی هستیم. شاید به خاطر برچسب شهرستانی بودن. اما به نظرمن کاشانی بودن یک افتخار است. عرق کاشانی دارم. شهرستانی هستم و خیلی شهرم را دوست دارم و  به آن افتخار هم میکنم. هرجا  هم که می روم با این عنوان که “بچه کاشان چطوری؟” صدایم میکنند!
به کاشان افتخار می کنم و هرکاری بتوانم برای پیشرفتش انجام می دهم. اینکه در همه برنامه هایم اسمش را می گویم کار خیلی کوچکی ست. ما در کاشان برنامه های نوروزی اجرا می کردیم. برنامه رادیویی و اکتیوی که هیچ شهر دیگه ای اجرا نمی شد. اما من با هزینه خودم انجام دادم و شهرداری هم پولش را داد.  همایش بین المللی زلزله را ۸ سال پشت سر هم توی کاشان برگزار کردیم که شهرداری کاشان گرفته بود و همه مسئولیت هایش هم با من بود. شب شعر طنز برگزار می کردیم. همایش مختلف برگزار می کردیم. همایش بزرگداشت هشتصدمین سال مولانا.

برای نویسندگی چقدر وقت میگذارید؟

از سال ۸۴ وبلاگ نویس شدم. محیط خوبی دارد و من محیط آن را خیلی دوست دارم. وبلاگ من دفترچه خاطراتم شخصی من است. دفترچه خاطراتی ست که همه می توانند آن را بخوانند. همه نوشته هام ایهام دارد و هرچی که در متن هست منظور من نیست و همه آن در مورد خود من است. برای نویسندگی تلاشی نمی کنم و حس م را می نویسم. دنبال تکنیک  و صنعت های ادبی هم نیستم.

کاشان تیم ورزشی ندارد که علی ضیا انقدر طرفدار پرسپولیس هستید؟

قرار بود استیل آذین کاشانی شود اما نشد! اما در والیبال فقط باریجستان کاشان. جز ۴ تا تیم والیبال است.

علی ضیا برای استقلالی ها چه حرفی دارد؟

بعد از رفتن پروین دز پرسپولیسی بودنم کمتر شده. یک مدت هم طرفدار عابدزاده بودم، میرفت پرسپولیس،پرسپولیسی می شدم، میرفت استقلال استقلالی می شدم.

و حرف آخر…

حرف آخر من عشق است که اختیاری نیست باید به آن دچار شد!

تبلیغات

25 دیدگاه‌ها

  1. اقای ضیا به دور از هر نگاه ناهنجارانه ادم خوبیست.ولی گاهی بعضی از وبسایتها چنان به انالیز شخصیت طرف میپردازند و کامنتهایی نادرست مینویسند که شخصا بنده دچار ذهنیتی متردد از ایشان که ایمانی به ذهنیت خودم نیز ندارم میشوم.

  2. امار وبت اومده پایین و از اونجایی که دخترای تازه به بلوغ رسیده بدفرم دنبال حالواحوال این علی ضیان تصمیم گرفتی یه چیزی بزاری بلکه امارت بالا تر بره …هان!؟ تابلوووو…

  3. نیگا من یه عروسی رفتم این صالح پور چقدر آپ کرده
    طرفدارشم اما خیلی حرفاش ابهام داره!یا ایهام!!! (از بچگی ادبیاتم داغون بود)
    کلن تمام حرفای مصاحبه ایش تکراریه!!!
    البته به نفع خودشه اینجوری به حاشیه نمیره

  4. سلام
    واقعا علی ضیابمب اعتمادبنفسه ها!اجرامراسم اسکار؟؟
    ولی خداوکیل واسه اجرا اختتامیه اصلا انتخاب خوبی نیست
    شهیدی فر یامحمدسلوکی گزینه های بهتری هستن

  5. اسکاااااااااااااااااااااااااااااااااااار؟؟؟؟؟؟
    برای رسیدن به اسکار راه طولانی نداره …میتونه فرهادی باشه
    تا لجن بودن راه خیلی طولانی در پیش نیست .
    امیدوارم سید ما بیشتر شوخی کرده باشه چون مجری اسکار بودن افتخار یه بچه شیعه نیست .

  6. خطاب به زهرا رضوانیان :شما یاد گرفته اید همیشه با یک ادبیات توهین آمیز صحبت کنید؟!!! من دیدم تو همین سایت هر جا مطلبی یا چیزی مطابق با نظر وعقیده شما نبوده شروع کردید به توهین کردن !!!

  7. توهین …اگر منظورتون توهین به علی ضیاس …بمیرم همیچین کاری نمیکنم
    منظورم این بود که مجری اسکار شدن در شان علی نیست برای به اسکار رسیدن باید مثل بقیه لجن شد حالا اگه شما با لفظ لجن درباره همجنس بازای اسکار گرفته در این سالها ویا باعرض معذرت (البته بیان حقیقت خجالت نداره)فاحشه های هالیوودی ووالبته
    ساسی بازی جناب فرهادی مشکل دارید من عقب نشینی ندارم چون انچه که عیان است چه حاجت به بیان است .
    ادبیات توهین درباره هرکسی زشت وزننده نیست .اگه این طور باشه امام ما بدترین الفاظ رو مثل شغال وروباه وسگ وکثیف و… درباره غربی های ضد اسلام به کار بردن خیلی باید شخص بی تربیتیس بوده باشن !!!!
    مهدی یعنی کشتمت تاییدی نکنی !
    خانم ساناز علی ضیا جاش تو دل منه اسکار جایی برای یه بچه شیعه واقعی عاشق امام واسلام باز نمیکنه شما خیالت راحت .

  8. من نه وکیل مدافع علی ضیام ونه فرهادی ! خدارو هزار مرتبه شکر که هر دو آنها حاضر هستند واگر بخواهند توضیح میدهند.
    فکر کنم مشکل اینجاست که اسلام که من قبول دارم با اسلامی که شما قبول دارید تفاوت دارد!در اسلامی که من قبول دارم مردم رااز توهین و افترا به دیگران منع کرده است و از مردم خواسته از دشنام دادن به دیگران حتی اگر دشمنتان باشد خوداری کنید.

  9. از اقای سید ضیا ذمی خواهم در برنامه خوشا شیراز بیشتر از ورزشکاران دعوت عمل نمایید زنگویی از استان بوشهر

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید