نقد اسب حیوان نجیبی است؛ فیلمِ خاصِ آقای خاص

اسب، حیوان نجیبی است؛ این را ما نمی گوییم، عبدالرضا کاهانی می گوید، آن هم از دهان یک آدم مستِ بدهکار – برزو –  (حبیب رضایی) که گیرِ یک پلیس قلابی(رضا عطاران) افتاده است و ترکِ موتور هوندای قرمز او در حال فکر کردن به ۲ میلیون قرض صاحبخانه و یک میلیون قرضش به دوستش و دویست هزار تومان رشوه ای که باید به مامور قلابیِ پلیس بدهد، است.

کاهانی در این فیلم مثل بقیه کارهایش یک بی داستانی محض را به شکلی داستانی روایت کرده که هم می توانید بدون فکر کردن به وجود داستان، آن را ببینید و بخندید و هم می توانید با قبول وجود داستان و پذیرفتن تلخیِ آن، از خنده های فیلم گریه تان بگیرد. فیلم پر است از همین خنده های تلخ؛ خنده هایی از جنس خنده های نسترن (باران کوثری) موقع دعوا با پیمان(کارن همایونفر) که آخرش به بغض و گریه ختم می شود. اسب حیوان نجیبی است کمدی تلخی است. روایتی سیاه از یک شب پاییزی چند دوست که همه شان هم هم قرض و قوله دارند و در این میان؛ حالا یک پلیس (قلابی) قصد اخاذی هم ازشان دارد و این گره ی بی پولی شان را کورتر کرده است.

روایت کاهانی از این بی پولی و ارتباطات شخصیت های فیلمش، روایتی ست تقریبا نزدیک به واقع که مخاطب را کاملا به خود نزدیک می کند و حس همذات پنداری ش با شخصیت ها را تقویت می کند. آن طور که خود کاهانی می گوید  داستان این فیلم تقریبا از روی یک اتفاق واقعی برای یکی از نزدیکانش که به دنبال جور کردن پول می رود و موفق نمی شود و در خانه ی دوستی مست می شود و گیر پلیس می افتد و پلیس از او رشوه می خواد.
فیلم خیلی سریع و تند پیش می رود و تا حدود یک ساعت اول فیلم؛ مجال فکر کردن به اینکه اصلا داستان فیلم چیست را نمی دهد. اما سی دقیقه ی پایانی فیلم کم کم گره ی روابط و داستانِ بی داستانِ فیلم باز می شود و ریتم هم کمی کند می شود و کمی از خنده های تلخ فیلم هم کم می شود تا اینکه کاهانی در سکانس پایانی سیلی اصلی ش را به گوش مخاطب می زند و سکوت و بغض در فیلم و سینما و مخاطب حکمفرما می شود.
یکی از ویژگی های فیلم جدید کاهانی، شوخی ها و دیالوگ های اروتیک و معناداری است که تا حد زیادی در فیلم پررنگ شده و کاملا توی ذوق مخاطب می زند. به قول خود کاهانی این دیالوگ ها از دل دیالوگ های روزمره مردم و جملات محاوره ای که مردم عادی در سطح کوچه و خیابان استفاده می کنند، در آمده اما گاهی نشانه ها و شوخی های جهت دار فیلم، آن قدر زیاد می شود که مخاطب را در سینما معذب کند. البته این نکته باعث شده کاهانی در پروژه ی بعدی اش یک نفر را برای جلوگیری از غلیظ شدن شوخی های جنسی استخدام کند! *
کاهانی حالا بعد از بیست و هیچ؛ دارد در این سبک خاص از پرداخت به داستان و روایت های این چنینی از برش هایی کوتاه از زندگی مردم عادی استاد می شود و پختگی او در مدیریت و به هم دوختن موقعیت های نه چندان مرتبط چند خانواده ی مختلف در این فیلم به اوج خودش رسیده است. نویسندگیِ خاصِ این روایت شبِ سردِ اهالی فیلم هم خیلی خاص بود. کاهانی که خودش نویسندگی کار را هم برعهده داشت، توانسته بود دیالوگ های خاص و صریح و بعضا عبور کرده از خطوط قرمز را در لابلای شادی و خنده های داستان مخلوط کند و در عین حال به اندازه ی خود؛ مشکلات و ناهنجاری های جامعه را هم بگنجاند. چیزی که در تمام شخصیت های فیلم و ریز داستان های آن مشهود بود.

حالا دیگر بعد از ساخت ۵ فیلم حرفه ای از عبدالرضا کاهانی کارگردان ۳۸ ساله نیشابوری کشورمان، باید به سبک خاص او در داستان پردازی و فیلمسازی احترام گذاشته و در انتظار فیلم های کم نقص تر و نزدیک به واقع تر و سفیدنما شده ترِ او در سینمای ایران باشیم.

* از خلال صحبت های عبدالرضا کاهانی در اولین کنفرانس مطبوعاتی فیلم “اسب حیوان نجیبی است”

مطلب قبلیکاربید من کار کار بیده!
مطلب بعدیمصاحبه با سعید بی نیاز
مهدی صالح‌پور هستم. حدود پانزده سال وبلاگ نوشتم، دوازده سال خبرنگاری کردم، ده سال در تلویزیون نوشتم، در حال نگارش نخستین کتابم هستم. تجربه کارگردانی و تهیه‌کنندگی در تلویزیون دارم. این روزها مدیر مجموعه تولید محتوای شنیداری قناری هستم و در حوزه کتاب و کتاب صوتی فعالیت می‌کنم. خوشحالم که اینجا، میم‌صاد آنلاین، خانه امن مجازی من را دنبال می‌کنید...

43 دیدگاه‌ها

  1. سلام.درست است که اولین نفر کامنت گذاشتن فضلیت نیس ولی اول شدم!دی
    یعنی این آپوالان کردین؟به افتخارخودم که اولین کسیم که این آپومیخونم!

  2. راسی یادم رفت بگم:اقای صالحپور نمیشه یه باربه برنامه فرش سید دعوت شین؟بالاخره شمام نویسنده این یه کاره مفیدتواین برنامه انجام دادین!چرا شماتاحالا دعوت نشدین به برنامه.
    نمیشه هفته بعدموضوعتون نویسندگی باشه بعدشمامهمون باشین؟
    خیلی دوسدارم تویه برنامه تلویزیونی ببینم شمارو! اخه فقط ازنت دیدمتونو و اخرین قسمتهای شیش تاییهاهم یه دقیقه نشونتون داد!

    • اتفاقا موضوع هفته ی بعد نویسندگی ه
      ولی خب چرا من؟ من همین پشت صحنه جام خوبه! بذار سری جدید پارک ملت شروع شه به عنوان نویسنده ی جوان میرم پارک ملت با شهیدی فر مصاحبه می کنم!

  3. سلام در راستای همون پیشنهادات برای برنامه ی کافه سپید:
    اول عذر تقصیر بابت اینکه اینجا مینویسم نه زیر همون پست…چون احتمال میدادم که کامنتای این پست رو بخونید….
    یه بخشی راه بندازید برای ارسال آثار هنری افراد!
    یعنی مثلا من مثالی!که خوب شعر میگم یا خوب داستان مینویسم اون رو برای شما بفرستم….حالا یا با صدای خودم یا توسط کسی که صداش خوبه توی یه آیتم ۲-۳ دقیقه ای خونده بشه و پخش بشه!
    من خودم از گروه اول بچه هایی هستم که کلاس نویسندگیه خانم فتحی رو شرکت میکرد…مواد خام اولیه ش رو هم میتونید از همون داستانا استفاده کنید تا بقیه نوجوون ها و جوونا هم آثارشون روبفرستن و اونجا خونده بشه!!!(توی داستانای بچه های کلاس نویسندگی بگردید داستانای خوب هم پیدا میشه….)
    این در راستای استعداد یابی ای هم که توی برنامه ی فرش سپید در نظر دارید هم هست!!
    بله دیگه چون شما فعلا پاسخگوترین مسئول گروه پرشان هستین من هی ایده های فوران زده ام رو خدمتتون میگم!
    (یه چیزی در گوشی!میدونم که خودتون هم میدونید ولی گفتنش خالی از لطف نیست!هرچقدر بیشتر مخاطب رو درگیر برنامه بکنید مخاطب بیشتر باهاتون راه میاد!این از اون نکات زیر پوستی ای بود که سر کلاس آقای جوادزاده یادگرفتم!)

    • من کامنت همه ی پست ها رو میخونم!
      + بعله بعله
      دقیقا همین طوره
      ولی این رو هم در نظر بگیرین که رسالت برتامه کافه سپید استعدادیابی نیست و اون کارها مختص برنامه فرش سپیده…

  4. وااااااااااااای.دایی میتی چقدنوشتی…
    خواحساس نمیکنی چشم مخاطب خسته بشه؟؟؟
    بعداین موقع امتحانامن چیکارکنم؟؟؟
    هاااااااااااااااااا؟؟؟

    یاعلی…

  5. جالبه شما فیلم هم نقد می کنید ؟.اما اول به جای این کارها عکس فراموش نشود .بچه ها راست می گن .برای مهمون برنامه فرش سپید خودتون بیاید .یک سئوال بپرسم آقای آذری کجان که الان ۲۰روزه وبلاگشون رو آپ نکردن وبه ایمیل هاشون هم جواب نمیدن .اگه دیدینشون این رو حتما بهشون بگید.

  6. به به به به!!!
    چه قد فعال واقعااااااااااا !!!!!!!!!
    من خودم اصلا با فیلمش حال نکردم.خیلی شل و ول !!!! 🙂

  7. :))
    کامنتای این پست خیلی جالب انگیزن 😀
    ۱/این فیلمو ندیدم 😐
    ۲/در ج ب کامنت قبلی منو دعوا کردین؟؟
    ۳/یه سوالی دارم.چرا من همیشه حس میکنم شما بداخلاقید؟؟؟

  8. سلام…یادمه وقتی از سینما بیرون اومدیم اکثرا میگفتن چرت بود(عین جمله)… کلن فیلمی نبود که مخاطب عام داشته باشه یا کسی که از بیکاری رفته بود سینما دوست داشت بکوبه تو دهن صاحب اثر که با اون چهار تومن یه فلافل میتونست بخره(:دی)….ولی خب همون مخاطب عام اگه فیلمو دومین بار میدید خوشش میومد….ازون فیلمایی بود که باید تنهایی تو اتاقت میدیدی با هدفون!

    • اونقدرها هم خاص نبود
      من هم توی سینما دیدم و هم توی خونه جلوی خونواده!
      واکنش خونواده م که حداقل خیلی عجیب نبود… به خیلی جاهای فیلم خندیدن.

  9. سلاامم..اقای صالح پوور!!
    آقا خسته نباشین!!!!!
    عجب نقدی بوود!!
    البته من ک فیلم و ندیدم!!بالاخره. مشغولیت و ع ای حرفا!!
    ووای چ خوب..ینی م آرزو ب دل موندم ک یکی ع صدا سیما تو وبش جواب ملت و بده!!
    ک دست شما طلا..برآورده کردین آرزومو..خدا ارزتونو برآورده کنه!!
    دیگه بسمه..بعد میگین این دختره چقد نوشته..خوب نخونم کامنتشو..بعد خدایی نکرده نمیخونین..
    یاعلی!!
    وقت کردین سرتونو بخارونین!!ی سر از اون طرفا بیاین!!
    چرا شکلک نداره ایجا?!

    • اولا که بالاخره بین بنده و بقیه باید یه فرقی باشه؟! 😀
      + من همه کامنت ها رو میخونم؛ فارغ از کوتاهی و بلندی!
      + چشم حتما!
      + شکلک هم داره… مخفیه اما!

  10. وای این فیلمو دیدم.اول فکر کردم خیلی مسخره است بعد واقعا به این موضوع پی بردم که خیلی حرف واسه گفتن داشت.تا بحال بعد از یک فیلم اونو واسه خودم تجزیه اش نمیکردم که یکی یکی شخصیتهارو واسه خودم بنویسم.ولی برای این فیلم نقش تمام بازیگرارو برای خودم نوشتم.این فیلم منو به یه دنیای دیگه کشوند.چون اولش نگرفتم چیه.چون همیشه ماها فکر میکنیم فیلم باید سرو ته داشته باشن.به خاطر اینه که زیاد با این جور فیلمها ارتباط برقرار نمیکنیم.

  11. سلام میدونی من این فیلم ندیدم ولی خاله منم دیه بود میگفت خیلی خوب نیست
    فیلم بی خود بیجهت میگفت قشنگ تره بوده

    ولی من به شخص کار های عطاران برای طنز بیشتر میپسندم

    یه بار یه فیلم دیم تو سینما اسمش یادم نیست اما یادمه اویسی توش بازی کرده بود
    به جان خودم این فیلم نه سر داشت نه ته

    شما میشه یه فیلم خلی خوب به مامعرفی کنی مجالی باشه بعد امتحان یه فیلم خوب ببینم

    (مجالی خوب امدما)شکلک از خود راضی

  12. سلاام
    دوباره دوربرگردون داره دوربرگردون میشه دوباره نقد آخ جون در ظاهر نشون میدی که حالت خوبه . اگه اینجوری باشه خوش حالم

  13. با نظر کلیه دوستان، چه آنها که شوخی کردند و طنز نوشتند و چه آنها که مطلب را جدی گرفتند، موافقم. قصه سکس اندیشی مردان و مغزمردخوری زنها، درواقع واقعیتهای همه جایی و عامه پسندی هستند مثل تمام واقعیات زندگی انسانها که با اغراق در آنها دستمایه شوخی های روزمره و بعضا آثار ادبی و هنری را فراهم می شود. ولی اینکه فردی تحصیلکرده هاروارد به راستی چنین عقیده ای را به عنوان ماحصل پژوهشهای علمی خود مطرح کند، همانا چیزی نیست جز هوشمندی (بخوانید سوءاستفاده) این مرد از دانش و مدرک معتبرش، جهت پول به جیب زدن (بخوانید تلکه کردن). گرچه به عنوان یک مرد قبول دارم مردان بیشتر از زنان به سکس فکر می کنند، ولی آیا براستی اینشتین زیر رختخواب و روی همسرش (بی ادبی مرا ببخشید) بود که نظریه نسبیت را تبیین کرد؟ می گویند نیوتن در تمام طول زندگی پربار و بلندمدتش با هیچ زنی تماس نداشت. یک بار به کسی علاقمند شد که به سرانجامی نرسید. لابد وقتی با خودش داشت آن کار دیگر میکرد پی به قانون گرانش جهانی برد و فکر نوشتن کتاب پرینسیپا ماتمتیکا (بزرگترین دستاورد علمی بشر) به ذهنش رسید؟ شاید…. عاقلان دانند!

  14. سلام…
    اواخر تابستون دیدم این فیلم رو…با اینکه تا حدودی ساده به نظر میرسید…ولی به نظر من خیلی خوب بود…
    یه جاهایی از فیلم تو ذهنم جای پر رنگ تری داشت…مثلا اونجایی که مهتاب کرامتی و پارسا پیروز فر تو ماشین حرف زدن…یا اون آخر فیلم که رضا عطاران لباساشو درآورد و داشت آماده میشد که بره زندون…و حتی جایی که از مو و ریش طرف میگفتن…یادم رفته جزئیات رو…ولی در کل مورد پسند بود
    نقد شما هم عالی بود….موفق باشید

  15. اولش فک میکنی ی داستان ی خطی که بزور ی فیلم صدمیشه باهاش ساخت داره روایت میشه طبق معمول کارهای دیگه کاهانی امامحوریت انتخاب قاب بهترین ترکیب معمول گراازدیالوگ هاوصحنه هارونشون میده فیلم راوی نیست فیلم عکس سازه این که گره اول روبه گفته ی شمااخربازمیکنه دقیقن ازهمین منطق بجاودرست نویسندگی کاهانی نشات میگیره که میتونه دیالوگهارودرهم ودقیق جاسازی کنه سینمای کاهانی به تنه این راهه سینمایمون داره میچسبه…اما فیلم بی خودوبی جهت بسیارپخته تراز این فیلم بوداین یعنی سینمای کاهانی بشدت درست داره پیش میره
    چقدرنوشتما…..خب وقتی شمازحمت میکشین واهمیت میدین وهعی پست میرین ماهم بایددقیق نظربدیم ونقدکنیم دیگه..ببخشیدطولانی شد.
    نمیدونم چقدربانقدمن موافقین اقای صالحپور؟؟

  16. ببخشیدیادم رفت بگم من بااین تیتری که واسه این پست زدین مشکل دارم
    بنظرتون واقعن این فیلم خاص بودواقای خاص؟؟؟
    لطفامیشه توضیح بدین البته اگه زحمتی نیست خعلی دوس دارم نظرتون روبدونم

    • تیتر رو همون پارسال موقع نوشتن ش انتخاب کردم… ولی به نظر من کاهانی خاص ترین آدم سینمای ماست… اون موقه که این نقد رو نوشتم، هنوز بیخود و بی جهت ساخته نشده بود و فیلم اسب، خاص بود!

  17. اقای مهدی این روزا فیلم سعادت ابادخعلی درگیری نقدی برام ساخته میشه نقدش روبذارین تواولویتهای دوربرگردون وپستش وزوتراپ کنید

  18. با سلام چون حرف قشنگیه برای هر شروعی …
    این فیلم رو دیدم.بله خیلی هم خوب دیده ام.فیلمی که روایتگر داستان های جامعهی شلوغ الانه …
    فیلم در ظاهر طنزه طنزی که در چند سکانس اشک منو دراورد…
    فیلم تلخیه و سینمای الانم تلخ می سازه و مردم تلخ می بینن…
    بله این فیلم لایق کلمه خاص هست خیلی هم هست …
    از شما ممنونم جناب صالح پور ارجمند بابت نقد زیباتون/با ارزوهای خوب.
    پـــــَرنیآن

پاسخی ارسال کنید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.