حیف…

370

الان که اینجا روی این تشکِ سفتِ روی تختِ چوبیِ درب و داغانِ با چاشنیِ قژ و قژهای اعصاب خرد کنِ سوییتِ به اصطلاح نوسازِ آقای همشهریِ هشترودی‌مان در شهرِ ساحلیِ بابلسر نشستم، و به سختی همه اعضای خانواده و همراهانِ یَتَچَسبَک به خود را به ساحلِ آرامِ دریای همیشه خزرِ خزر فرستادم، و تنهای تنها، نشسته‌ام پشتِ لپ‌تاپم که دو روز است هی دارم علت آوردنش به مسافرت را به همه توضیح می‌دهم، غمگینم. (این غمگینمِ آخر به الانِ اولِ پاراگراف برمی‌گردد البته؛ محض شفاف سازی!)

اینجا هر کس در دنیای خودش است؛پدر، خوشحال از وجودِ سطحِ مناسبی از امکاناتِ اولیه در سوییت اجاره شده‌ی امشب نسبت به ویلای بی‌بهره از اولیه‌ترین امکانات زندگیِ دیشب است. مادر، خوشحال از خوب درآمدنِ برنجِ خریداری شده از پیرزنی که برای خرج مراسم دخترش، آخرین کیسه‌های برنجِ پشتِ وانتِ پسرش را ارزان‌تر به‌مان فروخت. عمو،«به هم ریخته» از اینکه لاستیکش وسط راه پنچر شد. دخترعمو، نگران از اینکه اگر ۵شنبه برگردیم، طولِ تفریحِ موردِ نظرش محقق نمی شود! و پسرعمو، کلافه از اینکه چرا شارژ گوشیِ اندرویدی‌ش اینقدر زود به زود تمام می شود و نمی گذارد بازیِ انگری بردز را به پایان برساند. و زن عمو، در فکر دو وعده جوجه‌ای که هنوز در این روزِ آخرِ مسافرت باقی مانده و دارد خراب می‌شود!

راستش اما من خودم اینجا و دلم، روحم، فکرم و خیالم جای دگر است. دلم در گوشه‌ای از این «سرزمینِ این روزها آرام شده‌ی دوست داشتنی‌مان»، دارد برای مهمانانِ ناخوانده‌شان شام درست می‌کند! روحم در خانه‌مان گیر کرده و هی به در و دیوار می‌خورد و راهی به بیرون پیدا نمی‌کند. فکرم در دفترِ این روزها خلوت‌تر و البته غمگین‌تر شده‌ی سیدخندان‌مان است. اما خیالم… خیالم سوپاپِ اطمینان وجودم است. دستِ خودم و یک نفر دیگر را گرفته و یکسال رفته جلوتر! آخرین روزهای بهارِ سال آینده را تصویر کرده. البته که جزییاتی دارد ناگفتنی؛ اما هر چه هست آرام بخش تر از چیزهای دیگر است برایم.

الان که اینجا نشستم، تنهایم. به فکر روزهای سختی که در راه است و خسته از فکرهای روزهای سخت‌تری که گذشت. اینجا، بابلسر، دریایش و هوایش، خیلی می‌خواهد و خیلی سعی می‌کند که من برنگردم به تهران؛ اما من همه‌ی همه‌م خارج از این شهر است. حیف…

زردنوشت: البته این آهنگِ «شبا کجایی»ِ آرمین تُو اِی اف ام Armin 2Afm(عنوانِ آهنگ و اسم خواننده‌ش با هم تو حلقم البته!) در غمگین‌تر شدنم تاثیر داشته. تلخ است و تلخی‌اش ملموس.

سبزنوشت: انگار که همه‌ی ایران سبز شده، شیرین شده و آرام. همه‌ی مردم انگار خوشحال‌ترند. مهربان‌ترند. متعادل‌ترند. مدبّرتر و امیدوارتر! (همینجوری محضِ جو دادنِ و اغراق البته! بالاخره دولت تدبیر و امید آمده، با کلید هم آمده!) پاقدمِ اصلاحات هم بد نبوده؛ خلق حماسه سیاسی در روز جمعه، ایجادِ حماسه‌ی امید و نشاط در روز شنبه، صعودِ تیم ملی به جام جهانی بعد از ۸ سال(!) در روز سه‌شنبه و… فقط گوشه‌ای از این دریای خروشانِ اتفاقاتِ شیرینِ هفته‌ی گذشته‌ست.
ما به دولتِ دکتر روحانی امید داریم، ان‌شاالله که امیدمان را ناامید نمی‌کند.

سپیدنوشت: اندکی صبر، «سحر» نزدیک است. شاید امسال سحرگاهِ شبکه دو سیما! در این ماه‌ترینِ ماهِ خدا دعای‌مان کنید…

تبلیغات

68 دیدگاه‌ها

  1. عه! شاپرک که گفت خوبین که…
    خودم شک کردم اخه شما که هیچوقت حالتون خوب نمیشه که 🙁
    آره جاتون خیلی خالیه توی تهران( انگاری مثلا من تهرانم ) این روزا کل ایران از افسردگی در اومده( انگار گفتین خارج رفتم،عجب ها)
    ایشالا زود بر میگردین…. طعم مسافرت به زور رفتن رو همیشه میچشم، دردناکه….

    لطفا بیخود پیروزی تیم ملی و حماسه سیاسی رو پای اون روحانی ننویسید…. درسته که الان اوضاع خوبه ولی چند وقته دیگه دوباره تماشایی میشه….

    آخ آخ سپید نوشت تونُ چقدر دوس داشتم، پس هی میگفتین سحر نزدیک است همتون، به این خاطر بود!
    از خدا میخوام که برنامتون برا ماه رمضون باشه…برای ماه رمضونه دیگه آره؟ آخه نوشتین سحر گاه…

    ای بابا من دوباره گیج شدم ، دوستان شما چی برداشت میکنین از سپید نوشت؟

  2. همیشه به سفر البته به سفر پر از خوشی
    همیشه احساس یک چیز جدی تر از خود اون چیزه
    مثل نبودن آزادی بیان و احساس عدم آزادی بیان
    مثلخوش گذشتن و احساس خوشی
    مثل تلخ بودن و احساس تلخی
    مثل مردن و احساس مرگ
    مثل شادی کردن و احساس شادی
    مثل خوب بودن و احساس خوبی

    چیزی که مهمه اینه که احساس هرچیزی, ما رو گول نزنه که گرفتار اون چیزیم…

    • میشه این طور هم نگاه کرد که احساس هر چیزی یه جور ماکت و یا یه جور نمونه شبیه سازی شده ی یک اتفاقه که بتونیم اون چیز رو راحت تر هضم کنیم و باهاش روبرو بشیم.

  3. سلام.

    حیف…
    حیف که تصور
    حیف که احساس
    تغییر کرده است.

    تاحالا تهدیگ سیب زمینی را از ته قابلمه جدا کرده اید؟
    حیف که مثل سیب زمینی از ته دل جدا شدید.

    —–
    (به حق این ماه خداوند عاقبت به خیرتان کند.)

  4. ۱- من دیشب اومدم اینجا هیچیــــــــــــــــ نبود !!! 😐 😐 😐 !!! بعد ِ این ساعتی هم که بقیه کامنتا گذاشتن اومدم! 😐 😐
    ۲-اون تو حلقم رو خوب اومدین !
    ۳-من اگه بخوام دروغ نگم! وقنی سوم دبستان بودم برای سحری خوردن پا میشدم! گذشته از اینکه قاعدتاً طبق فرمایشات دکتر اجازه روزه گرفتن ندارم ولی میگیریم :دی(گرفتن و نگرفتنم تو ماه رمضون یکیه چون وقتی هم که نگرفتم هیچی نمیخورم) سالهاست که رنگ ِ سحر رو ندیدم! :دی
    بعد یعنی الان من کل ِ ماه رمضون سحر پاشم؟
    بعد یه دو هفت ی ماه رمضون ما مدرسه تعطیلیم میرم پیش آبجیم اینا! اختلاف ساعت داره! یعنی من اونجا کلاً شب رو نخوابم نظرتون چیه :دی
    نکته ی سبز و ارغوانی نوشت ! ریشه های سبز ِ ۴ سال پیشمون گل های ارغوانی دمید!
    عصبانی نوشت! من هعی با هزارتا امید میام اینجا،بعد هعی اینجا غمگینه 🙁 😐 😐
    بعدشم! سفر زوری خیلی بده قبول! ولی چیزیه که هست! شما خودتون باید بخواید که به چیزا دیگه فکر کنید! که اون چند روز حداقل همش در اصل جای دیگه نباشید! خیلی سخته ها! خودم چون تجربه کردم خوب میفهمم :دی

    ولی در نهایت که چی! فعلاً که کاریش نمیشه کرد! :دی
    منو چی میگید ۱۰ روز تعطیل بودم! کاشان-مشهد-شاهین شهر-یه ۲ ساعت دیگه هم میرم قم! شنبه هم ۷ باید مدرسه باشیم!
    تازشم تو سفر ِ چند روزه ی شاهین شهرم یه سفر ِ یه روزه رفتیم! بقیه سفر هام همه یه روزه بود!
    بعد سوارکاری که اصل ِ هدفم بود نرفتم اصن 😐
    خلاصه اینکه اینطوریاست و من اگه بخوام حرف بزنم حالا حالا ها تمومی نداره! تازگیا بیشتر از قبل نوشتن و حرف زدنم میاد!
    من برم که یکم تدارکات ِ سفر ِ بس زیبا رو ببینم! 😐
    نکته نوشت! جوجه مرغ خواست کسی بگه! 😐 در حال ِ حاضر ما دارای ۲ مرغ و ۷ جوجه ایم! و الان دغدغه خانوادگی ِ ما رو داشته باشید :دی اینا خروس باشن میخوایم چیکار کنیم :)) ما به قصد سر بریدن نمیخریم :ید
    برای سلامتی ِ خرگوش ِ انگل زدم دعا کنید!
    یه لاک پشت و یا کریمام خوبن :دی
    گفتم که گفته باشم! ولی جدی فکر کنم مامانم بخواد یه کم از این جوجه ها بکاهد! ص صابون! خواستین بگین :)))
    شاد باشین!
    همین! :دی

  5. راستی چرا این همه تو TV میگن مردم بِ خاطر حماسه سیاسی خوشحالن!!؟؟ O-o
    والا ما فخط بِ خاطر “روحـــانی” خوشحال بودیم!!
    رئیس جمهور نیس کِ قدمِ خیره! =))
    +رفتَنِ تیم ملی بِ جام جهانی هم بِ خاطرِ روحانیهـ:D
    روحانی مچکریم!!
    کلیدش واغعــا کار میکنه هاااا دروازه قفل شده بود…:/

    ++جو گرفت الآن دارم اهنگایِ قدیمیِ ۲afm رو گوش میدم…آهنگِ “مبارک باشه” خیلی خوبه 🙂

  6. سلام
    چه بده وقتایی که غمگین میشی؟
    ها راستی یه چیزی چرا سحر؟؟؟ینی ماه رمضان وقت سحر برنامه دارین؟؟؟جان من نکنین این کارو!!!
    من واسه سلامت معده ی عزیزم انواع قرصها رو مصرف میکنم دکتر محترم هم بهم اجازه روزه گرفتن نمیده الانم فعلا تا اواسط ماه رمضان قرص واسه مصرف کردن برام تجویز کرده!!!
    من باید نصف شبی بیدار شم فقط واسه برنامه شما
    البته ارزشش رو داره تو ایام عید که تک و تنها تا ساعت ۲ بیدار میموندم ضرر نکردم،ببینم اینبار چی میشه!
    موفق باشی

  7. انگار TV با شما ها لج کرده ها… اون وقت ما باید عذاب بکشیم
    آخه سحر؟؟؟ ماه رمضون؟؟؟
    مگه نگفتی خوب درس بخونین بعدش باید کلی تلویزیون ببینین؟؟؟
    .
    .
    الان وقتشه که بیام خودم بکوووووبم دهن TV و شبکه دو و سحر و…

  8. عه سلام همیشه به سفر برادر با کامنت اقایه جواد زاده هم موافقم راست میگه
    به امیده روزی که هم دل هم فکر هم روح هم خیالت درکناره هم باشن و خوبیه واقعیو تجربه کنی به ماهم همچنین
    واما درمورد برنامه ااااااخی الهی اینجوری که واقعا همتون اذییت میشین سخته که نچ ناراحت شدم واسه شما و بچه هایه گروه گناه دارین اخه
    اما واسه خودمون خیلی خوشحال بشدم اخ جووووون اشکال نداره مام قول میدیم زحمتاتونو جبران کنیم و نذاریم حروم شن ما توعید برادریمونو ثابت کردیم ثابت کردیم پرشانیا هروقت که باشن چه صبح چه شب چه عصر چه نصفه شب مام هستیم تا اخرش
    خوش بگذره مواظبه خودت باش دادا

  9. سلام
    اینکه مردم یهو جو گیر میشن هیچ ربطی به رئیس جمهور جدید نداره
    اصلن هم قدمش خیر نبوده و نیست و نخواهد بود !!!!!
    اینکه ملت خوشحالن یه چیز دیگه س؛ دارن خودشونو گول میزنن .
    ۲سال دیگه که بگذره ؛ همونایی که به روحانی رای دادن ؛ متوجه میشن چ اشتباه بزرگی مرتکب شدن
    رئیس جوهوری که بخواد خراب کارای فتنه ی ۸۸ رو به محیط باز برگردونه ؛ به درد جرز دیوار هم نمیخوره !!!
    قابل توجه کسایی که انقد بیخود دارن از روحانی دفاع میکنن بدون اینکه بخوان بفهمن که روحانی ؛ ذاتا خرابکار ب تمام معناست

  10. هرچقدرم وقت پست گذاشتنت دیرتر از وقت خوابیدن من باشه و نشه که اول بشم، ولی خودت شاهد باش که اسم مبارک بنده توی کامنت اول ذکر شده و این نشون می‌ده که هیچ چیز نمی‌تونه مانع رسیدن من به هدفم بشه. یه همچین آدم با اراده‌ای‌ام من B-)

    والا به جون خودم این دایی مهدی حالش خوب‌ه، خیلی هم دل‌به‌نشاط‌ه، خیلی هم سرخوش‍‌ه و همون‌‌جور که تو همین پست دم‌دست مشاهده می‌کنید علاقه‌ی وافری داره به جَو دادن و اغراق و مبالغه و از این دست آرایه‌های ادبی. حالا من پیش‌نهاد می‌کنم به صورت هماهنگ و دسته‌جمعی و البته خودجوش همه‌مون بریم خدا رو شکر کنیم که حضرت دوربرگردون به حالت نسبتن عادی برگشته و از رسمی نوشتن و هم‌شهری‌جوان‌گرایی خارج شده و داره بهتر می‌شه انگار 😉

    + می‌دونی؟ به من نیومده همه‌ی حرفام‌و تو یه کامنت بگم و خلاص! فعلن تا کامنت بعد شما را به خدا می‌سپارم 😀

  11. ++ اون سیستم “پاسخ‌گویی به کامنت‌های خویشتن” رو نمی‌شه فعال کنی؟ خواهش [شکلک تضرع و زاری و التماس] خو من دوس دارم خودم جواب خودم‌و بدم. پس‌فردا عقده‌ای دار فانی رو وداع گفتم تو جواب عذاب وجدان‌ت‌و چی می‌خوای بدی؟

  12. سلاااااااااااااااام!!!!!!!!!!!! شما هم که تو مازندرانی!!!! پیش خودمونی که!!! البته ۲ ساعتی با ما فاصله دارین:دی. این حسن روحانی پا قدمش خیلی خوب بود! به قول بچه ها : رفتیم جام جهانی عشق است حسن روحانی!!! اون سبز نوشتت تو لوزالمعدم!!! ایران سبز شده؟؟؟ میر حسین؟؟؟ خاتمی؟؟؟ چی شد عایا؟؟؟؟ :دی. حالا بیخیال سیاست!!! پدر مادر نداره که!!! صعود تیم ملی رو هم تبریک میگم هر چند که شانسی شانسی بود!!!! میگما اگه با هاشم بیک زاده و صادقی(یا صادقیان) بریم جام جهانی شک نکنین فینال واسه ماست!!!! که به المان میخوریم!! و عمرا اگه کمتر از ۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶ (۶) تا بهشون بزنیم!!! دیگه هیچی دیگه!! قهرمان میشیم!!! هه هه هه هه هه!!! فعلا خداحافظ!!!

  13. چه جالب منم چند روز پیش که شمال بودم همین حسو داشتم…
    انگار نبودم اصلا…یه خلا عجیب و غریبی بود…
    انگار داشتم چیزایی رو که جلو چشمم میدیدم رو از تلویزیون میدیدم!

    نگو روحم رو خونه جا گذاشته بودم….!!!!!!!!!!!!

    فوت شمال با فونت تهران فرق میکنه این میتونه یه کشف بزرگ باشه…
    این خلوتی که با هزار زحمت تونستید به دستش بیارید رو من تو دستشویی جلو آیینه بدستش میووردم(:
    البته بی لپ تاپ!!
    گاهی هم شب مامان بابام میخوابیدند من بیدار و خودمو سیراب میکردم از خلوت حیاتیم…ولی هیچی اتاق آدم نمیشه!!!

    خب الان برگشتیم…فکر کردن به اینده و یکی دیگه بیشتر نگرانم میکنه….پس ترجیح میدم به تیک تاک های همین الان پیچ و تاب بدم…

    سبز نوشت: من هم گرچه اولش کلی هول وَرم داشت اما الان یه امیدی ته دلم فوج میزنه به امید خدا…

    سپید نوشت: سحر نزدیک است اندکی صبر؟؟؟
    ما که در صبر حل شده ایم برادر…شده است عادت انگار!!!
    دعایمان که همیشه پشت سرتان است…
    نسیم ها را بشمار!!!

    موفق….

  14. حالا نمیشه به بروبچه های اجرا زنگ بزنید بیان تست شونو بدن ؟
    خودم میام همچین دفترو شلوغ میکنم که نگو.
    راستی تا یادم نرفته است بنویسمت،بابا یه سروسامونی به اون فوتو بلاگ بده خو

  15. رفتن ما به جام جهانی اصلا ربطی به روحانی نداره اگه اصلاح طلبان هم نبودن مردم بازم میومدن رای بدن این از نکته اول!!!

    رئیس جمهوری که سران فتنه ازش حمایت میکنن معلومه که دیگه چه جوری میخواد مملکتو اداره کنه اگه نمردیم و زنده موندیم تا چند سال دیگه میبینیم این روحانی جونتون واسه این ملت چکار میکنه
    هرچند تا حدودی دیگه قبولش کردم چون چاره دیگه ای نیست مجبورم!!!

  16. این دله به هرچی که میخواد نمیرسه!!!!!!!!!!!

    چه با رنگ بنفش ، چه سبز ، چه قرمز…

    با قرمز شوخی نکنید…!!!!!!!!

    یادآور رنگ خونی ست که که شهدا فدا کردند….

    من دل به همان ها و یاریشان بسته ام…

    و به زندگی خودم ادامه میدهم…

    (:

  17. حیف .عنوان جالب تر از این نبود انتخاب کنید؟؟
    واقعا حوصله دارید این همه کامنت رو بخوانید؟؟؟
    تا حالا کسی ازتون این سئوال رو پرسیده بود؟؟
    برای بهتر شدن روحیه تون اهنگ امید دارم هنوز .زانیار خسروی رو دانلود کنید.معجزه می کنه.
    یا علی

  18. سلام.
    یجوری میگه بعد ۸ سال رفتیم جام جهانی که یکی ندونه فکر میکنه جام جهانی هرسال برگزار میشه!!! ؛)
    از همین جا سلام عرض می کنم به آقای حامد جوادزاده… و 🙂
    دیگه اینکه جایی که شما الان با دلسردی توشی(بابلسر) ممکنه سالها باشه آرزوی رفتن بهش برای تجدید خاطرات، به دل یکی دیگه مونده باشه! اما خب سرزنشت نمیکنم! چون
    آدم اصولا جایی خوشه که دلش خوش باشه -فارغ از این نقشه جغرافیا- و دل هرکسم یه جا خوشه و خلاصه اینکه
    خوش است خلوت اگر یار، یار من باشد…
    حافظا!

  19. یه چیز دیگه اینکه با نظر آقای جوادزاده کاملا موافقم.
    یه دیالوگ کلیدی تو یه فیلم شنیدم که به شدت تو زندگی شخصی هم بهش اعتقاد پیدا کردم. می گه:
    “این مرگ نیست که آدم رو می کشه، این “ترس” از مرگه که آدما رو می کشه.”
    راست میگه! من باب همون تمایز میان بودن یک چیز با احساس بودنش.
    حق باشید و پاینده در پناه امنش
    یا علی

  20. تو این چند ماهی که مخاطب نوشته هاتون شدم اینی که امروز خوندم خیلی بهم چسبید،مدل نوشتنتون خیلی تو این مطلب بهتر شده(از نظر من)دوست دارم دوباره بخونمش:))

  21. حالا بعدِ این حرفا وا۳ ماه رمضون برنــامه دارین؟؟!
    اگه سحرگاه باشه کِ خیــــــــــلی خوبه فقط طول روز نباشه لدفن وگرنه لطمه میزنین به دنیا و اخرت من!! 😐
    +ماه رمضونا من طولِ روز رو میخوابم نزدیکایِ افطار بیدار میشم!…
    (راه کار رو نیگا تورو غرعان)
    برنامه تون بعد از افطار تاااااااااااا بعد از سحر و حدودایِ ساعت ۶-۷ صب باشه اشکال نداره (اجازه میدم:دی)
    فخط تو بازه زمانی ۷صب تا نزدیکایِ افطار نباشه…!

  22. ضمنن متوجه کار و بار دلت نشدم. چه دلی‌ه داری تو؟ حق رأی که داره، آشپزی هم که می‌کنه. یهو می‌بینی به خودش می‌آد و خودش‌و آدم حساب می‌کنه و طلب حق می‌کنه ازت ها! حواست باشه، وظیفه‌ی شرعی خودم دونستم نسبت به آینده‌ش بهت هشدار بدم.

    بعدم این‌قد تو خیال یه سال جلوترو چشم نزن که به تو نیومده این کارا. به خدا! حالا من می‌دونم و تو و یه سال دیگه اگه این خیالات الان‌ت فقط خیال بمونه… بیچاره اون یه نفر دیگه! هی خدا… دلم سوخت برای شخصیت خیالی‌ش 😀

    + به خدا ثواب داره اگه یکی من‌و به راه راست منحرف کنه. ۱۶ تیر تخویل پروژه دارم خیر سرم 😐
    ++ راستی، با یه ۱۶ و یه ۱۸ مشروطی رو پروندم! یه همچین خواهرزاده‌ی زرنگی داری ها B-) بت تبریک می‌گم 😀

  23. آقاواسه ماهم دعاکنید…صاحب خونه جوابمون کرده هیچ جوره راه نمیاد…..میدونم بی ربط بود ولی خب اینم دغدغه ماست دیگه

  24. سلام
    ۱)برخلاف جو ایجاد شده در جامعه و مسائل مربوطه استرس من بیشتر شده از اینکه نکنه یهو ناغافل یه اتفاق بد بیافته چون وقتی ناراحتی تحمل دردت بیشتر میشه میترسم از اینکه تو غفلت بمونیم و فک کنیم همه چی آرومه ما چقد خوشحالیم ولی ییهو …
    ۲) ان شاالله با شخص موردنظر بودن هم مثل خیال ش و حتی بیشتر از اون آرامش دهنده باشه براتون
    به امید روزهای بهتر…

  25. ینی من خاک برسر این فونتم!!

    مشکل اصلی لب تابه!نباید می بردینش!
    (می دونم نمیشه!!!!خودمم همین مشکل ودارم!! تازه ب قول مامانم خراب میشه!!!)

  26. برادر فونت نوشته تو تغییر بده
    آخه چشام در اومد تا خوندمش
    خودم که عینکی هستم
    میخواستم برم عینک بابامم وردارم دوتایی بزنم به چشام بلکه بتونم بخونم نوشتتو :دی

  27. دیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدم……………………
    عاغا من علان دارم این اهنگه رو گوش میدم!!
    اهنگش تو حلقم!
    ازش خوشم نمیاد. پسره میخواست با دختر مردم رفیق نشه که حالا بشینه واسش غصه بخوره.
    هر کی خربزه میخوره پای لرزشم بشینه لطفا حرف اضافه هم نزنه. هر بلایی هم سرش میاد حقشه. خودش کرده که لعنت بر خودش باد.

  28. سلام
    چقد بده آدم یه جای قشنگ مث لب دریا باشه شمال با اون آب و هوای قشنگش همه چی آرومه ولی خودت حالت خوب نباشه!!!
    من که اینجور موقه ها خودمو لعنت میکنم
    ولی کلن همچی حالتی کمتر تر برام پیش میاد چون وقتی تو جمعم میزنم به بی خیالی بهم خوش بگذره غم و غصه میمونه با خودم دل خستم تنهاییم دلتنگیم

  29. راستی ماه رمضون برنامه دارین بعد سحر پخش میشه؟؟
    چرا آخه؟؟؟؟
    تعطیلات نوروز نبودین که ببینین چقد به ما فحش دادن تا ۳صب بیدار بودیم نمیذاشتیم بقیه بخوابن بازم دوباره
    ایندفه فک کنم خانواده اصن نذارن من تلوزیون نگاه کنم!!
    خیلی خوشحالم که برنامه دارین خیلی

  30. سلام…باید بگم که خوش امدین به استان ما البته الان فکر کنم برگشتین…امیدورام خوش گذشته باشه…:)))
    ای بابا این روح لعنتیم که حالیش نمیشه باید ادمو همراهی کنه منم همیشه این مشکل دارم…:(((
    اون امکانات سوپاپ خیالتونم تو کبد سگ همسایتون…اهوووو ما خودمون فهمیدیم چه خبره..ایشالا:))) بختت وابشه…اما چه معنی میده قبل بهار سال اینده اول سربازی بعد والا…
    اهنگ ارمینو گوش دادی تحت تاثیری!!(به لحن ارسطو!)
    حالا زرد هیچی انقدسبز و سفید نکن میان میگیرنت…
    ماهم امیدمون بهمون کلیدست…به داداشم یکی از اشناها میگه چرا زن نمیگیری من میگم بابا امیدش به اقای روحانیه(!) داداشم میگی میگه اره منتظر کلیدم(!)…:))))
    ما منتظر حضورتون هستیم مثل میشه:)))))

  31. اها به سه دختر با وفا برای تتلو ،ارمین،مجید خراطها نیازمندیم…
    اولی لباسشو خودش ببنده
    دومی بگه شبا کجاست!!!
    سومیم مواظب این بچه باشه یکوقت رگشو نزنه!
    :)))))))

  32. سلام
    بابا مگه دوره دهم انتخابات ۸۲درصد مردم رای ندادن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    حالا۷۲درصد شده حماسه؟؟؟؟؟!!!!!!!
    اونم شانس احمدی نژاده بدبخته ؟؟؟؟؟؟
    اگه خودمونو داریم گول میزنیم بگید ماهم درجریان باشیم وخودمونو بزنیم به اون راه والا !!!!!!!!!!

  33. حس ِ تلخ ِ اول ِ مهر وقتی اول ِ تیر ِ !
    خیلی خیلی دعا کنید به خوبی و خوشی بگذره
    آخرش هم نیامدم و دلتنگ ماندم! باشد تا دیگر زیارت نروم! 😐
    آخر ترشم شما یه گفت و گو تنهایی محض ِ رضای بنده ننوشتید!
    خب اِِِ میخوام ! 🙁 بنویسید دیگهـ تا دفعه دیگه اومدم روحم شاد شه 🙁
    .
    آها محدثه!!!
    محدثه خوش به حالت 🙁 تموم میشه راحت میشی از شر ِ کنکور
    من تازه اولشم 🙁
    .
    خلاصه اینکه خیلی دعا کنید همه 🙁
    من بروم آمادگی ِ روحی پیدا کنم! :دی
    یا علی!

  34. سلام
    +من عاشق برنامه های سحرم..و همیشه سحر زود پا میشم و دوبرابر همه هم سحری میخورم و امسال بخاطر برنامه ی گروه پرشان سحر بیشتر خوش میگذره…
    +من دیشب از مسافرت برگشتم…رفته بودیم اردبیل..
    (شورابیل خیییلی سرد بود…گردنه حیران رو که نگو…پریشب هم داشت بارون میبارید…)خیلی بهم خوش گذشت و موقع برگشتن هم از راه خلخال – اسالم برگشتیم که اونجا دندونامون به هم میخورد…البته ما با اردبیل ۳ساعت فاصله داریم… 🙂
    +طرفای ما هم بیاید شمال فقط مازندران نیست..گیلان هم شماله…

  35. سلام
    راستی شما که رفته بودین بابلسر دریا طوفانی بود عایا؟
    آخه مادیروز رفتیم آقا یَک طوفانی بود که نگو ونپرس !!
    ویک چیز خیلی بی ربط اینکه اون نوشته”یک روز خوب میاد اینو میدونم…”خودم رو انتشار دارم!
    گفتم که بیاین بخونین ببین چطوره 🙂

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید