ایده های متفاوت برای نوشتن – ۳

1338

نوشتن کار سختی است؛ و یکی از اصلی ترین دلایل برای سختی نوشتن، نداشتن ایده های متفاوت برای نوشتن است. اگر ما بتوانیم با صرف چند دقیقه زمان، به ایده جدیدی برسیم و ایده مان را به مرحله نگارش و انتشار برسانیم، احساس رضایت درونی از خودمان و نوشته هایمان هم بسیار بیشتر خواهد شد. از این رو، در این قسمت، ایده های متفاوتی برای نوشتن را به شما هدیه می کنم! این نوشته، قسمت سوم بخش پرطرفدار ایده های ناب است که به تاثیر از کتاب «هیچ‌کس اهمیت نمی‌دهد شما ناهار چی خوردید: یک‌صد ایده برای وبلاگ شما»؛ نوشته مگی میسون / ترجمه: علی امیری است که امیدوارم مانند بخش های قبل، مورد توجه تان قرار گرفته باشد.

ایده های متفاوت برای نوشتن پست های کوتاه و بامزه در فرصت کم – بخش سوم

۱ تا ۵ – برای دیدن بخش اول و ایده های ناب شماره یک تا پنج اینجا کلیک کنید.

۵ تا ۱۰ – برای دیدن بخش دوم و ایده های ناب شماره پنج تا ده اینجا کلیک کنید.

۱۱. سردبیر اینترنت باشید.

وقتی کفگیرتان به ته دیگ می خورد، یا اینکه به خاطر مشکلات مدتی را نمی توانید بنویسید، می توانید با معرفی وبلاگ ها یا سایت های مفیدی که می خوانید، مخاطبان تان را به فضاهای جدیدی دعوت کنید و با این کار، این امکان را هم پیدا کنید که شاید یک روزی، یکی از دوستان یا بلاگرهای دیگر، شما را به مخاطبانش معرفی کند.

۱۲. ویکی پدیای اختصاصی

به خوانندگان وبلاگ تان، لیستی از آهنگ هایی که می شنوید، کتاب هایی که می خوانید، فیلم هایی که می بینید را لیست کنید. نمره بدهید و نقد کنید. بعدها شاید مثل وبلاگ آقای کوتکه، یک منبع خوب برای نقد و بررسی کتاب شدید؛ و یا همین IMDB شخصی شما، منبعی شد برای فیلم دیدن های آدم هایی که دیدگاه فیلم بینی شان به شما نزدیک است. البته اگر این کتاب ها، فیلم ها و آهنگ ها را در صفحات جداگانه قرار بدهید، به دسترسی مخاطبان تان خیلی کمک خواهید کرد.

۱۳. سنت ها را پاس بداریم

هر خانواده ای، هر قومی و اهالی هر شهر و کشور و سرزمینی، سنت های خاصی دارند که با توجه به دامنه مخاطبان، از شرح سنت مراسم حنابندان گرفته تا رسوم مربوط به چهارشنبه سوری، می تواند هر کدام یک پست وبلاگ جذاب بشود که برای شما به خاطر ثبت این اتفاق در تاریخ، عاقبت به خیری هم به همراه خواهد داشت.

۱۴. همینجوری دورهمی!

بعضی وقت ها، بعضی اصطلاحات همینجوری دورهمی ورد زبان شما می شود و هر کار می کنید، بی هوا به زبان می آیند. نوشتن همین اتفاقات هم شما را از تکرار دوباره شان خلاص می کند، هم منجر به ارائه پیشنهادات جایگزین از سوی مخاطبان می شود. ضرر ندارد؛ امتحان کنید.

۱۵. خاطره فروشی

با دیدن هر کتاب، می شود دقیقاً آنچه در روز خریدنش و حواشی روزهای خریدن و حتی خاطرات روزهایی که آن کتاب را می خواندید و یا خاطرات روزی که آن را به دوستی قرض دادید و به زور پس گرفتید را بنویسید. این مسئله، در مورد هر وسیله ریز و درشتی که در منزل تان وجود دارد، از یک عطر تا بیسکوئیت ساقه طلایی صادق است. خاطرات کوتاهی که هم شما را سر ذوق می آورد و هم مخاطبان تان را!

 

 

تبلیغات

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید