سال‌های 92 تا 94نوشته‌های وبلاگی

الهام چرخنده ؛از خوانندگی برای اسلام تا سوزاندن چادرش با فندک!

فیلم کامل گفتگوی رضا رشیدپور با الهام چرخنده در برنامه دید در شب را دیدم؛ فارغ از گریه‌های الهام چرخنده که می‌خواست با استفاده از زنانگی، مجری را به حاشیه براند و به نظرم موفق هم بود؛ اما نمی‌توان نادیده گرفت که رشیدپور هم بسیار محتاطانه‌تر ظاهر شد؛ چرا؟ دلیلش البته برایم کاملاً مشخص است که با یک مثال توضیحش می‌دهم.

در یکی از برنامه‌های تلویزیونی، از آقای ع که در حوزه نظم نوین جهانی که هدف یا کلیدواژه فراماسونرهاست، دعوت کردیم تا در مقابل علی اکبر رائفی‌پور (استادِ تخیلات بامزه درباره استکبار!) بنشیند و در مورد تهاجم فرهنگی دشمن (که آن موقع هنوز به واژه «نفوذ» تقلیل پیدا نکرده بود) خاصه در حوزه سینما، مناظره کند. آقای ع به ما پاسخ منفی داد و دلیلش کاملاً قانع کننده بود؛ گفت: «ببین؛ این آدم خودش رو طوری نماد و نماینده اسلام قرار می‌ده که اگر من بخوام باهاش مخالفت کنم، می‌شم نماینده شیطان و استکبار و اسرائیل! از من نخواین مقابل ایشون قرار بگیرم» ما هم قانع شده و به جای ایشان، از جناب فراستی دعوت کردیم تا در مقابل رائفی‌پور قرار گیرد. زهی خیال باطل که نه تنها فراستی مقابل رائفی‌پور قرار نگرفت که دو نفری هر تصویری که شبکه‌های ماهواره‌ای معاند، سال هاست تلاش می کنند در ذهن مردم ایران ایجاد کنند را در یک گفتگوی یک ساعت و نیمه گفتند و به خیال خودشان توطئه موساد در جمهوری اسلامی، خاصه در حوزه سینما را خنثی کردند! این مقدمه طولانی را گفتم که سکوت و احتیاط بیش از اندازه رضا رشیدپور مقابل الهام چرخنده را برای خودم توجیه کنم. که خودم را بگذارم جای او و درک کنم که در شرایط مسموم فعلی، مخالفت با چرخنده، یعنی مخالفت با چادر، حضرت زهرا (س) و اسلام ناب محمدی! پس بهتر است خیلی وارد جزییات نشده و در مقابل فرافکنی‌های چرخنده، جز یک‌بار گفتن اینکه «از امیرالمومنین خرج نکن» چیزی نگویم.

اما برویم سر اصل گفتگو! اگر از گریه‌های خنده دار خانم چرخنده که به هر بهانه‌ای برای فرار از پاسخ دادن به سوالات، به آن متوسل می‌شد، و از فکت‌های بی‌ربطش از امیرالمومنین (ع) و اشارات بامزه ایشان مثل «آیه ای از قرآن که در آن، امام حسین (ع) به حر گفته بود: مادرت به عزایت بنشیند!» بگذریم؛ به نظرم دوستانی که به تازگی دنبال کشف نفوذ دشمن در جمهوری اسلامی هستند، بد نیست نیم نگاهی هم به خانم الهام چرخنده داشته باشند. مگر جز این است که هر روز می گویید صفحه «آزادی‌های یواشکی» در فیسبوک، پروژه‌های «صد زن و سکسیسم» در بی‌بی سی فارسی و پروژه کشف حجاب بازیگران برای مقدمه چینی حضور در شبکه «جم» و ده‌ها پروژه دیگر برای محکومیت حجاب در جمهوری اسلامی و تقبیح حجاب اجباری در ایران طراحی شده است؟ پس چطور گریه‌های الهام چرخنده در یک برنامه پرطرفدار اینترنتی، به خاطر توهین‌هایی که به خاطرش حجابش در قلب جمهوری اسلامی ایران، ۳۷ سال بعد از انقلاب اسلامی شنیده است، ضدتبلیغ حجاب نیست؟ چطور اشاره الهام چرخنده به آزادی نماینده مجلس بلژیک در قلب اروپا و مصائب حجابِ زنان چادری در ایران، در راستای پروژه به اصطلاح نفوذ قرار نمی‌گیرد؟

بگذارید به کمی قبل‌تر برویم. زنی جوان با تک‌خوانی/آوازخوانی در فیلم سینمایی شب یلدا به کارگردانی کیومرث پوراحمد ستاره می‌شود. در شبکه ماهواره‌ای مهاجر، خوانندگی می‌کند، با عشوه و کرشمه، ترانه‌اش را با «مولا» به پایان می‌رساند و ادعا می‌کند که آگاهانه برای ترویج شیعه جعفری در ماهواره، خوانندگی کرده است. در مالزی فعالیت‌های پرحاشیه‌ای در حوزه موسیقی آغاز می‌کند و تلویحاً تایید می‌کند که می‌توانسته جای خانم گوگوش را بگیرد و با احترام بسیار زیادی هم نسبت به این خواننده معروف زن خارج از کشور صحبت می‌کند. در دوبله سریال عشق ممنوع شبکه جم مشارکت می‌کند و ادعا می‌کند که می‌خواسته، این غذای مسموم را بچشد که بتواند طعم مسمومش را برای جوانان تشریح کند که مبادا اسیر چنگال استکبار بشوند! این زن که از همسرش هم پرحاشیه و پرسروصدا طلاق گرفته است، یک شبه، در مقابل دوربین‌ها و رسانه‌ها، هوس چادر سر کردن می‌کند. (بر خلاف اینکه ادعا می‌کند در تمام کارهای پرحاشیه قبلی حواسش بوده و جز نام مولا، چیز دیگری از کلامش خارج نمی‌شده است، توبه می‌کند!) با استفاده از تریبون جبهه به اصطلاح پایبند به آرمان‌های انقلاب اسلامی، تلاش می‌کند که این حجاب جدیدش را در بوق و کرنا کند، دخترانِ به قول خودش بوتاکس کرده و رژ لب زده (!) را چادری کند، زهرایی شده و دختران ناپاک ایران زمین را پاک و زهرایی کند. اما در این راه، بیشترین توهین‌ها و تهمت‌ها را می‌شنود، چادرش را با فندک می‌سوزانند، کش چادرش را می‌کشند (!) و هر جا می‌رود، مورد بیشترین حمله از سوی مردم قرار می‌گیرد.

خروجی این مجموعه اتفاقات چیست؟ تبلیغ حجاب در جمهوری اسلامی؟ نشان دهنده عمق نفوذ انقلاب و آرمان‌های اسلامی در قلب جوانان؟ یعنی بعد از ۳۷ سال استقرار نظام اسلامی، کسی اگر خواست به جای مانتو (که البته خودش عرف حجاب است)، چادر سر کند، مورد بیشترین اهانت‌ها قرار می‌گیرد؟ تاثیر این تبلیغ منفی که دستگاه‌های پرسروصدای دلواپس و جبهه انقلاب اسلامی (که البته به قول خانم چرخنده، مثل خبرگزاری فارس گل به خودی می‌زنند!) در آن می‌دمند بیشتر است یا آن ۲۰۰ میلیون دلار خیالی که جان کری، شخصاً و با یک واسطه، به روزنامه نگاران می‌داد؟ از همه مهم‌تر، ادعای سنگین الهام چرخنده درباره رسالت عجیب و غریبش برای ترویج چادر، به هر قیمتی است. (این را چندین بار در طول مصاحبه تکرار می‌کند که مهم هدف است؛ هدف نهایی مهم‌تر است؛ من با کس دیگری معامله کردم، هدفم مهم است؛ و…) چرا؟ سوالی که رشیدپور سربسته پرسید و بار‌ها الهام چرخنده پاسخ نداد. «چرا؟» چه کسی به الهام چرخنده توصیه کرده که این همه برای چادرش هزینه بدهد؟ اصلا این هزینه‌ها، تبلیغ حجاب است یا تقبیحش؟

چراهای بی‌شماری وجود دارد که در پایان این گفتگو بی‌پاسخ ماند. چرا باید یک زن، از خودش و مادرش بی‌دلیل، در مقابل دوربین فول اچ دی، فیلم بگیرد و باربط و بی‌ربط دست مادرش را ببوسد؟ چرا باید یک زن به ادعای خودش، با هزینه شخصی به دانشگاه‌های مختلف کشور برود که مورد تهمت و اهانت قرار گیرد؟ چرا کسی که خودش را زن غیور بختیاری می‌نامد، به جای عذرخواهی بابت توهین به دانشجویان، از آیهٔ جعلی و من‌درآوری در قرآن خرج می‌کند؟ چرا باید یک نفر با تمام وجود اسیر شهوت دیده شدن و تی‌تر رسانه‌ها بودن قرار بگیرد و از اسلام خرج کند و این همه هم مورد تقدیر حاکمیت قرار بگیرد؟
سوال بزرگی که وجود دارد این است که «با چه ضمانتی، زنی که خوانندگی در ماهواره و دوبله سریال‌های ترکیه‌ای و هزار حاشیه دیگر (را به بهانه تبلیغ اسلام!) در کارنامه دارد، سال دیگر کشف حجاب و فرا‌تر از کشف حجاب، مثلاً فعالیت محیرالعقولی مانند برهنه شدن گلشیفته فراهانی مقابل دوربین نکند؟ چه تضمینی وجود دارد این مجری تبلیغات پرهزینه برای حجاب، بزودی (به شکل علنی) به بزرگ‌ترین تریبون دشمن تبدیل نشود؟»

خدا همه را به راه راست هدایت کند…

پی نوشت: جالب بود که رشیدپور تاکید داشت به حرمت شأن ولایت فقیه، از رهبری خرج نکنیم اما الهام چرخنده با افتخار گفت جایی رسانه‌ای نکردم اما رهبری به من قرآن هدیه کردند و گفتند موفق باشی و فیلان! جالب بود که اصلا از رهبری خرج نکرد. خدا حفظش کند.
پی نوشت: آخرین کتابی که خوانده بود، نهج البلاغه بود وآخرین موسیقی، به طه به یاسین اثر آقای فانی! چه دختر خوبی! آدم را یاد نماینده قزوین در مجلس هشتم می‌انداخت که ازش پرسیدند آخرین کتابی که خواندی چه بود؟ گفت کتابی که رهبری نوشتند. گفتند آخرین فیلمی که دیدی چه بود؟ گفت فیلمی که رهبری دیدند! واقعا چه خوب است که این افراد ولایت پذیری را برای مردم معنا می‌کنند.
پی نوشت: بگذریم…

مهدی صالح پور

مهدی صالح‌پور هستم. حدود پانزده سال وبلاگ نوشتم، دوازده سال خبرنگاری کردم، ده سال در تلویزیون نوشتم، در حال نگارش نخستین کتابم هستم. تجربه کارگردانی و تهیه‌کنندگی در تلویزیون دارم. این روزها مدیر مجموعه تولید محتوای شنیداری قناری هستم و در حوزه کتاب و کتاب صوتی فعالیت می‌کنم. خوشحالم که اینجا، میم‌صاد آنلاین، خانه امن مجازی من را دنبال می‌کنید...

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا