گزارشی از آخرین سفر خانوادگی

418

آخرین سفر خانوادگی مون هم انجام شد. آخرین از هر دو نظر؛ یعنی آخرین سفر از لحاظ زمانی و آخرین سفر از لحاظ مفهومی. (در شرایط فعلی بیشتر از این نمی توانم توضیح بدهم، ذهنم جواب نمی دهد.)

در راستای اینکه تازگی ها به مینیمال علاقه خاصی پیدا کردم، طی سفر توی گوشیم یک سری مینیمال نوشتم که عینااینجا درج می شود:

–          در سفر، مفهوم “سرِ گردنه” به معنی واقعی کلمه تحقق پیدا می کنه، مخصوصا وقتی یک بلال به قیمت هزار تومان خریده بشه.

–          برای اولین بار این جمله رو کاملا از نزدیک حس کردم: همه جای ایران سرای من است.

–          “همه جای ایران سرای من است” هر چند تبریز یه چیز دیگه س!

–          رنگ سبز  توی شمال خیلی تو چشم می زد، نمی دونم چرا دولت تا حالا فکری به حال این قضیه نکرده!

–          دریا خیلی خوبه… حیف که این همه آب، فقط برای شنا ست و برای خوردنِ آب، باید بطری ای ۵۰۰ تومن پول بدیم.

–          وجدانا شبِ دریا خیلی تاریک بود، خیلی! سیاهی مطلق به معنی واقعی کلمه اونجا تحقق پیدا می کرد.

–          مملکت صاحاب نداشته همین میشه دیگه! به خاطر تعطیلی مملکت، سفر ۲ روزه مون ۴ روزه شد، همینجوری، دور همی، الکی و بدون برنامه ریزی!

–          طی سفر انواع توالت ها را تجربه کردیم، حتی توالتی که شیر آب ش پشت سرمون بود! (فک کن!)

–          ملت ۸۰۰ کیلومتر راه میرن برسن “سرعین” واسه آبگرم رفتن، ما توی سرعین فقط خوابیدیم و بدون رفتن به آبگرم برگشتیم. مملکته داریم؟!

–          یک توصیه به مردم غیور تبریز! جان مادرتان کولر بخرید. به خدا گرمای تبریز دست کمی از تهران نداره…

+ در توضیح تیتر عرض کنم که “من عمرا دیگه با این جمع مسافرت نمی رم… دهنم سرویس شد. همش رانندگی کردیم، غذا خوردیم، خوابیدیم و بعد دوباره رانندگی. دریغ از یک ذره تفریح. دریغ از حتی یک عکس یادگاری و دریغ از یک خاطره خوش”

تبلیغات

16 دیدگاه‌ها

  1. سلام!
    راستی من هنوز بلال نخوردم امسال چرا !هرچند تبریز یه چیز دیگه اس واقعا !اما من میگم ارومیه یه چیز دیگه اس!اینوار نیومدین برای مسافرت؟۱.۵راهه از تبریز تا ارومیه!
    اما سبز….فک کنم دولت یه فکرایی بکنه :دی
    برداشت های ازادت چسبیدد !!
    از اینجور سفرها خوشم نمیاد !!و همیشه سعی میکنم بپیچونم یا اینکه سفر رو بهم بزنم!
    مملکت که چه عرض کنم!صاحاب؟!شوخی میکنی اصلا تعریف نشده این کلمه برای مملکت ما !

    • من م اولین بلال سال رو خوردم.
      بابام خیلی از ارومیه خوشش میاد ولی تا حالا نرفتیم.
      + نمیشه پیچوند، بابام رانندگی نمی کنه و مجبورم راننده شخصی شون باشم!

  2. با سلام

    این تبلیغات دهنمو سرویس کرد . نمیدونم بلاگها گذاشته یا خودت گذاشتی ولی خیلی اعصاب خوردکنه

  3. سلام. بابا مسافرت باشه حالا هرجور می خواد باشه …خوش میگذره qe
    شما عکس نگرفتید حالا ما رو بگو… از تمامی لحظات عکس داریم . یعنی فقط کافیه جایی می ریم بابا با ما باشه… هی میگه پرپر اینجا رو بگیر اونجارو بگیر…از تو ماشین میگه از مناظر عکس بگیر هر چی هم میگم خوب در نمیاد قبول نمی کنه qe
    شب دریا هم خیلییییی ترسناکه tq

  4. فک کن!دارم نظر میذارم انجا!همینجوری دورهمی هوس کردم مث قدیما واست نظر بذارم qe

    ۱-بلال؟می دونی چندساله نمیخورم؟حسش نیست
    ۲-من که اصلا همچین حسی بهم دست نداد! zq
    ۳-فقط یه بار اومدم تبریز اونم وقتی ۸سالم بود!ایل گلی(درسته؟) یادمه و اینکه اولین بار استخر توپ رو اونجا تجربه کردم hq
    ۴-نگو دیگه حالا میاد اینجا رو هم زرد میکنه yq
    ۵-دریا رو دوست ندارم….یعنی فقط تنهاییش رو دوست دارم و چون معمولا شلوغه خوشم نمیاد….
    ۶-آره ترسناکه…تو بابلسر زیاد دیدم tq
    ۷-از کارای بدون برنامه ریزی خوشم میاد شدید!باحاله یهویی !
    ۸-یعنی چی؟؟؟ wq
    تو سفر همیشه ی خدا از قدیم با این یه چیز مشکل داشتم…تجربه های تلخی هستن
    ۹-مث این می مونه که نمیدونم چندکیلومتر راهو بکوبی بری مشهد و نری سرزمین موج!!!!هرچند خیلی شلوغه اما خب دوسش دارم qe
    ۱۰-اونجام گرم بود؟بابا دم خدا گرم
    ۱۱-عکس گرفتن حال خاص خودش رو طلب میکنه!اصولا من تو سفرها ضدحالم!و هرکی میخواد عکس بگیره میزنم تو ذوقش qe
    اهههههههههههه!باورم نمیشه نظر به این طولانی (ای!) گذاشتم wq
    دلمان تنگید از بس ساکت نشستیم و فقط خوندیم hq

  5. نه!خداییش خیلی فک زدم باز qe
    فقط اینجا یکم با کمبود شکلک مواجه شدم(نسبت به مسنجر)….اگه شکلکات(چقد شبیه شکلات شد!!!) بیشتر بود خودت که می دونی من پتانسیل روده درازی بیشتر رو هم دارم xq

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید