وضعیت مناظره‌های انتخاباتی در ایران

6

اگر اطلاعات جدیدى که به ما رسیده با باورهایمان همخوان باشد، آن را منطقى و مفید مى‌دانیم: «من هم همیشه همین را مى‌گفتم!» اما اگر اطلاعات جدید با باورهایمان جور درنیاید، مى گوییم متعصبانه و ابلهانه است: «عجب استدلال احمقانه اى!» چنان نیاز شدیدى به هماهنگى و انسجام حس مى کنیم که وقتى مجبور مى شویم به شواهدى خلاف باورهایمان نظرى بیندازیم، راهى براى نقد، تحریف، یا نادیده گرفتن آنها مى یابیم تا باز هم بتوانیم همان باورهاى پیشینمان را حفظ یا حتى تقویت کنیم. این نوع تحریف ذهنى را «تعصبِ تأیید» مى نامند. لنى بروس، طنزپرداز و مفسر اجتماعى معروف آمریکایى، این نوع تعصب را به روشنى شرح داده است. مثال او نیز مناظره مشهور سال ۱۹۶۰ ، نخستین مناظره تلویزیونى این کشور، بین نامزدهاى ریاست جمهورى، ریچارد نیکسون و جان کندى، است:

من با تعدادى از طرفداران کندى نشسته بودم و مناظره را تماشا مى کردم و هواخواهان او مى گفتند: «کندى دارد پوست نیکسون را مى کند.» بعد همه مان بلند شدیم و رفتیم به خانه دوستى دیگر و دیدیم طرفداران نیکسون در آنجا مى گویند: «حالا که کندى دارد به خاک و خون کشیده مى گشود در چه حالید؟» آنجا بود که فهمیدم هر گروه به قدرى خاطر نامزد انتخاباتى اش را مى خواهد که حتى اگر آن نامزد آنقدر وقیح باشد که توى دوربین نگاه کند و بگوید: من دزدم، کلاهبردارم، مى شنوید چه مى گویم، من بدترین گزینه ممکن براى ریاست جمهورى ام! باز هم هواخواهانش مى گویند: عجب آدم روراستى است. آدم باید خیلى بزرگ باشد که به چنین چیزهایى اعتراف کند. این همان رئیس جمهورى است که همیشه دنبالش بودیم.»

تبلیغات

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید