درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

86 Comments

  1. مهدی صالح پور

    بابا سیکوریت! بگو ما هم یاد بگیریم!

  2. مهدی صالح پور

    آره! حرص درآور بود مهمون!

  3. مهدی صالح پور

    من جز آقای سرلک نسبت به بقیه هم داره نظرم خیلی تلطیف میشه.

  4. مهدی صالح پور

    کلا ما یه کلاس ویژه ی جنبه رفتیم، نگران جنبه مون نباش!
    + چرا ناراحت باشم؟ نه بابا، سخت نگیر!

  5. مهدی صالح پور

    در ایراد از بالاخونه بودن که شکی نیست! :))

  6. نیلوفر

    بابا انقدر جدی نگیرید این آقا مهدیو !دوستان !حیف که سیکوریته کیم وگرنه وب لاگمو میدادم فرق توهمو طنز و اعتماد به نفسو بفهمی !

  7. مریم

    بیچاره علی ضیا ….معلوم بود خیلی داشت زجر میکشید

  8. مریم

    نمیدونم چرا ولی حس خوبی نسبت به آخوند جماعت ندارم… فقط آقای سرلک دوسش دارم.خیلی باحاله…

  9. مریم

    دم عطیه جونم جیز با جنبه ی بالاش…خیلی باحالی عطیه
    بخدا از دیشب تا حالا ناراحتم به خاطر حرفی که زدم…مهدی از دستم ناراحتی؟؟….عذاب وجدان گرفتم……
    دیشب تو نت بودی و همه کامنتا رو میخوندی ج نمیدادی؟؟خیلی ناقلا و کلکی
    اقامهدی بازم میگم بابت حرفای دیشب ببخش منو؟؟عطیه جان تو هم ببخش(شکلک التماس و به پا افتادن…)

  10. س.آنت

    شاید نورون های بعضی از بخش های دستگاه عصبی ت تعداد بیشتریه یا قسمت توهمات مغزی ت شبکه ی سلولی گسترده ای داره که اینقدر بقول خودت فاتنزی توهم میزنی!…میدونم هرچی هست مشکل از بالاخونه ست…

  11. نیکی

    سلام بر عطیه خانم همتی!ستاره سهیل…یادته چند وقت پیش وبه تو رو می کردیم چت روم؟حالا ظاهرا روم منتقل شده اینجا…

  12. مهدی صالح پور

    بامزه بود چت-کامنت شون!

  13. مهدی صالح پور

    جنبه ی عطیه بالاتر از این حرفاست!

  14. مهدی صالح پور

    خب نه! مشکل نداره. خاطره میشه!

  15. مهدی صالح پور

    جنبه ی خودم تو حلق خودم!

  16. تینا

    سلام عطیه
    خوبی؟ :)

  17. تینا

    چرا همچین فکری کردی؟
    من کی خشونت به خرج دادم؟ :)

    آقای صالپور !
    پیشنهاد میکنم این نظرات رو پاک کنی
    آخه خوبیت نداره!
    اینجا که چت روم نیست!

  18. تینا

    اون بالا نوشته بودی “قصد جسارت نداری”
    منم جواب دادم “در چه مورد”
    اما نمیدونم چرا نظرم منتشر نشد!
    میشخ الان جوابمو بدی؟
    واقعا متوجه منظورت نشدم!

  19. تینا

    برای این خبر داره که با هم همکار هستن!
    هم تو همشهری جوان و هم تو نیمروز
    ضمنا این وصله ها به این دوتا نمی چسبه!

  20. نیکی

    بقیش؟؟؟
    مگه بقیه هم داره؟؟؟

  21. تینا

    ولی خودمانیم ها!
    اینجا را چت روم کردیم حسابی! :)

  22. تینا

    چی چی چی ؟؟؟؟؟؟؟
    کی آمار کیو داره؟؟؟

  23. مهدی صالح پور

    اونجا بودن… انتقالی گرفتن برای تهران.

  24. مهدی صالح پور

    اتفاقا همیشه واسم سوال بود که وب من و عطیه رو از کجا میشناختید و لینک کردید! در کل خیلی خوشحال شدم! :)

  25. تینا

    گفتم که نه!
    شاید از رو چهره بشناسم اما از رو اسم نه

  26. تینا

    خواهش میکنم
    به هر حال از نوشته هاتون خوشم میاد
    حتی تو وبلاگ آموزشگاهمون هم لینکتون کردم
    هم شما هم عطیه رو

    جالب مینویسید و راحت
    کاش منم روزی بتونم اینگونه بنویسم!

  27. مهدی صالح پور

    اوهوم! حالا بقیه تخیلات مونده!

  28. مهدی صالح پور

    نه! زیاد باهاشون ارتباط نداشتم. شاید به چهره بشناسم اما اسمی نه!

  29. نیکی

    بسم الله!سالمی تو؟؟؟؟
    قوه ی تخیلت بیسته هااااا

  30. مهدی صالح پور

    :)
    خوشحالم که در دنیای مجازی هم در خدمتتون هستیم! :)

  31. تینا

    بله!
    ما فقط چند برخورد کوتاه داشتیم در حد سلام و علیک

  32. مهدی صالح پور

    من زیاد نمیشناسم اما دوستان حتما میشناسنتون! :)

  33. تینا

    من کی گفتم “نرم افزار” ؟!
    ما IT هستیم و فکر برتر! :)

    بله اگر دوستان قابل بدونن!
    من همونم که همه به فامیلی صدام میکنن !
    این تینا هم قثط اسم اینترنتیمه نه اسم خودم.

  34. من معمارم اما...؟؟؟

    استااااد این قصه پرندو معماری رو توش تجدید نظر کن شاید اونم یه حسیه که تو ماشین بهت دس داده جدیش نگیر

  35. مهدی صالح پور

    جدی؟ ترم ۵ نرم افزاری؟ دوست عطیه و پریسایی یعنی؟

  36. من معمارم اما...؟؟؟

    دستت درد نکنه که آپ شدی…
    خب شاید توهم زدی که تو دریا داری رانندگی میکنی

  37. محبوبه.م

    اتفاقا من هم تجربه ش کردم!
    مشکل از پرایده به جون خودم!
    انگار کلی سولاخ(!)نامرئی داره!

  38. تینا

    وا !
    آقای صالحپور!
    یعنی شما منو نمیشناسی؟

  39. تینا

    با منی یا آقای صالحپور؟
    البته ببخشید یهو پریدم وسط صحبتتون!
    گفتی پرند و نرم افزار یهو جوگیر شدم
    آخه منم الان ترم ۵ IT هستم تو پرند!

    ولی من کسی رو با این اسم نمیشناسم
    اصولا من زیاد با اسامی کار ندارم و دیگران رو بیشتر از روی چهره میشناسم.

  40. مهدی صالح پور

    چیه دهقانی؟
    قطعا بهش نمیگم از کجا امارشو درآوردم!

  41. مریم

    راس میگه بخدا اقا مهدی
    خصوصا اون کامنت من….بخدا ببخشید اقا مهدی…شرمنده ام
    زودتر پاک کن عطیه نبینه…
    عطیه جان اگه دیدی ازت عذر میخام…بخدا منظوری نداشتم

  42. مهدی صالح پور

    تینا خانم! شما هم مگه پرندی؟!

  43. مهدی صالح پور

    اونقدر نمیشناسم! ولی آمارشو زود میتونم دربیارم.

  44. مریم

    دیگه گفتن نداره بابا…بی خیال

  45. مریم

    خیلی خشنی تینا…یه کم به کوچیکتر خودت رحم کن

  46. تینا

    میشه یه راهنمائی بهتر کنی
    آخه مگه تو پرند پسر غیر فشن هم پیدا میشه!
    من که ندبدم!

  47. مریم

    من غلط بکنم این وصله رو به اونا بچسبونم

  48. مهدی صالح پور

    اها! کلا تاریخ وردپرس یک روز جلوئه! دست من نیست!

  49. مریم

    بخدا شوخی بود گلم….
    خواستم یه کم بخندیم…
    ولی…

  50. تینا

    آقای صالحپور!!!!!!
    شما که تیز تر اینا بودی!

    منظورم تاریخ بالای ای خطوطه!
    نوشته : ۱ شهریور …

  51. مریم

    آره تینا….خوشم میاد مهدی هم پایه س….
    اگه یه نفر دیگه بود….وااااااای

  52. مهدی صالح پور

    خو خیلی وفته آپدیتشون نکردم. اضافه می کنم؛ عجله نکن.

  53. مریم

    هیچی بابا….مهدی امار عطیه رو داره..شوخی بود
    یه حرفی زدم توش موندم

  54. مهدی صالح پور

    آره. و تمام واکنش های بدن در واقعیت مواجهه با اون اتفاق واسه آدم اتفاق میفته.

  55. مهدی صالح پور

    خو من معماری ام ولی بگی شاید شناختم. اونجا ما ارتباطات فرا دانشجویی داریم با همه! :))

  56. تینا

    ضمنا
    فکر نمیکنم تنها مشکل حال حاضرت این باشه!
    آخه میدونی:
    اینجا تهران است
    ۳۱ مرداد ۹۰
    ساعت دقیقا ۲۳:۰۸ !!!

  57. مهدی صالح پور

    مطمئنم سوراخ نیست ها! فک کنم حس تلقین ه!

  58. مریم

    ناراحت شدی؟؟شوخی بوداا

  59. تینا

    یه جائی خوندم وقتی قوه تخیل خیلی قوی باشه ضمیر نا خودآگاه شرایطی رو مهیا میکنه که انسان خودش رو با اون شرایط تطبیق میده و احساس میکنی واقعا در اون شرایط قرار داری با تمام جزئیات.

  60. مریم

    تو خیلی خوب امارشو داری ….نکنه خبریه شیطووون
    اونوقت واسه بچه مردم حرف در میاری که عاشق ضیاس؟؟

  61. مریم

    ببخشید تینا خانم قصد جسارت نداشتم…

  62. مریم

    خانم همتی هم دانشگاه پرندن؟

  63. مریم

    تینا میشناسیش؟؟

  64. مریم

    مهدی این یارو ارزش شما شما حرف زدن نداره

  65. مریم

    ترخدا دوستان اگه میشناسنش منو بهش لو ندن…بدجور با هم لجیم

  66. مریم

    میشناسی اقا مهدی؟؟

  67. مریم

    علی دهقانی

  68. مریم

    نمیخام بفهمه من امارشو دادم…
    فامیلش دهقانی ه
    میتونی بحدسی؟؟

  69. مهدی صالح پور

    اوهوم! هنوز اونجام… اما ترم ۹ هستم و فقط درگیر پایان نامه م.
    آره… اینم یه مشکل دیگه مه! خوبه که درک میکنی! :)

  70. مریم

    میتونی اسمشو حدس بزنی؟؟یکی از پسرای فشنه اونجاس

  71. مریم

    راستی من تو لیست دوستات نیستم…
    دلمو شکوندی برو حالشو ببر

  72. مریم

    یکی از بچه های فامیلم اونجا درس میخونه…مهندسی نرم افزار
    اگه هیچ کدوم از ترماشو مشروط نشده باشه که شده ترم ۸ تموم کرده…(از مهر ۸۶)
    بچه مون ترم ۱ شو میدونم مشروط شده…..
    اگه اسمشو بگم میشناسی؟؟؟

  73. عاطفه

    حتمن حس توهم ت خیلی بالاس.
    غصه نخور خوب میشی.

  74. فرنوش

    Man fek mikonam namahsos soraxe, cheshme ba30rat mixad!cheshmhara bayad shost jor digar bayad did!!!

  75. مریم

    چه عجب؟؟!!آپ کردی(شکلک تعجب)
    یه سوال فنی:هنوز هم دانشگاه پرند درس میخونی؟؟(جواب بده کار دارم)
    منم همین مشکلو دارم…موقعی که با ماشین از زیر پل رد میشم همیشه سرمو خم میکنم سرم با پل برخورد نکنه…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۰۷