مسعود ده نمکی

406

دومین مجموعه تلویزیونی مسعود ده نمکی پس از «دارا و ندار» پنجشنبه گذشته با پخش فیلم پشت صحنه در حالی پایان یافت که نسخه سینمایی آن از اواخر سال گذشته تا اواخر بهار روی پرده سینماها بود. با وجود این، سریال ۳۰ قسمتی «معراجی‌ها» مورد توجه مردم قرار گرفت و حتی آنها که نسخه ویدئویی فیلم را در خانه دیده بودند، علاقه‌مندانه به تماشای سریال نشستند. مسعود ده نمکی معتقد است معراجی‌ها با وجود بی‌مهری جشنواره فیلم فجر، برخلاف پیش‌بینی منتقدان در گیشه موفق بود. با مسعود ده نمکی درباره فیلم و سریال معراجی‌ها و البته «رسوایی۲» گفت‌وگو کرده‌ایم.

  • آقای ده نمکی؛ برای آنها که فیلم معراجی‌ها را دیده بودند، چه تفاوت‌هایی ایجاد کردید تا برای دیدن سریال انگیزه داشته باشند؟

نسخه سینمایی و سریال ۱۰۰درصد متفاوت بودند. یکی از حاشیه‌هایی که به‌وجود آمد، این بود که برخی گفتند همان نسخه سینمایی تبدیل به سریال شده است؛ درحالی‌که ما برای این دو نسخه، خط داستانی کاملاً متفاوت داشتیم و بیش از ۲۶قسمت سریال تفاوت اساسی با فیلم داشت.

  • با توجه به اینکه جنس مخاطبان تلویزیون با سینما متفاوت است، استقبال مردم را چگونه می‌بینید؟

استقبال از سریال در نوع خودش بی‌نظیر بود. این مسئله از آن جهت باید مورد توجه قرار گیرد که مردم از فیلمی در سینما استقبال کردند که می‌دانستند به‌زودی قرار است از تلویزیون پخش شود. با توجه به اینکه چند قسمت اول سریال اختصاص داشت به شخصیت‌پردازی اما به مرور حجم مخاطبان افزایش یافت و تا آنجا که من می‌دانم، از پرمخاطب‌ترین آثار سال‌های اخیر بود.

  • تعامل تلویزیون در پخش معراجی‌ها چطور بود؟

همان اوایل که پیشنهاد کار برای تلویزیون شد، من به مدیران گفتم مردم توقع کار خنثی از من ندارند و اگر می‌خواهید همکاری کنیم، پای فیلم بایستید. مدیر شبکه یک آقای فرجی و معاون سیما آقای دارابی پای فیلم ایستادند اما بعضی خطوط قرمز تلویزیون در کار لحاظ شد.

  • پس با این حساب باز هم با تلویزیون کار می‌کنید؟

در حال حاضر چند ایده سینمایی دارم که باید آنها را بسازم. برای کار در تلویزیون همه‌‌چیز بستگی به شرایط و تعامل مدیریت جدید با من دارد تا ببینیم آنها چقدر می‌خواهند این حرف‌ها از تلویزیون زده شود. مدیریت تلویزیون در پخش سریال بازتر از مدیریت سینما عمل کرد. امیدوارم شرایطش فراهم باشد تا باز هم با تلویزیون کار کنم. من تا موقعی که حرفی برای گفتن داشته باشم، کار می‌سازم.

  • برگردیم به معراجی‌ها؛ برخی می‌گویند داستان سریال براساس یک اتفاق واقعی در یکی از دانشگاه‌های تهران ساخته شده است. چقدر از سریال نقد اجتماعی بود و چقدر متأثر از آن داستان؟

مسئله این نیست که چنین چیزی اتفاق افتاده یا نه؛ در غرب قبل از وقوع یک اتفاق یا حادثه جریان‌سازی می‌کنند و با ساختن سریال و فیلم، افکار عمومی برای پذیرش اتفاق‌ها آماده می‌شود. متأسفانه هنر و به‌طور کلی جامعه رسانه‌ای ما عقب‌تر از افکار عمومی است. یعنی در ایران اول اتفاق می‌افتد، بعد واکنش نشان می‌دهیم! سال‌ها در رسانه‌ها درباره جنگ شبهه‌افکنی کردند و گفتند چرا ۸سال طول کشید؟ این تقدس‌زدایی از دفاع‌مقدس و زدن حرف‌های ضد‌جنگی آثارش در اذهان جوانان نمود داشت. شبهه را نمی‌توان با اقتدار از بین برد و باید برای آن پاسخ منطقی و مستدل داشت. باید قهرمانان را به جوانان و نسل جدید شناساند. معراجی‌ها برای شبهه‌زدایی ساخته شد نه صرفاً به این دلیل که چنین موضوعی جذاب است. نسل جدید باید بداند قهرمانان ما برخلاف تفکر کسانی که دنبال قهرمان‌سازی هستند، آرنولد و امثال او نبودند. قهرمانان ما امثال شخصیت محمد معراجی‌ها از رتبه‌های برتر کنکور هستند که از دار و ندارشان می‌گذرند و جانشان را فدای کشور می‌کنند. اگر ما ویژگی‌های این قهرمانان را درست به نسل جوان منتقل کنیم، به جای بستن در دانشگاه جلوی تابوت شهدا فرش قرمز پهن می‌کنند.

  • نسل جدید به معراجی‌ها چه واکنشی نشان داد؟

در بازخوردهای اجتماعی که از مردم دیدم، معراجی‌ها مثل اخراجی‌ها محبوب بود. البته آثار من همیشه مخالفان خاص خودش را دارد و چپ و راست هم ندارد. مخاطب هدف من نسل خاکستری است و به‌نظرم نسل جدید و عامه مردم از کار استقبال کردند. این را هم بگویم که معراجی‌ها، به‌ویژه ۱۵قسمت ابتدایی، سیاسی‌ترین سریال تاریخ تلویزیون بود؛ نمایی از جامعه امروز ایران در دانشگاه با ۲استاد که نماد ۲جناح هستند و نسل جوانی که تقسیم‌بندی‌های مرسوم بین‌شان هست. البته مدیریت مصلحت‌گرایانه که بعضاً در جامعه حاکم می‌شود. معراجی‌ها با زبان طنز بسیاری از مسائل روز را مطرح کرد.

  • برخلاف حواشی زمان تولید، معراجی‌ها در کمال آرامش روی آنتن رفت. این از آرامش این روزهای ده‌نمکی است یا جامعه لحن شما را پذیرفته است؟

البته تلاش‌هایی برای حاشیه‌سازی شد، هر چند زبان طنز از گزندگی کار کم می‌کند و نقدی که سریال به همه جناح‌ها داشت، باعث شد انتقادها کمتر شود. ما هم به انتقادها پاسخ ندادیم. در جشنواره فجر سال گذشته، معراجی‌ها را بایکوت کردند و رسانه‌های هر دو طرف از این کار به‌عنوان شکست ده‌نمکی نام بردند اما استقبال ویژه از فیلم که داستانی کم‌حاشیه داشت تا حد زیادی محاسبه منتقدان را به هم ریخت. در مورد سریال این اشتباه تکرار نشد و منتقدان که دیدند خانواده خودشان درگیر سریال شده‌اند، به نوعی باز هم آن را بایکوت کردند تا در معرض شکست قرار نگیرند.

خبرهایی از پروژه تازه مسعود ده نمکی

پروانه تولید رسوایی ۲ را گرفته‌ام. فیلم زبان انتقادی دارد و به نوعی می‌تواند در ژانر تخیلی قرار بگیرد. ارتباط خاصی با جنگ ندارد و به آسیب‌های اجتماعی و شهری جامعه مدرن می‌پردازد. آثار من همه یک غزل هستند و یک مضمون را دنبال می‌کنند. اگر کسی از مستند «فقر و فحشا» کارهای من را دنبال کرده باشد، یک خط داستانی و فکری را می‌بیند. برای من مهم ساخته شدن فیلم است؛ بودن یا نبودن در جشنواره اهمیت ندارد.

+ مصاحبه با مسعود ده نمکی در روزنامه همشهری منتشر شده است.

تبلیغات

35 دیدگاه‌ها

  1. به دوست قبلی :
    اصلا با این موضوع موافق نیستم، به عقیده شخصِ بنده، معراجی ها فقط احمق جلوه دادن یک سری قشرِ دانشجو بود و دادنِ مقام الوهیتِ * به آن قشر روبرو! و حالا در این بین چهاردونگه نقشِ یکی از هزاران نفری را بازی می کرد که مملو از تظاهرند!

    * این شدت را هم اگر اغراق گرفتید مشکلی نیست اما قبول کنید پاک نشان دادن این قشر به شدت مسخره بود.. و دست گذاشتن بر روی مسئله شهیدان.. موردی که فکر نمیکنم جز انگشت شماری دانشجو مشکلی باهاش داشته باشن!

  2. منم میگم نه خوب خوب بود که ازش طرفداری کنم نه بد بد که بزنم بکوبونمش 😐
    حس خوبی داشت همین…مخصوصا آخرای فیلمو اون باسازی صحنه ها ی جنگ ترکیب خوبی با تعزیه و کربلا گرفته بود
    برای عموم مردم صحنه های قشنگی داشت
    کاریم نه به چهار دونگه دارم نه به بقیه بازیگرای این فیلم ..چون این دوستان کارشون طنز بوده..یعنی میخواستن طنز بشه

  3. راستش همون طور‌که خودتون گفتید مصاحبه ارامی بود و‌شاید بهتره بگم مصاحبه خنثی.
    در مورد فیلم اقای دهنمکی طبیعتا چون فیلم ها و سریال های ایشون رو نگاه نمی کنم نباید نظری هم بدم، فقط در مورد گفته ی جناب قندی عزیز باید بگم موافق نیستم که فقط عده کمی‌ از دانشجویان با این موضوع مشکل دارند. ( که در این مورد هم فکر می کنم بحث کردن از طریق کامنت در وبلاگ دوربرگردون چندان مناسب نباشه و به همین دلیل توضیح بیشتری ندادم)

    • جالبه بودنین که خودِ من یک فریم از مجموعه معراجی ها رو ندیدم.
      + البته که آمار مطمئنی در مورد این مسئله وجود نداره و به همین خاطر نمیشه با اطمینان گفت اینها عده کمی هستند یا زیادی؛ چون حتی تعابیر کم و زیاد هم اونقدر کیفی هست که نشه باهاش به تصویر روشنی رسید.

    • بله قطعا هیچ گونه آمار علمی یا رسمی در این زمینه وجود نداره و مخالفت من هم صرفا بر اساس تجربه شخصی ۷ سال حضور در دانشگاه تهران ( که در این دانشگاه هم مزار شهدای گمنام وجود داره ) بود. البته قطعا دوستانی وجود دارند که به مراتب بیشتر از من در دانشگاه حضور داشتن و نظری متفاوت از من دارن.

  4. ببینید، به نظر من بهتره این رو بر اساس یه سناریوی تخیلی فرض کنیم.. البته که هستند دانش جو های این چنینی و البته که هستند مشکلات این چنینی اما واقعا، این دسته از دانشجو اینقدر احمقه!؟ اگر واقعی فرضش کنیم که باید بر کلِ قضیه «پیروی منطق بودن» فیلم یک علامت سوال بزرگ گذاشت..

    اما با فرضِ یک سناریوی تخیلی، البته درباره اون بخش دانشگاه و اینها، می شد خندید بهش! و گرنه خودِ فیلم بود که از شدت ضعف در منطق داستانی خنده دار می شد..

    اما درباره بودن یا نبودن چنین دانشجوهایی باید بگم هستند.. من اسمشون رو میگذارم، روشنفکرنما و البته خیلی از همین روشنفکرنماهاش هم با چیزی مثل جنگ مشکلی ندارند.. اصلا مشکلی نیست! اما خب آن دسته ی دیگر هستند که خب، متاسفانه به هر چیزی توهین می کنند.. [در مقابل معتقدم آن دسته افراطیون هم با همین روش تنها توهین میکنند.]

    به هر حال ممنون از مصاحبتون!
    از دیدن خودِ فیلم، و نه سریال هم، به شخصه بسیار لذت بردم.. به تصویر کشیدن جنگ به این شکل رو دوست دارم اما درباره سریال نظرم کاملا متفاوته!

    🙂

    • باور کنید مسئله روشنفکرنمایی یا توهین به دیگران نیست. بحث صرفا بر سر اینه که آیا دانشگاه مکانی برای دفن شهداست یا خیر و اگر پاسخ به این سوال مثبت باشه، در این صورت باید بپذیریم که قطعه ی هنرمندان و نام آوران بهشت زهرا رو هم می شه به دانشگاه منتقل کرد!
      ( از مهدی صالح پور بابت ادامه دادن بحث در وبلاگ عذر می خوام و البته اگر فکر می کنید که بهتر بود چنین بحثی صورت نمی گرفت، لطفا این کامنت رو پاک کنید)

      • من موافق بحثم! 🙂
        + البته که باید در نظر بگیریم که این کار اگر به صورت نمادین باشه مشکل نداره. همچنین اختلاف نظری در مورد آزادسازی پرندگان در تهران هم وجود داره. آزادساری نمادین چند ده تا پرنده، از نگاه بعضی ها تبدیل شده به تغییر محبط زیست استان تهران!

    • البته باید بگم که من فیلم ذو ندیدم و سریال رو هم خیلی جدی دنبال نکردم. اما در جریان حواشی و همه مسائلش بودم. از ده نمکی دفاع نمی کنم اما عموما همینطور اغراق شده و بزرگنمایی شده کار می کنه که خب یه جاهایی از منطق دور میشه و طنزش هم از همین راه بوجود میاد!
      در کل که من شخصاً این تیپ کارها رو دوست ندارم.

  5. وقتی این اتفاقات تو دانشگاهای امیر کبیر و شهید بهشتی اتفاق افتاد ه چطور نی تونید بگید همچین دانش جوهایی وجوز نزان . هم هم مچین دانشجوهایی وجود دارن هم مدیران اینچنینی داریم هم استادهای فتنه گری داریم

    در ضمن در مورد چهار دانگه . همچنین ادمهایی وجود دارن من خوزم سالهاست دارم تو مجمو عه بسیج فعالیت می کنم البته نه به این شدت احمق که در فیلم وجود داره بلکه به شدت زیرک.
    واقیت های جامعه ی ما رو وقتی اون وری ها می گن همه بهبه چهچه می کنن ولی وقتی خودمون می گیم هزارتا انگ بهش می چسبونن

    • شما اینقدر خودتو ناراحت نکن!
      بله. هم تایید می کنن که چنین اتفاقاتی توی دانشگاه های کشور افتاده اما مطمئناً نه با این شدت و حدّت!
      + نسبت به شخصیت پردازی اغراق شده معراجی ها نقد زیاد وارده.
      + بسیج؟! من دیگه حرفی ندارم.

  6. اسم مصاحبه گر چیزیش نیست ولی یادمه قبلن ها از اقای ده نمکی خوشش نمیومد نمیدونم شاید خیلی ارمانی باشه که وقتی ادم جایی مشغول به کار باشه از ادم هایی که خوشش نمیاد مصاحبه نکنه یا شاید نظر اقای نویسنده درمورد مصاحبه شونده فرق کرده…

    • نه من از ده نمکی خوشم اومده و نه جایی هستم که مجبور باشم با کسی که دوسش ندارم گفتگو کنم.
      من همچنان این آدم رو دوست ندارم؛ کارش رو هم دنبال نکردم.
      اما خب افتضای کار خبری اینه که با همه جور آدم مصاحبه کنی. مگه روزنامه اعتماد با دبیرکل موتلفه که صبح تا شب داره فحششون میده مصاحبه نمی کنه؟ مگه ۸ سال مرتضی حیدری با احمدی نژادی که دوستش نداشت، گفتگو نمی کرد؟
      من توی این مسئله تناقضی نمی بینم. تناقض اونجاست که من به خاطر پول، تیزر فیلم ده نمکی رو بسازم!

  7. حسش نبود لینک ها رو باز کنم!
    ولی حتما مصاحبه ی خوبی و حق باهرکسی بوده به جز آقای ده نمکی! (زیاد ازش خوشم نمییاد؛ خییییلی مغروره:)

  8. اگر مسئله دفن شهدا در دانشگاه هست، من تنها با جنبه نمادینش موافقم.. در حقیقت همونطور که سروش خان گفتند میشه کل بهشت زهرا رو در دانشگاه ها ایمپورت کرد، ایا باید این رو کار رو بکنیم؟ مسلما خیر.. اما من با جنبه نمادین این قضیه هیچ مشکلی ندارم.

    + فکر میکنم هر سه متفق القول هستیم که ده نمکی به شدت در شخصیت پردازی اغراق میکنه، خیلی وقت ها طنزهاش رو از همین راه می سازه، و گاهی همین اغراق در شخصیت پردازی، منطق داستانیش رو زیر سوال می بره! 🙂

  9. ای کاش اون جا که گفته دو تا استاد داشتیم که نماینده ی دو جناح بودن ازش می پرسیدین که چرا تصمیم گرفته جناحِ دکتر گنجی کاااااااملن شکست خورده و تنها باشه؟
    البته جواب سوا رو میدونم و میدونم که سریال رو ندیدین،ولی دیگه حالا…
    🙂

  10. خوب در مورد دفن شهدا در دانشگاه:
    فکر می کنم تا یه جایی متفق القول! باشیم ولی مشکل این جاست که از نظر من اساسا حتی دفن نمادین شهدا در دانشگاه هم اشکال داره.
    قبل از هر چیز باز هم باید بگم که به هیچ عنوان ارزش شهدا رو نادیده نمی گیرم ( تو ایران گاهی باید دائما به بی گناهیت اعتراف کنی!)
    مسئله این جاست که از نظر من دفن کردن شهدا حتی به صورت نمادین نباید در هر مکانی صورت بگیره. طبیعتا یک دید می تونه این باشه که دانشگاه ملک دولتیه و در نتیجه دولت هر کاری که بخواد می تونه توش انجام بده، چه دفن شهدا و چه تخریب ساختمون دانشگاه، که خوشبختانه فکر نمی کنم نیازی به بحث بر سر این دیدگاه باشه.
    ۱. اولین چیزی که فکر می کنم با هم سرش اختلاف داریم اینه که دانشگاه مکانی عمومیه یا خصوصی؟. اگرچه دانشگاه مکان خصوصی نیست ولی به نظر من مکانی به تمام معنا عمومی هم نیست. یعنی دانشگاه چیزی شبیه بام تهران یا میدان آزادی و غیره هم نیست. به هر حال ورود به دانشگاه برای عموم آزاد نیست و بخش اعظم افرادی که در دانشگاه حضور دارند، دانشجویان و اساتیدی هستند که قراره دست کم برای سه یا چهار سال در این فضا زندگی کنند و زمان حضور این افراد در دانشگاه حتی به مراتب بیشتر از زمان حضورشون در خونه هاشونه. فکر می کنم نادیده گرفتن این نظر این افراد حتی اگر قانونی باشه ( که متاسفانه هست) دست کم عاقلانه نیست.
    ۲. شرایط را کمی اگزجره! شده در نظر بگیرید. شهدا با ارزشند و قرار است به صورت نمادین در تمامی اماکن مهم شهر شهدای گمنام دفن شوند. در شهرداری ها، در بیمارستان ها، در میدان ها، در مدارس، ساختمان های دولتی و الی آخر. شما حاضر به زندگی در چنین شهری هستید؟ بعید می دانم. چه تفاوتی بین دانشگاه و سایر این اماکن وجود دارد که دانشگاه واجد شرایط برای دفن شهداست و سایر اماکن نیستند؟ آن هم در شرایطی که فکر می کنم دانشگاه و مدارس از معدود مکان های دولتی هستند که ساکنینی غیر شاغل و حقوق نگیر دارند. قطعا دانشگاه را صرفا مکانی برای درس خواندن نمی دانم چرا که به شدت به فعالیت های غیر درسی در دانشگاه اعتقاد دارم ولی انتخاب کننده این فعالیت ها دانشجویان هستند و این فعالیت ها به دیگران تحمیل نمی شود.
    ۳. و اما چیزی که به نظرم دلیل اصلی دفن شهدا در دانشگاهه، به هیچ عنوان حفظ ارزشمندی اون ها نیست. بلکه استفاده های دیگه از این موقعیته ( در این مورد توضیح نمی دم!)

    به هر حال فکر می کنم بهتر بود به جای این که شهدای گمنام در مکان هایی که به زمینه های دیگه تعلق دارن دفن بشن، می شد مکانی خاص برای اون ها تدارک دید که اتفاقا مکانی باشکوه هم باشه و در این مکان برنامه های مرتبط با شهدا هم اجرا می شد و البته می تونست مکانی برای گردهم آیی های سالانه مردم عادی در یادآوری شهدا هم باشه. روند دفن پراکنده شهدا بیش از هر چیز بی ارزش کردن شهداست و نه احترام نمادین به اون ها.

    + بابت در هم و برهم بودن مطلب و تغییر ادبیات رسمی و غیر رسمی هم عذر می خوام ولی واقعا در حال حاضر مغزم کشش مرتب نوشتن یا حتی ادیت کردن رو نداره و نمی خواستم بیشتر از این نوشتن این مطلب طول بکشه.

    • در مورد دفن نمادین خوبه که اتفاق نظر داریم. من هم پیشاپیش اعلام بی گناهی کنم که پس فردا متهم به هزار چیز نشم.
      اما پاسخ به ۳ نکته ای که نوشتی:
      ۱. دانشگاه مکان نیمه عمومی ه، درست! اما دفن نمادین این شهدا یک جور ادای احترام به کسانیه که رتبه های اول و دوم کنکور رو رها کردن و برای دفاع از کشور جونشون رو گذاشتن. یه جمله اعصاب خور کنی هست که دوستان حزب الله همیشه میگن و اون اینه که اگر اونا چنین جانفشانی هایی نمی کردن، الان باید سردر دانشگاه هامون تصویر صدام یا ابوبکر بغدادی می ذاشتیم.
      ۲. من خارج از ایران نرفتم؛ اما به واسطه رشته معماری، اطلاعات زیادی از سیستم شهری کشورهای مختلف دارم. این اتفاق، در تمامی کشورها از آمریکا تا آلمان و حتی چین و روسیه افتاده و اصلا چیز عجیب غریبی نیست. کشته های جنگ که باعث اقتدار یک کشور شدن، ارزشی بیشتر از این دارن که بخواد با دفن شون مخالفتی صورت بگیره.
      ۳. این برمیگرده به سواستفاده بعضی مدیران ولی نمیشه به خاطر اشتباه بعضی مدیران، کلاً از اساس زیرِ این کار زد. این طرز تفکر مثل فیلتر کردن کل فیسبوک بخاطر وجود چند صفحه خلاف قوانینه. این منطقیه؟ ما هم باید با مسئولین از همین جنس برخورد کنیم آیا؟
      چنین مکانی هم که میگی وجود داره و باغ موزه دفاع مقدس، با شکوه ترین جاییه که میشه برای شهدای جنگ درست کرد. ولی خب، دفن نمادینشون در مکانی مثل دانشگاه، برای به یادآوردن خیلی چیزها به دانشجوها و استادها، نیازه به نظرم.

    • ۱ و ۲.خوب در دو مورد اول مشکل من این جاست که شما می گی ارزشی بیشتر از این دارن که بخواد مخالفتی با دفنشون صورت بگیره. بله ارزش بالایی دارن ولی به هر حال دانشجوهایی هستن که مخالف این دفن شدن هستن. و با توجه به این که از نظر من دانشگاه مکانی به تمام معنا عمومی نیست، نباید بدون پرسیدن نظر دانشجوها این دفن صورت می گرفت.
      درباره مورد سوم درسته که این اشکال برخی از مدیرانه و به خودی خود دفن شهدا رو زیر سوال نمی بره ولی به هر حال هر کاری در زمان و شرایطی صورت می گیره و افراد با توجه به شرایط در موردش تصمیم گیری می کنن. من تو خونم لوله کشی گاز دارم و ازش هم استفاده می کنم و لوله کشی گاز هم چیز خوبیه ولی اگه از فردا بگن هر کس تو خونش لوله کشی گاز داره، مسئولین و دوستاشون هر روز صبح میان تو خونش و شعار می دن و وسایل خونش رو به هم می ریزن، بعضا شاید کتکش هم بزنن، اون وقت من ترجیح می دم گاز نداشته باشم. گرچه لوله کشی گاز چیز خوبیه.
      یک مورد هم که جوابی بهش ندادی اینه که چه تفاوتی بین دانشگاه و سایر اماکن عمومی و نیمه عمومی وجود داره؟ به هر حال پزشکان بیمارستان هم خوبه به پزشکانی که در جنگ کشته شدن ادای احترام کنن و الی آخر.
      و البته مساله آخر هم این که به نظرت با همه این دفن کردن ها و نام گذاری ها، الان نه فقط دانشجوها و اساتید که اساسا مردم ایران چقدر برای شهدا اهمیت قائل هستن؟ منظورم از اهمیت قائل شدن این نیست که اگه ازشون بپرسی چی میگن. منظورم رفتاره و عملکرده.
      + مرسی بابت اجازه بحث و …

  11. :d
    حالا یعنی انصافا نمی شد منو با یکی به جز ده نمکی مقایسه می کردی؟!
    بدین وسیله از دولت محترم تشکر می کنیم که امروز رو عذای عمومی اعلام کرده!

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید