درباره نویسنده

مطالب مشابه

0 Comments

  1. مریم

    آخه چرااااا؟

    پاسخ
  2. ...سحر....

    سلام .
    آن کیست کز روی کرم با ما وفا داری کند بر جای بد کاری چو من یکدم نکو کاری کند

    امید دارم هر چه زود تر ابر های تیره کنار روند وبار دیگر خورشید دیدگانمان را روشن کند.
    با آرزوی بهترین ها
    یا حق

    پاسخ
  3. آهو

    اوه اوه اوه، چه اوضاع احوالی شده!!!!!!!!!
    چرا همچی شدی شما؟؟ شما که گفتی محاله تحت تاثیر جو قرار بگیری؟! نکنه این حرفم از اون حرفای زورکی و دروغکی بود؟!
    می دونی قضیه چیه؟ ماها هیچوقت از موقعیتی که داریم راضی نیستیم! ما آدما همیشه اونی رو که نداریم می خوایم! دوس داریم غر زدنو! می دونی چند نفر آرزوی موقعیت الان شما رو دارن؟! (مث مامان بزرگا حرف زدم، نه؟!) …
    منم وقتی خسته میشم کاسه کوزه ها رو سر خدا و خونواده و کار و زندگی و اون توئه میشکنم!!! والا… چقد هم لذت بخشه این کار (شکلک بدجنسی!)
    زیاد خودتو اذیت نکن، این نیز بگذرد.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      خب تحت تاثیر جو قرار نگرفتم. فضای دور و برم واقعی ه.
      ضمن اینکه از خودم شاکی م نه دور و بری هام.
      + بگذرد!

      پاسخ
  4. حدیثه

    salam
    nemidoun chera ta ye hamchin neveshtehayi mikhounam yeho hes mikonam hale manam injouriye

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      حرفی که از دل برآید بر دل نشیند! هممون یه روی غمگین داریم.

      پاسخ
  5. نیکی

    حال منم دقیقا همینه!‏
    ولی یه مشکلی هست…کیه که بفهمه؟؟؟؟؟

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      مهم یکی ه که باید بفهمه که میفهمه!

      پاسخ
  6. امیر حسین مجیری

    بی خیال برادر.
    فکر نمی کنم این ناراحتی ها دوام چندانی داشته باشه. یعنی مطمئنم. شما هم امیدوار باش. یعنی مطمئن باش. این جوری بهتره.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      هوم! لحظه ای کاملا! اما بروزش در از بین رفتنش بدجور موثره!

      پاسخ
  7. شایسته

    سلا م

    به هر حال این هم خوا هد گذشت .

    به مشکلات بگو خدای من بزرگه

    یا علی مدد

    پاسخ
  8. کنکوری رها شده از بند کنکور!

    واقعاً تو هم این جوری شدی؟من فکر میکردم این حس بد همیشه فقط گریبان من رو میگیره.فکر میکردم یه جور حس شخصیه!ولی میگذره.با اینکه یه مدت واقعاً آدم فکر میکنه دیگه ته خطه ولی بعدش یه در گنده جلوت باز میشه که عمراً فکرش هم نمیکردی!خوب میشی.نگران نباش!(لبخند یک دکتر)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      بابا دکتر!
      خب آره. میگذره. مهم نحوه ی گذشتنشه!

      پاسخ
  9. کنکوری رها شده از بند کنکور!

    راستی این رو میخواستم بگم.این چند شبی که داره بارون میاد رو که احتمالاً فهمیدی؟من میرم تو حیاط صدای بارون، خنکی بارون و بوی بارون خاک خورده رو با تمام وجودم حس میکنم.حال من رو که خوب کرد.امتحان کن.شاید تو هم بهتر شدی!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      صداش میاد… نفس حضور بارون… چه بوی خیس شدن خاک بهم بخوره و چه زیر بارون برم وایسم، حالمو خوب میکنه.

      پاسخ
  10. فرنوش

    Slm Mr.s aval az hame ishala zode zod halet ro b rah she!xodai hesabe in 2nya shode 2,2ta mishe 6ta!hichi sare jaye xodesh nist, bishtare adama faqat b raqama ahamiyat midan,in k rotbat chand raqami shode k age 1ya2 raqamiye bishtar tahvilet bgiran, ya inke hesabe bankit,mashinet,khonat chand raqam arzesh dare!bishtaraz hame 2roi adamo azyat mikone,kashki mishod az bozorgtarin dastgahe eskane 2nya(chin) y kam sefareshe 3daqat,marefat…midadim. (hesabi delam gerefte bod fek kardam inja tanha jaiye k age harfe hesab bzani mojazat nemishi)

    پاسخ
  11. س.آنت

    متاسفانه وقتی دل آدم می گیره توضیحش به دیگری فایده نداره..چون خودتو بکشی هم طرف حالتو نمیفهمه!پس همون لبخند خود خرکنی بهترین چاره س مهدی..شک نکن
    اما نذار لای منگنه بودن واست عادی شه…نذار همیشه مجبور باشی به انتخاب..!یه کاری یه حرکت و فوت و فنی بزن که به خودت حال بده..حالا از هر جنسی..فرقی نمیکنه!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      اتفاقا گفتن ش هرچند طرف حالتو نفهمه، حداقلش اینه که خودت خالی میشی.
      + گاهی نمی شود که نمی شود.

      پاسخ
  12. شیا

    نمیدونم چی بگم چون هنوز خودم راهکاری برای این مشکل رایج که فکر کنم همه یه جورایی درگیرش بودن پیدا نکردم.فقط به قول دوستمون:

    “حساس نشو!حساس نشو!”

    واقعا بعضی وقتا نباید حساس شد.
    راستی این خداحافظی تا کی ادامه داره؟

    پاسخ
  13. مریم

    سلامی مجدد
    میدونی چیه؟؟؟
    حکایت تو حکایت آهنگیه که بیباک میخونه(آهنگ گله)…
    “”گله دارم آره من از خدا گله دارم/که چرا در هر قدمم میخوره گره کارم””
    دادا اینقد غصه نخووووووووووورررر
    دنیا اصلن ارزش غصه خوردن و ناراحت بودن رو نداره
    به قول ضیا باید دل ب نشاط بود

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      بعله… کاری جز دل به نشاط بودن نمیشه کرد.

      پاسخ
  14. مه ياس

    سلام…
    ۱٫ چرا انقدر از همه چیز گله میکنید؟؟؟
    ۲٫ نمیخوام شعاری بنویسم یا طوری باشه که فکر کنید از بالا دارم به این اتفاقاتی که گفتید نگاه میکنم اما همه ی این هایی که گفتید نشون میده که دیدتون به زندگی چطوریه، به هر حال با ثبت این پست متوجه شدید که خیلی از جوونای هم سن و سالتون هم چنین حسی نسبت به زندگی دارن…
    ۳٫ همینکه مادرتون سحر زودتر از شما از خواب بیدار میشه تا براتون غذا گرم کنه خودش خیلیه حالا غذا چه خورش کرفس باشه چه مرغ!(این مثالی بود برای گسترده تر شدن دیدتون نه توضیح واضحات…)
    ۴٫ اینجا هر چقدر دوست دارید فریاد بزنید، کسی نیست که غر بزنه…
    ۵٫ مسنتد راز رو درباره تماشا کنید…
    ۶٫ علیرغم میلم احساس میکنم شعاری نوشتم اما شما ببخش…
    ۷٫ زیاده عرضی نیست…
    یا علی…

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ۱٫ گاهی آدم دلش می گیره دیگه!
      ۲٫ بعضی غم ها مشترکه…
      ۳٫ هوم 🙂
      ۴٫ و این خیلی خوبه!
      ۵٫ آره. حس خوبی میده به آدم.
      ۶٫ خواهش
      ۷٫ 🙂 مرسی بابت کامنت
      یا علی

      پاسخ
  15. رميده

    خنده ی زورکی که ملت فک کنن چه دل خوشی داری و دلقکی و اینا اونم وقتی لای منگنه ای واقعا درد اوره…

    پاسخ
  16. آهو

    دلمون تنگ شده بود واستون اخوی، چه خوب که اومدی

    پاسخ
  17. جمالیفرد

    سلام خوبی مهندس.
    ای بابا .تا ما دوباره شمارو پیدا کردیم.شما میخواین باز غیب شین.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      سلام… غیب کجا بود! هستیم بابا!

      پاسخ
  18. نیکی

    خدا رو شکر که می فهمه!‏
    ما که بخیل نیستیم…
    واااالللا

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمام حقوق محفوظ است