درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

52 Comments

  1. فائزه از شاهرود

    به نام تنهاترین…
    سلام خوبین؟دلتون چطوره؟!!!
    ایشالله که خوب باشه…
    آره والا راس میگی…
    آاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه…
    راستش فردا دوستم داره میره یه مسافرت کوچولو…
    امسال ۵مین سال دوستیمونه…ما یه گروه ۴نفره ایم که منوحانیه اومدیم رشته ریاضی و مبینا و فاطمه رفتن رشته تجربی واز هم جداییدیم!!
    فردا هم حانیه قراره بره سمنان ومدرسه رو بپیچونه…امروز فهمیدم،غصم گرفت…حالا فردا توی کلاس تنها چیکاکنم؟؟!!
    هه…حالاهم شدم یه مثال برا تاییدحرفاتون…!!
    راستی یه سوال مهم:”شما از چن سالگی نوشتن رو بطور تخصصی شروعیدید؟!!”
    آهان یه چیز دیگه:”چیشد که با حامد جوادزاده و بقیه بچه های گروه آشنا شدین؟؟”
    خب اگه اعصابتون خط خطی نمیشه یه سوال دیگه!!!باشه؟؟؟!!!
    “اصن چیشد که رفتین سراغ نویسندگی برنامه های تلوزیونی؟؟”
    ببخشید انقد سوال پیچ کردم شمارو…!!
    نکته:”حالا اگه حوصله نداشتین،جواب ندین!!!
    دوست ندارم اذیت بشین!!…:)”…..در پناه حق

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      درباره ی مهدی صالح پور ِ وبلاگ رو بخونین متوجه میشین.

  2. سحری

    اقای صالحپور برنامه قرار نیس تبلیغ بشه؟

    پس کِی؟

    همه ی برنامه ها تبلیغشون شروع شده

    پاسخ
  3. ورودی92

    م.ص نیستی؟نکنه پیش پیش رفتی ۱۳به در؟؟؟؟ولی پست خوبی گذاشتی و رفتی به کارات برسی. خسته نباشی یا علی

    پاسخ
  4. ...(ف-الف)

    اقای میم ص صابون؟
    یه تصمیمی گرفتم
    دیگه میشم یه مخاطب خاموش.
    مثه شما که نویسنده ی خاموشین و جواب مارو نمیدین !
    :(
    خدافظ….

    پاسخ
  5. سارا

    اون جارو نمیدونم ولی این جا هوا بدجوری دو نفرس ولی میدونی چیه به درک که هوا دونفره شده تنهایی قدم زدن یه فاز دیگه میده چقدر بد که نمی تونم خوب دروغ بگم!!!!!

    پاسخ
  6. پرستو

    اقای صالح پور با کمی تاخیر سلام متنی که نوشتید خیلی جالب بود وقتی فکرشو میکنم میبینم واقعا همین جوری که شما میگین

    پاسخ
  7. زينب-كفشدوزكي

    منم گشتم نبود! ما نیز هم: راس میگه!

    پاسخ
  8. سمیرا

    آخه چرا همیشه اینجوریه؟؟

    پاسخ
  9. طــــــ. جـــــ

    تو سر ِ همه ی “من”ها و “تو”ها و “ما” هایی که لیاقت ِ هیچیـ جز “ناسزا” شنیدن ندارن :)…
    امروز روز ِ گندیــ بود!!!!
    چرا یه سری اتفاقای خوب باید تو همچین روزای نحسی بیفتهــ؟؟؟
    ….
    یه کتاب ترجمه کرده بودم از آلمانی به فارسی..”اول میخواستم به تو یک گل هدیه بدهم” محاوره ای بودااا ارشاد گیر داد :| :| بالاخره امروز به دستم رسید!! بعد از یک سال دوندگی به دور ِ خود!!!
    من چجوری تقدیمتون کنم؟ به عنوان ِ یادگاریـ؟

    پاسخ
  10. معجزه ی لیلا

    دیدی من اسم عوض,کردم?!??
    ع سوگل شدح,معجزه ی لیلا!
    ینی ی همچین آدم تنوع طلبیم کن
    بعد۱سوال!
    چرا من اینقد پست هات و دوس,میدارم?!
    اصن باشون حالا میکنم!
    اورین,اورین!

    پاسخ
  11. نیکناز

    سلام.حرف حساب واقعا جواب نداره دیگه!!
    مخسی.

    پاسخ
  12. الهام هنرمند آینده

    جمع؟ دو نفره…؟؟؟ از تنهایی هایی که در جمع یا هوای دو تایی موج میزند خبر داری؟؟؟

    سر” او” ها “من” به جان “تو” می افتد….

    و ” من” ها هم این وسط….

    افسوس که برای هر کس یک “او” وجود دارد……

    پاسخ
  13. مرضیه

    سلام
    دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اصراف در محبت است

    پاسخ
  14. مهدیه

    بعضی وقت ها
    چیزی مینویسی برای یک نفر…
    امادلت میگیرد…
    وقتی یادت می افتد
    که هرکسی ممکن است بخواند…
    جز آن یک نفر…

    واینه قضیه که من او را دوست دارم و او اویی دیگری راوماهمه تنهاییم.کاملا درست است.

    پاسخ
  15. انشتین

    تازه کشف کردم تنهاراه اومدن به وبتون اینه که قبل هروبلاگ دیگه ای بازش کنم
    چیه منتظری مثه بقیه تاییدش کنم وبه به وچه چه؟؟اخه من ۱۲سالم بوداینومیدونسم البته نه درموردبقیه درمورد خودم هیچوخ توجمع راحت نبودم وکلن احساس تحویل نگرفته شدگی میکردم اگه هم برعکس بود فک میکردم بقیه ناراحتن ومعذب میبودم ……….ولی شایداگه توروابط دونفرمون صادق باشیم وطرفوبیش ازحدی که تودلمون هس تخریب یاتعریف نکنیم این مشکلاهم پیش نمیادکلن ماتواحساسامونم صادق نیسیم
    خاستم کاری جز تاییدکرده باشم

    پاسخ
  16. بهاره

    حق آقا حق. عجیب اینه که خودمونم میدونیم مشکل از کجاست ولی کوتاه نمیایم . دارم فک می کنم کدوم من بودن آخه ؟

    پاسخ
  17. هدیه بیدی

    آقا عاشق این دیدگاهتم…
    والا زندگی همینه…!

    پاسخ
  18. ریحانه سادات خاتمی

    همیشه توی این جمع‌ها “من”ی هست که ” تو”یی را دوست دارد و “او”یی که “تو” بیشتر از “من” تحویل‌ش می‌گیری…!

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    وای عجیب عاشق این جمله شدم . . .
    خیلی خیلی قشنگه . . .

    پاسخ
  19. زهرا.ح

    همه میگن منم میگم:حرف حساب چییییییی؟؟؟جواب نداره.
    والسلام…
    داداش شماهم اگه میخوای محتوای کامنتات تنوع داشته باشه پست بامحتوا بذار…البته نه اینکه این پسته(پِسته نخونیا)بی محتوا باشه ها،نه،خیلیم پرمحتوابود.میگم مثل پستای قبلی حرفی واسه گفتن نداره!…ای بابا،قاطی کردم،لال شدم،نمیدونم چطوری منظورمو بفهمونم….
    حالابیخیال.چه خبر از برنامه جدید داداش مهدی؟؟

    پاسخ
  20. نوشین

    دقت کردی هر پستی میزاری ما ها همه از دم تایید میکنیم؟؟؟؟ :o
    یعنی تا این حد همه مثل همیم؟؟؟همه اتفاقات زندگی؟؟؟
    حتی یک دونه حتی رای ممتنع هم نیست.بسی جالب…
    چراااااا؟؟؟؟؟؟؟؟

    ها راستی یه چیز دیگه هم بگم اگه نگم تو دلم میمونه :D
    بعد از یک سال اصرار و التماس بالاخره امروز مامانم اجازه داد برم گوشم رو سوراخ کنم :D
    الان درد میکنه جرعت ندارم بگم درد … :(

    پاسخ
  21. بهاره همیشه بهار

    حرف حساب جواب نداره

    مخاطب های دوربرگدون دایی میتی اگه قرار باشه از اخلاق من انتقا د کنید چی میگید؟

    پاسخ
  22. نیکولا

    سلام. از لینک مطلب ممنون. این لینک کردنا این خوی رو دارن که آدم با وبلاگ ها و سایتای جدیدی آشنا میشه که شاید تا مدت ها تنها دلخوشیش بشن :)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      آره! حتی باعث میشه آدم بفهمه که چقدر مخاطب خاموش داره و نمی دونسته! :)

  23. زهرا(ویبره)

    خاله ی واقعیم نیستا… .
    جو ندین یه وقت… .
    طی یه قضیه ای من بهش میگم خاله!

    پاسخ
  24. زهرا(ویبره)

    چی بگم؟؟به قول خالم(محیا)نمیشه از زیرش دررفت!!!
    هستیم دیگه….

    پاسخ
  25. رها

    سلاااام !جناب آقا…امیدوارم جو آب وهوای دلتون آفتابی شده باشه…
    میدونید چی نیاز داریم ما آدما؟اینکه وقتی هوای دلمون بارونیه بایه غریبه که نشناستت و وقتی حرف میزنی نزنه توصراط قضاوت حرف بزنیم!ولی چون کلا غریبه ها پیدانمیشن ما همش خیسیم!خیس بارون دلمون…
    مگه نه؟!۱!

    پاسخ
  26. خودم...

    یه حرفایی هس که راسته راسته….آدم هیچی نداره بگه در مقابلش ….هیچی !!!

    پاسخ
  27. مینا

    همین امروز یکی از بچه ها روی تخته نوشته بود
    من هستم
    او هم هست
    اما قسمت نیست
    این بدترین حالت از روابط دونفره ست
    مگه نه؟؟؟؟

    پاسخ
  28. حنانه عبدلی

    نمیدونم چرا چیزی برای گفتن ندارم
    شاید بخاطر اینه که حرفت درست بوده !!!!!!!!
    خسته نباشید دوباره
    راستی فک نکن نفهمیدم پست قبلی ۳تا ازکامنتامو حذف کردی !!!!!!!

    پاسخ
  29. تموم من

    نمی دونم شاید

    پاسخ
  30. هستی

    دیدی داداشی گروه پریشان خیلی بهتراز پرشانه بیشتر به گروه میاد مگه نه؟

    پاسخ
  31. هستی

    هرچه از دل براید بردل نشیند واقعا چرا؟ دلیلش چیه ؟
    زندگی همینه دیگه من او را دوست دارم او دیگری را و دیگری مرا و همه تنهاییم و اخرش هیچکی به معشوقش نمیرسه مگه نه؟

    پاسخ
  32. دکتر

    ای بابا….دلم گرفت…

    پاسخ
  33. Fateme.Gh

    :)
    موفق باشید.

    پاسخ
  34. عاطفه دژپور

    سلام،«همیشه توی این جمع‌ها “من”ی هست که ” تو”یی را دوست دارد و “او”یی که “تو” بیشتر از “من” تحویل‌ش می‌گیری…!»
    چه جالب،البته اگه اون من ِ من نباشم:)

    پاسخ
  35. زهرا ابراهیم پور

    سلام
    آخ گفتید!!
    واقعا چرا همیشه اینجوریه؟؟
    من هنوز در پی یافتن پاسخی برای این پرسش بنیادی هستم!
    :(

    پاسخ
  36. سایه

    سلام،حالا که ظاهرن هستید میشه برای من وبقیه دعا کنید؟خیلی محتاج دعاتونم.خیلی…..

    پاسخ
  37. سایه

    سلام به همگی!
    وااااااااقعن راست میگید.منکه کاملن باهاتون موافقم.
    (بیاید برای همدیگه دعا کنیم.زیاد وقت نمیبره!)
    ای خدا یعنی میشه مشکل منم حل بشه؟؟؟

    پاسخ
  38. سحری

    بُخدا اگه پستِ بعدی سفرنامه مشهد نباشه……

    میدونین چیکار میکنم؟

    خودمم نمیدونم چیکار میکنم فقط امیدوارم باشه.

    پاسخ
  39. شاپرک

    توی این جمع‌ها “من”ی هست که ”تو”یی را دوست دارد و “او”یی که “تو” بیشتر از “من” تحویل‌ش می‌گیری. بعد “من” دلش می‌خواد اون “او”ه رو جر بده!

    الان یه خفگی لعنتی جلو نفس‌م‌و گرفت! تو هم با این پستات :(

    پاسخ
  40. محیا ساعدی

    داشتم فکر می کردم که یه راهی پیدا کنم که از زیر این برچسب ِ در برم!
    نشد
    هستیم
    راست میگه!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      منم خیلی طول کشید تا بپذیرم! ولی خب… آخرش راهی جز پذیرفتن نبود.

  41. (ريحانه)

    کسانی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم. ما گریه می کنیم برای کسانی که به فکرمون نیستن. و ما به فکر کسانی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن. این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره.

    پاسخ
  42. نوشین

    آخخخ گفتی داغ دلم تازه کردی… :(
    حالا بدی ماجرا این جا شروع میشه که یکی بلند شه بگه من که تو رو دوست دارم تو چرا اندازه فلانی دوسم نداری!!!
    ای بدبختی…

    پاسخ
  43. سحری

    کاملا درست و کارشناسی!

    ولی با وجود اینکه قبول دارم، هنوز هم روابط تک نفره یا نهایتا با خدا رو ترجیح میدم!

    پاسخ
  44. ورودی92

    دقیقن همینه …اویی که تو بیشتر از من دوستش داری… خعلی حسه بدیه…فقط همین

    پاسخ
  45. زهرا جون!

    نظرت جالبه….!!تا حالا این جوری فک نکرده بودم!

    پاسخ
  46. فاطمه**

    خدا هم تک بودن رو دوست نداره واسه همین همش میگه شمارو واسه خودم آفریدم !!!!!
    چه برسه به ما!!!!

    پاسخ
  47. زهرا خانوم

    بعله…بعله…!

    پاسخ
  48. الهام 68

    سلام آره واقعا راست میگی… حرف حساب جواب نداره

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۱۰