درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری، کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون، کارشناس روابط عمومی. خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

21 Comments

  1. بارون

    از اون جایی که هرکسی نظر خودشو داره باید بگم که به تحلیل شما ازاین شعر احترام میزارم .
    همونقدری که به شعر ایشون هرچند ادبیات این شعر بسیار متفاوت ازکارهای دیگر آقای قزوه بود.
    اما لحن شماهم تند بود همونقدر که شعرایشون
    و دوتا نکته یکی درباره قالب شعر که گفتین به نظر شعر نمیاد که منم به شخصه به این سبک علاقه ای ندارم ولی این روزها اپیدمی شده و احتمالا باید بهش تا چند وقت دیگه احترام بزاریم.
    ایشون به عنوان یه شاعر حق دارن حرفشونو تو شعر بزنن همونقدری که شاعران مخالف با گرایش سیاسی ایشون این حقو دارن !
    حرف آخر:فعالان جبهه انقلاب نان به نرخ روز خور نیستند و اکثرا نانی برای خوردن ندارن!
    هرچند که گرگ در لباس میش پیدا میشه

    پاسخ
  2. میلاد ماهیار

    زبان ایشون بسیار زشت و متاسفانه فوق العاده سخیفه، ما در ادبیاتمون بزرگانی داشتیم که مهمترین مسائل سیاسی زمان خودشون رو با زبانی بسیار شیوا بیان کردند. امیدوارم یاد بگیرند توهین کردن اسمش شعر نیست. بنده تا اواسط به اصطلاح شعر ایشون رو خوندم و رغبت ه خواندن ادامه اش نداشتم چون فوق العاده تزاحم تصاویر آزاردهنده داشت و پر از حشو بود، شاید اگر روی کاغذ فحش می نوشتند بهتر از این در می آمد.

    پاسخ
  3. پرواز رهاورد

    رودخانه پلمپ شد
    ازسیاست نگو که بیزارم بی پدر مادر است وسرراهی
    مثل روباه قصه ها مکار لیز ولغزنده مار یا ماهی
    چون طنابی پرازگره مانده زیردندان تیزبعضی ها
    هیج کس فکربازکردن نیست فصلی ونوبرانه و گاهی
    از شک وکینه وحسد لبریز پشت پا می زند به منطق ها
    مردم مانده در دو راهی را می کند سوی دره ها راهی
    خوشی و خرمی و اسایش سربریده به شهر ویلانند
    زندگیِ بدون وحشت وترس مانده انجا میان درگاهی
    جنگل از رد پای قانون پاک شسته ورفته است بی تردید
    میشود رفت و دل به دریازد بی صدا مثل کفتر چاهی
    قبل پنجاه وهفت ازسرما دستهامان پرازترک میشد
    سرخی خون وترکه های انار شاهد ماست دفتر کاهی
    بعد پنجاه وهفت هم خوردیم سیلی از اشنا وبیگانه
    ترکه ها رنگشان عوض میشد درد دارد همیشه اگاهی
    پوستین ها عجیب مد شده است توبه ی گرگ هم که معلوم است
    مارها را ببین سرشانه در وفور دروغ و خود خواهی
    به خدا گفته اند با ما باش به وطن گفته اند رسوا باش
    رود خانه پلمپ شد اما به زمین گفته اند شو راهی.

    پاسخ
  4. mona

    فک نمیکنم خیلی اعتقاداتمون از هم زاویه داشته باشه،هرچند تو بحث “آزادی بیان” و “خطوط قرمز در تند نوشتن” نظر بنده به همون کامنت قبلیم نزدیکتره!

    (احترام و ادبتون تو جواب قابل تقدیره.دقیقا هنر همینه! کار به تنش و اختلافای عمقی که میرسه یهو همه چی رو آروم کنی.باریکلا)

    پاسخ
  5. mona

    من دو سه خط اول شمارو که خوندم از ناراحتی داشتم سکته میکردم.
    چقد بددهن و کینه ای و نفرت انگیز مینویسید! کجاست اون صالحپور باهوش و خوش قلم که یواشکی و خیلی ریز و نرم منظورشو میرسوند؟
    نان به نرخ روز خور یعنی قبل انقلاب داشت وسط خیابون بندری میزد الآن نظرش عوض شده؟! شماها مثلا خبرنگارید و باید بیطرف باشین خیر سر بنده.بعدم همونیکه دوسش نداری ولی قبولش داری همین دو روز پیش تو سخنرانیش گفت همه حتی دلواپسا حق حرف زدن دارن. نمیشه که فقط اون وریا شعر بگن.

    جبهه به اصطلاح انقلاب؟!مطمئنی داری تو رسانه های همین کشور کار میکنی؟

    هرچند شعر قزوه هم دیگه افراز بود.از شما میپرسم آقای قزوه! چی شد از نخلستان تا خیابان؟!

    پاسخ
    1. زهرا

      واقعا متاسفم آقای صالح پور ولی با حرف این دوستمون موافقم (آزادی بیان است دیگرو من نظرمو گفتم)با اینکه به شدت طرفدار قلمتون بودم (البته هستم اگر که باز به حال و هوای خودش برگرده)آقای قزوه !ممکنه این شعرشون ساختار ادبی نداشته باشه ولی احساسشونو بیان کرده گرچه همچین توقعی از ایشون نمیرفت:|البته ما نمیتونیم منکر اشعار قبلی ایشون باشیم که بعضیهاش واقعا زیباس!متاسفم آقای صالح پور ولی شما هم با قلم تندی که بکار بردین پس فرقتون با ایشون چیه که فکر میکنین اعتقادات اشتباهی دارند؟:(این آدم سالهاس داره برای انقلاب قلم میزنه(با درست و اشتباهش کاری ندارم)و هر آدمی ممکنه اشتباهاتی داشته باشه!میخوام بدونم شما از همه نوشته هاتون ,راضی بودین آیا؟!
      +متنفرم از سیاست که نویسنده با احساسمونو اینطور تند و خشن کرده :(
      با این حال موفق باشین جناب صالح پور ما زود در مورد شما قضاوت نمیکنیم و هنوز طرفدار نوشته هاتونیم:)

    2. مهدی صالح پور

      چند نکته!
      اول اینکه آزادی بیان یعنی همین! که ایشون حرف دلشونو بزنن و ما هم حرف دلمون رو! ایشون توهین کردن و من هم در واکنش به توهین های ایشون، البته که سعی کردم توهین نکنم، ولی تند نوشتم. اصلا هم اعتقاد ندارم که ایشون جبهه انقلابه و ما ضدانقلاب! ایشون هم داره کار فرهنگی می کنه و من هم به نوبه خودم دارم فعالیت می کنم. همونقدر که من نباید همراه با توهین مطلبی بنویسم و اگر نوشته باشم، بابتش معذرت می خوام… ایشون هم حق ندارن به اسم کار فرهنگی و به اسم انقلاب به هر کس و هر جا که دلشون می خواهد توهین کنن.
      ضمن اینکه من اصلا آقای قزوه رو عضو جبهه انقلاب نمی دونم

      + عیب نداره. میشه با تمام این تفاوت نگاه ها، کنار هم توی این کشور زندگی کنیم و اصل آزادی، همینه.

    3. زهرا

      این شعر میتونس با همین موضوع خیلی زیباتر گفته بشه :(نوشته آقای صالح پورهم میتونس خیلی زیر و دقیق انتقادی باشه که نبود!!:(چون بلاخره این شاعر و خیلی از شعرای دیگه قابل احترام اند بخاطر کارهای موفق قبلی که داشتند

    4. مهدی صالح پور

      البته که من همیشه دست به قلم که می برم تند میشم!
      نان به نرخ روز خور هم یعنی اینکه از جنگ و اتفاقات روزمره، اون طور که بیشتر تحویلش بگیرن، به صورت شعر میاد خودش رو تبلیغ میکنه که کار کثیفی ه.
      بنده رهبری رو دوست دارم، اما ایشون گفتن انتقاد همراه با توهین نباشه. آیا آقای قزوه بدون توهین منظورش رو رسونده؟
      جبهه انقلاب اینی نیست که به شما گفتن؛ اینها دارن از اسم انقلاب سواستفاده می کنن.

  6. بنده ی خود خدا

    رسما با خواندن وبتون به این نتیجه رسیدم
    دنیا وحشتناکه
    بیشتر از اون که بدونی :(
    این اقا تو کتابامون شعر دفاع مقدسی گفته .من اون شعر و قبول کنیم یا اینو؟!
    +یاد جناب ی گ افتادم شعراش بعضا اینجوریه زمین تا اسمون فرق دارن !

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      یغما گلرویی هم آدم جالبیه ولی تو رو خدا با ایشون مقایسه ش نکنین!
      من هم تا چند وقت پیش برای قزوه احترام قائل بودم، ولی الان نه!

  7. **ریحانه**

    خخخخخخخخخخخخخخخخخخ :))))))))))))))))))))
    به جان خودم این میخواسته شعر طنز بگه (البته بهتره بگم مضحک، حیفه اسم طنز که روی این شعر بیاد) اشتباهی سیاسی شده!
    اصن من نه از سیاست چیزی می ذونم ! نه کاری به ژنو و لوزان و عربستان و … دارم ! فقط میدونم که شعرش افتضاح بود!

    فک کنم اگه این شعره رو سال دیگه بدن به آقوی همساده یا پسرعمه زا که از روش بخونن خیلی با مزه بشه :*)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      @ریحانه,

      دقیقا! کودکانه بود و به شدت حال به هم زن!

  8. محمود

    این که شعر باید خودش معرف خودش باشد یک اصل تردید ناپذیر است. خیلی ممنون که باعث شدید بعد از مدتها در آیینه ی یک شعر خیلی از واقعیت های جامعه ام را ببینم. دست مریزاد به شما و به جناب آقای قزوه که بسیار متفاوت می سراید.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      @محمود,

      البته که گویا شما از اساس متوجه منظور بنده نشدید!

  9. يه آدم معمولي

    سلام.

    با حرفهاتون تا حدودی و حتی بیشتر از حدودی موافقم!
    اما
    در کل جز منتقدین توافق نامه ژنو هستم.واینکه فقط میتونم بگم نگرانم و دلواپس!البته با تمام اعتمادی که به آقایون توافق کننده ایرانی دارم اما اون قدر تاریخ برام درس عبرت شده که بدونم آمریکایی ها چه آدم هایی هستن!فکر میکنم شماهم بخوبی این قضیه رو درک کردید…

    آی چوپان حذر از خاب که تاوان نتوان

    چشم بستی گله از گله ی گرگان نتوان

    گرگ، گرگ است اگر اخم اگر لبخندست

    بی طمع نیست سلامش هنرش ترفند هست

    غرب آنجاست که خورشید نهان می خواهد

    مرگ هنگامه ی آتش نفسان می خواهد

    وام میهن پسرش را به جهان می خواهد

    مار بر دوش کهن مغز جوان می خواهد

    تا جهان سفره ی ضحاکی خون خواران است

    مادران را چه امان از هوس ماران است

    این دلیریست که دلواپس مادر باشی

    در پس دشمن خون خواه دلاور باشی

    صف به صف در کف دشمن همه جام زهر است

    با تو اما می خمخانه ی خرمشهر است

    در تن این وطن روح خدا تا جان است

    یک جهان منتظر پرچمی از ایران است

    یک جهان منتظر پرچمی از ایران است

    همت افزون کن چون کام جهان آرام باش

    تاج ضحاک بخواه کف کن و پا برجا باش

    پـــــــا بــــــــرجـــــــا بـــــــــاش

    پن:ما ایناشعار و شاعران رو قبول داریم…
    امثال سیار،عرفان پور،فردوس و….

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      @یه آدم معمولی,

      من هم خیلی از این تیپ شعرها رو دیدم و خوندم و دوست داشتم
      اما این آخری، واقعا مستهجن و ضدایرانی بود
      + دلواپس نباشید!

  10. صبا

    و ی چیز دیگه
    که تجربه من از ۲۲ سال زندگی تو یک فااااامیل بزرگ سیاسی و سیاست مداره

    در گوشی بگم به هیچ سیاستو سیاست مداری اعتماد نکنین

    سیاست یا بهتر بگم سیاست مدار بی پدرو مادر تر از چیزیه که توی مثال میارید
    وهیچ وقت اون چیزی نیست که شما میبینید یا میشنوید

    مثل یک کادوی خیلی شیک میمونه که توش یک کیلو تی ان تی با ی بمب ساعتیه

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      @صبا,

      البته که من سیاستمدار نیستم و علاقه ای هم بهشون ندارم
      اما هر کسی که به این مملکت کمک کنه رو دوست دارم و ازش حمایت می کنم
      این پست رو هم از این جهت نوشتم؛ سوتفاهم نشه

  11. صبا

    انقد طولانی بود که همشو نخوندم

    دروغ چرا چون تو ی خانواده بسیار سیاسی رشد و نمو یافتم از سیاستو البته فلسفه متنفرم و من جنمو لابد اونا بسم ا…!!!!!!!!!!!!!

    اما از لحاظ ساختاری از این نوع سبک مثلا شعر خیلی بدم میاد

    اسم اینو میشه گذاشت(متن انتقادی) ه

    خلاصه بگم از سیاستو فلسفه متنفرم ی کار نکنین از شعرو ادبیاتم بدم بیاد

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      @صبا,

      منم صرفا خواستم به مردم شعر غلط رو نشون بدم که ادب از بی ادبان یاد بگیرن!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق محفوظ است @ مهدی صالح پور ۲۰۱۷ - ۲۰۱۰