سواد داری؟ نه نه؛ بی سوادی؟!

411

این روزها غلط‌ املایی به طاعون می‌ماند. در اینترنت و انواع سایت‌های خبری و هزار جور شبکه‌ی مجازی، به هر طرف که سر می‌کشی، با پوز می‌خوری به دیوار غلط‌های املایی عجیب و غریب. خبرگزاری و تلگرامِ شخصی هم فرقی نمی‌کند. اما این‌که نام و نام خانوادگی را غلط بنویسیم، از سخت‌ترین غلط نوشتن‌ها ست! برای خود من بارها پیش آمده که متصدی یا منشی یا کارمندی فامیلم را به جای «شکراللهی» نوشته است «شکراله‌ی». یا خیلی که به ذهنش فشار آورده، لطف کرده و نوشته «شکرالله‌ی». در مواردی از این دست که نگارنده تصویری از واژه را قبلاً ندیده و در حافظه ندارد، شاید بتوان به او حق داد. ولی آیا به نگارنده‌ی «عامنه» و «نصرین» و «مرزیه» و «قلامرضا» و «سحیلا» هم می‌توان حق داد؟

غلط املایی در طومار ساختگی دلواپسان

اتفاقی که سه روز پیش در برخی خبرگزاری‌ها افتاد، بی‌شک نقطه‌عطفی در تاریخ غلط‌نویسی بود. انتشار یک نامه‌ی سرگشاده‌ی سیاسیِ انتقادی خطاب به دولت در باره‌ی مذاکرات هسته‌ای با پنج هزار امضا که سوای انبوه امضاهای تکراری و اسم‌های بسیار غریب، حدود صد امضای آن غلط املایی داشت. من فقط در حدی که حجم این ستون اجازه بدهد، «برخی» از این موارد را با املای درست‌شان می‌آورم:

مستفوی به جای مصطفوی، هامد ثمرلویی به جای حامد ثمرلویی، محدسه به جای محدثه، ابدالمناف به جای عبدالمناف، رهمان به جای رحمان، عبدات.. نجفی به جای عبدالله نجفی، مرزیه به جای مرضیه، بزرافشان به جای بذرافشان، طاحری به جای طاهری، الاه به جای الهه، ماشائ ال…هی به جای ماشاءاللهی، عاسیه به جای آسیه، هورا خردمند به جای حورا خردمند، وحابی به جای وهابی، خاجه جوپاری به جای خواجه جوپاری، قلامرضا به جای غلامرضا، هاجی‌زاده به جای حاجی‌زاده، مهبوبه به جای محبوبه، ریازی به جای ریاضی، اسگری به جای عسکری، محدی به جای مهدی، اسگرپور به جای عسکرپور، ابدالهی به جای عبداللهی، سدیقه به جای صدیقه، زیا به جای ضیا، رهمانی به جای رحمانی، فلاهتی‌نژاد به جای فلاحتی‌نژاد، ملیه به جای ملیحه، محدوی‌کیا به جای مهدوی‌کیا، اسماییل به جای اسماعیل، صمیعیان به جای سمیعیان، سحیلا به جای سهیلا، اغدس به جای اقدس، عتی‌پور به جای عطاپور، یاثر به جای یاسر، خزلی به جای خزعلی، نصرین به جای نسرین، رحیده به جای رهیده، قضنفری به جای غضنفری، سائدی به جای ساعدی، اسناعشری به جای اثناعشری، ابدالرحیم به جای عبدالرحیم، خلیغ به جای خلیق.

و این‌ها سوایِ انبوه اسم‌هایی ست که احتمالاً از سر شتابزدگی غلط تایپ شده‌اند و احتمالاً تایپیست و خبرنگار و دبیر سرویس و سردبیر خبرگزاری همگی، املای درست آن‌ها را بلد بوده‌اند، ولی حال و حوصله‌ی اصلاح‌ نداشته‌اند. مثل: فتطمه، رقه، هجر، جدیجه، ساداتن، شعاععی، مبنام، همشنگ، محم رضا، مهیدیه، امیرحسیت، اسماع، عظم، محمد رضت، میرزتییان، قضه و…

توصیه‌ی ویراستارانه‌ی من هم این‌که اگر خواستید در کار تبلیغاتی و سیاسی «عدد» بدهید، در روزگاری که همه مترصد اند مچ آدم را بگیرند، کمی باحوصله‌تر کار کنید تا آن‌چه باعث آبروریزی می‌شود، دستِ‌کم غلط املایی، آن هم در نام و نام خانوادگی نباشد!

منبع

تبلیغات

6 دیدگاه‌ها

  1. آقا اصلا من با این همشنگ خیلی حال کردم
    دستشون درد نکنه ، مایه طرب و شادی رو شاید خواستن فراهم کنن 🙂

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید