درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

116 Comments

  1. نوشین

    -الکی..؟؟!!!! :o
    -واقعا تعریفت از یه شخصه باردار چیه؟؟؟خو بچه رو بالا میاره که اگه بخواد هی بره؟؟؟تکرر ه چیزم نمیاره بچه!!! :d
    به فیلما توجه نکن زیاد شوما.
    -این انسان هایی که وقتی میشینن بقلت اتوبیوگرافی شون رو تعریف میکنن رو شناسایی نکردی؟؟؟ :))
    -خدا رو شکر گذار باش کنار یه آدم آهنی و یه جنازه خواب بودی کنار یه آدمه فاقد شعور با پتوی و بالشت مشترک نخوابیدی که به واسته ی خواب سنگینت نفهمی نصف شب هم پتو رو ازت زده هم بالشت رو!صبح به صورت یک قندیلی که تنفس میکنه و به شکل جنین واری خوابده در نیومدی!(اتفاق افتاده که میگمااا)
    -شنیدم هر فوت ۳۰ سانتی متر
    -اگه بگم باور نکردم اتفاقی میوفته؟؟؟یا مثلا توهم زدی؟؟؟یا مثلا فشار کار بوده؟؟؟

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      – جنازه طور خوابیدن بغل دستی با پتوی مشترک سخت تره خواهرم! شدم که میگم!
      + هر پا چند سانته؟
      + باور نکردنی هاش مشخص بود.

  2. حنانه عبدلی

    ممنون که نوشتی
    من اون تعبیر شما از اونایی که باهاتون میخواستن تو یه اتاق بخوابین خیلی خوشم اومد(آدم‌آهنی‌طور و جنازه‌طور) خیلی جالب بود
    :)))))))))))
    موفق باشی

    پاسخ
  3. ذحرا :)

    +۱٫ توجیحات ـتون برای همراه اول = =))

    +۲٫ (گیت‌های بازرسیِ بدنیِ حفاظتِ اطلاعاتِ سپاه پاسدارانِ انقلابِ اسلامی) = =))

    +۳٫ (واحد سرگرمی‌های داخل پرواز …..) =))

    +۴٫ داخل پرانتز های بند ۷ = =))

    +۵٫ معذوریت دارید خب آدمو کنجکاو نکنید :|:|:| D: =))

    +۶٫ مگه صبح روز بعد چی شد ؟؟ خب من مردم از فوضولی

    +۷٫ دلیلش را من میدانم =)) + عاغا من باور میکنم D;

    +۸٫ حرفی درباره مرغ وارانه بیرون آمدنتان ندارم فقط =))

    +۹٫ ادامه ندارد = =))

    خب خب خب از +۹ نوشته بالای من میتوان نتیجه گرفت خواندن متن به ضعیف شدن چشمانم می ارزید و بسی لذت بردم و دیوانه وارانه بس از خواندن هر کلمه خندیدم !! پس شیک و مجلسی از شما درخواست میکنم سفرنامه رفتن ـتان به اصفهان و بروجن را بنویسید !! D;

    پاسخ
  4. ذحرا :)

    قبل از خوندن بگم : چشمام ضعیف شه من میدونم و شما !! :دی

    پاسخ
  5. سارا

    میگم حالا چطور شد بالاخره سفرنامه رو نوشتی حالشو داشتی اره؟؟
    ولی خوب بود ممنون
    ینی از هواپیما همه چی معلومه یا چشمای شما خیلیییییی تیزه!!!
    اخه خیلی عجیبه
    ولی عجب سفری داشتی ها

    پاسخ
  6. سمیرا

    فکر کنم بعد از نوشتن این سفرنامه یه نفس راحت کشیدی …
    وگرنه کچل شدنت حتمی بود…

    پاسخ
  7. کنکوری

    سلام دیشب(ساعت۱)اصفهان زلزله شد۴/۱ همه توی پارکا بودن واقعا ادم توی خونش چه ارامشی داری و نمیفهمه ولی واقعا چرا خدا کشورما رو، روی ویبره گذاشته؟!!!!!!چرا؟!!!!

    پاسخ
  8. شاپرک

    یه “را” و یه “که” جا انداخته بودی که مهم نیس و چیزی از ارزش‌هات… :D
    مهم این‌ه که فضای دوربرگردون عوض شه… که می‌شه :)

    پاسخ
  9. محدثه خانم

    نچ نچ نچ!!به آقای جوادزاده بگم بکوبه دهنت؟!چرا انقد سوسولی؟؟؟!
    ببینم!مگه هرکی بارداره فرت و فرت حالش بهم میخوره؟؟؟اون واس فیلماس!
    میگم کلوچه ساکت؛سوغاتیمو میفرستی دم خونه مون.یا روزی که قراره نهار بیایم خونه تون آماده ش میکنی؟
    ااااا؟!ینی آدم هواپیما که سوارمیشه آدما هم معلومن؟؟؟ااااا!ینی دامادتونم تو رو دید؟پنجره رو باز میکردی صداش میزدی که بغل دستیت ضایع شه!اصن ببینمدامادتون اون موقع اونجا چیکار میکرد؟چرا همش خونه شمان؟این چه وضشه؟
    میگم رو یه کاغذ امضا میزدی میدادی حمیداستیلی،یه وقت دلش نشکنه!
    ساعت۴و۴۹صبحه…

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      اخه همون خانم ه صندلی پشت مون نشستن، از اول تا آخر در راه دستشویی بودن.
      + هر موقه ناهار اومدی خونه مون میدم بهت! :D

  10. سحر

    اول اینکه مشخصه که فقط میخواستین راحت شین از دستمون،فکر نکنین نفهمیدیم. باشه خلاص شدین….

    دوما از یه جملتون خوشم اومد، زاویه نگاه خدا(GOD SHOT)شایدم چیز خاصی نداشت ولی من خوشم اومد.

    بعدش اینکه خیلی مورد اخلاقی داشت نوشتنتون.

    ولی بازم ممنون. جواب به کامنتای پست قبل رو هم بدید ممنون میشم.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۰۷