درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

25 Comments

  1. مهدی صالح پور

    ای وای… :( منم داداش یک ماهه م زمان جنگ بخاطر مسائل و کمبودهای پزشکی فوت کرد.

  2. مهدی صالح پور

    سیستم پزشکی مون خیلی مشکل داره؛ البته مثل بقیه سیستم هامون!

  3. زهرا

    خدا صبر بده شایسته جان:((

  4. شایسته

    دختر شش ماهم فوت شد :((

  5. پرنیان

    چرا هیچکی از محیا خانوم تشکر نکرد؟؟
    ببخشید ولی آقایون وقتی مریض یا بدحال میشن واقعا سخت میشه جمعشون کرد از نوزاد بیقرارتر میشن..
    .
    .
    از این تشخیصای قشنگ دکترا تا دلتون بخواد خاطره داریم همگی خوب و بد..
    چند سال پیش پدرم بخاطر ورم انگشت پا میره پیش معروفترین دکتر ارتوپد بهش میگه استخوان اضافه داری باید سریعتر عمل بشی و خلااااصه کلی حرف . بعدش توی سفر یه دکتر غیر معروف گفت نقرس داری با یه قرص غیرمعروفتر خوب شد.
    من از همه پزشکا ممنونم

  6. مهدی صالح پور

    سلام / ما هم کم از این اشتباهات احمقانه پزشکان بی وجدان تجربه نکردیم. تا تشخیص سنگ کلیه من، حداقل ۶-۷ تا مریضی عجیب غریب رو تجربه کردم. اول گفتن آپاندیش؛ بعد عفونت؛ بعد پارگی روده! بعد از کارافتادگی کبد! بعد ترکیدگی مثانه! آخرش گفتن سنگ کلیه ست و برو سنگ شکن و اینا!

  7. مهدی صالح پور

    امروز که دارم جوابتون رو میدم خوبم! :) ممنون

  8. مهدی صالح پور

    من خواهرزاده م رو بخاطر دل درد بردیم دکتر؛ گفتن روده بزرگه کوچیکه رو خورده… باید عمل شه! یه هفته شب و روز خوابمون نمی برد. بچه یه ساله رو هزار تا آزمایش کردن. آخرش با شربت معمولی نعنا خوبش کردیم!

  9. مهدی صالح پور

    باید یه فکری کنیم یه جوری رویاها رو مدیریت کنیم.

  10. مهدی صالح پور

    ها؟ من دیگه حرفی ندارم! همیشه دست روی دست بسیار است. من همچین جاهایی اجازه نمیدم کسی بهم دست بزنه. سریعا فرار می کنم! :D

  11. مهدی صالح پور

    آره؛ البته موقعیت خوبیِ برای جلب مهربانیِ خاصِ زنها!

  12. محمد

    سلام علیکم
    اول اینکه خوشحالم که خوب شدی وخوشحالتر ازاینکه ان پزشک محترم خوبت نکرد که اصلامعلوم نبود چه جوری قرار بود خوب کنه
    چند سال پیش برای مداوای یکسرما خوردگی ساده به مطب پزشکی در جنت اباد رفتم و با تجویز ایشان نوار قلب گرفتم دستگاهی داشت متعلق به جنگ جهانی اول مثل اینکه از خلازیل لندن تهیه کرده چشمت روز بعد نبینه انجنان نچی نچی بعد از رویت نوار کرد که نزدیک بود قالب تهی کنم اشک در چشمانم حلقه زد خدایا دوتا بچه کوچکم را در وانفسای جنگ به کی بسپارم کار داشت به وصیت ختم میشد که ظریفی گفت حالا پیش یک دکتر هندی که تو شهرت ودوسته برو بعد تو خونه ات وصیت کن افتان وخیزان مرکز طبابت را رها وبه دکتر هندی متوسل شدیم وحالیمان کرد که پدر جان حتما این نوار متعلق به یک سرباز انگلیسی بوده اصلا قلبی ایرانیها که که خطی خط خطیهاش اینجوری نیست اینه که برخی برای به رخ کشیدن نداشته هایشان از داشته های جگرگوشه های مردم مایه میذارند سنگ مفت گنجشک مفت وای اگر بفهمند جونتا دوست داری تا اخرین سنت مداوای اجباری می کنند داستان بیماری میلاد و مداوای پرهزینه با اشک وزاریش ودست اخر …از محیا بپرس مراقب خودتون باشید سلامت سزنده ومانا باشید ان شا ءالله

  13. امیرحسین

    سلام.امیدواریم که بهتر شده باشین.

  14. صبا

    سلام
    سلام
    اقا مهدی این که خوبه
    من همین شنبه ک گذشت بیمارستان بستری بودم
    حالا برای چی؟
    با ۲۲ سال سن اول تشخیص افتادگی دریچه قلب
    متخصصی دیگر: ضربان قلب عصبی
    و متخصص دیگر: گرفتگیه ۲ عدد از رگ های قلبو تشخسص دادن
    بالاخره بعد از انجام انزیو تاکید میکنم در سن ۲۲ سالگی
    و یک شب خوابیدن در بیمارستان

    گفتن خااااااااااانوم شما که قلبت چیزیش نیست تیروئید داری شما
    که زده به قلبت!!!!!!!!

  15. شایسته

    من نمی دونم این ها چطور دکتر شدن واقعا دقیقا منم همین تشخیص های اشتباه به روز سیاه نشوند

  16. **ریحانه**

    ببخشید استثناء .اشتباه تایپی شد : )

  17. **ریحانه**

    چه حشره ای بود اون حشره!!!!!
    نیش نزده؛ می خواسته انتقام تمام پشه هایی رو که بدست انسان ها کشته میشن روبگیره!!
    بدون هیچ گونه استسنایی تمام افراد ذکور هنگام بیماری بسیییییاااار لوس میشن!! :D
    +برای سرماخوردگی و حال پا و حاله دلتون دعا کردیم! که این آخری از همه مهمتره!:)
    +رویا ها عادت دارن ؛وقتی بهشون نیاز داری و توفکرتن ازت دور میشن! همچین که فراموششون میکنی و کاراز کار گذشته براورده می شن!:)

  18. آتوسا کمالی

    سلام
    پست واقعا به جا و حتی کمی تکان دهنده هم بود.
    ما هم این حولی کشتار گاه فوق تخصصی داریم که مردم برای ندادن پول های گزاف اعم از تحت میزی و فوق میزی ! از ان کله ی شهر می کوبند در صف می مانند دفتر چه های بیمه ی خود را به پزشک معالج بعد از ساعت ها در صف ماندن می دهند وپزشک قبل از اولین نگاه واولین سخن از بیمار در چشم بر هم زدنیچند استامنیوفن تجویز می کند و از دادن آمپول مگر در شرایط خفن (!) خودداری می کند مبادا که از خزانه ی داروی بیمارستان چیزی به گزاف برود . وبعدا می گوید بیشتر خواستی برات توضیح بدم مطبم که در بالای بالای شهره بیا تا ببنم چته!!!!!!!!!
    و تازه بعد از معالجه در مطب شخصی وی اگر جراح باشد نوبت عمل رو برای همین فردا میده! اگه هم نباشه یه جور دیگه .
    حالا اون قسم معروف پزشکا واون وجدان کاری و انسانی هم یه چیزه که کلا مهم نیست:(((

  19. بله آغا

    حالا فک کن بیمارستان بودی ۶ دانشجوی پرستاری”همون کارآموزا”بالای سرت..
    یکی سر ویال رو میشکنه…یکی دیگه آروم آروم با ناز ادا آمپول رو میکشه توو سرنگ ک مبادا دستش بخوره ب پیستون سرنگ..میده بغلی بغلی میگیره دقیق جلو چشمش ،سه ساعت هوا گیریش میکنه که مبادا هوا داشته باشه..میده بغلی ،بغلی از شما میخاد کلا بخابید روی شکم تا دقیق با زاویه۹۰درجه و در یک چهارم خارجی باسن تزریق رو انجام بده و بعد از اینکه چندبار در تصورات خویش باسن رو به ۴ قسمت تقسیم کرد میخاد اقدام ب تزریق کنه ک بغلی میگه بده من بزنم اونم میده بغلی و مرحله تقسیمات و تصورات باز هم تکرار میشه بغلی هم بعد از ناز و ادا تزریق رو انجام میده و هنگام بیرون کشیدن نیدل از محل تزریق خون ب مقدار غیرطبیعی میاد و دو اتفاق هم زمان ایجاد میشه۱)دادن سرنگ ب بغلی برای اووت کردن سرنگ همزمان با ناز و ادا ب سمت سفتی باکس رفتن از ترس نیدلینگ شدن”احتمال ایدز یا هپاتیت داشتن جنابعالی ک بیمار باشی”۲)گذاشتن سریع پنبه الکی درمحل تزریق تا مبادا مربی محترم این خون ریزی را ببیند و سیاه شدن ناحیه تزریق و درد شدید و …

    سفازولین هم ک بوده باید تووی آب مقطرم حل میشده از اون ورم خودش درد هم ک داره با لیدوکائین هم ک باید مخلوط میشده یکی هم این کارا رو باید انجام میداده و بر طول زمان اضافه میشده
    ..
    حالا فک کن همین رو با سرم میخاستن بهت تزریق کنن وایلا بود..

    فک کردی؟ نظرت؟

  20. زهرا

    ناراحت نشینا
    حالا اون حشره چی بوده ؟حتما حشره ی جالبی بوده و همچنین نویسنده دوست:))البته اگه واقعا حشره بوده و تشخیص پزشک درست که چشمم آب نمیخوره

  21. زهرا

    ای بابا آخه چرا؟حالا چطورین؟ایشالا که بهترین؟بیاییم عیادت:)
    البته یه چیزی هس اونم اینکه خدا هیچ مردی رو بیمار نکنه
    به شدت طاقت فرسایین و اعصاب خرد کن
    با عرض معذرت
    همینه که هستین کاریش نمیشه کرد:))

  22. مهدی صالح پور

    متاسفانه همیشه همه جا همچین جاهایی هست و کاریش هم انگار نمیشه کرد.

  23. مهدی صالح پور

    اتفاقا منم الان مُردم!

  24. صدیقه(زهرا)

    منم یه بار اینجوری شدم…مُردم: )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۰۷