در حاشیه بازدید از نمایشگاه مطبوعات

298

همونطور که خودتون توی وبلاگ همشهری جوان دیدید، از قبل قرار بود ساعت ۴ بعد از ظهر روز جمعه کسانی که می توانند، بروند نمایشگاه مطبوعات و از نزدیک نویسندگان مجله را ببینند. بر همین اساس صبح جمعه(!) من راه افتادم برم نمایشگاه! نه اینکه راهم اون قدر دور باشه که مجبور باشم صبح راه بیفتم، فقط خواستم زودتر برم ببینم جاهای دیگه (غیر از همشهری جوان) چه خبره؟!

اول از همه رفتم نقشه نمایشگاه رو گرفتم! هی زور زدم یه ((همشهری جوان)) توش پیدا کنم ، نشد! بعد رفتم اطلاع رسانی گفتم غرفه همشهری جوان کجاست؟ یارو گفت: همشهری جوان غرفه نداره که! آقا توهم زدی؟! گفتم خودشون گفتن غرفه مجزا داریم! یارو جواب داد: نه برادر! یه میز نیم متر در ۲۰ سانت دادیم بهشون گوشه غرفه موسسه همشهری! شاید به اون میز میگن غرفه!
خلاصه…
رفتم به دنبال غرفه موسسه همشهری! از رادیو جوان گرفته تا چلچراغ همه غرفه ها رو دیدم غیر از غرفه موسسه همشهری! داشتم کلافه می شدم دیدم یه بنده خدایی گفت : سالن شماره ۱ سمت راست سالن واقع شده! عزیزان می تونن از اونجا هم دیدن کنن!

شال و کلاه کردیم(!) رفتیم سالن شماره ۱ دیدیم آره ! یه غرفه قرمز رنگ همش تبلیغات همشهری داره! رفتم جلو گفتم همشهری جوانش کو؟! مسئوله جواب داد: میری اون گوشه! ۳ تا میز کوچولو هست! یکی واسه دوچرخه و یکی واسه همشهری خانواده و یک کوچولوش هم واسه همشهری جوان!

بوق ظهر شده بود و اون یه تیکه جا به خاطر ظاهر آقای مولایی ((نماینده دوچرخه)) غلغله شده بود! همه می گفتند: اِ ! رضا صادقی! بیا بریم پیشش! بعد می رفتن جلو و آقای مولایی می گفت: شما دوچرخه می خونید؟! بعد دو زاری اشون می افتاد که : نه بابا! رضا صادقی نیست!

رفتم جلوی میز همشهری جوان! ۲ تا خانم بودن که متاسفانه نمی شناختمشون!(حدس هم نمی تونم بزنم کیا بودن؟! ببخشید!) فرم نظرسنجی رو ازشون گرفتم و پر کردم! منتظر مهدی خانعلی زاده بودم که خانمی اومد فرم نظرسنجی همشهری خانواده رو داد دستم! آقا ۷-۸ صفحه سوال بود! ۲۵ دقیقه طول کشید در رابطه با مجله ای که نمی خونم نظر بدم!

ساعت ۲ شده بود و مهدی خانعلی زاده زنگ زد گفت غرفه همشهری جوان کجاست؟! گفتم: غرفه نداره! بیا این ور خودت می بینی!
با بدبختی کسی رو که تا حالا ندیده بودم رو پیدا کردم! اولین ملاقاتم با مهدی خانعلی زاده (کسی که همیشه مجازی بود) به همراه دوستش سید احسان علوی در جلوی در سالن شماره ۱ شکل گرفت! چیپس و ماست هم خریده بود!
تو غرفه همه از نظر مجازی آشنا بودن ولی کسی، کسی رو نمی شناخت! تا اینکه الف.ن.ب معروف(!) اومد و موقع معرفی خودمون بهش، فهمیدیم این خانم ها و آقایونی که بغل دست ما وایسادن، همه همون آدمهای مجازی ای هستند که تو وبلاگ ها کامنت می گذارن! هاله خانم و سمیرا خانم و خانم انسیه شهرستانکی (مدیر وبلاگ همشهری جوان) رو دیدیم! تو آقایون هم آقا مسعود و حامد خانم(!)* رو دیدیم! زهرا خانم هم گویا اونجا بودن و ما رو دیدن و بدجنسانه هم خندیدن!

* نکته: ساناز خانم با اسم مستعار حامد تو وبلاگ همشهری جوان کامنت می گذاشته و وقتی گفت من حامدم! همه خندیدند!

با دکتر احسان رضایی و ایمان جلیلی و احسان ناظم بکایی و محمد مهدی حاجی پروانه و موسی حسینی راوندی و خانم حبیبه جعفریان صحبت کردیم! (فک کن! این همه آدم تو یه جای نهایتا ۱ متری وایساده بودن!) تحت فشار بسیار زیاد در دفتر یادداشت ها چرندیاتی نوشتیم و امضا کردیم!
تلاشمون برای گرد هم آوری هواداران در پارک لاله بی نتیجه ماند! مجبور شدیم بچه ها رو بیاریم این طرف میز تا راحت تر صحبت کنیم!

بعد از چند دقیقه صحبت فهمیدیم :
موسی حسینی راوندی رویداد در هفته اجتماعی رو می نویسه!
احسان ناظم بکایی رویداد در هفته سینمایی رو می نویسه!
احسان عمادی هم رویداد در هفته ورزشی رو می نویسه!
قرار بوده ۱۸ متر بهشون غرفه بدن ولی بعد زدن زیرش!
بچه ها دوست دارن زودتر سایت همسهری جوان راه بیفته ولی مشکلات بر سر راهش زیاده!
همه نویسنده ها از ۸ صفحه یانگوم دفاع کردند و گفتند مگه چشه؟!
و…

چون وسط صحبت ها مسئولین نمایشگاه گیر میدادند که تجمع بیش از دو نفر ممنوعه(!) قرار شد روز چهارشنبه به دفتر تحریریه مجله بریم و بیشتر صحبت کنیم! البته اگه بچه ها همه باشن…  من که چشمم آب نمی خوره چهارشنبه هم فرجی بشه! اون جوری که دکتر می گفت خیلی سرشون شلوغه! ولی ما که از رو نمی ریم! امیدوار می مونیم و چهارشنبه حتما بر سرشون خراب خواهیم شد!

تبلیغات

یک دیدگاه

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید