دایی‌میتی نوشت–۱

261

محمد حسین خواهرزاده م نشسته گوشه اتاق و گریه می کنه. میگم “چرا گریه می کنی؟” مادرش میگه “مشق‌هاش را ننوشته.” میگم “خب این که گریه نداره. بشین بنویس.” بعد با بغض میگه “سخته! میگم چی سخته؟” میگه “دایی‌میتی خیلی سخته؛ نمی تونم. خسته شدم!” بهش میگم ببین “من پارسال کنکور ارشد دادم نگفتم سخته، اونوقت تو برای نوشتن چهار تا کلمه میگی سخته؟” میگه “آخه دایی این حرف “ی” خیلی سخته، یاد نمی گیرم!” دیگه اینجا بود که من کم آوردم و فقط به دوربین زل زدم!

+ ادامه دارد.
+ منتظرات خاطرات محمدطه هم باشید!

تبلیغات

111 دیدگاه‌ها

  1. این خواهرزاده هات همشون محمدن؟؟؟احریییییییییییین
    من یاد مستشار افتادم مهدی جان همین شکلی نگاه کردی دیگه درسته؟؟؟؟؟

  2. اخه…..جه دورانیه سخت ترین مشکلش نوشتن ی هست….اونوقت ما ها چی ….اینجاست که تفاوت نسل ها خودی نشون میده!(از من بعید بود چه فلسفی نوشتم)

  3. اصلا به تو هم میگن دایی میتی؟؟/؟/
    خوب بشین با بچه کار کن یه صفحه از اول تا اخر بذار بشینه اینجا تایپ کنه مهدی مهدی مهدی
    باسوت البته باید با نشاط به بچه اموزش داد :S :S :S :S :S :S :S :S :S
    :S :S :S :S :S
    اینجوری هم ی یاد میگیره هم اسم داییشو :=h :=h :=h

  4. چه بانمکم هست!‏
    دایی میتی،به جای اینکه در ملاعام آبروی بچه رو ببری و نقاط ضعفشو هوار بزنی،بشین یه ۵دقه با بچه کار کن!‏
    وااااالااااا دایی میتی هم دایی میتی های قدیم

  5. آخی چه بچه بانمکیه؛ به قیافش می خورد از اوووون شیطونا باشه.. :R
    نه خداییش به تو هم میگن “دایی”؟ تو نباید خواهرزادتو درک کنی؟ چرا این نسل اینجوری شده؟چرا به کودکان توجهی نمیشه؟ حقیقتا به سر آرمان های امام راحل چی اومده؟
    + تو باید به مظمون اون گریه پی می بردی…

  6. تو هر مقطعی ادم یه مشکل بزرگ داره ولی وقتی زمان می گذر و مشکلش عوض میشه به گذشتش می خنده و میگه وسه چه چیزایی گریه می کردما…

  7. اخی ناز بود خدا نگهش داره براتون
    خوب دایی میتی براش مینوشتی که بچه نشینه گریه کنه 😀
    ٢روز دیگه مثه ما به مشکلات بچگیش میخنده(اسمایلی فخیمانه نداری؟؟)

  8. تکلیف اونی که آمده یه خاطره ی این تیپی رو با کلی امید و آرزو تایپ کرده..و بعد ارسال یه هو دیده پریده…چیه :((((
    فقط اینو باز میگم که چقدر شبیه داییشه این خان پسر ! 😉

  9. ببین مردم چه گرفتاری هایی دارن…خب حالا یدونه “ی” رو بلد نیست بنویسه دیگه ماشاالله ۳۲ تای دیگه هست که بلده….از الان باید به بچه هامون بگیم نیمه پر لیوان رو نگاه کنن…
    انگشت وسط دستم از اول دبستان تا حالا کج مونده ، سکته ای شده از بس مشق دادن بهمون( ما هم چه قدر مینوشتیم 😉 )

  10. من کلاس اول که بودم وقت حرف ” م ” غایب شدم همش به مامانم میگفتم من این رو نمیفهمم :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :))
    بچه های این دوه زمونه والا چه توقع ها پسردایی من دوم دبستان به من میگه نمیشه مشقامو با کامپیوتر بنویسم ؟
    بعدم یه لایک بــــــــــــــــــــزرگ به این شاپرک خدایی کولاکی ها =)) =)) =))
    بعدم دم شما گرم که به وبلاگ نجمه سر زدی :S :S
    دیگه …. حرفی ندارم

  11. ای جان ……..چه خوشکل بود

    ولی آخه ما شنیدایم که خواهر زاده به دایش می ره ؟؟؟ 😀

    خوب گناه داشت می نشتی باهاش ی نوشتن تمر ین می کردی 😀

    من برام یه سوال پیش امده بابا مگه این ملت دور بر گردون امتحان نداره ؟؟؟؟

    آخه چطور اینجا به این سر عت پر کامنت می شه ؟؟؟ها؟؟!!!!!

  12. ای جان من. دایی میتی بد X(
    خو براش می نوشتی دیگه. :R
    =? نکنه تو هم ی رو بلد نیستی؟!
    :S :S :S :S :S

  13. نوشتتو خوندم خیلی افسوس خوردم .خوش به حال خواهر زادت که دایی به خوبی تو داره…..یاد پارسالم افتادم که دانشگاه قبول شدم همه خونمون جمع بودن وقتی نتیجه رو دیدم با جیغ خونه رو گذاشتم رو سرم داییم با پوزخند بهم گفت خیلی کار سختی کردی.انگار آب یخ ریختن روم دلم بدجوری شکست..

  14. سلام علیکم خان دایی جان 😀
    با اجازه ما چندتا سوت بزنیم برییم
    :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S …….

  15. سلام…
    باشد
    حال بد مرا می بینی و نمی پرسی
    هق هق های شبانه ام را می شنوی و گوش هایت را میگیری
    تو که بلدی حرف بزنی
    چرا مرا از جواب سلام دریغ می داری
    باشد
    به عشق همان صندلی لهستانی ای که بیش از من دوستش می داری
    منم دوستش می دارم
    نازنین یارم
    تو رویش بنشین تا من سیر نگاهت کنم
    باز هم از پشت صفر و یک های دنیای مدرنیته
    ….
    داداشی میدونم وب شخصیته ولی انقدر مهربونی که فکر میکنم می تونم درد بزرگ دلمو اینجا بریزم بیرون… اگه ناتوانم در رسیده به این مراد بدون چایی این خانه را ترک میخانه ای دیگر بنمایم؟؟؟؟ در پناه مولا علی

  16. آخ چقد خوبه دایى شدن ما که همچنان در حسرت مى سوزیم و هر کى رو مى بینیم آه مى کشیم
    +جا ما هم حسابى دایى باش

  17. الان من شابعه درس میکنم یا تو؟
    اینی که به دوربین زل زده محمدحسینه نه تو! الان دیگه کارت به جایی رسیده که خودتو جای بچه جا میزنی؟ X( دیگه مرد هزار چهره بودی، ولی نه اینکه ییهو بشی بچه ی ۷ ساله!
    عجب روزگاریه ها!
    نچ نچ نچ :Q

    مهدی خداییش یادم نمیاد از درس نالیده باشم! بس که بچه ی خوبی ام :R
    وای فدای خودم :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* (اینا برا خودمه ها! عقده ای ام 😀 )

    و اینکه با تشکر از مهدی که به وب نجمه سر زده :=h

  18. آخه بچه گوگولی عین داداش من از مشق همیشه میناله اون۱۰سالشه
    چقدرازچشاش شیطنت میباره زشته چرا عکس بچه رو باشلوارک میزاری اینجا دخترا ردمیشن خاک به سرم
    ولی میتی به جای وبلاگ نویسی با بچه املا کار کن

  19. راستی
    من عااااااااشق این بالقوه بودنتم 😀 (با لحن دادماست 😉 )
    کی بالفعل میشی تو؟ :M
    به من چه اصن =?

  20. خواهرزاده ایقدر خوبه….
    مخصوصا اگه پسرباشه.. :* :* :X :X
    خاله محمدرسول دوست دارم…. :X :G :* :

  21. جناب اقای صالح پور در صورت نداشتن سوژه ما سوژه زیاد داریم اگر خواستید تقدیمتان می کنیم اگر هم نه می توانید فقط بمدت وان مینیت دکمه تی وی خود را روشن کرده سوزهای بسیار داغ ( بگرمی لوله بخاریمان)گیر بیاورید و یا راه دیگر هم هست . امروز تاکسی سوار شوید تا از دیالوگهای روز دنیا باخبیر شوید و هزار تا راه دیگر سراغ داریم برای کسب سوژه خواستید عرض می کنیم برایتان :C

  22. اخر این هم شد موضوع پست ؟؟؟ :Q

    ما همیشه در ابتدای حضورمان این چنینیم کم کم عادت می کنید..

    یک زبان دارم دوتا دندان لق
    می زنم تا می توانم حرف حق

  23. آقای صالح پور بخدا اگه این شکلک سوت برداری دیگه نه من نه تو!!!!!! :Q :Q X( X(
    من بخاطر این شکلک سوتت میام وبت 😀 هی سوت از خودم در وکنم! :S :S :S :S
    بچه خواهرتم با مزه س!!گوگووووووووووووووووووووووولی …
    منم بچه خواهر میخوااااااااااام :(( بچه داداش میخاااااااااااام :((
    میخوام خاله شم :(( میخام عمه شم :((
    هیچ کدوم داداشام دوماد نمیشن :(( خواهرمم از خودم کوچیکتره :((
    مـــــــــــــــــــــــــــــــامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان :(= :((
    راستی منم ی دونه دایی میتی دارم!خیلی باحاله!دوسش دارم :X
    ایمیلم تو اسپم نبود !!هیچ جا نبود! :((
    خیلی گریه کردم!!بذار ی کم دل ب نشاط شم : 😀
    :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S

  24. آخی!چقده بانمکه!
    +بالاخره بعد از قرنی به قولت وفا کردی!
    +منم یه دایی میتی دارم!

  25. سلام خسته نباشید این خواهرزاده تون چه قدر نازن!!!
    نوشته هاتون خیلی جالبه فقط بعضیاش خیلی تلخه!!!!
    البته تلخ هاش هم زیباست….
    راستی یه چیزی میتی تلفظ مشهدیه اسمتونه هااااا!!!!نمیدونستین؟
    این خواهرزاده تون هیچ نسبتی با مشهدیا نداره؟؟؟ :))

  26. سلام اقای صالح پور.برای اولین باره کامنت میزارم.خدا خواهرزادتونو حفظ کنه. یه سوال نمیدونم این جا جاش هست که پرسیده بشه یا نه اما چون سابقه نویسندگی داشتین گفتم شاید بدونین که خواننده هایی که البوم موسیقی میدن شعرشونو از کجا انتخاب میکنن؟ایا باید حتما با اون خواننده در ارتباط نزدیک بود تا شعر را حداقل یه بار از روش بخونه یا اگه به ایمیل روی جلد البومش فرستاده بشه ایا به ایمیلش سر میزنه؟ایا شاعران شعرهاشونو توی جای خاصی میزارن که خواننده بره به اون مکان مجازی وشعرو بخونه؟ببخشید تو رو خدا .

  27. سلام اخه الهی . خواهر زاده من کوچیک بود بدش میومد بوسش کنم بخاطر اینکه من بتونم بوسش کنم تمام مشقاشو من مینوشتم تا اجازه بوس کردن بده بهم 😀 الهی چقدم نازه :X

  28. ماشالا از قیافش شرارت میباره
    ماهم یه دایی میتی داریم
    اونم اینجوری بی احساسه!!!!
    خب درک کن بچه رو
    گناه داره 😀

  29. عجب زمونه ای شده.حالا باز هم این سالمندان عزیز غر بزنن که چرا جوانان کار خیر نمیکنند.امروز کله ی سحر یکی از همکارای بابام زنگ زد با بابام کار داشت که بهش گفتم خوابه!!بنده خدا گفت بچم تب کرده باید ببرمش دکتر زنگ زدم مرخصی بگیرم..منم حس خیرخواهی درونم جوشش کرد گفتم شما برو من مرخصیتو از بابام میگیرم 😀 ..بابام بیدار شد بهش گفتم آقای فلانی مرخصی میخواست بچشو ببره دکتر بهش دادم .. بابام عصبانی شد و کلی دعوام کرد. الانم ناراحنم خیلی زیاد :Q

  30. سلام.خوب برای هرکسی توی شرایطی یه چیزهایی مشکل که بعدا بهش می خنده
    چرا بچه رو درک نمی کنی خوب؟ X( گناه داره.شماخودت وقتی هم سن محمد حسین بودی سر چی گریه می کردی؟
    اینجاست که می گن این بود آرمان های ما؟بچه رو مسخره می کنی؟واقعا که کجاست اون اندیشه اسلامی که هفته پیش امتحان دادی؟
    حالا آخرش چی شد شما نشستی براش نوشتی؟
    :B

  31. همه ی دایی میتیا خیلی خوبن خودمم یکیشونا دارم
    جیگره, تک دله :*
    منم همیشه هر مشکلی که داشته باشم
    هرجایی که کم بیارم , پناهم دایی میتی مه
    میتی دادا تو م پناهش باش بجه امید داره

    تازه شم میتی لهجه ی اصفهانیه ,مگه نه امیرحسین خان مجیری؟ 😉

  32. دشمنت شرمنده دادا
    مگه من گفتم بیای وبم؟ هویجوری دیدم دل بچه رو شاد کردی گفتم به نوبه ی خودم ازت تشکر کنم!
    همین که دزدی دزدی میای و گناش هم میذاری پای خودمون کافیه دیگه! کامنت نذاشتن فدای سرت
    من اصن هویجوری کامنتای وبمو نمیخونم! حالا تو کامنت بذاری حروم میشه… نذار اصن 😀
    (دوستان اغراق بود به جان خودم! من غلط بکنم کامنتا رو نخونم!)

    بعدشم همین کوچه علی چپو تا آخر میری، بعد میپیچی دس چپ… قشنگ تابلو زدن مشخصه!
    بالقوه جات م.ص 😀
    تحت لیسانس نوشته جات رئیس!

    این بغلو مگه نگفتی حذفیدی؟ ینی توهم نهی از منکر زدی؟! دیگه واقعن حافظه ت رفت زیر سوال!

    • وای میتی ببین چه بچه ی خوبی ام! همه ی حرفامو جم کردم یه جا گفتم که دیگه خسته نشی هی ج منو بدی :R
      مریم ممم اس داد، گف دقیقن هنگام ارتکاب جرم مچشو گرفتن! کامی دزدی لو رفت =))
      دیگه نیتونه بیاد نت!
      بعدم گف در جواب «محمدرسول خواهرزاده ته؟» از طرف اون بگم: «پ ن پ همسر آیندمه» 😀

      دیگه انجام وظیفه س دیگه!
      فقط یه نفر دیگه هم یه چیز دیگه گفته که باید بت بگم… فقط در گوشیه! من اصن به این بخش کامنت خصوصی تو اعتماد ندارم! یادم که نرفته… شماره ی اون ۳تا بخت برگشته رو برات فرستادم و نرسیده بود!
      حالا حرفای این بنده خدا رو چطوری بت بگم؟
      البته همچین سکرت و اینا هم نیستا! ولی خب دوس دارم درگوشی بگم 😀

  33. ئه! بچه ها چقد مهدی رو اذیت میکنید! خب دوس دارید یکی هی تو گوش خودتون سوت بزنه؟ گناه داره بچه م!
    مهدی اینجور که معلومه اینا عضو کمپین حمایت از م.ص نیستن! اصن اگه باشن هم خودم اخراجشون میکنم 😀

    • اوا! باز داش یادم میرف
      اصن اومده بودم اینو بگم:
      من دایی میتی ندارم، ولی یه داداش میتی دارم که بعدن میشه دایی میتی 😀 😀

      وای داداشی جونم! :X
      یه سال و نیمشه! عشششششششق فوتباله!
      صب که داش پابرهنه تو حیاط فوتبال بازی میکرد ازش فیلم گرفتم، میفرستم ۹۰ 😀
      وای اگه عادل پخش کنه فیلمو… ۸->

  34. من اصن ندیدم داری قالب عوش میکنی!
    حالا پسفردا میگی شایعه بوده!

    من برم دیگه!
    دوساعته مشغول ولگردی و وبگردی و اینام!
    صفر شیمی رو شاخمه :J

  35. چقد نازه…..!البتنه نا گفته نمونه از بچگی های من یکی که دیگه خوشگلتر نیس…! :Q جدی میگما…!

  36. ای بابا تکنولوژی
    چه اینجا پیشرفت کرده
    اومدم کامنت بذارم نوشته خوش اومدی سمیرا
    یعنی ته تکنولوژی شدی ها مهدی :)) :)) :))

  37. راستی یه سئوال
    اینکه تو ادرس وبت مثلا blogfa یا persianblog یا هر بلاگ دیگه ای نوشته نشده یعنی وبلاگت رو به وبسایت یا سایت تبدیل کردی ؟
    جدی لطفا جواب بده مهمه میخوام بدونم بعد الان واسه اینکه اینجوری بشه هزینه ای پرداخت میکنی ؟ ماهانه سالانه ؟ چجوری ؟
    حالا یکی نیست بگه من چه کار دارم به این کارا ولی خوب میخوام بدونم واسه وبم میخوام
    ممنون برادر 😀

  38. چقد بی جنبه ایم خدایی …نه ؟؟
    :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S :S

  39. سلام کلا خوب مینویسیکولی با پست قبلیت خیلی ناراحت شدم خیلی از اتفاقایی که گفتی برا منم افتاده.خبرمون کن از خوبیه حالت که منتظریم. :B

  40. داداش هیچ میدونی چرا چشمات سبزه؟
    be cause…
    دوران قاجار ی گروهی از آلمانیها میاند ایران بعد خوب از ایرانیها زن میگیرن (خانمای تبریزی) بعد بچه هاشون ی خورده بور چشم آبی وسبز میشن ینی اینکه جد شما ی آلمانیه.. :۰
    understand???????

  41. راستی یه چیز دیگه از وقتی این پست و گذاشتی چند بار اومدم اینجا سرزدم این کلمه دایی میتی منو یا قرص دایمیتیکون میندازه!!!!!!!!!! =? نمیدونم والا….اثرزیاد نسخه پیچیه همینه دیگه..

  42. سلام… داداش مهدی مرسی که اجازه دادی….
    صندلی لهستانی
    چقدر بده این که بیش تر از من دوسش داری….
    شاهزاده آبی من
    در پناه مولا علی

  43. دایی میتی گفتم شایدازکامنتا احساساتی شدی به م.ح گفتی دایی میتی مثل شیر از این به بعد جای تو میره مدرسه!رفته بودی مدرسه؟

  44. راستی دیگه دغدغه بچه رومسخره نکن
    بچگی هاودغدغه های خودت یادت نیست هاهاهاها؟لابد از اون موقع دغدغت جایگاه اندیشه اسلامی بوده؟

  45. راستی دیگه با م.ح عکسی باشلوارک نذاری عکس هاباید متناسب با لباس و تیپ جوان شایسته ایرانی باشد

  46. یک دو سه یک دو سه امتحان می کنم
    یک دو سه سه سه
    می شه نظر گذاشت 😀
    شکلک عقده گشایی نداری برادر 😀
    تکبیر
    بالاخره طلسم شکسته شد
    فک کنم قسمت آخرش بود هری ولدرمورتو کشت

  47. بهتره به خواهر زادتون پیشنهاد بدین یه صفحه بنویسه دایی میتی.دیگه مطمئنا یادش نمیره :M

  48. بد بود کارت! X(
    ولی من به شخصه میبخشمت :R
    اصنم بم بر نخورد! 😀
    مگه چیه؟ =?
    دوس نداری کامنت بذاریم 🙁

    ولی من که میذارم! 😛

    بد اخلاق :X

    • خسته نشدی؟
      حوصله ت سر نرفت؟
      بابا چه وضیه!
      کی شنبه شه خداااااااااااااااا؟!
      من خسته شدم دیگه!!!

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید