درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

29 Comments

  1. ریحانه {گفتگو در تنهایی}

    چنین نیست که خداوند در شکر را بر بنده ای بگشاید ولی در افزونی را بر او ببندد…و نیز امکان ندارد که باب دعا را بر کسی بگشاید ودر اجابت را برویش ببندد…و ممکن نیست در توبه را بروی کسی باز کند و درآمرزش را برویش مسدود بسازد..

    -توکل کن….توسل کن….سپس آستین ها را بالا بزن…

    آنگاه دستان خدا را خواهی دید که زودتر از تو دست بکار شده اند….

    -نزد خدا از همه بهتر باش

    در چشم خود از همه بدتر باش

    ودر نظر مردم یکی از آنها باش…

    “”امام علی علیه السلام””

    پاسخ
  2. نفیسه

    چه خوب….
    همه چی قدیمیش خوبه.

    پاسخ
  3. فاطی

    سلام اینجا چقد عوض شده یه جورایی تنوع بخشیدین جالب بود امیدوارم حال دلتون زود خوب شه …

    پاسخ
  4. هانیه

    آره خیلی سنگین شده خیلی بیشترازتوانمون

    پاسخ
  5. پروانه

    وقتی کامنت ها رو جواب نمیدی من خواننده وبلاگت حس میکنم این پست ها رو داری برای اونایی مینویسی که بعدنا که وبلاگت معروف شد میان.یعنی برای اونایی مینویسی که میرن(خواهند رفت)دنبال مطالب قدیمی تر وبلاگت!(و شدیدا اعتقاد دارم همین طوره!)حالا اونایی که ازشون حرف میزنم میتونه خودت و خانوادت باشین یا بقیه وبلاگ نویسا.
    اول سلام دوم من چند وقتی بیشتر نیست با این وبلاگ اشنا شدم و مطالبشو چه قبلی ها چه جدید ها رو می خونم راستش به من خواننده خیلی بر خورد وقتی دیدم حتی اینو هم جواب ندادید امید وارم این یکی را جواب دهید باتشکر

    پاسخ
  6. شاپرک

    چه قد این قالبه خوبه! مهلبونه :)

    پاسخ
  7. مریم

    نیس ک من خیلی فیزیک دوس دارم کلا با پستای شما فیزیکی برخورد میکنم ! احساس میکنم شبیه قانون اول نیوتنه ، قانون لختی ، اینرسی ، تمایل ب حفظ حالت
    فیزیک دانان عزیز اگه اشتباه میکنم توضیح بدین

    پاسخ
  8. مریم ممم

    سلام…
    آقای صالح پور ی پیغام خصوصی براتون گذاشتم اگر سریع بهم جواب بدید ممنون میشم…خواهش می کنم

    پاسخ
  9. آبان

    سلام مهدی عزیز…

    می بینی که سر قولم هستم. راستش منم با آبان ِ چند سال قبل خیلی فرق کردم. یه چیز افتضاحی شدم ک دیدن نداره.

    اما انقدررر بچه پر رو ام که هر دفه کلی گریه و استغاثه میکنم و بعدش پا میشم میرم تو دل خدا می شینم.

    باور کن خدا خیلی مهربونه. من خودم یه جاهایی یه کارایی کردم ک شاید هر هزار تا انسان؛ یکیشون اون کار غلط رو انجام بده. اما من کردم. بعدم با یه نگاه به اون چیزی ک خدا خودش به هممون وعده داده، برگشتم و ریش و قیچی رو دادم دست خودش.
    سخت نگیر بالام جان. میگذره… حتا سخت! اما باید بخوای تا ….!

    :)

    پاسخ
  10. بهاره 93

    سلام
    حرف دل بودوبه دل نشست فقط میتونم بگم بنویسین شاید ما هم به خودمون بیایم.

    پاسخ
  11. فاطمه (مستم)

    سلام
    حال دل منم بود…
    احساس می کنم چیزی رو از دست دادم که حالا حالا باید جون بکنم تا به دستش بیارم . راستش به چشمم نمیبینم . برای حال دل همه دعا می کنم شما هم یادتون نره . یاعلی

    پاسخ
  12. مریم ممم

    دلم پر از درد شده. سنگین شده. درد هایش از توان و ظرفیت م بیشتر شده. آرامش می خواهد، خلوت می خواهد، سنگ صبور می خواهد… دلم حالش خوب نیست. دلم بغض دارد. دلم کمک می خواهد. دلم اعتماد به نفس می خواهد.دلم مریم یک سال قبل را می خواهد…

    پاسخ
  13. مریم

    مرسی !
    میبینم ک دوربرگردون لباس نو پوشیده

    پاسخ
  14. شا یسته

    سسسلامم وای من چقدر دلم برای این قالب تنگ شده بود

    پاسخ
  15. بهاره

    مثل آن روزها دوستش داری؟

    پاسخ
  16. فاطمه

    گریه کن گریه قشنگه
    گریه سهمه دله تنگه

    پاسخ
  17. کوثر

    خوش به حال دلت که بغضش گرفته همین گریه کردنا واسه خودش نعمتیه قدرشو بدون .

    پاسخ
  18. سمیرا صحرانورد

    راستی مهدی کی گفته ننویس یکی مثل تو که میتونه بنویسه خوب هم مینویسه وقتی دلش میگیره وقتی بغض داره باید بنویسه مهدی واسه خودت بنویس میخوای اصن منتشرش نکن اینجا اصن رمزدار بنویس ولی بنویس مهدی قول میدم اروم میشی

    پاسخ
  19. فاطمه بیدی

    سلام.

    پاسخ
  20. دنیا

    @دنیا
    اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال بیابان کنید …

    پاسخ
  21. دنیا

    کاش خودمو آپ کنم …….

    پاسخ
  22. نرگس

    برادر خوبم! همیشه بنویسید. ما هم همیشه می‌خونیم.

    پاسخ
  23. فاطمه(پنجره)

    سلام
    آره خیلی وقتا آدم دلش میخواد بنویسه اما چیزهایی هست که نباید هیچ جایی نوشت.باید تو دل آدم بمونه.از اون حرفاس که فقط باید به خودش.
    این جمعه هم مثل همه جمعه هام گذشت!بدون اینکه این دفعه ی کوچولو دلشو بدست بیارم.
    “خاکسترم نکن” محسن یگانه.خیلی باهاش گریه کردم.
    اون روزا میگفتم مولا خجالت زدم میکنین وقتی خودتون میاد به یادم.حالا دارم میگم مولا توروخدا خجالت زدم کنین:((دستو بذار رو قلبم … بذاقلبم جون بگیره … ی نفس بده به ابرا… تا شاید بارون بگیره!)

    پاسخ
  24. سعیده

    وحشتناک به دلم نشست.یاد پارسال خودم افتادم.توماه رمضون.
    این نوشته با بغض دلنشینی خوانده شد.

    پاسخ
  25. باران سبحانی

    نماز باران بخوان برای چشمهایم. بغض کرده…ابریست…اما نمی بارد!
    سال قبل همچین لحظه ای محو تماشای ایوان نجف بودم.( دقیقا ۱۶تیر که جمعه هم بود )
    حالا دلم تنگ شده واسه ی تک تک لحظه هایی که توی نجف سپری کردم

    پاسخ
  26. سپیدار

    من تو را در همه جا می یابم که به حراست آدمیان می پردازی
    من به قدرت تو شهادت می دهم وبه احسانت ایمان دارم
    وتا آن روز موعود به انتظار می مانم

    پاسخ
  27. مژده

    باز هم بغض می کنیم. ما باید بغض کنیم.برای ماکه این همه گناه می کنیم بغض کردن که کاری نیست.
    همین که امروز انار دل تو هم ترک خورده یه امیدی هست. این امید که آقا هنوز دوستمون داره وهوامونو داره. به بازگشت دوباره ما که صد دفعه پیمان شکستیم امیدی هست.
    الهم عجل لولیک الفرج
    ممنون که این پستو گذاشتی. یاد آور عهدم با امام زمانمان شدی عهدی که فراموشش کرده بودم.

    پاسخ
  28. haniyeh

    امیدوارم حال دلتون زودی خوب بشه.شما۵شنبه برنامه داشتین؟
    همه میگن ویژه برنامه داشتین ولی من ندیدم.میشه بگین اسمش چی بوده؟

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۱۰