درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

52 Comments

  1. س.آنت

    آره واقعن آزاردهنده ست …هم اینکه پایین شهر نشین باشی و بهت تیکه بندازن و خجالت بکشی هم اینکه بالاشهرنشین باشی و بازم بعضی از حتی نزدیکانت بهت کنایه و طعنه بزنن و باز هم ناراحت بشی!
    کلن ناراحت میشی دیگه
    ولش کن…بیخیال

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      باید همیشه متوسط بود! هرکاری کنن یه جور آدم ناراحت میشه!

  2. س.آنت

    یه مشکل و سوال فنی داشتم مهدی:
    این آمارگیره هست(پرشین استیت) اکانتشو دارم اما بازم دقیقا اینکه با سرچ چی وارد وبلاگ شدن رو نمیگه!!!!تازه تعداد بازدید رو هم گوشه ی وبلاگ نمیزنه!
    اگه اعصابت ماشین حساب نبود،بجواب
    مرسی

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      اول اینکه خب باید توی گوگل ثبت باشی و سرچ ت کنن… دوم اینکه اصلا تعداد بازدید رو گوشه وبلاگ نمیزنه. وبلاگ من رو که میبینی آمار رو میگه، واسه یه آمارگیر دیگه س.

  3. نجمه قاسمي

    چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این بحث برای همه ی ما دیگه کاملا جا افتاده که گاهی می گن فلانی بچه چال میدون بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق هستش ویا میگن بچه فلان خیابون مثلا دست کم نگیرینش..
    البته کاملا این تعبیر غلطه ومنم با این پستت کاملا موافقم

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      همین تصور و تفکر و دیدگاه که جا افتاده باعث میشه آدم بیشتر اذیت شه.

  4. نجمه قاسمي

    ولی سوالمو تو پست قبلی ندادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا نیمروزیا انقدر این روزا همش بی حوصله ان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      چون اتفاقات خوبی توی برنامه نمیفته.

  5. نجمه قاسمي

    من میخوام مهرماه دعوتتون کنم به یه شب شعر طنز چطوری مطلع تون کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    شاعرای طنز اکثرا رادیویین مثل مهدی استاد احمد،رضا ساکی ،نسیم رفیعی،محمدرضا ستوده وخیلیای دیگه هستن که از همکاراتونن فقط مدیرو مجریشم آقای رضا رفیع ویه مجری خانم دیگشم خانم ملک فرند هستش
    کافیه یه بار شرکت کنین مشتری پای ثابت میشین
    بهم بگین چطور مطلتون کنم منتظرم.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      زمان و مکان رو بگید، من سعی میکنم حتما بیام.

  6. آهو

    اگه اینقدر اذیتت می کنه تو مث بقیه نباش، تو به چشم بالا و پایین به آدمای دور و برت نگا نکن، به چشم تحقیر یا ترحم نگاشون نکن، اینجوری دیگه نه تو اذیت می شی نه اونا. منم همین کارو می کنم. جایی کار می کنم که بچه هاش توی نداری و فقر دارن دست و پا می زنن اما همین بچه ها شدن بهترین دوستام. دیگه دلم برای نداریشون نمیسوزه چون می دونم اونا حسرت داشته های منو ندارن، زندگیشون سخت میگذره اما دنیاشون قشنگ و رنگیه نه مث مال ما سیاه و سفید، بالا و پایین، دارا و ندار… گاهی حتی اونان که به من روحیه میدن! اینجوریاست اخوی، یکی با پول امتحان میشه و یکی با فقر، اونی که میده خودش هوای همه مونو داره، ایشالا مام هوای همو داشته باشیم.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ببین توی ظاهر هم اگر اینجوری باشه، توی دل که این حس هست… هرکاری میکنم هست.

  7. حدیثه

    salam,ta hala be chenin masalei barkhord nakardam ke begam narahat misham ya na khoubiye markaze shahr neshini be ine dige

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      بعله! باید متوسط بود گاهی!

  8. فائزه.ح

    سلام! خیلی وقته که پیداتون کردم اما کامنت نمی ذاشتم اما با خوندن این پستتون دلم لرزید! همه اینا برمی گرده به طرز فکر ماها تنها راه و اولین راه خلاص شدن از این جور مسائل ومشکلات تغییر دادن فکرخودمونه. باید از خودمون شروع کنیم. باید باور کنیم اونا هم یه آدمن مثل ما. اونا هم مثل هر آدم دیگه ای حق فکر کردن دارن حق داشتن آرزوهای بزرگ حق زندگی…..

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      این طرز فکر عوض کردنه خیلی سخته ها، شرایط گاهی دامن میزنه به این دوگانگی!

  9. بهاره

    تو آیا دیده ای وقتی که چیزی آرزویت بوده ، آنرا جسته ای
    آنگاه می بینی ، بجز یک سایه ، چیزی در درون دست هایت نیست
    کسی آهسته می گوید نگاهم کن ،
    حقیقت را رها کرده ، مجازی را تو میجوئی؟
    تو سیمرغی درون آسمان گم کرده ،
    اینک سایه اش را بر زمین خاک می پوئی ؟
    اگر یابی ، بجز یک سایه ، چیز دیگری داری ؟
    پس آنگه یک شعاع نور ، چشمان تو را ، از خاک تا افلاک خواهد برد
    وقتی هوای سینه ات ابر است و باریدن نمی داند
    و دشت سینه ات ، می سوزد از بی آبی خوبی
    تمام غنچه های مهر ، در جان تو خشکیده ست
    به یادش ، قلب تو آرام می گیرد
    و چشمان امیدت
    گونه های چشم در راه تو را ،
    با بارشی ، سیراب خواهد کرد
    و گل های محبت ، در تمام پهنه جان تو می روید
    خدا را دیده ای آیا ؟
    گمانم دیده ای او را
    که من هم آرزو دارم ، ببینم باز هم او را
    به چشم سر ، که نه
    او خود گشاید ، دیده های روشن دل را
    لطیف و خلق آگاه است
    چه زیبا می شود ،چشمی که می بیند ترا
    چشم دلی ، از جنس نور و عشق و آگاهی
    (کیوان شاهبداغی)

    سلام من معمولا تا وقتی حرفی نداشته باشم نظر نمیذارم الانم حرفی ندارم دیدم گفتین پر بغضید خواستم بگم بذارید بغضتون بترکه نذارید بغض بشه عادت از من به شما حرفایی هست برای نگفتن حرف هایی که همیشه باید بین خودت و خدا بمونه واسه همینه که ارزش هرکس به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن داره نه تو اینجا و نه تو هیچ پست دیگه نمی شه که بغض ها رو خالی کرد بشین با هاش حرف بزن حرفات از هر جنس به خودش بگو براش بنویس سبک میشی انگار با هر قطره اشکت یه بار از غمت می ره چون اشکات واسش غنیمته جمعشون میکنه
    راست یسلام یه تسنیمی رو به ریالای جواد زاده اگه یادتون بود برسونید بگید به های تسنیم منتظر خبرن البته خودمم تو وبشون میگم اما… هیچی بیخیال
    در پناه خدا
    یا علی

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      تسنیم که… انقدر سر آقای جوادزاده شلوغه که رسیدن به تسنیم کمی براشون سخته اما به فکرش هست…
      + ممنون بابت کامنت!

  10. بهاره

    اصلاحیه :راستی سلام یه تسنیمی رو به آقای جواد زاده اگه یادتون بود برسونید بگید بچه های

    پاسخ
  11. نجمه قاسمي

    کجایی پس؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ
  12. somaye matini

    بابا بیخیال بالای شهر،پایین شهر…………………………………….. خداروعشق است

    پاسخ
  13. نجمه قاسمي

    آقا مهدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      به خدا اینجا چت نیست و من هم همیشه آنلاین نیستم.

  14. somaye matini

    ماروبی جواب گذاشتی امروزخیالی نیست رفتیم ………………………..

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      به خدا اینجا چت نیست! سعی خودم رو میکنم همیشه در اولین فرصت جواب بدم.

  15. شا یسته

    سلام
    راستش من تو یه شهر کو چیک زند گی می کنم که کل جمعیتش ۱۰۰ هزار نفره یعنی به اندازه ی ورزشگاه آزادی اصلا با لا و پا یین شهر نداره

    نمی دونم چی بگم آخه تا حا لا تجر به این مسئله رو نداشتم

    پاسخ
  16. 4D

    این بغض و حس رو ۲ دسته از ادما خیلی خوب درک میکنن از همه بیشتر اونایی که بهشون میگن پایین شهری و دسته دوم اونایی که دستشون به دهنشون میرسه ولی به ارزوهاشون نه

    پاسخ
  17. نجمه قاسمي

    راستی اگه خواستین گزارش های اون محفل ادبی رو منظورم همون شب شعر شکرخند رو بخونید و به صحت ماجرا پی ببرید میتونید وب گزارشگرو بخونید…ممنون
    armaghonline.blogfa.com

    پاسخ
  18. آبان

    جبر جغرافیایی، منو یاد اون پروفسوره ای میندازه که دبیر جغرافیامون نظریه اش رو برامون گفت. اسمش یادم نیست!

    اما ادعا کرده بود : شما عرض جغرافیایی رو بده! من بهت میگم این چه رفتاری داره. چی میپوشه! چیکار میکنه! چه عقیده ای داره و…! نوستراداموس!

    ولی خب… آدمایی که بخصوص توی شهرای بزرگ زندگی میکنن، اگه کمی از اون شیش تا خیابونی که دور خونشونه بیان اونطرف تر، میفهمن دنیا دست کیه!

    بغض، چیز خوبیه. اما میتونی چیکار کنی؟! میتونی بری بانک بزنی، یا جیبتو وصل کنی به خزانه ی بانک مرکزی، بعد بهشون پول بدی، که کسی تن فروشی نکنه، اعتیاد زیاد نشه، فقرو فحشا نشه؟!

    نیت کن هروقت در توانت بود، کاری کنی که کمکشون کنه وضعشون خوب شه.

    مثل ساختن یه برنامه ، یا جلوگیری از حق های مسلم…

    بلی!

    اسم مستعار چیز خوبیست! لکن! مگه دنیای مجازستان برای شما همین دور برگردونه؟!

    یه وبلاگ بساز. حرفاتو بنویس.

    درمورد جوابی که به کامنت پست قبلیم دادی: مفهوم کلی اون میشه: مگه ـــــــ داری که وقتی میدونی حرفات زیر ذره بین میره، صادق بازی دربیاری و هرچی میتونی از خودت بذاری؟!

    دیگه چیزی بزرگتر از “اسم” هست!؟!!!!!!

    ببخش! من رکم و گاهی زیاد از حد بی پروا و …!

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      رک بودن و بی پروا بودن خوبه. کاش همه راحت حرف شون رو بزنن!
      + اسم مستعار رو دوست ندارم.کاش میشد همه چیز رو به اسم واقعی نوشت.

  19. شیا

    بچه های فقیر رو می بینم و حالم از خودم به هم می خوره که همیشه درگیر چند کیلو زیاد و کم هستم … اه

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ای بابا! زیاد سخت نگیر!

  20. فاطمه

    بی خیال برادر من/

    این بحث در همه جوامع رایج و یک جورایی شده جزء لاینفک زندگیامون.و وقتی هر جابری وهرکاری بکنی یک جورایی محل زندگیتو دخیل میکنه.

    سعی کن این روزا که حالت بده با خدا ارتباطتو قوی تر کنی/من هم رفتم حرم برات دعامیکنم.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      مرسی…
      اما کاریش نمیشه کرد که هرجا میری اولین سوال، محله تون ه!

  21. فاطمه

    قبلا ها (همین زمان های نه چندان دور)که جواب میدادی دلمان خوشحال میشد/ولی ایرادی ندارد الان درک متقابل میکنیمت و مٍدانیم که حس و حال نوداری.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      دو روزی مشکلات بر من مستولی شد. دیر ج دادم.

  22. م.محبوبه

    سلام
    باهات موافقم…
    هرچند تهران نیستم و زیاد این مسئله برام ملموس نیست…چون تو شهرستان ها انقدر بالا شهر و پایین شهر به غلظت پایتخت نیست…
    +من هم!
    +راستی وقت کردی لینکم رو اصلاح کن…از جوانبلاگ کوچیدم به بلاگفا…به همین آدرس که باهاش کامنت گذاشتم.
    +حالا تو دقیقا کدوم ورشی؟بالا یا پایین؟ :)

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      خیلی خوبه که شهرستان ها اینجوری نیس.
      + چشم! لینک ها رو یهو متحول میکنم.
      + پایین!

  23. رميده

    یه چیزایی هس که باید ادم بگه اما نمیتونه..شاید یکی برای همین که با اسم و رسم واقعیشه !
    جرات میخواد فک کنم با اسم و رسم واقعی نوشت

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      جرئت میخواد اما… عواقب داره خب!

  24. رضا

    من تا رجبعلی محبی رو از ه.ج نندازمش بیرون آروم نمی گیره دلم. پسره پاچه خار.

    پاسخ
    1. مهدی صالح پور

      ای بابا! سخت نگیر رفیق!

  25. مهدیه گیلانی

    منم خیلی دلم میگیره از این تضاد طبقاتی(کیه که دلش نگیره!)
    دوست دارم یه روز اونقد پولدار باشم که واسه همه ی اونایی که وضع مالیشون خوب نیس هرشب غذا بخرم-عید لباس بخرم واسشون.
    به دوستام میگم میخندن بهم-میگن همینجوری بگو میخام امام علی بشم دیگه!

    پاسخ
  26. مریم نورانی

    آقای صالح پور بی اغراق میگم : شما باعث افتخار ما پایین شهری ها هستین.
    همین!

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق محفوظ است @ مهدی صالح پور ۲۰۱۷ - ۲۰۱۰