درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

35 Comments

  1. **ریحانه**

    آقای صالح پووووووور ٬ برنامه خییییلی خوبه*
    ولی لطفا یه مقدار طنزتر وشادتر بنویس!:*)
    شادیتون یه کم کمه! :|

    پاسخ
  2. آرمان

    با سلام
    من در چهره بلاگ هستم
    دو سوال از شما دارم
    ۱_کد هویت را که در قالب وبلاگم می گذارم و بعد در سایت چهرا بلاگ تایید ادری را می زنم می گوید در قالب شما بشتر از یک تگ وجود دارد؟
    ۲_ اگر اشنایان خواستند رای دهند کجا باید رای دهند

    پاسخ
  3. **ریحانه**

    آقای صالح پور حالا که قراره تموم دوربرگردون های شهر تهران برداشته شه!(خبر معتبره ها٬تو اخبار شبانگاهی خیابان ایران به نقل از دادا روا شنیدم!) شما چیکار مییییییکنیییییی؟؟؟؟؟
    فک کنم باید اسم سایت رو تغییر بدی! مثلا ” بوق زدن ممنوع” چطوره ه ه ه ه!؟

    پاسخ
  4. مسیح کردستانی

    بنده خوب خدا سلام..
    بسیار تا بسیار خرسندم ازینکه وبلاگ شما رو جزو کاندیدای “جشنواره چهره بلاگ” می بینم و امیدوارم که چهره برتر شما باشید زیرا که شایستگی این مهم را دارید, برای بنده جای بسی خرسندی هست که در کنار بزرگانیچون شما قرار گرفتم .براتون آرزوی توفیقات روزافزون در همه مراحل زندگی تون دارم، موفق و موید باشید. ضمناً با افتخار وبلاگتون رو لینک کردم.
    برادر کوچک شما ؛ مسیح کردستانی

    پاسخ
  5. یک بیت

    سلام از چهره بلاگ به اینجا اومدم :) تبریک میگم به خاطر اول شدنتون
    بازم تبریک میگم بخاطر قبول شدنتون به کارشناسی ارشد :) امیدوارم کهع همیشه موفق باشین…

    پاسخ
  6. شاپرک

    هعی… دوربرگردون!

    پاسخ
  7. صدیقه (زهرا)

    وب محیا چی شده؟؟چرا نمیاد؟؟

    پاسخ
  8. خوشه گندم

    داداش بیچاره منم دوسال نامزدیشو در سربازی طی نمود یه ماه نمیشه که فارغ(!) شدن…خیلی سخت بود…همون غول مرحله ی آخر و اینا…
    خدا به دادتون برسه…ایشالله به سلامتی و خوشی تمام. شود.
    وب محیا باز نمیشه
    سلام گرم ما رو برسونید به محضر نازنینشون :)

    پاسخ
  9. نوشین

    خوشم میاد دوستان با تمام قوا هنوز پرچمه کامنت های طولانیه شاپرک و محدثه و نگهداشتنااااا :))))))))))

    پاسخ
  10. **ریحانه**

    سلااااام *
    آقا مهدی دیگه چه خبر؟
    به غیر همسرتون و برنامه و سربازی دیگه؟
    چرا دیگه داستان ندارید!!!

    پاسخ
  11. ليلا(C.R.7)

    سلام
    زندگی بر وفق مراد
    زنده باد
    برنامه جدیدم موفق باشید

    پاسخ
  12. نجمه قاسمی

    مابودیم شما نبودید….

    پاسخ
  13. زهرا

    سلام داداش مهدی چطوری؟خیلی توعکس عوض شدی مواظب خودت و محیا باش فعلا خدافظ

    پاسخ
  14. **ریحانه**

    جیییییغ***:==))))
    باورم نمیشه کمتر از نیم ساعت دیگه میاییییییین****
    آخی دلم برا رادیو ۷ سوخت**
    از امشب دیگه نمی بینمش:)به جاش شما رو میبینم:*)

    پاسخ
  15. محدّثه آقائی

    چقدر وقت بود به دوربرگردون سر نزده بودم :)
    ینی الان برنامه پخش میشه؟!

    پاسخ
  16. **ریحانه**

    ببخشید مگه قرار نبود برنامه ی خیابان ایران از۱۰ اسفند ساعت ۱۱ تا ۲ پخش شه!
    پس چرا نداد!!!:(

    پاسخ
  17. الهام هنرمند آینده

    سلام سلام سلام…

    چقدر خوشحالم از این حال خوب…(:

    از این دلتنگی های قشنگ(:

    فهمیدم صدای محیاست…از اینکه فهمیدم خوشحالم(:

    همیشه موفق(:

    نویسنده جان خیابان ایران را بترکان(:

    پاسخ
  18. امیرحسین قیاسی

    سلام
    خوشحال شدم شنیدم دوباره کنار هم جمع شدید و باهم کار میکنید
    راستش خبر نداشتم
    از امشب حتما میبینمش
    بابت قبولی دانشگاه و خلاصی از خدمت هم تبریک میگم رفیق، اولی رو به خودت و دومی رو به خانومت… ;)
    راستی کچل یه خورده بهت میاد… اما با مو خوشتیپ تری…….

    پاسخ
  19. **ریحانه**

    خدارو شکرمن مشکل خواب و مدرسه و اینارو ندارم چون کلا خوابم نمییاد!
    الان بزرگترین دغدغه ام اینه که”اینجا شب نیست!” رو چه جوری گوش بدم!!!!!

    پاسخ
  20. ســتــاره

    چه مبارک پستی بود و فرخده خبری…

    سلام…حوالی آذر رسید به اسفند…صبرمان نتیجه داد…خدایا شکرت…

    بازم نصفه شب؟؟؟باز خوبه از۱۱شروع میشه شاید بتونم یک ساعتشو ببینم بقیشو شاید ضبط کنم
    نمی خوام مثل باکی بریم سیزده بدر بشه که ندیدم…

    خسته نباشید شاهد زحماتتون هستم امیدوارم قدردان هم باشم

    پاسخ
  21. طــــوبی

    خوشم میاد از خودم و دوستم و مامان بابا هامون کلا :)))

    انگار داره بیچاره وار بیرون رفتنمون مهر ممنوعیت میخوره!
    ای بابا!
    +۱۸ َیم مثلنااا
    ولی نچ!
    نمیگذارند بزرگ شویم :)
    بعد چی؟
    نسل ما میشه بد
    میشه بچه
    میشه بی دست و پا!
    نه که گذاشتن خیلی زمین بخوریم و خودمون بلند شیم
    خودشون تو جنگ میرفتن هرکار میکردن
    به ما که رسید نچ
    ای بابا ..
    البته هنوز قطعی نیست
    ولی اینجوری که بوش میاد منتفیه :)
    فعلاً

    پاسخ
  22. طــــوبی

    سلام :)
    آقا من بازم بازگشتتون رو تبریک میگم!
    آی که از خستگی دارم میمیرم :|
    شما دو ماه رفتین سربازی…
    تمام شد…
    ولی من دقیقا الان ۳ ماه و ۳ هفته ۶ روز مونده تا از این کنکور و شب زنده داری هاش راحت بشم…

    برنامه جدید مبارک!
    ایشالله بترکونه
    و خب متاسفانه بعید به نظر میاد بتونم ببینم!
    الانم که بیدارم چون درس دارم :|
    ولی حال ندارم!
    به محیا سلام برسونید :| :| :|!!!!! دلگیرم هااا دلگیــــــــــــــــــــــر!
    البته از شما هم یه کم :/
    فردا ارسبارانم با دوستم :)
    البته با پشت سر گذاشتن یه مسیر طولانی با کیف سنگین،و عملیات ِ پیچیده ای که قابل ذکر نیست!
    و غذا… نه نه.. به وقول معلم ادب اختصاصیمون… و خورش ی که معلوم نی گیرمون میاد یا نه :|
    خلاصه خیلی بیچاره وار داریم میایم اونور!
    تا ساعت ۶ اینطورا هم هستیم!
    بیام سر زده سر بزنم؟ :|
    اشکال داره؟
    ناراحت میشین؟ :|
    هووومم
    شاید بیام
    آخه دوستم باید زود بره و من تا بابام بیاد دنبالم باید ول بچرخم :|
    نه نه
    نمیام بی هماهنگی کار درستی نی…!
    چقدر من فهمیدم آخه :دی!
    آقا!
    خیلی خیلی برامون دعا کنید
    یه حس ِ مبهمی به جز استرس دارم به کنکور
    تغییر خوبه،لازمه اصلا گاهی!
    موجب مرض هم نیست!
    اما بحث شکستن عادته! یه عمر یه عادت!
    یه مدل بودن
    یهو یه تجول اساسی!
    منم که حساس :|
    ولی جدی داره کم کم استرس کنکور منو میگیره!
    از ۲۲ اسفند به بعد هم هرروز ۷ صبح تا ۹-۱۰ شب مدرسه ایم :|
    کلاسامون تمومه دیگه
    اما درس میخونیم
    روزای عجیبی پیش رومونه!
    و عید که دیگه هیچ :|
    ۲۹ اسفند تا ۴ فروردین عید داریم :|
    بعد دوباره ۷ صبح تا ۱۰ شب مدرسه!
    میگذره مگه نه؟؟؟
    چقدر حرف زدم
    اندازه پست خودتون…
    یاد اون روزا که ج کامنتارو هم میدادین بخیر
    اصلا یاد ِ فروردین ۹۲ به “قبل” بخیر
    واقعا یادش بخیر…
    یا علی…

    پاسخ
  23. maryan

    خوشحالم ک خوشحالین : )
    اقا فکر ما بچه مدرسه ایا رم بکنین خب.من الان چ جوری ببینم برنامتونو؟ : (
    +شاید اگه فقط به یکی از کامنت هاتون جواب بدین ما دوباره پررنگ بشیم.وقتی جواب نمیدین آدم فک میکنه نظرش واستون مهم نیست

    پاسخ
  24. فاطمه خانم

    سلیوم جوطورین؟؟؟؟خوفین من خیلی وقت بودنبودم یه اشتباهی پیش پیش پیش اومده بودکه رفع شد به سلامتی خب شنیدم خبرایی چه خبرا؟؟؟؟؟

    پاسخ
  25. *سمانه*

    یه سوال……

    چرا اکثر افرادی که نامزد دارند،

    از همسر شون تلفن همراه درخواست میکنن؟؟

    همه همین کار رو میکنن…….

    متاسفانه فرهنگ جالبی نیست!!!!!!!

    پاسخ
  26. حنانه عبدلی

    سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام :)
    به به آقای سرباز…
    راست میگن بچه ها شما حضورتو پر رنگ تر کن ،پر رنگ تر پیش کش :دی
    پر رنگ کن تا ماهم یه امیدی داشته باشیم دیگه
    خلاصه اینکه خوش اومدین :دی

    پاسخ
  27. رایحه

    سلام
    چقدر حرف دارم انگار!
    اول اون عکسه!خدایا شکر که منو به آرزوم رسوندی!دغدغه ی یک سالم شده بود که کی دایی میتی میره سربازی و بعد قراره کچل کنه و بعد عکسشو بذاره؟
    و دوباره همون عکس:اون بقل دستی تون مستر خرسند نیست؟چیزی نگفده بودید درباره ی باهم بودنتون!
    سوم:از همان ۲شنبه ی معهود با اینکه میدانستم برنامه پخش نمیشود با اینکه در خوابگاه بودم تی وی یافتم و هی نشستم پایش و هی تبلیغات پشت سر هم و یک هو دیدم که قرار نیست که پخش شود!
    چهارم:لینک تیزر مبین وان رو هم بذارید ممنون میشم!نذارید هم یکی اضافه میشه به قولهایی که عملی نشد!
    پنجم:تبریک بابت تهیه کنندگی و اینها(من که سر از قضیه های دانشگاهی در نمیارم و هنوز دارم برای فهم واژه ی “واحد” تلاش میکنم!)اصلا چرا میتونی از مهندسی بپری ارشد رو چیز با این همه تفاوت بگیری اما من بدبخت دبیری ادبیات باید مورد نفرین اساتید قرار بگیرم که:ان شاءالله ارشد رو هم ادبیات بگیرید!!!!!!!!!!!!
    ششم:خوشحالم که برادر روا برمیگرده به پرشان!
    هفتم:پس من شنبه تا دوشنبه دست دوست جدیدم را میگیرم و باهم خیابان ایران می بینیم
    هشتم:ما حضورمون کمرنگ شده اگه؛شما بی رنگ شدی دایی!نیستی!اصلا هیچکدامتان نیستید!باشید تا باشیم!
    به امید شنبه ی شاد و دوباره یه خاطره ی قشنگ تو ذهنم از پرشان ایده!
    پیروز و سربلند و شاد!
    میگه دیدگاهم تکراری ست!اگه اهین خب نذارش!D-:

    پاسخ
  28. رایحه

    سلام
    چقدر حرف دارم انگار!
    اول اون عکسه!خدایا شکر که منو به آرزوم رسوندی!دغدغه ی یک سالم شده بود که کی دایی میتی میره سربازی و بعد قراره کچل کنه و بعد عکسشو بذاره؟
    و دوباره همون عکس:اون بقل دستی تون مستر خرسند نیست؟چیزی نگفده بودید درباره ی باهم بودنتون!
    سوم:از همان ۲شنبه ی معهود با اینکه میدانستم برنامه پخش نمیشود با اینکه در خوابگاه بودم تی وی یافتم و هی نشستم پایش و هی تبلیغات پشت سر هم و یک هو دیدم که قرار نیست که پخش شود!
    چهارم:لینک تیزر مبین وان رو هم بذارید ممنون میشم!نذارید هم یکی اضافه میشه به قولهایی که عملی نشد!
    پنجم:تبریک بابت تهیه کنندگی و اینها(من که سر از قضیه های دانشگاهی در نمیارم و هنوز دارم برای فهم واژه ی “واحد” تلاش میکنم!)اصلا چرا میتونی از مهندسی بپری ارشد رو چیز با این همه تفاوت بگیری اما من بدبخت دبیری ادبیات باید مورد نفرین اساتید قرار بگیرم که:ان شاءالله ارشد رو هم ادبیات بگیرید!!!!!!!!!!!!
    ششم:خوشحالم که برادر روا برمیگرده به پرشان!
    هفتم:پس من شنبه تا دوشنبه دست دوست جدیدم را میگیرم و باهم خیابان ایران می بینیم
    هشتم:ما حضورمون کمرنگ شده اگه؛شما بی رنگ شدی دایی!نیستی!اصلا هیچکدامتان نیستید!باشید تا باشیم!
    به امید شنبه ی شاد و دوباره یه خاطره ی قشنگ تو ذهنم از پرشان ایده!
    پیروز و سربلند و شاد!

    پاسخ
  29. صدیقه (زهرا)

    جواب نمیدین کمرنگ میشیم دیگه: (

    ای بابا…نمیشه ساعت برنامه عوض شه؟؟
    تولیدیه؟

    پاسخ
  30. مرضیه

    مبارک باشه.هم اتمام این دو ماه و هم قبولی ارشد. باز وضع شما بهتر بود تو دوری یار!‏ من بعد از یک سال شبانه روز همسر داری چطور جدا بشم؟اونم دو ماه!‏ عروسی قراره کی باشه که رفتین تالار دیدین؟خوش بحالتون:‏)‏

    پاسخ
  31. سحر

    اولا اینکه اصلا خوب نیست ک آدم اینقدر در مورد مسایل خصوصیش بنویسه. (خودم را به تهران و آغوشش می‌رساندم…)

    بار خوبه ماها جنبه داریم!!!!!!!!!

    ما کمرنگ شدیم؟ یا شما بی تفاوت بودین؟ منظورم کل گروهتونه.

    خوبه آدم یه سری چیزا رو یادش بمونه والا!
    اونوقتا که ما خیلی پررنگ بودیم رو یادتونه؟؟؟؟ نه یادوتونه؟ دیگه نیستیم.
    من که نیستم.

    دیدم یه چیزایی ک میگم…

    پاسخ
  32. سپیده

    جالب بود،دوست داشتم تمام آن ۶۰ روز این سرباز متاهل و متعهد را….

    پاسخ
  33. صدیقه (زهرا)

    حداقل تو دوران عید بود میشد دیدش…من الان چی کار کنم خو؟؟؟

    ین یچی؟؟چرا شما همش تو نصف شبین؟؟:( گریه کنم؟

    پاسخ
  34. صدیقه (زهرا)

    سلام.

    پاسخ
  35. بهاره همیشه بهار

    سلاممممممممممممممم

    شما پس کی سربازی بودی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    دوباره اخر شب!!!!!!!!!!!بابا ما با خانواده مشکل داریم

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

تمامی حقوق محفوظ است ©مهدی صالح پور ۲۰۱۸ - ۲۰۱۰