نقد فیلم ایران برگر؛ کمدی سخیف عمو مسعود!

601

ایران برگر؛ آخرین ساخته مسعود جعفری جوزانی را در جشنواره سی و سوم، همراه با خودش و دخترش و نزدیک به ۵۰۰ نفر از تهیه کنندگان و عوامل سینمای ایران، در فرهنگسرای اندیشه دیدم. فیلمی که نامش را از یک بخش حاشیه ای ساندویچی وام گرفته که به جای «همبرگر»، «ایران برگر» می فروشد. اگر می خواهید تلفیق بی مزه اخراجی های مسعود ده نمکی و سریال پایتخت سیروس مقدم و شب‌های برره مهران مدیری را ببینید، دیدن ایران برگر را به شما توصیه می کنیم؛ اما اگر شما هم مثل ما از دیدن حجم عظیم شوخی های جنسی بی مزه و شوخی های دم دستی سیاسی حرص می خورید، دیدن ایران برگر را اصلاً توصیه نمی کنیم!

داستان فیلم در مورد یک روستای خیالی (چیزی شبیه روستای برره ای که پیمان قاسم خانی برای مهران مدیری ساخته بود) می گذرد که قرار است در آن انتخابات برگزار شود. یک طرف، علی نصیریان و یک طرف محسن تنابنده قرار دارند که به همراه یک محسن رضاییِ نوعی(!)، که نقشش را محمدرضا هدایتی بازی می کند، می خواهند انتخاباتی که معلوم نیست برای چیست را به نتیجه برسانند. فاجعه فیلم آنجا رخ می دهد که نیوشا ضیغمی با گریم فیلمفارسی طور، به شکلی که هوش از سر حمید گودرزی می برد، از شهر آمده که مشورت هایی به علی نصیریان بدهد و زن نصیریان هم به او حسادت می کند. در طول برگزاری این انتخابات، ده ها خرده داستان که نه تنها به پیشبرد داستان کمک نمی کنند، بلکه باعث کند شدن روند فیلم و طولانی تر شدنش می شوند، کمی اعصاب خورد کن است. ایران برگر می تواند کمتر از ۹۰ دقیقه باشد اما ۱۲۰ دقیقه است.

روند کند داستان، مخصوصا در انتهای فیلم که یک پیرمرد سپیدمو که در نقش علمای حوزه علمیه قم می خواهد پیام آور صلح و دوستی باشد اما مردم کلا نادیده می گیرندش و پیرمردی دیگر که در نقش رهبری، قرار است فصل الخطاب باشد و نیست؛ کمی آزار دهنده می شود. به این فاجعه، ازدواج حمید گودرزی و سحر جعفری جوزانی را هم اضافه کنید که دیگر اوج پایان بندی ایران برگر است.

از کاراکترهای اضافه هم که دیگر چیزی نباید گفت؛ از میرطاهر مظلومی که معلوم نیست چرا نقش حمامی روستا را بازی می کند و تنها دغدغه اش این است که چرا صبح جمعه کسی برای غسل نمی رود و مگر روستا مرد ندارد(!) تا خبرنگاری که معلوم نیست کلا برای چه آمده و آمدنش بهر چیست و فقط فحش می خورد و تحقیرش می کنند و عین خیالش هم نیست. و چندین و چند کاراکتر دیگری که حتی نامشان در ذهن باقی نمی ماند، چه برسد به داستان شان!

ایران برگر، پر است از شوخی های دم دستی جنسی و سیاسی که در کنار سخنرانی های طولانی و بی مزه و انبوه شعارهای گل درشت، می خواهد جامعه را به صورت نمادین به نقد بکشد اما تلاشش، چیزی شبیه تلاش مسعود ده نمکی برای نقد فضای جبهه است. البته که من ترجیح می دهم برای نقد نمادین جامعه، برای باری پنجم و ششم، تکرار شب های برره را ببینیم! به نظر من، برای کارگردانی که سودای ساخت پروژه عظیم کوروش کبیر را در سر دارد و به خودش لقب عموی سینمای ایران را می دهد، ساخت «ایران برگر» یک فاجعه است. یک فاجعه، به شدتِ «روباه» برای بهروز افخمی و «طعم شیرین خیال» برای کمال تبریزی!

ایران برگر را دوست نداشتم. این را فکر کنم بشود از کلمه به کلمه یادداشت بالا فهمید. این دوست نداشتن، بیشتر به واسطه انتظاری است که از مسعود جعفری جوزانی داشتم. وقتی کسی بخواهد شبیه به اخراجی های ده نمکی از مردم خنده بگیرد و آنان را به سالن سینما بکشاند، همان بهتر که فیلم نسازد و اعتبارش را حراج نکند و بگذارد ده نمکی ها بیایند و این مسئولیت خطیر را بر عهده بگیرند!

تبلیغات

8 دیدگاه‌ها

  1. شنیدن کی بود مانند دیدن
    ولی دختر اقا مسعود خیلی تعریف فیلمشون رو میکردن تو اینستاشون!
    حالا یان که مهم نیست اینم یکی مثه صد ها فیلم سخیف که تو سینمای ایران ساخته میشه و اگه نشه انگار شب سینما صب نمیشه
    ولی خدا کنه فیلم کوروش کبیرشون که بعد قرنی مجوز ساختشو گرفتن ارزش افتخار کردن رو داشته باشه
    الهی امین

  2. از اسمش معلومه که خیلی چرررررررررررررررررته !! فضای بازی روهم دوست ندارم !!
    بازیگراشم دوست ندارم !
    از موضوعات سیاسی و شوخی های ضد زن و ضد مرد و…. خوشم نمییاد 😐
    و کلا هم از فیلمهای طنزه دم دستی خوشم نمییاد که میخوان به هر بهونه ااااااااااااااااااااااااااااااااااااای آدم رو بخندونن!

  3. از اینم که هی تو فیلم ها و مستند ها و . . . خبرنگارا رو تحقیر میکنن اصنننننننننننننننننننننننننننن خوشم نمییاد 😐

  4. نقد خوبی نوشتید.کاملا موافقم.(اشاره ظریفی بود تلفیق شب های ببره و پایتخت و اخراجی ها )
    انتظار همچین فیلمی نمیرفت از ایشون

دیدگاه‌تان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید