درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه‌نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری و کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون! خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

27 Comments

  1. ز ث ...

    آخ جون چه وبلاگ پر پر و پیمونی بشه

    پاسخ
  2. حنانه عبدلي

    همچنان منتظر وقایع دیگر در (توهمات فانتزی یک عدد مهدی صالح پور)هستیم
    باشد که رستگار شویم ‌:) (!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
    در پناه حق

    پاسخ
  3. آرام

    بابا پروژه ی مسکن مهرم بود تا الان تموم شده بود!!!چقد کلنگ زنی داری شما!!!D;
    به پروژه ی وبلاگ ما هم سربزنی خوشحال میشیم مهندس!!!

    پاسخ
  4. Z.B(زهرا خانوم)

    کاش زودتر تموم بشه این کارا

    پاسخ
  5. نیکناز

    کاش زودتر درست شه اینجا!!!!!

    پاسخ
  6. الهام 68

    چه خوبه هر روز آدم یه چیز جدید میبینه اینجا… کلا تغییرا اونم در این سطحش خیلی خوبه ولی خیلی شلوغ پلوغه ها تا عادت کنیم طول میکشه

    پاسخ
  7. سوگل

    چ رسمی شدی دادا!
    کتابی نوشتنت منو کشته ها,جونی خودم!!!!!!!
    کلن منتظر اتفاقات خوب و عجیب غریب آز شما هسم!!!!
    بابت صفحه ی فیس هم تبریک میگم ب خودمون ,اتفاق جذابی بود ب هر صورت!!!

    پاسخ
  8. هاله

    سلام خوبین؟راستش این حرفا واسه چن روز پیش بود نمیدونم چرا نزدمشون!!!
    اولن تشکر از زحماتتون بابت ۶تاییا فرش سپید و جشن مترو
    دومن این سوال رو از همون ۱۶بهمن تو ذهنم دارم که واسه تموم شدن برنامه گریه کردین یانه؟منظورم این نیست که بگم مرد گریه نمیکنه و درس اخلاق بدم نه اتفاقن میخواستم بگم اگه نکردی بد کاری کردی چون میمونه تو دلت بد میشه
    سومن همون طوری که گفتین من تو تقویمم دوشنبه ۱۶بهمن رو به عنوان صدمین برنامه ستاره دار کردم و یادم نمیره زحمات و تلاش هاتون رو
    آخرومن به نظر من نوشتن یه رمان خوب سختر از کار تو معدنه…
    الان خودمنئ تو رمانم جاهایی هس که باید بدونم واسه فلان جرم چن سال زندان آب میخوره یا واسه آذادی وثیقه قبول میکنن یا نه؟یا مثلن واسه این مشکل رای دادگاه کدوم طرفیه!یا واسه نقش مهندس تیکه های مهندسی بپرونم پس برا نوشتن یه رمان خوب خعلی چیزا باید بدونم که نمیدونم:(
    راستش اگه بگم برا ادامه دادنش انگیزه ندارم بیراه نگفتم:(
    من اعتراف میکنم که اطلاعات کافی واسه نوشتن رمان خوب رو ندارم:(
    به قول ح ج تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف…
    حالا من موندم با۸۳صفحه ای که هر صفحشو با هزار امید و آرزو مینوشتم!!!:(

    پاسخ
  9. بهاره

    چه خارجکی شده ! ولی یکم شلوغ پلوغه انشاالله که بچرخه و بسازه ورژن جدید . تو فیس گفتین مشهد .انشاالله رفتین سلام دل تنگها رو هم برسونید .

    پاسخ
  10. Mahya

    ۳ ۳ منتظر ۴ ریم!!!
    ( سه سه منتظر چهاریم)

    پاسخ
  11. maral

    سلام دایی متی اینجا چه خبر هست؟
    من اصلا سر در نمیارم بابا یه کاری کنید وبتون رو از این وضع نجات بدید.

    پاسخ
    1. شاپرک

      مارال من چن بار به تو بگم استفاده از واژه ی “دایی” حق کپی رایت داره؟ هان؟

  12. هستی

    سلام دادا خوبی اینجا چرا اینجوری شده ادم قاطی میکنه خو منکه نمیدونم الان کجام به هر حال خوشحالم که بعد از ۳٫۴ روز اومدم وبه داداشم مشهد بودم اخه شرمنده یه مدتی نبودم یه وقت فک نکنی فراموشت کردما نه بخدا دسترسی به اینترنت نداشتم واست دعا کردم دیروز جشنو دیدم توهم تو مترو بودی اون یه تیکه یه دوربین مخفی دیدمت خندیدی خوشحال شدم بعدشم چرا انقد کتابی؟ ماعادت نداریم یه ذره صمیمی تر بنویس برادره من یادت باشه نیومدی وبما هنو یادم نرفته

    پاسخ
  13. mahsa

    salam chera inja insheklie

    پاسخ
  14. هستی

    کوشی دادا نگرانم

    پاسخ
  15. حنانه عبدلي

    سلام
    خسته نباشی تغیرات لحظه ای وبلاگت تو حاقمممممممممممممممممممممممممم!!!!!!!!!!
    دستت طلا معلومه کلی بابتش زحمت کشیدی
    وبازهم خسته نباشی

    پاسخ
  16. $)breeze

    سلام

    اینجا خیلی باحاشده ولی یه کم شلوغ ، پلوغ همش گم میشم … الان من کجام ؟

    پاسخ
  17. ریحانه سادات خاتمی

    سلااااااااااااااااااااااااااااام….
    منتظریم…..
    بهتر تر بشه….
    خدا قوت!

    پاسخ
  18. حنانه عبدلي

    سلام من الان میخوام پیغام خصوصی بزارم تکلیفم الان چیه؟؟؟؟؟
    چطوری پیغام خصوصی بزارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ
  19. فاطمه ابراهيمي ...(ف-الف)

    خیلیییییییییییییییییی بد جنسیه که ج نمیدین..عمو
    راستی امروز (تو مترو اون تیکه ای که داشتن دیش دان دادان میزدن)
    شمارو دیدم… با لبخد ژکوند همیشکیتون و با اون بلوز زرده…

    پاسخ
  20. اسما

    سلام.
    با اجازه!!
    ی عرضی داشتم!
    در اخرین دیدارم با اجیم (شاپرک) ک الان خواهرزاده شما تشریف دارن ایشونو در حال موت دیدم ک داشتن با ملک الموت رایزنی میکردن!! ازون موقع تا حالا ازش خبری ندارم , حالا خواستم بدونم شما در جریان ایشون نیستین؟!ایا؟
    من چکار کنم الان؟ نگرانم!!

    پاسخ
    1. شاپرک

      :)))))))))))
      ملتو ببین میان اینجا آگهی گمشده میزنن :)))))))))
      من از همین تریبون دوست داشتنی صحت و سلامت خودمو اعلام میکنم!

  21. سوگل

    آقا م ی چی بگم?!?
    این تیکه ک شما بودین,تو برنامه خیلی خوب بود!
    اصن تصمیم گرفتم کلن ۳شب و واس دانلود بزارم خودم تنایی!!!!!
    ی وعضی!
    جوابم ک نمیدین دیگه!
    راسی مشهدین الا شما آیا?!?

    پاسخ
  22. مینا

    من کیم؟؟؟
    توکی؟؟؟
    اینجا کجاست؟؟؟
    ما الان کجاییم؟؟؟
    چی شده؟؟؟؟
    کیهههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

    پاسخ
  23. ورودي٩٢

    ینی یه وضیه اصن،چرا آخه؟؟؟؟خوب یه تابلو اعلاناتی تابلو راهنمایی،گم میشم هر دفه.یا من بی استعدادم یا بازم من بی استعدادم

    پاسخ
  24. هدیه بیدی

    سلام. فقط امیدوارم یه جوری شه آدم از سردر گمی تو اینجا دربیاد!
    دیگه جواب نمیدی دادا مهدی؟!

    پاسخ
  25. زهرا شریفی

    من رفتم مسافرت وبرگشتم هنوز اینجا حالش خوب نشده!!!!

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق محفوظ است @ مهدی صالح پور ۲۰۱۷ - ۲۰۱۰