درباره نویسنده

مهدی صالح‌پور

مهدی صالح‌پور هستم؛ به اصطلاح نویسنده، روزنامه نگار و کارگردان؛ دانش‌آموخته معماری، کارشناس‌ارشد تهیه‌کنندگی تلویزیون، کارشناس روابط عمومی. خلاصه اینکه اهل رسانه‌ام ولی ترجیح می‌دهم جلوی عنوان شغل بنویسم «نویسنده»

مطالب مشابه

47 Comments

  1. سحر

    اقای صالحپور هی میخوام نپرسم ازتون هی نمیشه.

    بابا بخدا نتم قطع میشه بزودی….تا بزودی شما نمیرسه ک بخواین جریان برنامه رو بهمون بگید…..

    خب بگید دیگه…. من نهایتا تا فردا میتونم بیام اینجا:(

    پاسخ
  2. دانش اموز یسری

    ان را که منم چاره، بی چاره نخواهد شد !؟

    پاسخ
  3. دریاپری

    هنوز نرفتید سربازی؟!

    پاسخ
  4. Fateme.Gh

    سلام.
    اصن من ۲،۳ روز نیام دلم قد یه ماه نیومدن تنگ میشه.
    چقد بده این روزام…
    من از کنکور بیزارم. حتا اجازه ی نوشتن هم ندارم این روزا.
    یه لحظه ترجیح دادم تلاش برای دکتر شدن رو ببوسم بذارم کنار بعدش پشیمون شدم.
    هعی…
    اینم م م ل ک ت ما که واسه رسیدن به آرزوهامون اول باید بهترین روزای زندگیمون رو صرف چیزی کنیم که آرزومون نیست!
    چقد توپ م پر بود! :|
    چقد حرف نامربوط زدم.
    اشکال نداره، وب من و شما نداره که :)
    +دیدم نوشتی باید بری پلیس به علاوه ده دلم گرفت! :(
    موفق باشی.

    پاسخ
  5. بیتا

    بعلهههه.فکر کنم اونروزی که کنترل تلویزیون رو گرفتید دستتون و از صبح تا شب با ذوق این کانال و اون کانال کردید هیچ کدوم از اعضای خانواده تو خونه نبودن.اتفاقا ذوق هم داره بعد از مدت ها کنترل تلویزیون رو بگیری دستتو هرچی خواستی ببینی.
    +بعضی وقتا تنهایی ادم رو اروم میکنه.

    پاسخ
  6. فاطيانا سادات

    آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ!!!!!!!!!!!!!!
    شماره فرزاد رو شما هم داری!؟
    منم دارم.به اون بنده خدا بگین بیاد من بهش میدم
    اما فرزاد ازاون دست ادمهاییه که دوری و دوستی درباره اش صدق میکنه
    ما که بااین شماره به جایی نرسیدیم شاید این بنده خدا به خواسته اش رسید
    یادداشت کن دوست عزیز ماروهم دعاکن…۰۹۱۲۱۴

    پاسخ
  7. لیلا(c.r.7)

    دلم نیومد اینجا کامنت نذارم!
    وقتی میخوندم نوشته بودین بدون هیچ دغدغه ای فقط نشستم و تلوزیون نیگا کردم فقط تلوزیون نگا کردم ببخشیدا ببخشیدا فک کردم دارم نوشته های یه آدم عقده ای که چند ماهه با خیال راحت ننشسته جلو تلوزیونو میخونم!
    بازم معذرت به خاطر اون صفت خو چیکا کنم حسمو گفتم؟؟!!
    ولی به خاطر اون فردا دلم واستون سوخت چقد خسته کننده بود
    من که قرمز دو آتیشه ام ولی خب مبارکه دیگه برد استقلال
    با آن را که منم چاره بی چاره نخواهد شد موافقم شدید
    کاش همچین چاره ای واس منم پیدا میشد

    پاسخ
  8. فائزه از شاهرود

    چه عنوان قشنگی…”آن را که منم چاره…بی چاره نخواهد شد”راستش خیلی ذهنموبه چالش گرفت…!!!:)
    با اینکه استقلالی نیستم اما با جشن حال کردم…اونم فقط بخاطر وجود علی…!!اوخی…خییییییییلی بامزه س…(پسر مهدی رحمتی رو میگم)مخصوصااونجایی که مجیدی کاپ رو بالا برد که علی هم رو دوشای باباش (یا حنیف؟؟)دقیقا پشت سرش بود…!!دوس دارم عطاروهم ببینم:)بازم مبارکتون باشه…
    یه سوال بپرسم راستشومیگی؟!!!چن سال تلوزیون ندیده بودی؟؟؟!ههههههه:)
    (دلم یهو خاست یه بی ربط کامنت بنویسم!!!):امشب ساعت حدودای ۱۱بود داشتیم با مامانم توی سایه روشن کوچمون با یه هوای خنک بارونی قدم میزدیم!!!ومنم چشمم فقط به آسمون بود وصورتای فلکی…!!”خیییییلی هواخوب بودوکلی حالم خوب شد!!دلم خاست به یکی بگم!!که خب…کی بهتر از تو!!!!:دی…
    مواظب دلت باش…یا زهرا

    پاسخ
  9. فرشته

    تو کلاه قرمزی بود صدا پیشه عروسک گاو جان .اونم علی سرابی بود

    پاسخ
  10. ریحانه

    کلمه خسته نباشید انرژی منفی ساطع میکنه…سعی کنیم بین حرفایی که میزنیم از کلمات مثبت استفاده کنیم…
    با تشکر مدیریت پااااااارک

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق محفوظ است @ مهدی صالح پور ۲۰۱۷ - ۲۰۱۰